آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت
دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
دستگاه آب یونیزه قلیایی کرهای
راهنمای انتخاب شرکتهای معتبر باربری برای حمل مایعات در ایران
چگونه اینورتر های صنعتی را عیب یابی و تعمیر کنیم؟
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1872028151

بررسی و نقد دیدگاههای قرآنی و حدیثی قرآنیّون اهل سنّت - بخش اول سرکردگان قرآنیّون در شبهقارّة هند
واضح آرشیو وب فارسی:فارس: بررسی و نقد دیدگاههای قرآنی و حدیثی قرآنیّون اهل سنّت - بخش اولسرکردگان قرآنیّون در شبهقارّة هند

پژوهش حاضر به بررسی مهمترین اندیشههای قرآنی و حدیثی جریان فکری نوظهوری موسوم به قرآنیّون میپردازد که خاستگاه آغازین این جریان شبهقارّة هند بود.
چکیده پژوهش حاضر به بررسی مهمترین اندیشههای قرآنی و حدیثی جریان فکری نوظهوری موسوم به قرآنیّون میپردازد که از میان اهل سنّت برخاستند. خاستگاه آغازین این جریان شبهقارّة هند بود، سپس از رهگذر مصر به جهان عرب راه یافت. پیروان این جریان بر آن هستند که قرآن یگانه مرجع معتبر تشریع دین اسلام است. بنابراین، سنّت نبوی را به عنوان یکی از مصادر تشریع، فاقد اعتبار میدانند. در توجیه این اعتقاد، ایشان دو دلیل عمده را مطرح مینمایند: اوّل آنکه احادیث منقول از پیامبر، وحی نیستند، به دلیل اینکه پیامبر از تدوین حدیث خویش نهی کرده است ودوم اینکه این احادیث به سبب تأخیر در کتابت مورد جعل و تحریف قرار گرفته است، لذا حجّیّت ندارند. قرآنیّون از نظر مبانی فکری، تجدّدگرا و خواهان تطبیق قرآن با مقتضیّات زمان و نیز تعدیل مسائل دینی هستند. از نظر روش، آیات قرآن را با روش عقلی مبتنی بر تدبّر و اجتهاد آزاد تفسیر مینمایند و نیز تأثیرپذیری ایشان از علوم عقلی و تجربی باعث شده، حتّی حقایق غیبی و ماورایی آن را با استناد به پدیدههای طبیعی و حسّی تفسیر نمایند. همچنین این فرقه برآنند که نیازی به تفسیر قرآن نیست، چراکه تفسیر تنها در مورد مسائل مبهم و یا پیچیده صورت میگیرد، لکن قرآن کریم کتابی روشن و مبرّا از هر گونه غموض و ابهام است و تنها باید در آیات آن تدبّر نمود. لذا برای روایات و سخن مفسّران وقعی نمینهند و بیشتر استدلالهایشان مبتنی بر شبهه و مغالطه است. بنابراین، مقالة حاضر در ابتدا به معرّفی مشهورترین فرقههای قرآنیّون و بنیانگذاران آن و نیز بررسی گرایشهای فکری و عقیدتی آنان میپردازد، سپس مهمترین اندیشههای آنان را مورد بررسی و نقد قرار میدهد. کلیدواژگان قرآنیّون؛ سنّت؛ احادیث؛ تشریع؛ وحی خدای سبحان قرآن را مشتمل بر تمام دین نازل فرموده است. قرآن همانگونه که آیات محکم مفصّل دارد، مشتمل بر آیات متشابه و مجمل نیز میباشد. خداوند تفصیل، تبیین وتفسیر قرآن را نخست بر عهدة پیامبر(ص)خویش نهاده است، لذا سنّت پیامبر(ص)مفسّر و بیانگذار قرآن است، چنانکه خداوند متعال میفرماید: ﴿...وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ﴾ (النّحل/ 44) و همانطور که قرآن وحی الهی است، سنّت پیامبر(ص)نیز وحی الهی میباشد، لذا در قرآن آمده است: ﴿وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى﴾ (النّجم/4ـ3). در نتیجه، هر دو از سرچشمة واحدی نشأت گرفته است و سنّت همان اهمیّت و جایگاهی دارد که قرآن دارد؛ زیرا سنّت وسیلة بهرهمندی از قرآن، ثقل اصغر و طریق عمل به مقتضای آن است. 1ـ معرّفی قرآنیّون ـ قرآنیّون جریانی فکری با آراء و فرقههای متعدّد هستند که اعتقاد دارند قرآن تنها مصدر تشریع اسلام است و نیازی به تفسیر ندارد. ـ نامگذاری قرآنیّون یا اهل قرآن وصف ستایشی برای این جریان یا حاکی از شدّت تمسّک آنان به قرآن نیست، بلکه این نام از آن روی بر این جریان نهاده شده که آنان اطاعت و پیروی بدون چون و چرا را پیامبر(ص)منکر شدهاند و حال آنکه نصّ قرآن مردم را به پیروی مطلق پیامبر(ص)فراخوانده است. به پندار این جریان، بر پیامبر(ص)وحی غیر از قرآن نشده و برای هیچ سخنی غیر از سخن قرآن حجّتی نیست (ر.ک؛ صبحی منصور، 2006م.: 35 و مزروعة، 2005م.: 55). ـ زیرا پیامبر(ص)هم انسانی چون دیگران است و مثل همة مردم از اشتباه و خطا معصوم نمیباشد (همان). گاه میگویند ما سنّت قولی پیامبر(ص)را حجّت نمیدانیم، امّا سنّت فعلی او را حجّت میدانیم (همان)، لیکن بررسی اقوال و آراء آنان نشان خواهد داد که با سنّت رسول خدا(ص)از اساس مخالف هستند، چه سنّت قولی و چه سنّت فعلی (ر.ک؛ همان و شحرور، 1992م.: 31). 