تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام صادق (ع):عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

ضد لک اکسیس وای

طراحی سایت در مشهد

کنسرت حامیم کیش

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871820986




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

بررسی چند حدیث شبهه ناک درباره عدالت آفتاب عالمتاب - بخش دوم احادیثی که شیوه امام زمان را خشونت بار جلوه می دهد


واضح آرشیو وب فارسی:فارس: بررسی چند حدیث شبهه ناک درباره عدالت آفتاب عالمتاب - بخش دوم
احادیثی که شیوه امام زمان را خشونت بار جلوه می دهد
شش حدیث یاد شده که هر یک به بُعدی از ابعاد خشونتی شیوه امام رئوف اشاره نموده، عدالت آن امام هدایتگر عدالت‌پیشه را زیر سؤال برده است، عموماً از ((محمدبن علی کوفی)) نقل شده، که به تصریح علمای رجال دروغ‌گو و دروغ‌پرداز است.

خبرگزاری فارس: احادیثی که شیوه امام زمان را خشونت بار جلوه می دهد



  تهاجم‌ فراوان‌ بر دادگستر جهان‌ اگرچه‌ روایات‌ فراوانی‌ که‌ از پیشوایان‌ معصوم‌، درباره دادگستر جهان‌ حضرت‌ صاحب‌ زمان‌(عج)، با اسناد معتبر و قابل‌ استناد رسیده‌، روایات‌ مجعول‌ و موهومی هم از سوی‌ افراد مجهول‌ و یا غیر موثّق‌ جعل‌شده و با روایات‌ مهدویت‌ خلط شده‌ که شخصیت‌ بی‌نظیر آن‌ امام‌ رئوف‌ را زیر سؤال‌ برده و از سیمای‌ نورانی‌ و ملکوتی‌ آن‌ امام‌ همام‌، چهره‌ای‌ خشن‌، خون‌ریز و سنگ‌دل‌ ترسیم‌ نموده‌ است‌. ما در این‌ نوشتار در پی‌ آنیم ‌که‌ شماری‌ از این‌ احادیث‌ ضعیف‌ و یا مجعول‌ را مورد نقد و بررسی‌ قرار دهیم‌. نگارنده‌ سطور با بررسی اجمالی به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ است‌ که‌ این‌ احادیث‌ بر سه‌ دسته‌اند: الف) احادیثی‌ که‌ افراد کذاب‌، حقه‌باز، دروغ‌پرداز و طردشده‌ از جامعه‌ تشیع‌ جعل‌ و منتشر کرده اند؛ ب) احادیثی‌ که‌ افراد مجهول‌ و ناشناخته‌ انتشار داده اند‌؛ پ) احادیثی‌ که‌ از افراد وابسته‌ به‌ یکی‌ از مذاهب‌ باطل‌ نقل‌ شده‌ است‌. و اینک‌ برای‌ هر یک‌ از سه‌ گروه‌، یک‌ نمونه به‌ عنوان‌ مثال‌ آورده‌ می‌شود: 1. محمد بن‌ علی‌ کوفی‌ یکی‌ از افراد بارز دسته‌ اول، ابوجعفر محمد بن‌ علی‌ بن‌ ابراهیم‌ بن‌ موسی‌، قرشی‌، صیرفی‌، کوفی‌ و ملقب‌ به ((ابوسمینه‌)) می‌باشد که‌ در سند روایات‌ با‌ عناوین‌ ((محمدبن‌ علی‌ کوفی‌))، ((محمدبن‌ علی‌ صیرفی‌)) و یا ((ابوسمینه‌))آمده‌ است‌. اینک‌ دیدگاه‌ علمای‌ رجال‌: یک ـ پیشوای‌ رجالیون‌ مرحوم‌ نجاشی‌ در حق‌ او می‌نویسد: بسیار ضعیف‌ و فاسد العقیده‌ است‌. در هیچ‌ چیز به‌ او اعتماد نمی‌شود. پس‌ از آن‌که‌ در کوفه‌ به‌دروغ‌پردازی‌ شناخته‌ شد، وارد قم‌ گردید، مدتی‌ بر احمدبن‌ محمدبن‌ عیسی‌ (اشعری‌) وارد بود، سپس‌ به‌غالی‌ بودن مشهور شد، مورد آزار قرار گرفت‌. احمدبن‌ محمدبن‌ عیسی‌ او را از قم‌ بیرون‌ کرد و برای‌ آن ‌داستانی‌ است‌.68 دوـ شیخ‌ الطائفه‌، مرحوم‌ شیخ‌ طوسی‌ در فهرست‌ خود از او یاد کرده‌، طریق‌ خودش‌ را به‌ او بیان نموده‌، سپس‌ می‌فرماید:  جز این‌که‌ او خلط می‌کرد، غالی‌ بود، تدلیس‌ می‌کرد و در مواردی‌ متفرد بود، مطالبی‌ نقل‌ می‌کرد که‌ به‌جز او از طریق‌ دیگری‌ معهود نیست.69 سه ـ کشی‌ نیز فرموده‌: ((او رمی‌ به‌ غلو شده‌ بود)).70 چهارـ ابن‌ غضائری‌ از او به‌ عنوان‌ ((کذاب‌ و غالی‌)) یاد کرده‌، اضافه‌ می‌کند: وارد قم‌ شد، در آن‌جا وضعش‌آفتابی‌ شد. احمدبن‌ محمدبن‌ عیسی‌ اشعری‌ او را از قم‌ بیرون‌ کرد. مشهور به‌ غلو بود، به‌ او توجه‌ نمی‌شود و احادیثش‌ نوشته‌ نمی‌شود.71 پنج ـ ابن‌ داود در بخش‌ دوم‌ کتابش (ضعفا) از او یاد کرده‌، عین‌ عبارت‌ نجاشی‌ را آورده‌ است‌.72 شش ـ علامه‌ حلی73، تفرشی74 و ابو علی‌ حائری‌ نیز عین‌ تعبیر نجاشی‌ را آورده‌اند.75 هفت ـ شیخ‌ طوسی‌ از علی بن حمدبن‌ قتیبه‌ نیشابوری‌ نقل‌ کرده‌ که‌ فضل‌ بن‌ شاذان76 می‌گفت‌: نزدیک‌ شده‌ که‌ در قنوت‌ نماز بر ابوسمینه‌، محمدبن‌ علی‌ صیرفی‌ لعنت‌ و نفرین‌ کنم.77 سپس‌ اضافه‌ می‌کند: فضل‌ بن‌ شاذان‌ در برخی‌ از آثار خود فرموده‌ است ‌که دروغ‌گویان‌ مشهور عبارتند از: 1. ابوالخطاب‌??