آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت
دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
دستگاه آب یونیزه قلیایی کرهای
راهنمای انتخاب شرکتهای معتبر باربری برای حمل مایعات در ایران
چگونه اینورتر های صنعتی را عیب یابی و تعمیر کنیم؟
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1871822334

مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی - بخش دوم و پایانی سلسله مراتب هفت گانه هستی
واضح آرشیو وب فارسی:فارس: مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی - بخش دوم و پایانی
سلسله مراتب هفت گانه هستی
تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد.

ج) سلسله مراتب هفت گانه هستی مسلمانان براساس آموزه های دینی معتقد به هفت آسمان و هفت زمین بودند. منشأ این دیدگاه به آیه شریفه: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الأ رْض مِثْلَهُنَّ» (1) و حدیث پیامبر که اشاره به هفت گانه بودن آسمان ها و زمین دارد، (2) برمی گردد. با وجود اختلاف نظری که در تفسیر این آیه شریفه وجود دارد، اصل هفت گانه بودن آسمان و زمین به عنوان امر مسلم نزد مسلمانان پذیرفته شده است. (3) یکی از تفسیرهای رایج این است که هر یک از طبقات آسمان به یکی از افلاک اختصاص دارد. بر این اساس مسلمانان معموره زمین را نیز به هفت قسمت تقسیم می کردند و هر یک را اقلیم (4) می نامیدند. به بیان دیگر گویی هر یک از اقلیم ها مظهر یا امتداد یکی از آسمان ها بود. یاقوت و ابوالفداء سخن ابوریحان بیرونی را درباره این اقلیم ها و تقسیمات آن نقل می کنند. یاقوت شهرهای واقع در هر اقلیم را نیز بر می شمارد و هر یک از این اقالیم را به یکی از افلاک یا طبقات آسمان منسوب می دارد. (5) روشن است که آشکار شدن نادرستی پندارهای پیشینینان درباره افلاک و اقالیم، تأثیری در نقش ترویجی قرآن نسبت به علوم مختلف و نیز کوشش دانشمندان برای بهره گیری از آموزه های دینی ندارد. د) پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن یکی از ویژگی های بارز جغرافیای اسلامی تعامل و درهم آمیختگی آن با تاریخ است به گونه ای که جدا کردن این متون از یکدیگر بسیار دشوار است. برخی از بهترین جغرافی دانان، همچون مسعودی مورخان بزرگی نیز بوده اند. به نظر کراچکوفسکی، عبدالواحد مراکشی تنها دانشمند مسلمانی است که سعی در جداسازی تاریخ و جغرافیا داشته است. (6) به نظر می رسد که خاستگاه این ویژگی، خود قرآن کریم باشد. قرآن کریم بارها به سیر و سیاحت در زمین و مطالعه در میراث و احوال اقوام و تمدن های پیشین، به منظور کشف علل و عوامل انحطاط یا کمال آنها و شناخت سنت های الهی حاکم بر حیات اجتماعی سفارش می کند. (7) این توصیه ها یکی از اساسی ترین انگیزه های سفر، و پیدایش سفرنامه ها در میان مسلمانان بوده است، همان گونه که یاقوت همین آیات را راهنمای نوشتن کتابش می داند و با استناد به آنها آثار به جا مانده از پیشینیان را منبع معرفت و عبرت و مایه کسب دانش می داند. (8) از سوی دیگر قرآن، خود نیز گزیده هایی پندآموز از تاریخ و سرگذشت پیامبران، حوادث و وقایع مهم و سرنوشت ساز اقوام و ملل را روایت می کند، به تحلیل آنها می پردازد، علل سقوط و تکامل امت های گذشته را معرفی می کند و کراراً تمامی انسان ها و به ویژه صاحبان اندیشه را به مطالعه و تدبر در آنها سفارش می نماید. جغرافی نویسان با الهام از این شیوه، بیان مطالب جغرافیایی اماکن و شهرها را با شرح حوادث و وقایع مهم و گاه سرگذشت شخصیت های معروف آنها، همراه ساخته اند و در مشاهدات خود از شهرها درپی مطالعه تاریخ آنها و درک سنت های الهی و اسباب پیشرفت یا انحطاط آنها نیز بوده اند. ابن حوقل بروز ستمگری و حسادت در میان مردم «طبنه» (میان راه افریقا تا تاهرت)، (9) و به وجود آمدن سوء نیت در مردم «حدث» و «مرعش» (از بلاد شام) (10) تمسک به شیطان، سرکشی و طغیان و جرأت بر خداوند تعالی را در مردم اردبیل (11) علت از بین رفتن نعمت های گذشته، گرفتاری و آوارگی و هلاکت مردم معرفی می کند. یاقوت از این که «اسفیجاب» (از شهرهای ماوراءالنهر)، با وجود مردمی صالح و دین دار دچار حوادث ناگوار گردیده است، ابراز تعجب می کند؛ زیرا به باور او از سنت خداوندی چنین انتظاری نمی رود. (12) ﻫ) اماکن مذکور در قرآن و انعکاس آن در نوشته های جغرافیایی 1. اماکن مقدس مواضع و مکان هایی که از دید قرآن به نحوی برخوردار از قداست و کرامت هستنند، در نوشته های جغرافیایی اسلامی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده اند وجغرافی دانان مسلمانان بر ضرورت شناخت این گونه اماکن تأکید کرده اند. (13) نخستین نوشته های جغرافیایی در اسلام متونی است که با استناد به قرآن و احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله)، در مدح و ذکر فضائل مکان های مقدس و مواضعی که اهمیت دینی دارند، نوشته شده است. این گونه نوشته ها با توصیف مکه و مدینه آغاز شد که تکامل آن در دوره های بعد به پیدایش کتب فضائل انجامید. مکه، مدینه، قدس و مصر از شهرهایی هستند که قرآن کریم آنها را به سایر شهرها برتری داده است. (14) یک. مکه مکه اولین شهر