2ـ پیدایش قرآنیّون جنبش اصلاحطلبی و تجدّدخواهی به زعامت احمدخان زمینه را برای ظهور قرآنیّون فراهم آورد و در نتیجة آن تفکّر انکار سنّت نبوی در هند و در زمان اشغال انگلیسها به دست وی پدیدار شد. احمدخان قرآن را با روش عقلی تفسیر نمود و برای پذیرش حدیث شروط سختی را قرار داد که بر اساس آن، بیشتر احادیث را انکار میکرد. سپس عبدالله جکرالوی در پاکستان کار او را پی گرفت. او به تدریس حدیث اشتغال داشت و از همین رو، با شبهاتی دربارة حدیث روبهرو شد، تا آنجا که در نهایت، به طور کلّی، به انکار حدیث پرداخت. او معتقد است خداوند تنها قرآن را بر پیامبر اسلام(ص)نازل کرده است. وی گروهی را به نام «أهل الذّکر و القرآن» بنیان نهاد و ادّعا کرد که قرآن تنها منبع احکام شرعی است. در این زمینه، کتابهای بسیاری را تألیف کرد و فکر احمدالدّین امر تسرّی بنیانگذار گروه امّت مسلمان را بنیان نهاد که به افکار او دعوت میکرد و پس از آن، غلام احمد پرویز به آن دعوت مینمود. سپس از رهگذر مجلّة طلوعالإسلام که آن را برای همین هدف تأسیس کرده بود، دیگران را به افکار خود دعوت کرد و همچنان این افکار در شبهقارّة هند وجود دارد (ر.ک؛ مزروعه، 2005م.: 95). 3ـ سرکردگان قرآنیّون در شبهقارّة هند از جمله قرآنیّون متجدّد میتوان به افراد زیر اشاره نمود: 1ـ3) سیّد احمدخان هندی (1898ـ1817م.) تاریخ قرآنیّون در شبهقارّة هند به این شخص برمیگردد. از جمله تألیفات وی، تفسیر قرآنی ناتمامی است با عنوان تفسیر القرآن وهو الهدی والفرقان. احمدخان در این تفسیر، آیات قرآن را با روش عقلی و با استمداد از علوم تجربی روز تفسیر نموده است. شاید بتوان این تفسیر را اوّلین تفسیری دانست که مفاهیم معنوی و غیبی را با توجّه به پدیدههای طبیعی و مادّی تفسیر کرده است. در این اثر، مفسّر سعی کرده تا میان آیاتی که حاوی مفاهیم معنوی است و آراء شخصی و گرایشهای اعتقادی خویش همسویی ایجاد کند. بنابراین، میتوان گفت تفسیر وی نوعی تفسیر به رأی است. به عنوان نمونه، احمدخان شکافته شدن دریا در داستان حضرت موسی(عرا پدیدة جزر و مد میداند. همچنین وی امور خارقالعاده از جمله ملائکه، جن و شیاطین را انکار میکند و در تفسیر آیاتی که الفاظ ملائکه، جن و شیاطین آمده، ذکر شده که ملائکه را عناصری طبیعی چون باد، باران و آتشفشان تأویل میکند و جن را ساکنان بیابانها و بیشهها که شبهنگام به فعّالیّت میپردازند و کسی آنها را نمیبینند. وی همچنین شیاطین را شهوات و هواهای نفسانی تأویل میکند (ر.ک؛ احمدخان، بیتا، ج 1: 35 و60). همچنین منقول است که احمدخان دربارة احادیث و اخبار نبوی شک کرد و خواهان بازنگری در میراث حدیثی بود (ر.ک؛ سعد رستم، 2008م.: 376). بنابراین، وی منکر سنّت نبوی نبود، بلکه اعتقاد داشت احادیث منتسب به پیامبر(ص)که در کتب اهل سنّت نقل شده، قابل دفاع نیستند. او تنها احادیث متواتری را که نسبت به صحّت منبع آن اطمینان داشت، میپذیرفت. اصلیترین اشکالی که احمدخان مطرح کرد آن بود که نمیتوان به صحّت و درستی متون حدیثی موجود نزد اهل سنّت اطمینان داشت، چراکه راویان آن مدّت زمان بسیاری است که وفات یافتهاند (ر.ک؛ فیضیان، 1389). او معتقد بود نبوّت یک ملکة طبیعی خاص، نظیر سایر قوای بشری است که بنا به اقتضای وقت و محیط شکوفا میشود، چنانکه میوه و گل درختان به موقع خویش میشکفند و میرسند... به نظر او پیامبر(ص) وحی را مستقیماً از خداوند دریافت میکند. جبرئیل در واقع، جلوة مجازی و کنایی قوّه یا ملکة پیامبری است. به نظر او، وحی چیزی نیست که از بیرون به پیامبر برسد، بلکه همان فعّالیّت عقل الوهی در نفس و عقل قدسی بشری اوست... سیّد احمدخان برای تأیید این نظریّه، به این واقعیّت که قرآن نه یکباره، بلکه به تدریج و به مقتضای موقعیّت بر پیامبر(ص)نازل شده، استناد میکرد. وی معتقد بود که قوّة نبوّت بدون استثناء و تبعیض در همة انسانها هست، اگرچه ممکن است درجات او فرق داشته باشد (ر.ک؛ خرّمشاهی، 1364: 60). آیتالله سبحانی در ردّ این نظر غریب چنین بیان میکند: «این نوع تفسیر و تحلیل وحی تنها به دلیل شیفتگی بیش از حد نسبت به علوم تجربی معاصر است که تنها بر پدیدهها و روشهای حسّی تکیه دارد و مشکل اساسی این تفسیر آن است که با گفتههای پیامبران الهی در تناقض است. این نوع تفسیر وحی، مستلزم تکذیب انبیاء است که طبیعتاً سزاوار جایگاه و منزلت عظیم و رفیع ایشان نزد خداوند نیست. قرآن کریم به شدّت این نظریّه را رد میکند و تأکید بر صداقت پیامبر در گفتههایش دارد، چنانچه میفرماید: ﴿مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى﴾ (النّجم/11) و در جای دیگر، ﴿مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى﴾ (النّجم/ 17). این آیات بدین معناست که پیامبر فرشتة وحی را با چشم سَر و چشم قلب رؤیت کرده است» (سبحانی، بیتا: 130). 