؛ 2. یونس‌بن‌ظبیان‌؛ 3. یزید صائغ‌؛ 4. محمدبن‌سنان؛‌ 5. ابوسمینه‌، که‌مشهورترین‌آن‌هاست‌.78 هشت‌ـ علامه‌مجلسی‌که‌در مواردی‌از ابوسمینه روایت‌نقل‌کرده‌، در رجال‌خود به‌صراحت‌به‌ضعیف‌بودن‌اوداوری‌کرده‌است‌.79 نه‌‌ـ مرحوم‌کلباسی‌در مقام‌تشریح‌جلالت‌قدر ابوجعفر، احمدبن‌محمدبن‌عیسی‌اشعری‌می‌نویسد:  ((همو بود که‌ابوسمینه‌، محمدبن‌علی‌غالی‌فاسد العقیده‌را از قم‌بیرون‌کرد)).80 ده‌ـ مرحوم‌آیه‌الله‌خویی‌(قدس‌سره‌) پس‌از نقل‌عین‌عبارات‌نجاشی‌، کشی‌و شیخ‌طوسی‌، نکاتی‌را متذکر می‌شود؛ از جمله‌این‌که‌: در ضعیف‌بودن‌محمد بن علی‌ملقب‌به‌((ابوسمینه‌)) جای‌تردید نیست‌، جز این‌که‌شخصی‌به‌نام‌((محمدبن‌علی‌قرشی‌)) در اسناد کامل‌الزیارات‌آمده‌با توجه‌به‌اینکه‌ابن‌قولویه‌ملتزم‌شده‌که‌در این‌کتاب‌از افراد غیرموثق‌روایت‌نکند،82 هرگز نمی‌توان‌ادعا کرد که‌او همان‌((ابوسمینه‌)) باشد. آن‌گاه‌شواهدی ‌آورده‌که‌او غیر از ابوسمینه‌دروغ‌پرداز می‌باشد.83 پس‌از نقل‌دیدگاه‌بزرگان‌علم‌رجال‌و روشن‌شدن‌وضع‌محمدبن‌علی‌کوفی‌، یادآور می‌شویم‌که‌نقد و بررسی‌منقولات‌او فرصت‌بیش‌تری‌می‌طلبد. ما در اینجا صرفاً??   به‌برخی‌از منقولات‌او در کتاب‌((غیبت‌نعمانی‌)) می‌پردازیم‌: در کتاب‌نعمانی‌، محمدبن‌علی‌کوفی‌، در سند 28 حدیث‌ واقع‌شده‌، که‌22 مورد آن‌را ممکن‌است‌توجیه‌کرد و با کمک گرفتن از دیگر احادیث ضعف‌سند آن‌ها را نادیده‌گرفت‌، ولی‌6 مورد آن‌احتیاج‌به‌ نقد و بررسی‌دارد: یک. محمدبن‌علی‌کوفی‌با سلسله‌اسنادش‌از زراره‌نقل‌می‌کند که‌از امام‌باقر(ع‌) پرسیدم‌: آیا قائم‌(عج‌) از سیره‌پیامبر(ص‌)پیروی‌می‌کند؟ فرمود: نه،‌هرگز با سیره‌آن‌حضرت‌رفتار نمی‌کند. گفتم‌: چرا جانم‌به‌فدایت؟ فرمود: ان‌رسول‌الله‌سار فی‌امته‌بالمن‌، کان‌یتألف‌الناس‌، والقائم‌یسیر بالقتل‌، بذلک امر فی‌الکتاب‌الذی‌معه‌،ان‌یسیر بالقتل‌ولا یستتیب‌احداً، ویل‌لمن‌ناواه‌. رسول‌خدا در میان‌امت‌با من‌(منت‌نهادن‌بر اسیران‌و آزاد کردن‌آنان‌) رفتار نمود، تا در میان‌مردم‌الفت‌ایجادکند، ولی‌قائم‌(عج‌) با کشتار رفتار می‌کند. در نامه‌ای‌که‌در دست‌اوست‌، به‌او امر شده‌که‌کشتار را پیشه‌سازد و توبه ا‌حدی‌را نپذیرد. وای‌بر کسی‌که‌با او به‌دشمنی‌برخیزد.84 این‌حدیث‌گذشته‌از ضعف‌سند و دروغ‌گو بودن‌راوی‌آن‌، ناهنجاری‌های‌دیگری‌دارد، که‌از آن‌جمله‌است‌: 1. این‌حدیث‌معارض‌است‌با روایات‌فراوانی‌که‌می‌گوید: حضرت‌قائم‌(عج‌) دقیقاً همانند سیره‌رسول‌اکرم‌(ص‌) رفتار می‌کند: ـ امام‌باقر(ع‌) می‌فرماید: ((او همانند سیره‌پیامبر رفتار می‌کند.))85 ـ امام‌صادق‌(ع‌) می‌فرماید: ((آن‌چه‌رسول‌خدا انجام‌داد، او نیز انجام‌می‌دهد)).86 ـ امام‌باقر(ع‌) می‌فرماید: شیوه‌های‌پیشینیان‌را از بین‌می‌برد، چنان‌که‌رسول‌خدا(ص) شیوه‌های‌جاهلیت‌را از بین‌برد.87 ـ امام‌صادق‌(ع‌) می‌فرماید: اما پیروی‌او از سنت‌پیامبر(ص‌): از شیوه‌هدایتی‌او هدایت‌گشته‌، براساس‌سیره او رفتارمی‌کند.88 ـ حضرت‌بقیه‌الله‌به‌هنگام‌ظهور، بر فراز منبر نشسته‌، با مردم‌پیمان‌می‌بندد که‌همانند سیره‌پیامبر با آن‌ها رفتار کند و همانند عمل‌پیامبر(ص‌) عمل‌کند.89 ـ پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: ((در میان‌آن‌ها با سنت‌پیامبرشان‌رفتار می‌کند)).90 ـ رسول‌اکرم‌(ص) می‌فرماید: ((صورتش‌همانند صورت‌من‌و سیرتش‌همانند سیرت‌من است‌.))91 ـ پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: او مردی‌از تبار من است‌، براساس‌سنّت‌من‌پیکار می‌کند، چنان‌ که ‌من‌ بر اساس ‌وحی‌ پیکار نمودم‌.92 ـ پیامبر رحمت‌می‌فرماید: ((او قدم‌جای‌پای‌من‌می‌گذارد و هرگز از آن‌خطا نمی‌کند.))93 ـ امام‌زمان‌(عج‌) در میان‌رکن‌و مقام‌فرماید: ((هر کس‌با سنّت‌رسول‌خدا با من‌محاجه‌کند، من‌از هرکسی‌ برای‌ سنّت ‌آن‌حضرت‌شایسته‌تر هستم)).94 2. این‌حدیث‌معارض‌است‌با احادیث‌فراوانی‌که‌می‌گوید: او شبیه‌ترین‌مردمان‌به‌رسول‌خداست‌: ـ رسول‌اکرم‌(ص‌) می‌فرماید: مهدی‌(عج) از فرزندان‌من‌، همنام‌من‌، هم‌کنیه‌من است‌، او در خلقت‌و سیرت ‌شبیه‌ترین ‌مردمان ‌است‌ به‌ من‌.95 این‌تعبیر در چندین‌حدیث‌از رسول‌خدا روایت‌شده‌است‌.96 ـ امام‌عسکری‌(ع‌) می‌فرماید: او شبیه‌ترین‌مردم‌ است‌به‌رسول‌خدا، در سیرت‌و صورت‌.97 ـ پیامبر اکرم‌در مورد نهمین‌فرزند امام‌حسین‌(ع‌) می‌فرماید: او قائم‌اهل بیت‌و