مقدس اسلام است که دانشمندان جغرافیا آیات نازل شده در شأن آن را دلیل برتری آن بر سایر سرزمین ها می دانند. (15) قرآن کریم از آن با نام های «ام القری»، (16) «البلد الامین»، (17) و از کعبه که در آن شهر است با نام های «البیت العتیق»، (18) «البیت الحرام» (19) و «مسجد الحرام» یاد کرده است. از نگاه قرآن خانه کعبه و حریم آن، محل امن و امان است، (20) کعبه قدیمی ترین معبد (توحید) در جهان، منشأ خیرات و برکات و مایه هدایت جهانیان است (21) و هرکس بر آن وارد شود درامان خواهد بود. (22) نقش محوری مکه و مرکزیت آن تنها به جغرافیای معنوی جهان اسلام محدود نمی شود؛ بلکه در واقع نیز بسیاری از بزرگ ترین جغرافی دانان مسلمان، مکه و کعبه را مرکز جهان می دانند، تا آنجاکه این باور به عنوان یکی از ویژگی های شاخص «مکتب کلاسیک» معرفی شده است. بزرگانی از نمایندگان این مکتب چون اصطخری، ابن حوقل و مقدسی مکه را مرکز جهان می دانند و شرح مکه را مقدم بر سایر جاها آورده اند. قدامه بن جعفر و ابن رسته و ابن فقیه نیز اگرچه عراق را مرکز جهان اسلام می دانند؛ از نظر آنها مکه بالاترین مقام را دارد (23) و ابن حوقل خود به این نکته تصریح کرده است. (24) ابوالفداء نیز که به جغرافیای نجومی مسلط است، از تقسیم بندی و شرح بلاد به ترتیب اقالیم هفت گانه نجومی پیروی نمی کند، بلکه از ابن حوقل تبعیت کرده، به دلیل وجود خانه خدا و مرقد رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در جزیرهالعرب، بحث خود را از آنجا آغاز می نماید. (25) سراسر معجم البلدان نیز که به سبک فرهنگ نامه تدوین شده است، مشحون از نام ها و اعلام جغرافیایی مربوط به مکه است و ظاهراً یاقوت از تمامی کوه ها، دره ها، چاه ها، راه ها، کوچه ها و محله های مکه که تا آن زمان شناخته شده بوده، یاد کرده است دو. مدینه و مسجدالاقصی نام مدینه نیز چند بار، البته نه به عنوان تکریم، در قرآن آمده است، (26) حتی قرآن به نام جاهلی آن، یثرب، نیز اشار دارد. (27) ازاین رو جغرافی دانان، احادیث و دعاهای پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این زمینه را نقل کرده اند. (28) نام مسجدالاقصی در آیه نخست سوره اسراء آمده است که به سفر شبانه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مسجدالحرام به آنجا و به معراج اشاره دارد. (29) آیه هفت همین سوره و آیات مربوط به تغییر قبله نیز تلویحاً به آن اشاره کرده است. (30) مصر نیز ازجمله سرزمین های مقدس است که نام آن پنج بار ضمن سرگذشت موسی(علیه السلام) و یوسف(علیه السلام) در قرآن آمده است. (31) برخی مفسرین آیات دیگری را نیز به مصر نسبت می دهند که یاقوت همه را به عنوان تکریم و بزرگداشت مصر نقل می نماید. (32) جغرافی دانان و جهانگردان مسلمان همچنین با اشتیاق تمام هر جا را که نشان و اثری از پیامبر عظیم الشأن اسلام داشته، شناسایی و یاد کرده اند. مثلاً بعثت پیامبر اسلام و هجرت ایشان، مهم ترین حادثه های زندگی آن حضرت است. کوه های حرا (33) و ثور، (34) نقاط مرتبط با این دو حادثه هستند که در نوشته های مسلمین یاد شده اند. نیز معراج پیامبر یکی دیگر از رویدادهای مهم حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) است. (35) مسجد الحرام که ذکر آن گذشت و مسجدالأقصی با این واقعه پیوند دارند. نوشته های جغرافیایی درگزارش بیت المقدس بیشتر به توصیف مسجدالاقصی پرداخته اند (36) و در آن موقعیت قبه المعراج، قبه النبی و قبه الصخره را ذکر کرده اند. یاقوت روایتی نیز درباره صخره نقل می کند و اینکه جای پای مبارک آن حضرت بر روی آن، زیارت می شود، (37) تکیه این مقاله بر آیات قرآن است؛ اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مکان هایی که از آن حضرت در مدح آنجا حدیثی نقل شده است، مورد توجه جغرافی دانان بوده و مهم ترین این اماکن همان مکه، مدینه و بیت المقدس است. (38) نام های گوناگونی نیز به مکه (39) و مدینه (40) نسبت داده شده است که برگرفته از این احادیث است. همچنین است مساجدی که به دست مبارک آن حضرت بنا شده است مانند مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله) که مرقد مطهر، محراب و منبر آن حضرت و روضه نیز درون آن قرار دارد، (41) و مسجدالتقوی (42) (مسجد قبا) که در احادیث نیز فضائل بسیاری برای آن روایت شده است، (43) و مساجد دیگری که از شهرت برخوردار نیستند و یا هر مکان دیگری که آن حضرت هنگام عبور، در آن نماز گزارده است. (44) در این زمینه همچنین باید به مواضع جنگها و غزوه های پیامبر(صلی الله علیه و آله)، لشکرگاه ها و منازل پیامبر در مسیر رفت و بازگشت جنگ ها و حتی گذرگاه های آن حضرت (45) اشاره کرد. سرانجام باید گفت تمامی اماکنی که پیامبر در آنجا حدیثی فرموده، مانند بجدان، حزوره و شامه (46) و حتی جاهایی که تنها نامشان در حدیث یاد شده است، محل بستن قراردادها، مشاهد و مقابر اصحاب آن حضرت(صلی الله علیه و آله)، شهرهایی که از پیامبر(صلی الله علیه و آله) امان نامه دریافت کرده اند، زمین هایی که پیامبر آنها را به دیگران به اقطاع داده است، همه توسط جغرافی دانان حفظ شده است. سه. اماکن مقدس مربوط به سایر پیامبران مورد دیگری که در این حیطه باید مد نظر قرار گیرد، اماکن مرتبط با دیگر ادیان و پیامبران پیشین است. قرآن پیامبران را با احترام و قداست یاد کرده، ایشان را با اوصافی نیک می ستاید و آنان را بهترین الگو و سرمشق برای تربیت انسان ها معرفی می نماید. (47)و در بسیاری از سوره ها بر تاریخ و سرگذشت آنان تکیه دارد. ازاین رو در نگاه مسلمانان مناطقی که در پیوند با تمامی انبیای الهی است، از جایگاهی والا برخوردارند. مولد و مدفن، مشاهد و مقامات ایشان زیارتگاه مسلمین و مکان استجابت دعا محسوب می شوند. از این نظر، فلسطین (بیت المقدس)، دمشق، حلب، حران و شهرهای دیگر نزدیک به آن و به طورکلی منطقه شام ـ که در طول تاریخ مقر و کانون برگزیدگان بزرگ الهی بوده ـ رتبه اول را داراست. یاقوت به استناد روایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بیت المقدس را به عنوان مدفن حضرت آدم، إسحاق، ابراهیم، یعقوب، یوسف(علیه السلام)، نیز مکان رؤیای صادقه ابراهیم(علیه السلام) و سخن گفتن عیسی(علیه السلام) در گهواره با مردم معرفی می کند و در آنجا زیارتگاه های دیگری را چون محراب مریم و ذکریا و یعقوب و خضر(صلی الله علیه و آله)، و مقام پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و جبرئیل(علیه السلام) برمی شمارد. (48) او همچنین در بیان فضائل دمشق روایاتی مبنی بر تولد ابراهیم(علیه السلام) در غوطه دمشق در قریه ای در کوه قاسیون و فرود عیسی(علیه السلام) در مناره بیضا در شرق دمشق نقل می کند. مکان های استجابت دعا را نیز که هر یک به پیامبری منتسب است نام می برد. (49) اشتیاق مسلمانان به شناسایی محل وقوع این حکایات، آنها را به جستجوی این مواضع برانگیخته است و البته این جستجو همیشه به توفیق نینجامیده است. چه بسا که مکان دقیق یا واقعی آن را نیافته اند ویا در موضع آن اتفاق نظر نداشته اند و گاه نیز چند موضع را به یک حادثه نسبت داده اند. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که تلاش مسلمانان در جهت شناسایی این گونه مکان ها به پیشرفت جغرافیا مدد رسانده است. 2. اماکن غیر مقدس در آثار جغرافیایی افزون بر اماکن مقدس چون مشاهد و مقامات انبیا که زیارتگاه مسلمین به شمار می آیند، مکان های مربوط به حوادث مهم زندگی پیامبران نیز که قرآن کریم از آنها حکایت دارد، ثبت شده است. مکان هایی نظیر «حصن (قلعه) ابن عماره» (50) که صاحب آن، همان کسی است که در داستان حضرت موسی و خضر(صلی الله علیه و آله)، کشتی های سالم را غصب می کند؛ (51) «باجروان»، (52) همان جایی است که خضر چشمه آب حیات را یافت و موسی و خضر از ساکنین آنجا تقاضای غذا کردند؛ (53) «کوه جودی»، که کشتی حضرت نوح(علیه السلام) بر آن نشست؛ (54) «کوثی ربا»، که در آن ابراهیم(علیه السلام) به آتش انداخته شد؛ (55) «جُبّ یوسف»، چاهی که برادران یوسف(علیه السلام) او را در آن افکندند؛ (56) «دریای قلزم»، میان قلزم و ایله، که خداوند فرعون و سپاهیانش را در آن غرق کرد؛ (57) از مواردی هستند که دانشمندان جغرافیا به موقعیت های آن اشاره کرده اند. از سرزمین ها و محل های سکونت امتهای پیامبران که به سبب ناسپاسی و کفر ورزیدن به خدا و پیامبرشان به عذاب الهی گرفتار شده اند این موارد شایسته یادآوری است: احقاف: سرزمین قوم عاد؛ (58) حجر: سرزمین قوم ثمود؛ (59) تبوک: سرزمین اصحاب الایکه که شعیب بر آنها مبعوث شد؛ (60)دیار قوم لوط؛ (61) أبسُس: شهری که اصحاب کهف اهل آن بودند؛ (62) (اما درمورد محل خود غار اختلاف نظر وجود دارد) (63) دیار سبا یا مأرب: که که ساکنین آن کفران نعمت کرده و گرفتار عذاب خداوند (سیل عرم) شدند؛ (64) أیله: شهر یهودیانی که خداوند صید روز شنبه را بر آنان حرام کرد و سرپیچی نمودند و به صورت میمون و خوک مسخ شدند. (65) و) مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن و تأثیر آن بر نوشته های مسلمانان قرآن کریم پدیده های طبیعی را آیات و نشانه های خداوند، تجلی علم و قدرت او و شناخت آنها را زمینه و راهنمای انسان به سوی شناخت خداوند می داند؛ (66) و آنجاکه می خواهد حس شکرگزاری انسان را تحریک کند، بر همین پدیده ها و نقش آنها در زندگی انسان، به عنوان نعمات الهی تأکید می کند. (67) نگاه متفکران و جغرافی دانان مسلمان به طبیعت و پدیده های آن نیز از همین منظر است. حمد و ستایش یاقوت از پروردگار برای آفرینش زمین و پدیده های آن، که در ابتدای مقدمه کتابش با تلفیقی از آیات قرآن بیان می کند، (68) و یا آیاتی که در باب نخست کتاب، پیش از ابتدا به سخن از شکل زمین و بیان اختلاف آرا در این زمینه، درباره زمین (69) آورده است، (70) نمایانگر همین نگاه است. افزون بر این، از آنجاکه قرآن کریم برای مسلمانان منبع اصلی علم محسوب می شود، به نظر می رسد، نوعی همسانی و تناسب بین مضامین موجود در قرآن در ارتباط با آیات و نشانه های طبیعی با مطالب مندرج در جغرافیا وجود دارد و دانشمندان در توصیف پدیده های طبیعی به عناصری چون آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها بیشترتوجه دارند، که قرآن بر آنها به عنوان آیات و نعمت های الهی تأکید دارد. شاید بتوان مهم ترین این موارد را به شرح زیر