2ـ3) عبدالله جکرالوی وی در نتیجة برخورد با متشابهات احادیث شریف، عقیدة جدیدی را مطرح کرد که در آن سخن مشهور خود را اعلان نمود: «هَذَا القُرآنُ هُوَ وَحدُهُ المُوحَی بِهِ مِن عِندِ اللهِ تَعَالَی إِلَی مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ أَمَّا مَا عَدَاهُ مِنَ السُّنَّةِ فَلَیسَ بِوَحیٍ». سپس جکرالوی حرکت اسلامستیزی خود را آغاز کرد و سنّت نبوی را کاملاً منکر شد و جماعتی موسوم به «اهل الذّکر و القرآن» را تشکیل داد و زعامت آن را عهدهدار شد. آنگاه به ترویج افکار ضالّة خود پرداخت و در راستای نشر آن، کُتُب بسیاری تألیف کرد. مقرّ دعوت وی لاهور بود. در ادامة فعّالیّتهای ضدّ دینی جکرالوی، تمام علمای اسلام به خروج او از اسلام فتوا دادند. از مهمترین آثار وی، تفسیر القرآن بآیات الفرقان میباشد» (الهیبخش، 1405ق.: 31). 3ـ3) خواجه احمدالدّین امر تسری (1936ـ1816م.) خواجه احمدالدّین امر تسری در شهر امرتسر هند در خانوادهای متدیّن متولّد شد. در مدرسهای دینی درس خواند و به عنوان مبلّغ جوان فعّالیّت میکرد. وی که با اشتیاق به یادگیری حدیث مشغول بود، با احادیثی روبهرو شد که مضامین آن قابل قبول نبود و هر چه در احادیث میاندیشید، بر ناامیدیش افزوده شد تا اینکه نهایتاً به این نتیجه میرسید که به هیچ حدیثی نمیتوان اطمینان کرد. او نخستین بار در کتاب معجزة القرآن (1917م.) مخالفت خود را با حدیث ابراز کرد و کوشید تا احکام ارث را صرفاً بر قرآن استوار سازد. در 1918میلادی، «انجمن امّۀ مسلمة» را بنیان نهاد. 4ـ3) غلام احمد پرویز (بنیانگذار طلوع اسلام) قرآنیّون قبل از غلام احمد پرویز بر آن بودند که قرآن همة مسائل دینی از خُرد و کلان را در خود جای داده است و بنابراین، قرآن آنان را کفایت میکند. امّا پرویز بر این باور بود که قرآن تنها کلّیّات دین را به اختصار بیان کرده است و جزئیّات و شرح و تفصیل آن به عهدة ولیّ امر مسلمین است و اوست که دستورهای دین را متناسب با مقتضیّات و شرایط روز تعیین میکند (ر.ک؛ مزروعة، 2005 م.: 43). پرویز نسبت به اندیشههای غربی بسیار سعة صدر داشت و اعتقاد داشت بایسته و شایسته است که اسلام با این افکار همساز شود. معتقد بود به این علّت که هیچ جدل و مناقشهای در نظریّات علمی راه نمییابد، پس باید قرآن را بر اساس این نظریّات تفسیر کرد. پرویز از جمله قرآنیّون است که تألیفات بسیاری داشت. از جملة این تألیفات عبارتند از: «أنا والرّب، إبلیس و آدم، المجتمع المسلم، عالم الغد، الحرکة القادیانیّة، ختم النّبوة و القرآن والدّکتور محمّد إقبال» (همان). 5ـ3) فرقههای قرآنیّون در زمان حاضر امروزه تعدادی از این فرقهها در پاکستان، هند و برخی کشورهای اروپایی به فعّالیّت مشغولاَند، بهویژه انگلستان که محلّ تجمّع تعداد زیادی از دانشجویانی است که برای تحصیل و یا اشتغال به آنجا میروند. بارزترین این فرقهها عبارتند از: 1ـ5ـ3) أهل الذّکر و القرآن (عبدالله جکرالوی) این فرقه پیرو افکار عبدالله جکرالوی مؤسّس جنبش امّت مسلمان و نیز امر تسری هستند. در طیّ زمان این گروه دچار ضعف و سّستی شد. هماکنون فعّالیّت این گروه محدود به تعداد بسیار اندکی است و عدّهای نیز به گروههای دیگر مانند طلوع اسلام پیوستند. پیروان این گروه، نماز جمعه را در دو رکعت که هر رکعت تنها یک سجده دارد، ادا میکنند. در شبانهروز سه بار نماز میگذارند و پس از رکوع بر نمیخیزند و بلافاصله به سجده میروند. 2ـ5ـ3) طلوع اسلام (غلام احمد پرویز) این گروه از سوی غلام احمد پرویز در هند ظهور و آنگاه با انتقال وی به پاکستان بدانجا نفوذ کرد. این جنبش فعّالترین، قدرتمندترین، و خطرناکترین گروه قرآنیّون است که افراد بسیاری را به خود جلب کرد، بهویژه آنکه تعداد بسیاری از پیروان سایر گروههای ضعیف قرآنیّون ـ مانند اهل ذکر و قرآن ـ نیز به این جماعت پیوستند. نشریّة مشهور طلوع اسلام از سوی این گروه منتشر میشود که کلّ فرقه نیز به همین نام نامیده میشوند. همچنین جلسههای متعدّدی که به واسطة این گروه تشکیل میشود، تأثیر چشمگیری در ترویج افکار قرآنیّون، بهویژه در میان مسلمانان پاکستان داشته است (ر.ک؛ همان). 