مهدی‌امت‌من‌می‌باشد. او درشکل‌و شمایل و در رفتار و گفتار شبیه‌ترین‌مردمان‌است‌به‌من‌.98 3. این‌حدیث‌معارض‌است‌با احادیثی‌که‌می‌گوید: او از سیره‌امیرمؤمنان‌(ع‌) پیروی‌می‌کند: ـ امام‌صادق‌(ع‌) می‌فرماید: چون‌قائم‌ما قیام‌کند، جامه‌علی‌(ع‌) را می‌پوشد و سیره‌او را می‌پوید.99 ـ امام‌صادق‌(ع‌) می‌فرماید: هنگامی‌که‌این‌امر به‌دست‌ما برسد، همان‌زندگی‌پیامبر(ص‌) و سیره‌امیرالمؤمنین‌(ع‌)شیوه‌ما خواهد بود.100 ـ امیر بیان‌، خود در این‌رابطه‌می‌فرماید: او راه‌و روش‌عدالت‌در حکومت‌را به‌شما نشان‌می‌دهد واحکام‌مرده‌قرآن‌و سنت‌را احیا می‌کند.101 4. این‌حدیث‌با آیات‌قرآن‌کریم‌همخوانی‌ندارد. قرآن‌کریم‌رسول‌اکرم‌(ص‌) را برای‌همگان‌((اسوه‌)) والگو معرفی‌کرده‌، رأفت‌و رحمت‌و نرمش‌او را مهم‌ترین‌وسیله‌جذب‌مردم‌بیان‌فرموده‌است‌.بسیار طبیعی‌است‌که‌خلیفه‌و جانشین‌او نیز باید از همین‌طریق‌تألیف‌قلوب‌نموده‌، با نرمش‌و محبت‌، دلها را به‌سوی‌خود جذب‌نماید. 5. این‌حدیث‌معارض‌است‌با احادیثی‌که‌خلق‌آن‌حضرت‌را همانند خلق‌رسول‌اکرم‌(ص‌) بیان‌کرده‌و ما چند نمونه‌از آنها را در بالا یاد آور شدیم‌. دوـ محمد بن‌علی‌کوفی‌با اسناد خود از امام‌صادق‌(ع‌) روایت‌می‌کند که‌علی‌(ع‌) فرمود: کان‌لی‌ان‌اقتل‌المولی‌واجهز علی‌الجریح‌، ولکنی‌ترکت‌ذلک‌للعاقبه‌من‌اصحابی‌ان‌جرحوا لم‌یقتلوا، والقائم‌له‌ان‌یقتل‌المولی‌ویجهز علی‌الجریح‌.104 من‌حق‌داشتم‌که‌فراری‌ها را بکشم‌و زخمی‌ها را از پای‌درآورم‌؛ ولی‌ برای‌مصلحت‌اصحابم‌این‌کار را انجام‌ندادم‌تا اگر زخمی‌شدند کشته‌نشوند. ولی‌برای‌قائم‌(ع‌) رواست‌که‌فراری‌را بکشد و زخمی‌را از پای‌در آورد. این‌حدیث‌نیز علاوه‌بر ضعف‌سند، از چند جهت‌مورد تأمل‌است‌: 1. این‌حدیث‌معارض‌است‌با حدیث‌امام‌صادق‌(ع‌) که‌می‌فرماید: منادی‌آن‌حضرت‌به‌هنگام‌نبرد با سپاه‌سفیانی‌ندا سر می‌دهد که‌هرگز فراری‌را دنبال‌نکنید و مجروحی‌را از پای‌در نیاورید. پس‌در مورد آنان‌ به‌سیره‌امیرمؤمنان‌در روز بصره‌رفتار می‌کند.105 2. این‌حدیث‌بر خلاف‌سیره‌پیامبر اکرم‌(ص‌) و مولای‌متقیان‌(ع‌) در جنگ‌ها می‌باشد: ـ ابن‌ابی‌الحدید گوید: هنگامی‌که‌صفها آراسته‌شد، امیرمؤمنان‌خطبه‌ای‌ایراد کرد و در ضمن‌آن‌فرمود:  شما هرگز به‌جنگ‌مبادرت‌نکنید... در میدان‌جنگ‌هرگز زخمی‌را از پای‌در نیاورید و اگر آن‌ها راشکست‌دادید، هرگز فراری‌را دنبال‌نکنید.106 ـ امیر مؤمنان‌در جنگ‌صفین‌همان‌سیره‌پیامبر اکرم‌در فتح‌مکه‌را دنبال‌کرد و فرمان‌داد: کودکان‌را اسیر نگیرید، مجروحان‌را نکشید و فراری‌ها را دنبال‌نکنید.107 ـ نصربن‌مزاحم‌گوید: در جنگ‌صفین‌امیرمؤمنان‌(ع‌) فرمان‌داد: هر اسیری‌که‌از اهل‌شام‌گرفته‌اند آزادکنند، مگر این که‌کسی‌را کشته‌باشد و سیره‌آن‌حضرت‌این‌بود که‌زخمی‌را نمی‌کشت‌و فراری‌را دنبال‌نمی‌کرد.108 ـ امیرمؤمنان‌(ع) پیش‌از آغاز جنگ‌صفین‌به‌اصحاب‌خود فرمود: شما آغازگر جنگ‌نباشید، اگر خدا خواست‌که‌پیروز شوید، کسی‌را که‌پشت‌کرده‌نکشید، متعرض‌افراد بی‌دفاع‌نشوید، مجروحی‌را از پای‌در نیاورید، به‌هیچ‌زنی‌آزار نرسانید، اگرچه‌به‌شما دشنام‌دهند و امیران‌شما را ناسزا گویند.109 3. این‌حدیث‌بر خلاف‌سیره‌رأفت‌و رحمت‌و شفقتی‌است‌که‌در کلمات‌معصومین‌در مورد آن ‌حضرت‌آمده‌است‌، که‌برخی‌از آنها را در نقد حدیث‌بعدی‌خواهیم آورد. سه ـ محمد بن‌علی‌کوفی‌با اسناد خود از امام‌باقر(ع‌) روایت‌کرده‌که‌فرمود: اگر مردم‌می‌دانستند که‌حضرت‌قائم‌(عج‌) به‌هنگام‌خروج‌چه‌رفتاری‌دارد، بیشتر مردم‌دوست‌داشتند که‌هرگز آن‌روز را نمی‌دیدند، به‌جهت‌کشتاری‌که‌انجام‌می‌دهد. او از قریش‌آغاز می‌کند، فقط شمشیر مبادله‌می‌کند، تا جایی‌که‌بسیاری‌از مردم‌گویند: او از آل‌محمد نیست‌؛ اگر از آل‌محمد(ص‌) بود، رحمی‌بر دل‌داشت! .110 این‌حدیث‌نیز علاوه‌بر ضعف‌سند، نقاط ضعف‌فراوانی‌دارد که‌از آن‌جمله‌است‌: 1. معارض‌است‌با احادیثی‌که‌ از رأفت‌و رحمت‌و شفقت‌آن‌حضرت‌سخن می‌گویند:  ـ در لوحی‌که‌از سوی‌حضرت‌احدیت‌به‌حضرت‌ختمی‌مرتبت‌نازل‌شده‌و به‌لوح‌حضرت‌زهرا شهرت‌یافته‌، از حضرت‌بقیه‌الله‌((رحمه‌للعالمین‌)) تعبیر شده‌است‌.111 ـ در زیارت‌آل‌یاسین‌که‌از ناحیه‌مقدسه‌صادر شده‌، از آن‌حضرت‌((الرحمه ‌الواسعه‌)) تعبیر شده‌است‌.112 ـ براساس‌نقل‌امام‌صادق‌(ع‌)، حضرت‌بقیه‌الله ـ‌ارواحنافداه ـ از رحمت‌واسعه‌پروردگار سخن‌رانده‌، سپس‌می‌فرماید: ((وانا تلک‌الرحمه‌؛ آن‌رحمت‌گسترده‌حضرت‌احدیت‌من‌هستم‌)).113 2. با متن‌پیام‌آن‌حضرت‌معارض‌است‌که‌روز 25 ذیحجه‌الحرام‌، در میان‌ رکن‌و مقام‌، توسط نفس ‌زکیه‌قرائت‌می‌شود. آغاز این‌پیام‌چنین‌است‌: ایها الناس‌، من‌فرستاده‌فلانی‌هستم‌، او به‌شما می‌فرماید: ما اهل بیت‌رحمت‌هستیم‌، ما معدن‌رسالت‌وخلافت‌هستیم‌... .114 3. این‌حدیث‌معارض‌است‌با ده‌ها حدیث‌صحیح‌و معتبری‌که‌از خشنودی‌اهل‌زمین‌و آسمان‌ازحکومت‌حقه‌حضرت‌ولی‌عصرـ ارواحنافداه‌ـ خبر می‌دهند: ـ رسول‌اکرم‌(ص‌) می‌فرماید: ((اهل‌زمین‌و آسمان‌، حتی‌پرندگان‌هوا از خلافت‌او خشنود می‌شوند)).115 ـ امیرمؤمنان‌(ع‌) برفراز منبر کوفه‌عصر ظهور را ترسیم‌‌کرده‌، در پایان‌می‌فرماید: هیچ‌مؤمنی‌در قبرش‌نمی‌ماند، جز این‌که‌از ظهور آن حضرت شادمان‌می‌شود. آن‌ها در قبرهای‌خود به‌دیدار یکدیگر می‌روند و قیام‌قائم‌(عج‌) را به‌یکدیگر بشارت‌می‌دهند.116 ـ پیامبر رحمت‌می‌فرماید: ((زندگی‌در زمان‌او گوارا می‌شود)).117 ـ حضرت‌رسول‌(ص‌) می‌فرماید: به‌هنگام‌ظهور قائم‌(ع‌) منادی‌از آسمان‌فریاد بر می‌آورد: ایهاالناس، ‌دیگر دوران‌ستمکاران‌سپری‌شد، اینک‌بهترین‌فرد از امت‌محمد(ص‌) زمام‌امور را به‌دست‌گرفت‌.118 ـ امام‌صادق‌(ع‌) فرمود: ((به‌هنگام‌قیام‌قائم‌(ع‌) مؤمنان‌به‌نصرت‌پروردگار شادمان‌شوند)).119 ـ پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: در عهد او، زندگان‌مرده‌های‌خود را آرزو می‌کنند که‌ای‌کاش‌زنده‌بودند و این‌روزهای‌مبارک‌را می‌دیدند.120 4. این‌حدیث‌معارض‌است‌با احادیثی‌که‌آن‌حضرت‌را از پدر و مادر شفیق‌تر و مهربان‌تر معرفی‌کرده‌اند.121 ـ امیر بلاغت‌در وصف‌آن‌حضرت‌می‌فرماید: از نظر پناه‌دادن‌از همه‌وسیع‌تر، از نظر دانش‌از همه ‌برتر و از نظر دل‌رحم‌بودن‌از همه‌بیش‌تر.122 5. این‌حدیث‌معارض‌است‌با احادیثی‌که‌او را تنها ملجأ و پناه‌معرفی‌می‌کنند. ـ پیامبر رحمت‌می‌فرماید: (( امت‌من‌به‌سوی‌او پناه‌می‌برند، آن‌گونه‌که‌مرغان‌به‌آشیانه‌های‌خود)).123 ـ پیامبر اکرم‌(ص‌) در مقام‌تشریح‌نبرد سفیانی‌در دمشق‌می‌فرماید: خداوند به‌جبرئیل‌فرمان‌می‌دهد که‌از فراز مسجد دمشق‌بانگ‌برآورد که‌: ای‌امت‌محمد(ص‌)، پناه‌و پناهگاه‌شما آمد. او فرج‌و گشایش‌شما، حضرت‌مهدی‌(ع‌) است‌که‌از مکه‌خروج‌می‌کند. پس‌او را اجابت‌کنید.124 چهارـ محمدبن‌علی‌کوفی‌با اسنادش‌از امام‌باقر(ع‌) روایت‌کرده‌که‌فرمود: حضرت‌قائم‌(ع‌) با فرمانی‌جدید، کتابی‌جدید و داوری‌جدید قیام‌می‌کند، پذیرفتنش‌بر عرب‌بسیار سخت‌است‌. او کاری‌جز شمشیر ندارد، توبه‌احدی‌را نمی‌پذیرد، از نکوهش‌نکوهش‌کننده‌ای‌پروا ندارد.125 این‌حدیث‌نیز علاوه‌بر ضعف‌سند، مشکلات‌دیگری‌در بردارد: 1. تعبیر کتابی‌جدید قابل‌توجیه‌است‌و توجیه‌ساده‌اش‌این‌است‌که‌حقایق‌تابناک‌قرآن‌کریم ‌و تعالیم‌ حیات‌بخش‌ پیشوایان‌معصوم‌، در طول‌اعصار و قرون‌توسط اولیای‌امور دستخوش‌تغییر و تفسیر نادرست‌می‌شود؛ به‌گونه‌ای که‌چون‌مهدی‌موعود(عج‌) قرآن‌مجید را با تفسیر صحیح‌عرضه‌می‌کند، مردم‌تصور می‌کنند که‌کتابی‌تازه‌و شیوه‌ای‌تازه‌آورده‌است‌. ولی‌ما نمی‌دانیم‌که‌آیا منظور از داوری‌جدید چیست‌؟ اگر منظور این‌است‌که‌به‌هنگام‌داوری‌مطالبه‌شاهد و بینه‌نمی‌کند و به‌اصطلاح‌قضاوت‌داوودی‌می‌کند، چنان‌که‌در برخی‌از احادیث‌آمده‌،126 این‌معنی‌برای‌ما ثابت‌نشده‌است‌، زیرا: نخست: آن‌چه‌از روایات‌استفاده‌می‌شود، این‌است‌که‌حضرت‌داوود(ع‌) فقط یک‌بار از آن قضاوت‌خاص استفاده کرده‌،  ـ امام‌صادق‌(ع‌) می‌فرماید: در کتاب‌حضرت‌علی‌(ع‌) آمده‌است‌که حضرت‌داوود(ع‌) عرضه‌داشت‌: بار خدایا حق ‌را آن‌چنان‌که‌هست‌بر من‌ارایه‌کن‌، تا براساس‌آن‌داوری‌کنم‌. خطاب‌شد تو نمی‌توانی‌طاقت‌بیاوری‌. چون‌اصرار ورزید، خدایش‌اجابت‌نمود. پس‌مردی‌آمد و علیه‌مرد دیگری‌اقامه‌دعوا نمود و گفت‌: این‌شخص‌مال‌مرا گرفته‌است‌. خداوند به‌حضرت‌داوود(ع‌) وحی‌فرمود: این‌فرد که‌اقامه‌دعوا می‌کند، پدر آن‌شخص‌را کشته‌و اموالش‌را گرفته‌است‌. حضرت‌داوود(ع) امر کرد که‌او را بکشند و اموالش‌را به‌کسی‌که‌از او شکایت‌شده‌بود، بدهند. مردم‌از این‌کار دچار شگفت‌شدند