یاد کرد: 1 ـ و) آب: توجه جغرافی دانان مسلمان به آب هم ناشی از تأکیدهای مکرر قرآن بر نقش حیاتی آب و دستورات دینی در باب مصرف آن و هم به جهت کمیاب بودن آب از لحاظ موقعیت اقلیمی جهان اسلام است. در آموزه های قرآنی، آب سرآغاز خلقت (71) و منشأ حیات (72) است. نزول باران از نشانه های خداوند (73) و برکات او، منشأ رویش گیاهان و احیای زمین، ایجاد باغ ها، درختان و دانه ها و میوه ها است. (74) همچنین آب، خود پاکیزه (75) و پاک کننده و از بین برنده آلودگی هاست. (76) رودها نیز از آیات و نعمت های خداوند هستند که خداوند آنها را برای انسان مسخر ساخته است، (77) از سوی دیگر آب جزء لاینفک بهشتی است که به مؤمنین وعده داده شده (78) و ازاین رو برای مسلمانان یادآور بهشت است. دریاها همچون رودها در خدمت انسان قرار دارد، تا از منافع آن، چون گوشت تازه، زینت ها و کشتی هایی که برای حمل و نقل در حرکتند، بهره مند شود. (79) جغرافی دانان مسلمانان با تکیه بر آیات قرآن بر این باورند، که آب های روی زمین از آسمان است. برخی از آنان معتقدند، که آب دریاها باقی مانده طوفان نوح (80) است و به اعتقاد پاره ای دیگر آب های روی زمین، چشمه ای جوشان از آب آسمان است. (81) یاقوت با نقل این دیدگاه ها، خود باور دسته اول را می پذیرد و آن را سخنی نیکو می داند که دل پذیرای آن است. (82) دانشمندان افزون بر شرح دریاها، دریاچه ها و رودهای روی زمین، در خلال وصف اماکن و شهرها، به کمیت آب آنها (83) و راه های تأمین آب شهرها (به اینکه از رودها و نهرها، (84) چشمه ها، (85) قنات ها، (86) چاه ها (87) و یا از جمع آوری آب باران در آب انبارها (88) تأمین می شوند) اشاره کرده اند. همچنین آنان به کیفیت آب آشامیدنی مناطق (شیرینی، شوری و ...)، (89) چگونگی آبیاری زمین های زراعتی (90) و جنبه های دیگر نیز عنایت خاص دارند. برکات و رزق و روزی از دریاها، چون ماهی ها و انواع آن نیز از نظر جغرافی نویسان دور نمانده است. نمونه آن خبری است که ابن حوقل، درباره ماهی های نواحی اران (رود کر و ارس) (91) آورده است یا آنچه صاحب معجم البلدان درباره تنوع ماهی در تونس که در جاهای دیگر یافت نمی شود (92) می گوید و یا هفتاد و نه نوع ماهی را در اخبار جزیره تنیس نام می برد. (93) درباره دیگر دستاوردهای دریا چون مروارید و مرجان و مکان های صید آنها نیز خبر داده شده است. به عنوان نمونه ابن حوقل دو نقطه را در دریای فارس (اقیانوس هند) بعه عنوان معدن مروارید معرفی و تأکید می کند به جز در دریای فارس معدن مروارید دیگری نمی شناسد. (94) 2 ـ و) گیاهان: درختان و میوه ها و کشتزارها، نیز از آیات و نشانه های الهی به شمار می آیند که خداوند آنها را روزی بندگانش قرار داده است. (95) انگور (96) و خرما (97) میوه هایی هستند که به کرّات و به صراحت در قرآن کریم از آنها یاد شده است. نام انار (رمان)، (98) زیتون (99) و انجیر (100) نیز در قرآن آمده است. دانه ها و سبزیجاتی چون گندم، عدس، پیاز، سیر، خیار نیز در قرآن نام برده شده است. جغرافی دانان مسلمان درپی وصف آب نقاط گوناگون، زمین ها و محصولات کشاورزی آنها، درختان و باغ های میوه، که حیات آنها بسته به آب است، را وصف کرده اند و وجود آنها را نشانه برکت خداوند دانسته اند. گزارش ابن حوقل درباره محصولات کشاورزی و میوه های منصوره (از شهرهای سند) (101) یا درباره خاک جرجان و میوه های سردسیری و گرمسیری آن؛ (102) وصف ابوالفداء از طبیعت غرناطه (103) و أغمات (از بلاد مغرب) (104) و خبر یاقوت از شهر حلب که آن را، به لحاظ فراوانی انواع میوه، شهری پر برکت و برتر از سایر شهرها می داند (105) در زمره شواهدی است که می توان به آن اشاره کرد. درختان انبوه و میوه های لذیذ، بوستان هایی که همواره نهرهایی در پای آنها جاری است، در نگاه مسلمانان، نه تنها نشانه و مظهر قدرت خداوند است، یادآور سبزی و خرمی بهشت او نیز می باشد. به همین دلیل است که آنان هر جای را که پر از درخت و میوه و سبزه و گل و چشمه و رود و مانند آن دیده اند، با اشتیاق توصیف کرده، آنها را به بهشت تشبیه کرده اند. غوطه دمشق، رود ابله، (106) سُغد سمرقند و دره بوان (در فارس)، (107) چهار نقطه زیبای دنیاست که مسلمانان به آنها صفت بهشت داده، در نوشته های خود از آن به عنوان «جنات اربعه» یاد کرده اند. 3 ـ و) حیوانات: قرآن در برخی آیات خود، به حیوانات اهلی و منافعی که برای انسان دارند، اشاره می کند. به استفاده انسان از از شیر، گوشت (108) و پوست حیوانات و بهره مندی از آنها به عنوان وسیله سواری و حمل و نقل بارهای سنگین تکیه می نماید. (109) همچنین فرایند تولید شیر را مایه عبرت انسان می داند. (110) ابن حوقل همچون دیگر جغرافی دانان، از چهارپایان هر منطقه صفات و ویژگی ها و واردات و صادرات آنان، سخن می گوید. تاهَرت ( از شهرهای مغرب) که یکی از معادن چهارپایان، مانند گوسفند، قاطر و اسب های تاتاری زیرک است، (111) زوزان و نواحی ارمینیه و اران که قاطرها و شهریه های نیکو (اسب تاتار) دارد، (112) در شمار نمونه های فراوانی است که او یاد می کند. 4 ـ و) کوه ها: در قرآن از کوه ها به میخ ها (113) و لنگرهای زمین تعبیر شده