تور لحظه آخری
امروز : دوشنبه ، ۱ بهمن ۱۳۹۷    احادیث و روایات:  امام علی (ع):خودتان را بر خوش اخلاقى تمرين و رياضت دهيد، زيرا كه بنده مسلمان با خوش اخلاقى خود به در...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون

تبلیغات
loading...


طراحی سایت

shoma

تبلیغات متنی

طراحی سایت در تهران

سرور مجازی

بررسی سئو

هاست

ثبت شرکت




محبوبترینها

غلظت خون یعنی چه؟


داغ شدن تورهای نوروزی 96


درباره جزیره رویایی پوکت چه میدانید؟


جزیره اسرار آمیز در تایلند


برترین هتل 2016 آنتالیا


قلعه ویندسور انگلستان, با عظمت ترین قلعه مسکونی جهان و اروپا


سئو سایت جوملا


درمان قطعی ریزش مو با چند پیشنهاد خوراکی!


کاریکاتور/ یارانه بریزم برات؟


اطلاعات خصوصی بعضی از ستاره‌های هالیوود هک شد!+تصاویر


رضا قوچان نژاد و پیاده روی با همسر+تصاویر


رابطه جنسی زوج جوان مقابل چشم مردم! (+تصاویر)


رکورد گرانترین منوی رستوران در ایران زده شد؟/ عکس


گفتگو با محسن چاووشی خواننده مشهور و پرطرفدار+تصاویر


شیطان در شکم زن باردار! + عکس


تولد دوقلو های سیاه و سفید! +عکس


عکسهای خانوادگی سپیده خداوردی بازیگر کشورمان+تصاویر


اعتیاد به دیدن صحنه های پورنوگرافی در آقایان!


چرا پوريا پورسرخ هنوز ازدواج نکرده؟!+عکس


پوشش بازیگران مشهور زن در کاخ جشنواره فیلم فجر امسال+تصاویر


مهتاب کرامتی:سردسته دخترهای محل بودم!خاطرات کودکی+عکس


مسافران هواپیما این آدم آهنی را در حال قدم زدن روی ابرها دیدند/تصاویر


این مردها در مرخصی زایمان به سر می‌برند


شکیرا در کنار پسران زیبایش در خرید کریسمس!+عکس


وقتی کیم کارداشیان کودک بود!+عکس




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1659564771



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته


هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

مریم و نرگس ...


واضح آرشیو وب فارسی:پایگاه خبری آفتاب: مریم و نرگس ...
بهجت مهدوی، متولد 1340، معلم و مدیر بازنشسته آموزش و پرورش است. وی می‌گوید: «گاهی فقط باید نوشت تا دردها تسکین یابد».
آفتاب‌‌نیوز : مهدوی که فعالیت هنری خود را در زمینه داستان نویسی و شعر، بعد از اولین چاپ کتاب دخترش، زنده یاد نیلوفر کرمی آغاز کرده است، می‌گوید: به اصرار دوستان مجازی شروع به نوشتن کردم. در اصل قلمی که در دست من است قلم دخترم است. بخاطر اینکه اثری از او بماند به جمع آوری مطالب او در بین کتاب‌های درسی‌اش پرداختم و با حمایت دوستان موفق به نوشتن شدم بعد کم کم به سمت نوشتن داستان‌های کوتاه رو آوردم. فقط حرف دلم را می‌نویسم.

وی گفت: در سال 92، اولین کتاب دخترم را بنام نیلوفر آبی، و سپس در سال 94 با پیدا شدن اشعار دیگر او کتاب اصلی را به نام افسانه ماه بود، چاپ کردم که هر دو کتاب هدیه‌ای بود به عاشقان شعر و معلولین موسسه رعد کرج ...

فکر می‌کنم، می‌شود با نوشتن غم و شادی و فریاد و سکوت را کنترل نمود. من خدا را به نوعی گم کرده بودم. که بتازگی با دل دادن به نوای نیایش دکتر بردیا صدر نوری خدایم را یافتم. از این بابت از این دوست بزرگوار که از طریق دنیای مجازی  و بواسطه اشعار دخترم  با ایشان و آثارش آشنا شدم، سپاسگزارم.


داستان ذیل، دومین داستان از نوشته‌‌های بهجت مهدوی است است که آفتاب نیوز منتشر می‌کند.





____________________________________________________________________________



مریم و نرگس ...




حسابی خسته بودم و کلافه سرگردان توی خیالم  می دویدم گاه اورا می دیدم که چمدان به دست می رود و گاه  با گل‌های نرگس در دست از هواپیما پیاده می شود
ومن ...
خندان اورا می نگرم. همیشه هر سفری که می رفت عادت داشت  در بازگشت چند شاخه گل برایم بیاورد این دفعه نوبت به نرگس بود می دانست عاشق گلها هستم. از دور دستی برایم تکان داد چه لذتی داشت رویای بازگشتن او..
افسوس...
همیشه. رویای رفتنش. پیروز می شد و به واقعیت می پیوست.
ولی این دفعه گفتم نمی گذارم  برود هرچه بگوید با جان ودل می پذیرم. جز او کسی را نداشتم .
نفسم بود وامیدم وتمام رویایم از پله های پایین آمد بسوی او رفتم گلهارا به سمتم  گرفت عطر نرگس ها در جانم پیچید.  آرام شانه به شانه او حرکت کردم. دوست داشتم دست بر شانه هایش  بکشم. یا زودتر بخانه برسیم وبا او حرف ها داشتم به سمت ماشین حرکت کردیم او پشت فرمان نشست و من کنارش یک موسیقی آرام اثر بتهوون را گذاشت.
انگار قصد نداشت بخانه برسد دور شهر چرخ می زد دم دمای صبح. وارد خانه شدیم.  این بار او محو خانه شد عطر گلهای مریم ونرگس در هم می پیچید.
نگاه پر معنایی  به من کرد می دانست دلم می خواهد همیشه در کنارم بماند.
با نگاه به من فهماند با طلوع باید برود برای اولین بار دلم خواست خورشید خانوم طلوع نکند به سمت گلهای مریم رفت گفت:
_ جالب است منم می خواستم برایت مریم بیاورم ولی گلفروش گفت آنها سفارشی است. حالا فهمیدم تو حتما سفارش داده بودی. می دونی گلفروش از قدیم هوای تورا داشت. پرده را کنار زد
واهسته گفت :
_وقت رفتن است ...
دلم  هوری فروریخت باز دارد می رود
اینبار نمی گذارم بی من برود بس است تنهایی پرواز کردن آرام سر بر شانه هایش گذاشتم دستی بر موهایم کشید
عطر مریم ونرگس کم کم مرا بیهوش کرد وقتی بیدار شدم دوباره او رفته بود ومن مانده ام با گل‌های مریم ونرگس. همین موقع صدای گریه دو قلو ها بلند شد انگار آنها هم فهمیدند پدرشان دوباره. از خیال من پر کشید و رفت



بهجت مهدوی
دل نوشته های نیلوفرانه





۲۲ دی ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۴





این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: پایگاه خبری آفتاب]
[مشاهده در: www.aftabnews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 17]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران:






-


فرهنگ و هنر

پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و تمامی مطالب بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت می شوند و سایت واضح مسئولیتی در قبال آنها ندارد
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن
free stats