و همه‌جا علیه‌حضرت‌داوود سخن‌گفتند. حضرت‌داود(ع) سخت‌دچار غم‌و اندوه‌شد و از خداوند خواست‌که‌این‌قضیه‌را از او برطرف‌کند. خدایش‌ اجابت‌نمود و وحی‌فرمود که‌در میان‌مردم‌با شاهد و بینه‌داوری‌کند و آن‌ها را به‌نام‌خدا سوگند دهد.127 براساس‌این‌حدیث‌و احادیث‌دیگری‌که‌مؤید این‌معنی‌است‌، حضرت‌داوود(ع)، تنها یکبار بدون‌بینه‌ـ آن‌هم‌بر اساس‌وحی‌ـ داوری‌کرده‌و دچار مشکل‌شده‌و از خداوند خواسته‌که‌دیگر از این‌نوع‌داوری‌معاف ‌شود و خداوند اجابت‌فرموده‌است‌. ثانیاً : قرآن‌کریم‌می‌فرماید: (وآتیناه‌الحکمه‌وفصل‌الخطاب( 128 ((ما به‌حضرت‌داوود(ع) حکمت‌و فصل‌الخطاب‌عطا کردیم‌)). حضرت علی(ع) در تفسیر ((فصل الخطاب)) می‌فرماید: هو قوله: ((البَیّنَه علی المدّعی والیمین علی المدّعی علیه)).129  کسی که اقامه دعوا کرده (چیزی را ادعا نموده) باید دو شاهد (بیّنه) بیاورد و طرف مقابل باید قسم بخورد. ـ و به تعبیر دیگر: ((البینه علی المدعی والیمین علی من انکر؛ ادعا کننده باید دو شاهد بیاورد و انکارکننده قسم بخورد)). 130 ـ و به تعبیر جمعی از اصحاب پیامبر(ص): ((اَلشُّهودُ وَالأیمانُ؛ فصل الخطاب عبارت است از داوری بر اساس گواهان و سوگندها)). 131 ـ در این‌جا شایسته است یادآور شویم که مشکل حضرت داوود(ع)، همان مشکل قضاوت بود؛ چنان‌که در متن قرآن به صراحت آمده.132 اما داستان ازدواج حضرت داوود(ع) با همسر ((اوریا)) بعد از کشته شدن او، از ریشه دروغ است133 و از اسرائیلیات است. این داستان از تورات گرفته شده و عیناً در کتب عهدین (فعلی) موجود است.134  مولای متقیان امیرمؤمنان(ع) با قاطعیت تمام آن را تکذیب کرده، می‌فرماید: اگر کسی را به نزد من بیاورند که معتقد باشد که حضرت داوود(ع) با زنِ ((اوریا)) ازدواج کرده، به او دو بار حدّ جاری می‌کنم؛ یکی حدّ افترا در اسلام، دیگری حدّ پایین آوردن جایگاه نبوّت.135 و در حدیث دیگر فرمود: اگر کسی داستان حضرت داوود(ع) را آن‌گونه که داستان سرایان نقل می‌کنند بگوید، به او یکصد و شصت تازیانه می‌زنم.136  بنابراین حضرت داوود(ع) فقط یک‌بار بدون بیّنه داوری نموده، دیگر داوری‌هایش بر اساس بیّنه و سوگند بود. ثالثاً: شیوه داوری رسول خدا(ص) نیز منحصراً براساس بینه و سوگند بود: ـ پیامبر اکرم(ص) فرمود: ((انّما أقضی بَینَکُمْ بِالْبَیِّناتِ وَالْأیمانِ؛ من در میان شما منحصراً با شهادت شاهدان و سوگندهای (منکران) داوری می‌کنم)).137 ـ امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: ((رسول خدا در میان مردم با بیّنه (گواهان) و سوگند داوری می‌کرد)).138 ـ علی(ع) می‌فرماید: خداوند به حضرت داوود(ع) وحی فرمود: ((ای داود، در میان مردم با بیّنه و سوگند داوری کن...)). حضرت داوود(ع) اصرار کرد که بر حقایق امور آگاه شود و براساس واقعیت‌ها داوری کند... خداوند فرمود: ای داوود، تو چیزی از من خواستی که هیچ پیامبری پیش از تو آن را نخواسته است. من تو را بر آن آگاه می‌کنم، ولی تو طاقت آن را نداری و هیچ‌کدام از بندگانم در دنیا بر آن طاقت ندارند.139 بنابراین قضاوت داوودی فقط یک‌بار به عنوان ((قضیّه فی واقعه)) بوده که بر خلاف شیوه داوری پیامبر اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) و خارج از طاقت و تحمّل مردمان می‌باشد. 2. این حدیث معارض است با احادیثی که دلالت می‌کند بر این‌که در عصر آن حضرت نیز داوری‌ها براساس قرآن و سنت خواهد بود: ـ امام باقر(ع) می‌فرماید: در زمان آن حضرت، به شما حکمت عطا می‌شود، تا جایی که زن‌ها در خانه‌های خود براساس قرآن و سنت پیامبر خدا داوری می‌کنند.140 3. تعبیر ((او کاری جز شمشیر ندارد)) بسیار به دور از منطق است. او امام عادل، رئوف، مهربان، هدایت‌گر و اصلاح‌گر است؛ ولی چه‌می‌توان کرد که دروغ‌پردازانی چون محمدبن علی کوفی این تعبیر را در حق آن حضرت جعل کرده‌اند. 4. تعبیر ((لایستَتیبُ أحَداً؛ هرگز توبه کسی را نمی‌پذیرد)) بسیار به دور از واقعیت است و معارض است با احادیث فراوانی که به صراحت دلالت بر قبول توبه دارند. ـ امام حسن مجتبی(ع) به هنگام شمارش ویژگی‌های آن حضرت می‌فرماید: ((لایَبْقی کافِرٌ اِلاّ آمَنَ بِهِ وَلا طالِحٌ اِلاّ صَلُحَ)).141  هیچ فرد کافری نمی‌ماند جز این‌که به آن حضرت ایمان می‌آورد و هیچ فرد