3ـ5ـ3)تعمیر انسانیّت (عبدالخالق مالواده) تشکیل این فرقه به زمانهای دوری برنمیگردد و تأسیس آن نیز از سوی هیچ یک از سران قرآنیّون سابق انجام نگرفت، بلکه شخصی بسیار متموّل به نام عبدالخالق مالواده که شیفتة افکار منکرین سنّت، بهویژه پرویز بود، به تشکیل آن مبادرت نمود و اینکه چرا به گروه وی نپیوست، جای سؤال است! آیا محافظهکار بود؟ آیا تمایل به کسب شهرت علّت آن بود و قصد داشت با انفاق مال و تأسیس گروهی مستقل، کسب آوازه کند؟ پاسخ را نمیدانیم. 4ـ مشهورترین قرآنیّون در جهان عرب از جملة آنان عبارتند از: 1ـ4) محمّد توفیق صدقی وی اوّلین کسی است که با تأثیرپذیری از افکار قرآنیّون شبهقارّة هند، با انتشار مقالاتی در مجلّة المنار و با شعار «الإسلام هو القرآن وحده» این افکار را به جهان عرب انتقال داد (ر.ک؛ رشیدرضا، بیتا، ج10: 140). او از منکران سنّت در مصر بود که در باب اعجاز عددی در قرآن کریم سخن بسیار میگفت و کتابی با عنوان معجزة القرآن الکریم در این زمینه تألیف نمود. وی مدّعی نبوّت بود. دکتر صبحی منصور که با او رابطهای نزدیک داشت، شاهد این ادّعا است و به همین دلیل، از او کناره گرفت (صبحی منصور: 2007م.). 2ـ4) محمّد شحرور وی مهندسی سوری است. آنچه وی را از سایرین متمایز میکند، تکیه بر عدم ترادف در آیات قرآن است. به رأی شحرور، قرآن با فرقان، رسول با نبی، عباد با عبید، شاهد با شهید و نیز کلامالله با کلماتالله متفاوت است. کتاب نازل شده بر محمّد(ص)دو قسمت است: 1) کتاب نبوّت که مشتمل بر حقیقت وجود است و میان حقّ و باطل تمایز قائل میشود. 2ـ کتاب رسالت که شامل قواعد سلوک انسانی است و میان حلال و حرام تفاوت ایجاد میکند (ر.ک؛ شحرور، بیتا: 31). 3ـ4) محمّد ابوزید الدمنهوری وی از پرورشیافتگان مرکز دینی «دار الدّعوة و الإرشاد» است که به دست رشیدرضا تأسیس شد. از جمله تألیفهای وی عبارت است از: الطّلاق المدنی فی القرآن و الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن. او خواهان منسوخ کردن سنّت نبوی منقول از بخاری (ر.ک؛ الخطیب، 1974م.: 504) و مسلم (ر.ک؛ رشیدرضا، بیتا: 49) و نیز منکر نبوّت آدم(ع) است و معجزات و آیاتی را که از ملائکه و جن سخن میگوید، با استناد به مسائل مادّی و تجربی تفسیر مینماید (ر.ک؛ الذّهبی، 2000م.، ج 2: 359). 4ـ4) احمد صبحی منصور وی رهبر معنوی قرآنیّون در جهان عرب است. در اثناء تدریس در دانشگاه الأزهر از سوی سلفیهای صوفی و پس از آنها، وهّابی، طرد و در نهایت، در سال 1987 میلادی اخراج و به مدّت دو ماه هم به اتّهام انکار سنّت زندانی شد. منصور مقالات و تألیفهایی دارد که در آن مسلمانان را به افکار خویش دعوت میکند. همچنین در مرکز ابنخلدون، انجمنهای تبلیغاتی برگزار میکرد. وی پس از تعطیل شدن این مرکز، به عنوان پناهندة سیاسی به آمریکا مهاجرت کرد و از سال 1977 به بحث و پژوهشی پرداخت، لیکن به دلیل عدم کسب مقبولیّت از مخاطبین طرد و کتابهای وی جمعآوری شد. 5ـ شبهات قرآنیّون اساس شبهات آنان بر چند اصل بنا شده که پس از بررسی و تحقیق معلوم خواهد شد که هیچ کدام از آنها استوار نیست و اهمّ آنها چنین است: 1ـ قرآن جامع و تبیان هر چیزی است و نیاز به سنّت پیامبر(ص)ندارد. 2ـ تنها وظیفة پیامبر(ص)، ابلاغ وحی قرآنی است و غیر از آن، وحی وجود ندارد و در مواردی که سخن پیامبر(ص)غیر از قرآن باشد، حجّیّتی ندارد؛ زیرا او بشری همچون سایر انسانهاست و امکان صواب و خطا در کلام او میرود. 3ـ سنّت پیامبر(ص)، اعمّ از قولی و فعلی، مقیّد به زمان پیامبر است و عمومیّت زمانی و مکانی ندارد. 4ـ اگر سنّت همچون قرآن وحی الهی میبود، پیامبر(ص) از تدوین آن منع نمیکرد و خلیفة اوّل و دوم متخلّفین از این حکم را مجازات نمیکردند. 5ـ قرآن نیاز به تفسیر ندارد؛ زیرا در جایی تفسیر لازم است که متنی معقّد و پیچیده وجود داشته باشد و چون قرآن، عربی مبین است، لذا احتیاج به تفسیر ندارد و در نتیجه، نیازی به سنّت نبوی برای تفسیر قرآن نیست. 1ـ5) شبهة اوّل؛ جامعیّت قرآن و عدم نیاز به سنّت قرآنیّون معتقدند که نیازی به سنّت نیست؛ زیرا قرآن فراگیر تمام شریعت است و مردم در عمل به قرآن به کمال دین میرسند (ر.ک؛ صبحی منصور، 2006م.: 34 و الهیبخش، 1989م.: 50). توضیح آنکه قرآن در بیان احکام و شرایع چیزی را فروگذار نکرده است، لذا نیاز به مصدر و منبع دیگری به نام سنّت وجود ندارد، به دلیل اینکه قرآن فرموده است: ﴿مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ﴾ (الأنعام/ 38)؛ ﴿...وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ...﴾ (النّحل/ 89). اینگونه آیات به روشنی دلالت بر آن دارد که تمام دین و احکام آن در قرآن بیان شده است و به نحوی تبیین و تفصیل داده که نیازی به غیر خود ندارد و اگر گفته شود که نیاز به سنّت دارد، موجب خلف میشود (ر.