است که زمین را از بی قراری و لرزه باز می دارند، (114) و همچون آیات دیگر خداوند، به نظاره در آنان و اینکه چگونه برافراشته شده اند، دعوت شده است. (115) یاقوت با استناد به برخی از این آیات اختلاف نظر دانشمندان درباره کوه ها را بیان می نماید (116) و در فرهنگ بزرگ خود تمامی کوه های شناخته شده تا آن زمان را شرح می دهد. ابوالفداء نیز بخش اول کتاب خویش را به شرح کوه های زمین اختصاص داده است. (117) 5 ـ و) راه ها: راه ها، نیز به نظر قرآن در شمار آیات الهی قرار دارند که به منظور هدایت انسان، در روی زمین قرار داده شده اند و خداوند قرار دادن آنها را به خود نسبت می دهد. (118) عنوان عمومی «مسالک و ممالک» که متعلق به یک دسته از مهم ترین آثار جغرافیایی در اسلام است، حاکی از آن است که در این گونه نوشته ها، شناسایی مسیرها و راه های ارتباطی، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. ابن حوقل نیز در گزارش هر یک از ولایات، پس از شرح شهرهای بزرگ و مهم، از راه های ارتباطی آنها سخن به میان می آورد و در خلال گزارش راه ها و مسیرها، ضمن بیان فاصله هر شهر با شهر دیگر، به ویژگی های طبیعی و جغرافیایی آنها می پردازد. نتیجه زوال مسئله تحدید علم از متافیزیک و اثبات پیوند میان آرای متافیزیکی و علم و تأثیر آن در شکل گیری و تکامل علم زمینه را برای سخن گفتن درباره اسلامی سازی علوم فراهم ساخته است. از سوی دیگر تجربه تاریخی مسلمانان معطوف به تمدن پیشین اسلامی، می تواند به عنوان نمونه ای تحقق یافته از تأثیر متافیزیک بر علم کاویده شود. فراوانی نسبی منابع دانش جغرافیا و تنوع سبک های آن نیز این قابلیت را دارد تا به عنوان یک مصداق مورد بررسی قرار گیرد. مسلمانان در گسترش دانش جغرافیا از برخی شیوه ها و اندیشه های یونانی، ایرانی، سریانی، هندی و حتی در برخی موارد اندیشه های عربی پیش از اسلام متأثر بوده اند و منابع مربوط به آنها، مایه های اولیه ذهن و فکر مسلمانان را فراهم کرده است، اما نمی توان نقش آموزه های دینی را در ایجاد شالوده ای مناسب و ترکیب این عناصر نادیده انگاشت. دیدگاه قرآن درباره اهمیت علم، کسب آن و لزوم سودمندی آن مسلمانان را ترغیب کرد تا با هدف برآوردن نیازهای جامعه اسلامی در طلب علم و دانش برآیند، و آموزه های جغرافیایی قرآن مانند هفت گانه دانستن آسمان ها و زمین؛ توصیه های قرآن مبنی بر سفر کردن، تکریم و تقدیس برخی مکان ها به ویژه محوریت و برتری دادن به مکه، همچنین قصص قرآن درباره پیامبران و اقوام گذشته و تأکید بر شناخت آیات الهی و نظیر این ها بر مبانی، جهت گیریها، ابعاد و سازوکارهای جعرافیا تأثیر گذاشت. استفاده مستقیم از دانش جغرافیا برای انجام درست وظایف دینی مانند تشخیص جهت و مسیر کعبه، شناسایی اماکن جغرافیایی مذکور در قرآن و مرتبط با انجام وظایف دینی مذکور در قرآن و فراتر از اینها، تجلی خدا و انعکاس بهشت شمردن پدیده های طبیعی مورد توجه جغرافیا و عشق ورزیدن به آن و با دقت و شوق بی حد به وصف آنها پرداختن[1] می تواند با تعریف و معیارهای امروزی برای متافیزیک از مصادیق تأثیرپذیری دانش جغرافیا در گستره تمدن اسلامی از مبانی متافیزیکی آن به حساب آید. شاید هیچ یک از کسانی که دفاعی منطقی از تمدن پیشین اسلامی دارند و از ارزش تمدن پیشین سخن می گویند بر آن نیستند که خود و دیگران را به زندگی در سبک و سیاق پیشینان دعوت کنند. اما بی تردید بازشناسی سازوکار بنیان نهادن دانش بر آموزه های وحیانی مورد نظر آنهاست. امروز، چه دانش جغرافیا را در زمره علوم انسانی بشمریم یا علوم طبیعی، آنچه محل تردید نیست قرار داشتن آن در زمره علوم دخیل در گستره تمدن اسلامی است. چگونگی سازگار شدن دانش هایی که خاستگاه درون دینی ندارند با آموزه های دینی مورد علاقه همه کسانی است که به ضرورت بومی سازی علم باور دارند و این مقاله کوششی ابتدایی در این مسیر بود. در تمامی مراحل نگارش این مقاله از انتخاب موضوع تا ویرایش نهایی، افزون بر راهنمایی های سازنده استاد گرامی جناب آقای دکتر محسن الویری، از روش علمی و منش اخلاقی ایشان هم بهره مند بوده ام و وظیفه خود می دانم از ایشان به طور ویژه تشکر کنم. پی نوشت: 1. طلاق (65): 12. 2. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 24. 3. همان، ج 1، ص 23. 4. اقلیم در واقع نواری از عرض زمین است که موجب تفاوت نیم ساعت باشد. 5. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 32 ـ 28؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 9 ـ 8 . 6. کراچکوفسکی، تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ص 22. 7. آل عمران (3): 137؛ انعام (6): 11؛ نحل (16): 36؛ حج (22): 46؛ نمل (27): 69؛ روم (30): 9 و 42؛ یوسف (12): 109؛ روم (30): 9؛ فاطر (35): 44؛ غافر (40): 21 و 82 ؛ محمد (47): 10. 8. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 8 ـ 7. 9. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 85 . 10. همان، ص 167 ـ 166. 11. همان، ص 288 ـ 287. 12. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 180 ـ 179. 13. همان، ج 1، ص 8 . 