تبه‌کاری نمی‌ماند جز این‌که اصلاح می‌شود. این حدیث صریح است در این‌که توبه کافر و مسلمان فاسق پذیرفته می‌شود. ـ امام باقر(ع) در تفسیر آیه 159 از سوره نساء142 فرمود: به هنگام نزول عیسی(ع)، هیچ فردی از یهود و نصارا نمی‌ماند، جز اینکه به آن حضرت ایمان می‌آورد، پیش از وفاتش.143 از این حدیث نیز پذیرش توبه یهود و نصارا در عهد امام عصر(عج) استفاده می‌شود. 5. علامه مجلسی که این حدیث را از غیبت نعمانی نقل کرده، به جای: ((لایَسْتَتیبُ))، ((لا یَسْتَنیبُ)) روایت کرده144 و توضیح داده که معنای حدیث این است که امور مهم را شخصاً به عهده می‌گیرد، به دست دیگران نمی‌سپارد و نایب نمی‌گیرد. ـ امّا آیه شریفه 158 از سوره انفال که می‌فرماید: ((هنگامی که برخی از نشانه‌های پروردگارت پدید آید، دیگر کسی که ایمان نیاورده، ایمان آوردنش سودی نبخشد))، معانی مختلفی دارد که از آن جمله است: 1. منظور طلوع خورشید از مغرب است.145 2. منظور نزول عذاب است.146 3. منظور ایامی است که دیگر حجت خدا روی زمین نباشد؛ یعنی در چهل روز پیش از رستاخیز.147 و توجیه شده که در آن ایام دیگر تکلیف برداشته می‌شود.148 4. نشانه‌های فرارسیدن مرگ است.149 بر این اساس، تا لحظه ای که خورشید از مغرب طلوع نکرده، درِ توبه باز است. فقط در آن هنگام است که درِ توبه بسته می‌شود. پنج ـ محمدبن علی کوفی با اسناد خود از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: چرا برای خروج قائم(ع) این گونه شتاب می‌کنید؛ در حالی که جامه‌اش خشن و خوراکش بی‌خورشت است و خروجش چیزی جز شمشیر و مرگ در زیر ضربات شمشیر نیست.150 این حدیث نیز علاوه بر ضعف سند، مشکلات فراوانی دارد که از آن جمله است: 1. معارض است با ده ها حدیث دیگر، که تعدادی از آن‌ها را در بخش آغازین این گفتار آوردیم و همه حاکی از شدّت اشتیاق معصومین(ع) به دیدن آن روزگار بسیار مسعود و مبارک بود. ـ حدیثی از امام صادق(ع) خطاب به مهزم اسدی داریم که فرمود: ((یا مِهْزَمُ، کَذِبَ الوَقّاتُونَ، وَهَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ، وَنَجَا الْمُسَلِّمُونَ)).151  ای مهزم، آنانکه وقتی تعیین کنند دروغ گفته‌اند. آنها که شتاب کنند هلاک می‌شوند و آنان‌که تسلیم (اراده پروردگار) شوند نجات یافتند. این حدیث در مقام توصیه به صبر و شکیبایی بر آتش هجران و نهی از وارد شدن در خیزش‌ها و فتنه‌ها می‌باشد و هیچ منافاتی با اشتیاق و سوز و گداز ندارد. 2. معارض است با ده‌ها حدیث دیگر که دعا برای تعجیل فرج را از مهم‌ترین وظایف شیعیان شیفته و منتظران دل‌سوخته در عصر غیبت معرفی کرده است: ـ امام حسن عسکری(ع) خطاب به احمدبن اسحاق قمی فرمود: به خدا سوگند، او پشت پرده غیبت قرار می‌گیرد؛ به طوری که نجات پیدا نمی‌کند از هلاکت، به جز کسی که خداوند او را در اعتقاد به امامت آن حضرت ثابت قدم بدارد و او را برای دعا به تعجیل فرج موفق نماید.152 ـ حضرت بقیه الله ـ ارواحنافداه ـ نیز در توقیع شریف می‌فرماید:  ((وَ اَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ)).153 3. خوراک بدون خورشت و پوشاک درشت ویژه شخص حضرت بقیه اللهـ ارواحنافداه ـ و یاران خاص آن حضرت می‌باشد، اما دیگران آن‌چنان در نعمت‌های بی‌کران خداوند منان غوطه‌ور می‌شوند که هرگز در هیچ زمانی نظیر آن نبوده است: ـ پیامبر رحمت(ص) می‌فرماید: امت من در زمان مهدی(عج) آن‌چنان غرق در نعمت می‌شوند که هرگز در هیچ زمانی چنین وفور نعمت نبوده است.154 ـ روایات فراوانی که خشنودی اهل زمین و آسمان را از حکومت آن حضرت بیان می‌کنند155 شاهد دیگری است بر این موضوع. 4. تفسیر آن قیام اصلاح‌گرانه به کشت و کشتار، بسیار به دور از واقع است؛ زیرا در روایات فراوان تصریح شده که درگیری مسلحانه تنها به مدت هشت ماه خواهد بود156، که در برابر سیصد و نه سال حکومت157، بسیار ناچیز است. 5. در این حدیث، علاوه بر محمدبن علی کوفی، ((علی بن ابی حمزه بطائنی)) نیز در سند واقع شده که از ارکان واقفیّه است و در پایان این نوشتار، درباره‌اش سخن خواهیم گفت. شش‌ـ محمدبن علی کوفی با اسنادش از امام صادق(ع) روایت می‌کند که فرمود: در آن هنگام که شخصی بالای سرِ حضرت قائم(عج) مشغول امر و نهی است، فرمان می‌دهد که او را بچرخانند. پس او را به