ک؛ صبحی منصور، بیتا: سایت اهلالقرآن). پاسخ شبهة اوّل این دیدگاه قرآنیّون مخالف اتّفاق علمای فریقین است؛ زیرا همة آنها قایلاَند که قرآن اصول کلّی و بنیادهای دین و احکام آن را بیان کرده است و تفصیل و کیفیّت آنها را به عهدة پیامبر(ص)گذارده است؛ مثلاً اصل نماز، روزه، زکات و.. را بیان فرموده، امّا کیفیّت انجام آنها و کمّیّت آنها را به رسول خود واگذارده، چون ادّعای اتّفاق علمای فریقین شده است (ر.ک؛ ابنکثیر، بیتا، ج4: 513) که به برخی از کلام فریقین اشاره میشود. ـ اوزاعی نیز چنین اعتقادی از او نقل شده است (ر.ک؛ سباعی، بیتا: 178). ابنجوزی نیز گفته است: «قرآن تبیان هر چیزی است که مربوط به دین میباشد یا به نصّ قرآنی یا بهوسیلة سنّت پیامبر(ص)و اجماع مسلمانان (ر.ک؛ ابنالجوزی، 1404ق.، ج4: 78). همچنین جصّاص آورده است: «قرآن تبیان هر چیزی است، به این معنی میباشد که قرآن یا به وضوح یا به دلالت، امور دین را بیان کرده است، لذا به دلالت فرموده است: ﴿...وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا...﴾ (الحشر/7)؛ ﴿...وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ * صِرَاطِ اللَّهِ...﴾ (الشّوری/53ـ52) و ﴿مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ...﴾ (النّساء/80). قرآن با این آیات دلالت و راهنمایی به این حقیقت کرده که آنچه را رسول خدا(ص) بیان فرموده، وحی الهی و مصداق تبیان قرآن است؛ زیرا خدا ما را به اطاعت و پیروی از دستورهای پیامبر(ص)امر فرموده است. همچنین اجماع نیز منشاء قرآنی دارد؛ زیرا خود قرآن بر صحّت اجماع دلالت دارد (ر.ک؛ جصّاص، 1405 ق.، ج 3: 61). نیز شوکانی نوشته است: «معنای ﴿تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ﴾ این است که در قرآن بسیاری از احکام بیان گردیده است و آن به پیامبر(ص) واگذار و مردم هم مأمور به پیروی از آن حضرت شدهاند و در روایت صحیح آمده است: «إِنِّی أُوتِیتُ الکِتَابُ وَمِثلُهُ مَعَهُ» که مراد از «مِثلُهُ مَعَه» سنّت پیامبر(ص)میباشد، کوتاه سخن آن که «تبیان» قرآن مربوط به قواعد و اصول کلّی است و تفاصیل و رفع اجمال از آنها به عهدة رسول خدا(ص)میباشد» (شوکانی، 1404ق.، ج 7: 42). شایستة یادآوری است که علمای شیعه نیز در تفسیر آیه بر همین نظر تأکید ورزیدهاند. علاّمه طباطبائی(رض) در تفسیر آیه فرموده است که ممکن است مراد از کتاب در آیة شریفه، « قرآن» یا «لوح محفوظ» باشد. اگر مراد، « قرآن» باشد، مقصود آن است که در این کتاب آسمانی اصول کلّی مربوط به توحید، نبوّت و معاد آمده است، چون قرآن کتاب هدایت میباشد و آنچه مربوط به هدایت بشر میشد، در آن بیان گردیده است (ر.ک؛ طباطبائی، 1399 ق.، ج 12: 325) و اگر مراد از کتاب در آیة شریفه، «لوح محفوظ» باشد، از محلّ بحث خارج میباشد. آیتالله جوادی آملی نیز نوشته است: «مراد از «مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ» آن است که خدا هیچ امری را تأمینکنندة سعادت بشر باشد، وانگذاشته است و در قرآن بیان کرده است تمام بنیانها و اصول کلّی دینی که ضامن سعادت بشر میباشد، به طور مفصّل یا مجمل در قرآن آمده است و تبیین جزئیّات آنها را به مخاطب مستقیم و أولی (یعنی شخص پیامبر(ص)) وانهاده است، چنانکه در روایت از امام باقر(ع) فرموده است: «إِنَّمَا یَعرِفُ القُرآنَ مَن خُوطَبَ بِهِ» و اینگونه نیست که قرآن همة حقائق عالم از جمله علوم و فنون را بیان کرده باشد» (جوادی آملی، 1381، ج 1: 225). به علاوه، اگر بپذیریم که قرآن جامع همة حقایق و حاوی تمام علوم دنیا و آخرت است، از آنجا که بر اساس روایت حضرت علی(ع) (ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ (نهجالبلاغه/ خ 18) )، قرآن پیدایی زیبا و نهانی ژرف دارد و از سویی، همة انسانها از مرتبة فهم واحدی برخوردار نیستند، چارهای نیست که باید در فهم این معارف و راهیابی به ژرفای باطنی قرآن به مخاطب حقیقی و راسخان در علم مراجعه شود، چنانکه در روایات زیادی به این حقیقت تصریح شده است؛ از جمله: «امام صادق(ع) فرموده است: «ما راسخان در علم هستیم و ما تأویل قرآن را میدانیم» (کلینی، 1426ق.، ج 1: 122). همچنین فرموده است: «راسخان در علم، أمیرالمؤمنین علی(ع) و امامان بعد از او هستند» (همان). کوتاه سخن اینکه اصل این کلام که قرآن تبیان هر چیزی است، کلام درستی میباشد، ولی سخن قرآنیّون که پیامبر(ص)فقط مأمور ابلاغ آیات قرآن بود و بس، سخنی باطل و غیرقابل پذیرش است. بهویژه بطلان سخن قرآنیّون آنگاه روشن میشود که به آیات دیگر قرآنی که بیانگر نقش و جایگاه پیامبر(ص)است، توجّه و عنایت شود؛ از جمله: ﴿وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ﴾ (النّحل/ 64) و ﴿...یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ﴾ (آلعمران/169). به عبارت دیگر، سنّت پیامبر(ص)بیانی افزون بر ابلاغ قرآنی است؛ زیرا معارف و احکام قرآنی در ساحت عمل نیاز به تطبیق مصون از اشتباه دارد و این تطبیق علمی، مسئولیّت مزید بر ابلاغ بوده که فقط پیامبر(ص)میتوانسته از عهدة آن برآید. لذا نمیتوان گفت که سنّت، تحمیلی بر قرآن است و نیازی به آن نیست و قرآن علاوه بر ابلاغ وحی، از وظایف دیگر پیامبر(ص)همچون تلاوت، تزکّی، تعلیم کتاب و حکمت یاد کرده است. 2ـ5) شبهة دوم؛ فقط قرآن بر پیامبر(ص)وحی شده است و سنّت آن حضرت، منشاء وحیانی ندارد، لذا فاقد حجّیّت است یعنی سنّت نبوی نوعی اجتهاد شخصی آن حضرت است و نه وحی مَنزَل از جانب خدا و هر بشری در اجتهاد خود میتواند به واقع برسد و مصیب باشد یا به خطا رود و به واقع نرسد. لذا سنّت پیامبر(ص)مصون از خطا و اشتباه نیست و به همین دلیل، حجّیّت ندارد و پیروی آن بر ما لازم نمیباشد. آری، سنّت فعلی پیامبر(ص)دربارة برخی از احکام مثل نماز، روزه و زکات که به تواتر به ما رسیده، حجّیّت دارد و ملزم به پیروی از آن هستیم، نه روایاتی که به صورت معنعن بهواسطة جامعان حدیث تدوین شده است. لذا باید گفت: «سخنی جز سخن قرآن و سنّتی غیر از سنّت خدا وجود ندارد» (مزروعة، 2005م.: 55). پاسخ شبهة دوم پاسخ این شبهه از چند وجه قابل ارائه است: الف) از نگاه قرآن کریم، آیات عدیدهای دالّ بر وجود وحی دیگر غیر از وحی قرآنی دارد و از نظر حجّیّت مثل وحی قرآنی است؛ از جمله: ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى﴾ (النّجم/ 4ـ1). مقتضای این آیه آن است که پیامبر(ص)بر اساس ارادة خدا و نیز تعلیم، ارشاد و وحی او سخن میگوید. از نظر ادبی این دو آیه به روش «قصر» بیان شده است؛ یعنی طریق نفی (وَمَا یَنطِقُ...) و استثناء (إِن هُوَ إِلاَّ وَحیٌ یُوحَی) و هرگاه «فعل» در سیاق نفی قرار گیرد، دلالت بر عموم میکند. توضیح اینکه طبق این قاعدة ادبی از آیه استفاده میشود که سخن آن حضرت(ص)مقصور و محصور در وحی است و سخنی نمیگوید مگر به وحی الهی ولاغیر. به تعبیر آیتالله جوادی آملی: «این آیه دلالت دارد که نطق وگفتار پیامبر(ص)عین وحی و کلام خدا است که از زبان حضرت جاری میشود، چنانکه فرموده است: ﴿وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى﴾ (الأنفال/ 17). بر این اساس، گویا آیه میخواهد بگوید: «وَمَا تَکَلَّمتَ وَلَکِنَّ اللهَ تَکَلَّم» » (جوادی آملی، 1381: 64). در نتیجه، حجّیّت سنّت عملی و قولی پیامبر(ص)به صورت مطلق اثبات میشود؛ زیرا در آیه از مطلق نطق پیامبر(ص)نفی هوی (چه هوای نفس وچه هوا در رأی) شده است (ر.ک؛ طباطبائی، 1391ق.: 27). لازم به یادآوری است که کسی نمیتواند ادّعا کند که ضمیر «هُوَ» در «إِن هُوَ إِلاَّ وَحیٌ...» به قرآن برمیگردد؛ زیرا در سیاق آیات ذکر از قرآن نیامده تا مرجع ضمیر «هُوَ» قرار گیرد، بلکه بر اساس فهم همة مفسّران قرآن، مرجع این ضمیر «نطق» میباشد که از فعل مضارع «یَنطِقُ» استفاده میشود. ب) شبهة دوم قرآنیّون از نگاه روایات و اجماع علماء فریقین نیز مردود است؛ از جمله حضرت علی(ع)فرموده است: «خدای سبحان پیامبرش را از آغاز طفولیّت با فرشتهای بزرگ از فرشتگانش همراه ساخت تا شب و روز راه سلوک سجایا و خویهای نیک را به او بنمایاند» (نهجالبلاغه/ خ192). ارباب تواریخ و صاحبان سِیَر نیز همین مضمون و تکلّم فرشتگان با حضرت و نداهای آسمانی را که میشنید، گزارش کردهاند (ر.ک؛ طبری، 1413ق.، ج 2: 294). ج) دلیل عقلی نیز نافی سخن قرآنیّون است؛ زیرا اگر سنّت حضرت به وحی الهی نباشد، در معرض تهمت، خطا یا سهو و نسیان قرار میگیرد و سازگار با امر به اطاعت همهجانبه و پیروی مطلق از رسول خداست که در قرآن «که خود قرآنیّون هم آن را حجّت میدانند»، آمده است، از جملة ﴿لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ (الأحزاب/ 21) و ﴿وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ﴾ (القلم/4). مقتضای آیات این است که آن حضرت از تمام جهات اسوه و الگو و دارای خُلق عظیم بوده است؛ هم از جهت گفتار و هم از نظر کردار. عقل حکم میکند که پیامبر باید از هر نظر معصوم باشد وگرنه نمیتوان پیامبر را به صورت جزمی و یقینی تصدیق کرد و از این نظر، عقل و شرع هر دو توافق بر عصمت همهجانبه پیامبر(ص)و حجّیّت اقوال و افعال وی را دارد (ر.ک؛ مطعنی، 1420ق.: 94). این موضوع در کتب کلامی به صورت مستوفی بحث شده است (ر.ک؛ حلّی، بیتا: 350). همچنین مفسّران قرآن این بحث را مفصّلاً در ذیل آیة ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ...﴾ (النّساء/ 59) بحث کردهاند (ر.ک؛ طباطبائی، 1391ق.، ج 4: 389). مراجع قرآن کریم. ابنالجوزی، ابوالفرج عبدالرّحمن. (1404ق.). زاد المسیر فی علم التّفسیر. بیروت: المکتب الإسلامی. ابنحنبل، احمد. (1414ق.). مسند أحمد بن حنبل. ط 2. بیروت: دار الفکر، ط 2. ابیعمر، عثمان بن عبدالرّحمن. (1416ق.). مقدّمة ابنالصّلاح فی علوم الحدیث. بیروت: دار الکتب العلمیّة. ابنکثیر، اسماعیل بن عمر. (بیتا). تفسیر القرآن العظیم. تحقیق عبدالعزیز غنیم. مصر: دار الشّعب. ابنمنظور، محمّد بن مکرم. (بیتا). لسانالعرب. بیروت: دار صادر. الأعظمی، محمّدمصطفی. (1409ق.). دراسات فی الحدیث النّبوی وتاریخ تدوینه. ط 2. بیروت: المکتب الإسلامی. بخاری، محمّد بن اسماعیل. (1405ق.). الجامع الصحیح. بیروت: نشر عالم الکتب. جصّاص، احمد بن علی. (1405ق.). أحکام القرآن. بیروت: دار احیاء التراث العربی. جوادی آملی، عبدالله. (1381). تفسیر موضوعی قرآن کریم. قم: مرکز نشر اسراء. الحکیم، محمّدتقی. (1979م.). الأصول العامة للفقه المقارن. قم: مؤسسة آل البیت(ع). حلّی، حسن بن مطهّر. (بیتا). کشف المراد فی شرح تجرید الإعتقاد. تحصیح حسن حسنزادة آملی. قم: جامعة مدرّسین. خادمحسین، الهیبخش. (1405ق.). القرآنیّون و شبهاتهم حول السّنّة. الطائف: مکتبة الصّدیق. الخطیب البغدادی، أبیبکر أحمد. (1974م.). تقیید العلم. حقّقه یوسف العش. ط 2. بیروت: دار احیاء السّنّة النّبویّة. خرّمشاهی، بهاءالدّین. (1364). تفسیر و تفاسیر جدید. طهران: نشر کیهان. الذّهبی، محمّدحسین. (2000م.). التفسیر والمفسّرون. ج 2. القاهرة: مکتبة وهبة. رشیدرضا، محمّد. (بیتا). مجلّة المنار. ش10. السّبحانی، جعفر. (بیتا). العقیدة الاسلامیةعلی ضوء مدرسة أهل البیت (علیهمالسّلام). ترجمة جعفر الهادی. بیروت: الوکالة العالمیّة للتّوزیع. سعد، رستم. (2008م.). الفرق والمذاهب منذ البدایات. ط 1. الدّار البیضاء. سعید منصور، محمّد. (1993م.). منزلة السّنّة فی الکتاب. القاهرة: مکتبة وهبة. شحرور، محمّد. 01992م.). الکتاب والقرآن؛ قرائةمعاصرة، بیروت: شرکة المطبوعات. شریف رضی، محمّد بن حسین. (2004م.). نهجالبلاغه. شرح محمّد عبده. قم: انتشارات لقاء. شوکانی، محمّد بن علی. (1404ق.). فتح القدیر الجامع بین فنّی الروایةوالدرایة مِن علم التّفسیر. بیروت: المکتب الإسلامی. صالح، صبحی. (1428 ق.). علوم الحدیث ومصطلحه. ط 1. قم: ذوی القربی. صبحی منصور، احمد. (2006 م.). القرآن و کفی. (5/ یولیو/ 2006)؛ www.ahl-alquran.com/arabic/main. ـــــــــــــــــــ . (2007م.). البخاری ورشاد خلیفة؛ .www.ahl-alquran.com طباطبائی، محمّدحسین. (1391ق.). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات. طبری، جریر. (1413ق.). تاریخ الأمم و الملوک. بیروت: مؤسّسة عزّالدّین للطّباعة والنّشر. الطّهرانی، آقابزرگ. (1387ق.). الذّریعة إلی تصانیف الشّیعة. ط 1. طهران: المکتبة الإسلامیّة. عبدالخالق، عبدالغنی. (1413م.). حجّیّة السّنّة. ط 2. مصر: المنصورة دار الوفاء. عتر، نورالدّین. (1401ق.). منهج النقد فی علوم الحدیث. ط 2. دمشق: دار الفکر. فیضیان، محسن. (1389). «بیاعتباری سنّت همراه با اعتباربخشی خاص به قرآن». سایت الهیّات شیعه؛www.elahiyat_shia.ir. فوزی، رفعت عبدالمطّلب. (1400ق.). توثیق السّنّة فی القرن الثّانی الهجری؛ أسسه واتّجاهاته. ط 1. مصر و القاهرة: مکتبة الخانچی. کلینی، محمّد بن یعقوب. (1426ق.). الکافی، بیروت: مؤسّسة الأعلمی. مجلسی، محمّدباقر. (1405ق.). بحارالأنوار. بیروت: دار احیاء التّراث العربی. مزروعة، محمود محمّد. (بیتا). شبهات القرآنیین حول السّنّة النّبویّة. سایت منتدی التّوحید؛ www.eltwhed.com. مطعنی، عبدالعظیم ابراهیم. (1420ق.). الشّبهات الثّلاثون. القاهرة: مکتبة وهبة. منصور جوده، اسماعیل. (1416 ق.). تبصیر الأمّة بحقیقة السنّة. بیجا: بینا. مؤدّب، سیّدرضا. (1386). تاریخ الحدیث. قم: انتشارات دانشگاه. الهندی، احمدخان. (بیتا). تفسیر القرآن وهو الهدی والفرقان. ج 1. ترجمة محمّدتقی فخر داعی گیلانی. طهران: مطبعة آفتاب. یعقوبی، احمد. (بیتا). تاریخ الیعقوبی. قم: نشر فرهنگ اهل بیت(ع). فصلنامه معارف قرآنی شماره 16 ادامه دارد...