14. روایات بسیاری نیز در مدح این شهرها رسیده است که جغرافی دانان آنها را نقل کرده اند. 15. یاقوت، معجم البلدان، ج 4، ص 464 ـ 463؛ ج 5، ص 188 ـ 181. 16. انعام (6): 92؛ شوری (42): 7؛ قصص (28): 59. 17. تین (95): 3. 18. حج (22): 29 و 33. 19. مائده (5): 97. 20. بقره (2): 125. 21. آل عمران (3): 96. 22. آل عمران (3): 97. 23. تشنر و مقبول، تاریخچه جغرافیا در تمدن اسلامی، ص 18. 24. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 15. 25. ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 73. 26. توبه (9): 101 و 120؛ احزاب (33): 60؛ منافقون (63): 8 . 27. احزاب (33): 13. 28. یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 83 . 29. اسراء (17): 1. 30. بقره (2): 144 و 150 ـ 149. 31. بقره (2): 61 ؛ یوسف (12): 21 و 99؛ یونس (10): 87؛ زخرف (43): 51. 32. یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 137. 33. همان، ج 2، ص 233؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 78. 34. همان، ج 2، ص 87 ـ 86 ؛ همان، ص 78. 35. اسراء (17): 1. 36. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 159 ـ 158؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 241؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 172 ـ 166. 37. همان، ص 168 ـ 167. 38. همان، ص 84 ـ 83 ، 167 ـ 166 و 183. 39. مانند ام رحم، باسه، بکه، حاطمه، رأس، صلاح، عرش، قاس، کوثی، مذهب، معاد، مقدسه، ناسه، نساسه و ... همان، ص 182 و ج 5 ـ 1 ذیل همین واژه ها. 40. مانند طیبه، المسکینه، العذراء، المحبه، الناجیه، و ... . (همان، ص 83) 41. همان، ص 87 ـ 86 ؛ ابن حوقل، صوره الأرض، ص 38 ـ 37. 42. توبه (9): 108. 43. یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 124؛ ج 4، ص 302؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 81 . 44. نقاطی نظیر أخضر، بحره، ثنیه مدران، بحره، جیفه، زراب، ضجنان، عصر، فرع و ... . (یاقوت، معجم البلدان، ج 5 ـ 1، ذیل همین واژه ها) 45. به عنوان مثال مناطقی چون احجارالثمام، تربان، جیش، صخیرات و عمیس ازجمله منازل رسول خدا| در جنگ بدر و دبه، ذفران و رحقان، مکان های میان راه، و اصافر و خریم نام گردنه هایی است که پیامبر| در مسیر بدر از آنها گذر کرده است. (همان، ج 5 ـ 1، ذیل همین واژه ها) 46. همان، ذیل همین عناوین. 47. احزاب (33): 21؛ ممتحنه (60): 4. 48. یاقوت، معجم البلدان، ج 5، ص 170. 49. همان، ج 2، ص 465 ـ 464. 50. در ساحل دریای فارس. 51. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 54؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 543؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 331. 52. شهری از نواحی باب الابواب نزدیک شروان. 53. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 313. 54. همان، ج 2، ص 179؛ ابن حوقل، صوره الأرض، ص 206؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 69 . 55. همان، ص 219؛ همان، ج 4، ص 487. 56. همان، ص 160؛ همان، ج 2، ص 100؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 243. 57. همان، ص 51؛ همان، ج 1، ص 80 ؛ همان، ص 117. 58. همان، ص 44؛ همان، ج 1، ص 115. 59. همان، ص 39؛ همان، ج 2، ص 221؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 89 به نقل از ابن حوقل. 60. همان، ص 40 ـ 39؛ همان، ج 2، ص 14؛ همان، ص 87 . 61. همان، ص 169؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 228. 62. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 73. 63. همان، ج 3، ص 61 ؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 383. 64. همان، ص 97؛ ابن حوقل، صوره الأرض، ص 35؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 4، ص 110؛ ج 5، ص 37 ـ 34. 65. ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 53؛ همان، ج 1، ص 292؛ همان، ص 87 . 66. بقره (2): 164؛ آل عمران (3): 190؛ نحل (16): 12؛ روم (30) 24؛ فصلت (41): 39؛ جاثیه (45): 5 و 13؛ و بسیاری آیات دیگر. 67. روم (30): 46؛ لقمان (31): 31؛ شوری (42): 33. 68. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 7. 69. قرآن، نبأ (78): 7 ـ 6 ؛ غافر (40): 64؛ نوح (71): 19. 70. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 16. 71. هود (11): 7. 72. انبیاء (21): 30. 73. انعام (6): 99؛ نحل (16): 65 ؛ زمر (39): 21. 74. ق (50): 9؛ نمل (27): 60 ؛ نحل (16): 65 ؛ حج (22): 63 ؛ ابراهیم (14): 32 و آیات دیگر. 75. فرقان (25): 48. 76. انفال (8): 11. 77. رعد (13): 3؛ ابراهیم (14): 32 و آیات دیگر. 78. بقره (2): 25؛ آل عمران (3): 15، 136، 195 و 198؛ نساء (4): 13، 57 و 122؛ مائده (5): 12، 85 و 119 و آیات بسیار دیگر. 79. نحل (16): 14. 80. با استناد به سوره هود (11): 44. 81. با استناد به سوره های مؤمنون (23): 18؛ زمر (39): 21. 82. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 342. 83. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 53، 75، 78، 81 ـ 80 ، 181 و 204؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 159، ج 2، ص 465؛ ج 3، ص 251؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 115، 129، 171، 378 و 419. 84. همان، ص 72، 86 ، 89 ، 191، 200 و 212؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 137، 139، 173، 311، 343 و 457. 85. همان، ص 37 و 117؛ همان، ص 277 و 449. 86. همان، ص 271؛ همان، ص 337، 413 و 451. 87. همان، ص 37، 53، 212، 279 و 372؛ همان، ص 89 ، 145 و 421. 88. همان، ص 164، 206 و 314؛ همان، ص 33، 95 و 257؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 60 و 283 و ج 5، ص 168. 89. همان، ص 80 ، 117 و 314؛ همان، ص 91، 145 و 421؛ همان، ج 1، ص 100؛ ج 2، ص 60 . 90. همان، ص 314؛ همان، ص 49، 93 و 383. 91. همان، ص 291. 92. یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 61 . 93. همان، ص 53. 94. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 52. 95. بقره (2): 22؛ انعام (6): 99؛ رعد (13): 4 ـ 3؛ ابراهیم (14): 32؛ نحل (16): 11 ـ 10؛ مؤمنون (23): 19 ـ 18. 96. عنب و اعناب 11 بار: سوره های بقره (2): 266؛ انعام (6): 99؛ کهف (18): 32؛ رعد (13): 4؛ نحل (16): 11 و 67 ؛ اسراء (17): 91؛ مؤمنون (23): 19؛ عبس (80): 28؛ یس (36): 34؛ نباء (78): 32. 97. نخل و نخیل 20 مورد: سوره های بقره (2): 266؛ انعام (6): 99 و 141؛ رعد (13): 4؛ نحل (16): 11 و 67 ؛ اسراء (17): 91؛ کهف (18): 32؛ مریم (19): 23 و 25؛ طه (20): 71؛ مؤمنون (23): 19؛ شعراء (26): 148؛ یس (36): 34؛ ق (50): 10؛ قمر (54): 20؛ الرحمن (55): 11 و 68؛ الحاقه (69): 7؛ عبس (80): 29. 98. انعام (6): 99 و 141؛ الرحمن (55): 68 . 99. انعام (6): 99 و 141؛ نحل (16): 11؛ تین (95): 1. 100. تین (95): 1. 101. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 277. 102. همان، ص 324. 103. ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 177. 104. همان، ص 135. 105. یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 285 ـ 284. 106. شاخه ای از دجله، در بصره که دوباره به دجله می ریزد. 107. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 392 ـ 391؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 464؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 484. 108. نحل (16): 66 ؛ مؤمنون (23): 21. 109. نحل (16): 8 ـ 5. 110. نحل (16): 66 ؛ مؤمنون (23): 21. 111. ابن حوقل، صوره الأرض، ص 86 . 112. همان، ص 297. 113. نباء (78): 7. 114. رعد (13): 3؛ حجر (15): 19؛ نحل (16): 15؛ نمل (27): 61؛ لقمان (31): 10؛ ق (50): 7. 115. غاشیه (88): 19. 116. یاقوت، معجم البلدان، ج 1، ص 23. 117. ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 72 ـ 64 . 118. نحل (16): 15؛ طه (20): 52؛ انبیاء (21): 31؛ زخرف (43): 10. زهرا منصوری: دانشجوی دکتری فلسفه و روش شناسی علم در دانشگاه دولتی مسکو. فصلنامه علمی ـ پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی 14 انتهای متن/
94/05/11 - 06:01
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی - بخش اول تأثیر نگاه قرآن در نوشته های جغرافیایی مسلمانان
مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی - بخش اولتأثیر نگاه قرآن در نوشته های جغرافیایی مسلمانانتأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد چکیده تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفمبانی فلسفی ـ سیاسی حاکمیت در اندیشه اسلامی و سکولار - بخش دوم و پایانی ارزشگذاری و فرجامگرایی در اندیشه اسل
مبانی فلسفی ـ سیاسی حاکمیت در اندیشه اسلامی و سکولار - بخش دوم و پایانیارزشگذاری و فرجامگرایی در اندیشه اسلامیبینش اسلامی تصویری از حاکمیت را ارائه می دهد که در آن ملت گرچه خود بر سرنوشت خویش حاکم می گردد اما در پدیداری این حکومت نگاهی به آسمان دارد و آن را از جانب خداوند تلمبانی پرورش صلهرحم و نقش آن در سبک زندگی اسلامی - بخش دوم و پایانی پرورش مبانی صله رحم و تأثیر آن در سبک زندگ
مبانی پرورش صلهرحم و نقش آن در سبک زندگی اسلامی - بخش دوم و پایانیپرورش مبانی صله رحم و تأثیر آن در سبک زندگی اسلامیهدف پژوهش حاضر بررسی مبانی پرورش صله رحم و نقش کلیدی آن در ایجاد همبستگی و تحکیم تعاملات و پیوندهای میان اعضای شبکه خویشاوندی و اجتماعی است رابطه پرورش مبسنت علمی در تمدن اسلامی - بخش دوم و پایانی اصل کاربردی کردن دانش؛ علم معطوف به عمل
سنت علمی در تمدن اسلامی - بخش دوم و پایانیاصل کاربردی کردن دانش علم معطوف به عملتمدن اسلامی به اذعان مورخان علم منشأ بسیاری از تحولات علمی و فناورانۀ کنونی و قرن ها هدایتگرِ مبدعِ فعالیت های علمی بوده است اصل چهارم آزاداندیشی حقیقت جویی بی تعصب آزاداندیشی علمی تلاشی آگدستاورد حافظان فرهنگ و تمدن ایرانی ـ بخش دوم و پایانی ده یک موقوفات کشور، برای رصدخانه مراغه
دستاورد حافظان فرهنگ و تمدن ایرانی ـ بخش دوم و پایانیده یک موقوفات کشور برای رصدخانه مراغهدستاوردهای تمدنی هر ملتی برای مردمش موجودیتی فراهم می سازد که شناخت آن بسی مهم است ازجمله این دستاوردها برای مردم ایران در دوره ایلخانی رصدخانه مراغه و ربع رشیدی بوده که در اثر همت مردامبانی فلسفی ـ سیاسی حاکمیت در اندیشه اسلامی و سکولار - بخش اول معرفت شناسی سکولار
مبانی فلسفی ـ سیاسی حاکمیت در اندیشه اسلامی و سکولار - بخش اولمعرفت شناسی سکولاربینش اسلامی تصویری از حاکمیت را ارائه می دهد که در آن ملت گرچه خود بر سرنوشت خویش حاکم می گردد اما در پدیداری این حکومت نگاهی به آسمان دارد و آن را از جانب خداوند تلقی می کند چکیده پذیرش حااقتدار علمی در اندیشه سیاسی اسلام - بخش دوم و پایانی سلطنت علم
اقتدار علمی در اندیشه سیاسی اسلام - بخش دوم و پایانیسلطنت علمدر اندیشه سیاسی اسلام اصل حفظ عزت مسلمانان و نفی سلطه بیگانگان از اهمیت خاصی برخوردار است اقتدار علمی از لوازم مهم دو اصل یاد شده می باشد قداست زدایی از علم دکتر سیدحسین نصر با تأکید بر سنت گرایی اشتباه اساسیتوکل و مسئله کفایت خدا از منظر آیات قرآن/ بخش سوم و پایانی آیا «اعتماد به نفس» خاستگاه اسلامی دارد؟
توکل و مسئله کفایت خدا از منظر آیات قرآن بخش سوم و پایانیآیا اعتماد به نفس خاستگاه اسلامی دارد توکل از مفاهیم ارزشمند و زیبای قرآنی است که دسترسی به حقیقت آن در کشف ماهیت ایمان موثر است و بر اساس آن معنای روزی بدون حساب و مسببالاسباب بودن خداوند روشن میشود توکّل و اعتماد بهبررسی جنگ نرم در آیات قرآن - بخش دوم و پایانی راهکارهای مقابله با جنگ نرم
بررسی جنگ نرم در آیات قرآن - بخش دوم و پایانیراهکارهای مقابله با جنگ نرمطراحان جنگ نرم با سرمایه گذاری بر افکار و اندیشه ها آسان تر و با شتاب بیشتر به اهداف و نتایج دست می یابند ج تهدید به زندان فرعون که نمونه بارز مستکبران تاریخ است حضرت موسی علیه السلام را تهدید بهجذاب ترین موضوع حوزه فلسفه - بخش دوم و پایانی رابطه شأن و ذى شأن
جذاب ترین موضوع حوزه فلسفه - بخش دوم و پایانیرابطه شأن و ذى شأنابن سینا رابطه جوهر و اعراضش را رابطه علت و معلول مى داند و به دوئیت وجودى جوهر و عرض قایل است درحالى که در تعابیر ملّاصدرا علاوه بر رابطه علیت دو نوع رابطه دیگر نیز بین جوهر و عرض طرح مى شود  مبانى دین شناختى - بخش دوم و پایانی ارتباط تنگاتنگ دنیا و آخرت
مبانى دین شناختى - بخش دوم و پایانیارتباط تنگاتنگ دنیا و آخرترسالت دین فقط این نیست که دستورهایى براى بعد از مرگ بدهد بلکه دین رفتارهاى دنیوى ما را هم سامان دهى کرده و با نظام تشریعى خود بشر را به راه سعادت راهنمایى مى کند رابطه دنیا و آخرت زندگى این دنیا بى ارتباط بابررسی ادله معتقدان به حجیت معرفت شناختی تجربه دینی - بخش دوم و پایانی علم حضوری دانستن تجربه دینی
بررسی ادله معتقدان به حجیت معرفت شناختی تجربه دینی - بخش دوم و پایانیعلم حضوری دانستن تجربه دینیمهم ترین نکته ای که باید مدافعان حجیت تجربه دینی به آن توجه کنند این است که در این بحث اگر طرف بحث ملحدان باشند که خدا را نمی پذیرند نمی توان به تجربه دینی تمسک جست درباره اسلسله دورههای تخصصی علوم انسانی اسلامی
مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق ع برگزار میکند سلسله دورههای تخصصی علوم انسانی اسلامی شناسهٔ خبر 2863912 - چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ - ۱۴ ۳۵ دین و اندیشه > اندیشکده ها سومین دوره آموزشی و کاربردی علم و ایمان با محوریت آشنایی تخصصی با کلیات علوم انسانی اسلامی در دو رشته دامامت و افضلیت - بخش دوم و پایانی تعظیم ویژه مستلزم افضلیت است
امامت و افضلیت - بخش دوم و پایانیتعظیم ویژه مستلزم افضلیت استکسانی که امام منصوب از سوی خداوند را رها کرده و خود به گزینش امام بر خیزند نیز مرتکب خطا شده اند 4 نمونه های ناسازگار گفته شده است که نظریهِ افضلیت در امامت با نمونه &nتحدید نسل شیعه؛ تهدید جامعه ایران (علل کاهش جمعیت و پیامدهاى آن) - بخش دوم و پایانی خطرات سیاسى و امنیتى ناشی
تحدید نسل شیعه تهدید جامعه ایران علل کاهش جمعیت و پیامدهاى آن - بخش دوم و پایانیخطرات سیاسى و امنیتى ناشی از کاهش جمعیتکنترل جمعیت در ایران پیامدهاى ناگوارى را به ارمغان آورده که ازجمله تأثیرات آن در درازمدت مى توان به تضعیف نیروى دفاعى کشور کاهش نیروهاى جوانان و نخبه بر هماصول راهنما و سرشت و ساختار مقالات اخلاقی - بخش دوم و پایانی چهار نکته زبانی در نگارش آکادمیک
اصول راهنما و سرشت و ساختار مقالات اخلاقی - بخش دوم و پایانیچهار نکته زبانی در نگارش آکادمیکنگارنده نخست منطق نگارش را به مثابه فرآیند اقناع بیان می کند و بر این باور است که نوشتن آکادمیک تلاشی برای اقناع مخاطبان متخصص و در نتیجه مستلزم تن دادن به قواعدی مشخص است 3 نتیجهویژگىهاى سیاستگذارى مطلوب جمعیت در ایران - بخش دوم و پایانی تأثیر سیاست هاى اقتصادى بر مقوله جمعیت
ویژگىهاى سیاستگذارى مطلوب جمعیت در ایران - بخش دوم و پایانیتأثیر سیاست هاى اقتصادى بر مقوله جمعیتدیدگاه هاى مطرح شده پیرامون افزایش جمعیت در قالب رویکردهاى سه گانه افزایش جمعیت به مثابه افزایش جویندگان رفاه افزایش جمعیت به مثابه افزایش نیروى انسانى در خدمت توسعه و افزایش جمعی-