طرف پیش روی آن حضرت می‌آورند، دستور می‌دهد که او را گردن بزنند. پس دیگر کسی در شرق و غرب جهان نمی‌ماند جز این‌که از او می‌ترسد.158 این حدیث علاوه بر ضعف سند، ناهنجاری متنی دارد؛ زیرا از این حدیث استفاده می‌شود که آن شخص یکی از کارگزاران حضرت می‌باشد. طبیعی است که کارگزاران دولت حقه، آن‌هم کسی که در مرکز و در محضر آن حضرت انجام وظیفه می‌کند، با تعیین، صلاح‌دید، یا دست‌کم جلب اعتماد و نظر آن حضرت انتخاب می‌شود. پس چگونه است که در حال انجام وظیفه، بدون تفهیم جرم و توضیح مطلب بیاورند و گردن بزنند، احیاناً برای این‌که دیگران حساب ببرند. مشکل دیگری که در سند این حدیث واقع شده، این است که ((علی بن حسن بن علی بن فضال)) در سند این حدیث قرار گرفته و از پدرش روایت کرده؛ در حالی که نجاشی تصریح کرده که او هرگز از پدرش چیزی روایت نکرده است.159 مرحوم آیت الله خویی(قدس سره) چندین مورد پیدا کرده که وی از پدرش روایت کرده؛160 جز این‌که در پایان فرموده: ظاهر این است که ملتزم شدن به عدم صحت این روایات آسان‌تر است از این‌که گفتار نجاشی را نادیده بگیریم؛ زیرا سند همه این‌ها ضعیف است.161 آیت الله شبیری زنجانی نکته‌دیگری تذکر داده و آن این‌که علی بن حسن تیملی (ابن فضال) از حسن بن علی بن یوسف و محمدبن علی کوفی به صورت فردی و دسته‌جمعی به وفور ‌روایت کرده، ولی بعد از جست‌وجوی فراوان، حتی یک مورد پیدا نکردیم که پدرش از آن‌ها روایت کرده باشد.162 به جز حدیث ششم، در احادیث پنج‌گانه پیشین، محمدبن حسّان رازی نیز در سند واقع شده که او نیز به شدّت ضعیف است.163 نتیجه شش حدیث یاد شده که از غیبت نعمانی نقل شد و هر یک به بُعدی از ابعاد خشونتی شیوه امام رئوف اشاره نموده، عدالت آن امام هدایتگر عدالت‌پیشه را زیر سؤال برده است، عموماً از ((محمدبن علی کوفی)) نقل شده، که به تصریح علمای رجال دروغ‌گو و دروغ‌پرداز است. این احادیث هریک دست‌کم یک ضعف سندی دیگر دارد و هریک با چند دسته از احادیث مورد اعتماد و استناد در تعارض می‌باشند. یکی از مراجع معاصر، پس از استقصاء تام به این نتیجه رسیده که تعداد روایاتی که حضرت بقیه‌الله‌ـ‌ارواحنافداه ـ را مرد خون و شمشیر معرفی می‌کنند، بالغ بر 50 حدیث می‌باشد، که در 30 مورد آن شخص دروغ‌پردازی چون محمدبن علی کوفی قرار گرفته است.164 این‌ها نمونه‌ای از احادیث منتشر شده توسط افراد دروغ‌گو و شیاد می‌باشد. پی نوشت ها: 68. نجاشی، رجال‌، ص‌332، رقم‌894. 69. شیخ‌طوسی‌، فهرست، ص‌223، رقم‌624. 70. اختیار معرفه‌الرجال‌، ص‌545، رقم‌1032. 71. رجال‌ابن‌الغضائری‌، ص‌94، رقم‌134. 72. رجال‌ابن‌داود، ص‌274، رقم‌469. 73. خلاصه‌الاقوال‌، ص‌253، رقم‌29. 74. نقدالرجال‌، ص‌321، رقم‌559. 75. منتهی‌المقال‌، ج‌6، ص‌113، رقم‌2751. 76. فضل‌بن‌شاذان‌شخصیت‌برجسته‌جهان‌تشیع‌در عصر امامان‌نور بود که‌امام‌حسن‌عسکری‌(ع‌) در حق‌او فرموده‌: ((من‌به‌حال ‌اهل‌خراسان‌غبطه‌می‌خورم‌که‌شخصی‌چون‌فضل‌بن‌شاذان‌در میان‌آنهاست‌)). (رجال‌کشی‌، ص‌542). 77. اختیار معرفه‌الرجال‌، ص‌546، رقم‌1033. 78. همان‌. 79. الوجیزه‌، ص‌308، رقم‌1722. 80. سماءالمقال‌، ج‌2، ص‌267. 81. کامل‌الزیارات‌، ص‌58، باب‌16، ح‌7.  82. همان‌، ص‌4، دیباچه‌کتاب‌. 83. معجم‌رجال‌الحدیث‌، ج‌16، ص‌299، رقم‌11259. 84. نعمانی‌، الغیبه، ص‌231، ب‌13، ح‌14. 85. تهذیب‌الاحکام‌، ج‌6، ص‌154. 86. نعمانی، الغیبه، ص‌231، ح‌13. 87. حلیه‌الابرار، ج‌2، ص‌629. 88. کمال‌الدین‌، ج‌2، ص‌350. 89. شیخ مفید، ارشاد، ج‌2، ص‌382. 90. الحاوی‌للفتاوی‌، ج‌2، ص‌289. 91. کمال‌الدین‌، ج‌2، ص‌411. 92. عقدالدرر، ص‌17. 93. فتوحات‌مکیه‌، ج‌3، ص‌332. 94. منتخب‌الاثر، ج‌3، ص‌12. 95. کمال‌الدین‌، ج‌1، ص‌286. 96. کفایه‌الاثر، ص‌66؛ کشف‌الغمه‌، ج‌2، ص‌521؛ فرائدالسمطین‌، ج‌2، ص‌334؛ اثبات‌الهداه‌، ج‌3، ص‌460؛ بحارالانوار، ج‌، ص‌ 73. 97. بحارالانوار، ج‌51، ص‌161. 98. کفایه‌الاثر، ص‌11. 99. کافی‌، ج‌6، ص‌444. 100. راوندی، دعوات، ص‌296. 101. نهج‌البلاغه‌، خطبه‌138. 102. احزاب‌،21. 103. آل‌عمران‌، 159. 104. نعمانی، الغیبه‌، ص‌231، ب‌13، ح‌15. 105. بحارالانوار، ج‌52، ص‌387. 106. شرح‌نهج‌البلاغه‌، ج‌6، ص‌228. 107. کافی‌، ج‌5، ص‌12. 108. وقعه‌صفین‌، ص‌519. 