95/04/19 :: 06:30
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
خشم و مدیریّت آن در قرآن کریم - بخش اول موارد صحیح ابراز خشم
خشم و مدیریّت آن در قرآن کریم - بخش اولموارد صحیح ابراز خشم خشم یکی از اساسیترین و فراگیرترین هیجانها در وجود آدمی است و نقشی بسزا در حفظ موقعیّت عزّت نفس و صیانت از او در هنگام تهدید دارد چکیده خشم یکی از اساسیترین و فراگیرترین هیجانها در وجود آدمی است و نمحمد انور اصغری تبرک در منابع حدیثی اهل سنت
محمد انور اصغریتبرک در منابع حدیثی اهل سنت تنها فرقهای که تبرک به آثار انبیا و صلحا را قبول ندارند و بدعت میشمارند وهابیان هستند چکیده مقاله تبرک به اشیای با برکت و آثار اولیای الهی بهویژه تبرک جستن به آثار رسول گرامی اسلام نزد مسلمانان از امور بدیهی است در قرآن کرهدفشناسی اقناع در تربیت با تأکید بر داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن - بخش اول شیوههای اقناعی حضرت ابراهیم(ع)
هدفشناسی اقناع در تربیت با تأکید بر داستان حضرت ابراهیم ع در قرآن - بخش اولشیوههای اقناعی حضرت ابراهیم ع در معناشناسی اقناع آن رابه راضی و همراه کردن افراد برای گرایش به موضوع فعّالیّت یا هدفی خاص تعریف کردهاند چکیده خداوند متعال حضرت ابراهیم ع را علاوه بر مقام رساعمال دهه اول ماه محرم ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام
بدانكه اين ماه ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضاعليه السلام روايت استكه چون ماه محرّم داخل مى شد پدرم را كسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود ابرنامه ششم توسعه از منظر تربیت اقتصادی نقد و بررسی می شود
۵ و ۶ مهرماه برنامه ششم توسعه از منظر تربیت اقتصادی نقد و بررسی می شود شناسهٔ خبر 3776470 - جمعه ۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴ ۰۸ دین و اندیشه > اندیشمندان jwplayer display inline-block; معاونت پژوهش و نشر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی با همکاری کانون اقتصاد نشست نقد و بررسی برنموعودگرایی در قرآن و عهدین - بخش اول نقش حضرت عیسی(ع) در زمان ظهور منجی موعود
موعودگرایی در قرآن و عهدین - بخش اولنقش حضرت عیسی ع در زمان ظهور منجی موعود یکی از باورهای دینی که وجه مشترک آموزههای وحیانی به شمار میرود موعودگرایی است چکیده یکی از باورهای دینی که وجه مشترک آموزههای وحیانی به شمار میرود «موعودگرایی»کتاب «شناخت، بررسی نقد کلامی جریان های انحرافی مهدویت» منتشر شد
معرفی کتاب کتاب شناخت بررسی نقد کلامی جریان های انحرافی مهدویت منتشر شد شناسهٔ خبر 3777048 - شنبه ۳ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲ ۳۸ دین و اندیشه > اندیشکده ها jwplayer display inline-block; کتاب شناخت بررسی نقد کلامی جریان های انحرافی مهدویت تالیف حسین حجامی توسط انتشارات پژوهشنقد وبررسی کنشگری علمی و مدیریتی دکتر غلامعباس توسلی
در ادامه سلسله همایشهای جامعهشناسان و جامعه ایرانی نقد وبررسی کنشگری علمی و مدیریتی دکتر غلامعباس توسلی شناسهٔ خبر 3783808 - شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳ ۳۶ دین و اندیشه > اندیشکده ها jwplayer display inline-block; انجمن جامعه شناسی ایران نشست نقد وبررسی کنشگری علمی و مدیریتفیلم وقتی نیچه گریست نقد و بررسی میشود
در خانه اندیشمندان علوم انسانی فیلم وقتی نیچه گریست نقد و بررسی میشود شناسهٔ خبر 3776316 - جمعه ۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳ ۲۱ دین و اندیشه > اندیشکده ها jwplayer display inline-block; نقد و بررسی فیلم وقتی نیچه گریست به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می شود به گزارگونهشناسی رویکردهای آموزۀ مهدویت درچارچوب ظرفیت تمدنی - بخش اول روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری
گونهشناسی رویکردهای آموزۀ مهدویت درچارچوب ظرفیت تمدنی - بخش اولروش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری آموزه مهدویت بخشی مهم از اندیشۀ اسلامی است که میتواند از طریق ترسیم آیندهای دستیافتنی در شکل دادن به جوهره و روح حاکم بر تمدن جدید اسلامی نقشآفرین باشد چکیده آموزه م-