109. نهج‌البلاغه‌، نامه‌14. 110. نعمانی‌، الغیبه، ص‌233، ب‌13، ح‌18. 111. شیخ مفید، اختصاص‌، ص‌212. 112. طبرسی، احتجاج‌‌، ج‌2، ص‌493. 113. بحارالانوار، ج‌53، ص‌11. 114. بحارالانوار، ج‌52، ص‌307. 115. فردوس‌الاخبار، ج‌4، ص‌496؛ ینابیع‌الموده‌، ج‌3، ص‌263. 116. کمال‌الدین‌، ج‌2، ص‌653. 117. شرح‌الاخبار، ج‌3، ص‌394. 118. شیخ‌مفید، اختصاص، ص‌208. 119. ینابیع‌الموده‌، ج‌3، ص‌246. 120. المستدرک‌‌، ج‌4، ص‌465. 121. روزگار رهایی‌، ج‌1، ص‌129. 122. اثبات‌الهداه‌، ج‌3، ص‌538. 123. دلائل‌الامامه‌، ص‌235. 124. عقدالدرر، ص‌94. 125. نعمانی‌، الغیبه، ص 233، ب‌13، ح‌19. 126. اصول‌کافی‌، ج‌1، ص‌397، ح‌1. 127. کافی، ج 7، ص 414؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 228. 128. ص، 20.  129. تفسیر کشاف، ج 4، ص 80؛ تفسیر جوامع الجامع، ج 3، ص 431. 130. تفسیر ثعلبی, ج 8، ص 184. 131. مجمع البیان، ج 8، ص 732؛ الکشف والبیان (تفسیر ثعلبی)، ج 8، ص 185.  132. ص، 21- 25.  133. تنزیه الأنبیاء، ص 126-132؛ مجمع البیان، ج 8، ص 736.  134. عهد قدیم، کتاب دوم سموئیل، باب 12، بندهای 14-27.  135. مجمع البیان، ج 8، ص 736؛ الکشف والبیان (تفسیر ثعلبی)، ج 8، ص 190؛ تفسیر صافی، ج 6، ص 226.  136. تفسیر بیضاوی (انوار التنزیل)، ج 2، ص 308؛ تفسیر کشّاف، ج 4، ص 81.  137. کافی، ج 7، ص 414؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 229؛ معانی الاخبار، ص 279.  138. وسائل الشیعه، ج 27، ص 233؛ تفسیر امام حسن عسکری، ص 284.  139. دعائم الاسلام، ج 2، ص 518.  140. نعمانی، الغیبه، ص 239.  141. طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 290.  142. (و إن من اهل الکتاب إلاّ لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامه یکون علیهم شهیداً(.  143. تفسیر قمی، ج 1، ص 158؛ منتخب الاثر، ج 3، ص 159.  144. بحارالانوار، ج 52، ص 349.  145. کافی، ج 5، ص 10؛ کمال‌الدین، ج2، ص 527؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 222؛ خصال، ص 274؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 128؛ مجمع‌البیان، ج 4، ص 599؛ تفسیر صافی، ج 3، ص 129؛ البرهان، ج 4، ص 76 ؛ الکشف والبیان (ثعلبی)، ج 4، ص 207؛ تفسیر طبری، ج 8، ص 70؛ تفسیر قرطبی، ج 7، ص 145.  146. صدوق، توحید، ص 266؛ مجمع‌البیان، ج 4، ص 599؛ تفسیر صافی، ج 3، ص 128.  147. تفسیر البرهان، ج 4، ص 77؛ کمال‌الدین، ص 229؛ کنزالدقایق، ج 4، ص 493.  148. مروزی، فتن، ص 443.  149. مجمع‌البیان، ج 4، ص 598.  150. نعمانی، الغیبه، ص 233، ب 13، ح 20؛ طوسی، الغیبه، ص 460، ح 473؛ الخرائج والجرائح، ج 3، ص 1155.  151. اصول کافی، ج 1، ص 368؛ الامامه والتبصره، ص 236؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص 426.  152. کمال‌الدین، ج 2، ص 384؛ الوافی، ج 2، ص 395؛ بحارالانوار، ج 52، ص 23؛ مکیال‌المکارم، ج 1، ص 179.  153. کمال‌الدین، ج 2، ص 485؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص 292؛ طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 471؛ إعلام الوری، ج 2، ص 272؛ بحارالانوار، ج52، ص92.  154. عقدالدرر، ص 195؛ مروزی، الفتن، ص 253؛ مستدرک حاکم، ج 4، ص 558.  155. فردوس الاخبار، ج4، ص 496؛ کنزالعمال، ج 14، ص 262.  156. کمال‌الدین، ج 1، ص 318؛ بحارالانوار، ج 51، صص 134 و 218. 157. شیخ طوسی، الغیبه، ص 474؛ اثبات الهداه، ج 3، ص 516. 158. نعمانی، الغیبه، ص 239، ب 13، ح 32. 159. نجاشی، رجال، ص 257، رقم 676. 160. معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 334. 161. همان، ص 336. 162. دست‌نویس ایشان در کنار نسخه ایشان (نعمانی، الغیبه، چاپ تبریز، ص 126).  163. ابن غضائری، رجال، ص 95؛ ابن داود، رجال، ص 271؛ علامه حلی، رجال، ص 255.  164. شمیم رحمت، ص 12.  علی اکبر مهدی پور ماهنامه انتظار موعود - شماره 14 ادامه دارد ...

http://fna.ir/P79XHT





94/10/24 - 00:10





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 145]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


دین و اندیشه
پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن