تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، 8 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):ايمان مؤمن كامل نمى شود، مگر آن كه 103 صفت در او باشد:... باطل را از دوستش نمى پذيرد...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862207021




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

رابطه انسان با خدا


واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
رابطه انسان با خدا
رابطه انسان با خدا نويسنده:محمود فتحعلي خانيمنبع:آموزه هاي بنيادين علم اخلاق، جلد يک همان طور كه قبلا گفتيم، اخلاق اسلامى روابط گوناگون انسان با خدا، خود و محيط را تنظيم مى‏كند. در اخلاق اسلامى مى‏آموزيم كه چگونه رفتارى را در رابطه با خدا و خويشتن و محيط پيشه كنيم تا ملكات نفسانى ستوده‏اى بيابيم، كمالات شايسته انسانى را به دست آوريم و به هدف غايى خلقت خويش يعنى قرب خداوند و آرامش و سعادت ابدى برسيم. نخستين و مهم‏ترين اين روابط، رابطه انسان با خالق خويش است هر رابطه‏اى متكى به اطراف رابطه است در هر رابطه حداقل دو طرف وجود دارد و رابطه انسان با خداوند نيز دو طرف دارد. در برخى از روابط يك طرف رابطه فعال و طرف ديگر منفعل است. مثلا در رابطه انسان با اشياء محيط پيرامون، انسان طرف فعال و اشياء طرف منفعل رابطه‏اند. برخى ديگر از روابط اجتماعى خود در برابر انسان‏هاى ديگرى قرار دارد كه آنها نيز همچون او فعال هستند و به طور همزمان از او تأثير مى‏گيرند و بر او تاثير مى‏گذارند. تفاوت روابط انسانى متقابل با روابط انسان با اشياء در اين است كه تاثير اشياء بر انسان تأثيرى ناخواسته و ناآگاهانه است در حالى كه تاثير انسان‏ها بر يكديگر تاثيرى آگاهانه و خود خواسته است در نتيجه نمى‏توان اشياء را فعال دانست. نوع ديگرى از رابطه وجود دارد كه يك طرف رابطه هيچ گاه منفعل نمى‏شود. رابطه انسان و خداوند اين گونه است بررسى اين رابطه و چگونگى آن تا حدود زيادى در مباحث جهان بينى صورت مى‏گيرد در جهان بينى رابطه تكوينى انسان و خداوند بررسى مى‏شود. در اين رابطه اراده و آگاهى انسان هيچ تاثيرى ندارد. رابطه تكوينى انسان با خداوند رابطه خالق و مخلوق است خالقى كه كمال مطلق است و مخلوقى كه فقر و نيازمندى محض است و به اراده خالقش استعدادهايى در او نهفته است. اين گونه رابطه، رابطه خالق و مخلوق اختصاص به انسان ندارد، بلكه همه هستى مخلوق خداست همه عالم فقير الى اللَّه است و خداوند غنى على الاطلاق است. نوع ديگرى از رابطه ميان انسان و خداوند برقرار است كه به آگاهى و اراده انسان مربوط است يعنى اگر انسان موجودى بدون آگاهى و اراده بود چنين رابطه‏اى برقرار نمى‏شد. نام اين رابطه را رابطه معرفتى مى‏گذاريم زيرا منشأ همه رابطه‏هايى از اين دست معرفت انسان به خداست. معرفت انسان به خداوند حاصل مباحث اصول عقايد است كه در حقيقت به عقل نظرى مربوط مى‏شود معرفت انسان از دو جهت به اعمال ارادى او مربوط مى‏شود: الف - معرفت انسان ناشى از برخى فعاليت‏هاى ارادى است كه از آن با عنوان تأثير اعمال اختيارى بر معرفت ياد خواهيم كرد؛ ب - برخى از اعمال انسان كه به رابطه او با خداوند مربوط است تحت تأثير اين معرفت قرار مى‏گيرد كه از آن به تأثير معرفت بر عمل ياد مى‏كنيم. تأثير اعمال اختيارى بر معرفتمعرفت انسان به خداوند دو گونه است: معرفت فطرى غير اكتسابى و معرفت حصولى. خداوند انسان را فطرتاً خداشناس و بلكه خداپرست آفريده است. انسان به اقتضاى فطرت خويش همراه با همه ذرات هستى به وجود خداوند آگاه است و به سوى خداوند گرايش دارد. قرآن كريم بر آگاهى فطرى انسان از خداوند تاكيد دارد: و اذ أخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربكم قالوا بلى شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا كنا عن هذا غافلين* او تقولو اشرك آباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم افتهلكنا بما فعل المبطلون؛ (20) و ياد كن هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى شهادت داديم. تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين امر غافل بوديم. يا بگوييد پدران ما پيش از اين مشرك بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ايشان بوديم آيا ما را به خاطر آن چه باطل انديشان انجام داده‏اند هلاك مى‏كنى؟ از اين آيه فهميده مى‏شود كه خداوند از همه آدميان به ربويت خويش اقرار گرفته است اين اقرار گرفتن همگانى به اين معناست كه همه آدميان به اقتضاى خلقت خاص نوع خود به وجود خداوند و ربوبيت او آگاهند. اگر چنين آگاهى فطرى و همگانى اى وجود دارد پس چگونه است برخى آدميان وجود دارند و ربوبيت او انكار مى‏كنند و برخى نسبت به وجود خداوند دچار شك و ترديدند؟ در پاسخ مى‏توان گفت انسان افزون بر شناخت و گرايش فطرى به خداوند گرايشات فطرى ديگرى نيز دارد. گرايش انسان به لذات حسى نيز فطرى است و توجه او به امور محسوس از ويژگى‏هاى ذاتى اوست هر گاه انسان در توجه به محسوسات و گرايش به لذات حسى افراط كند، فطرت او پوشيده مى‏شود و از آگاهى فطرى خويش غافل مى‏شود خداوند عقل را به انسان عطا فرموده است تا در اين مواقع راهماى او باشد انسان با عقل خويش مى‏تواند ترديدها را از خود دور سازد و آگاهى فطرى خويش را باز يابد. معرفت انسان به وجود خداوند و صفات او هر گاه به يارى قوه عاقله و به واسطه مفاهيم كلى و دلايل عقلى صورت گيرد، معرفتى حصولى است و به دست آوردن اين معرفت نيازمند حركتى اختيارى براى شناخت حقيقت است. يكى از جنبه‏هاى ارتباط اخلاق با معرفت خداوند در همين جا مطرح مى‏شود.شناخت حصولى وابسته به اعمال اختيارى انسان و اخلاق عهده‏دار معرفى اعمال خوب و درست و تمييز آنها از اعمال بد و نادرست است پس تكليف اخلاقى انسان درباره اعمالى كه بر شناخت حصولى او اثر مى‏گذارند چيست؟ ضرورت اخلاقى شناخت خداوندچنان كه دانستيم اخلاق روابط انسان را به گونه‏اى تنظيم مى‏كند كه او را به كمال برساند. همچنين دانستيم كه خوبى و بدى اعمال بستگى به تاثير آنها در رسيدن به كمال دارد. عملى كه اثر مثبت دارد يعنى انسان را به كمال نزديك‏تر مى‏كند عمل درست و خوب است و عملى كه دور كننده انسان از كمالش باشد نادرست و بد است. بنابراين تلاش براى شناخت خداوند از نظر اخلاق به دلايل زير ضرورى است: 1 - نخست آن كه شناخت كمال انسان وابسته به شناخت خداست كمال انسان قرب خداوند است و چگونه مى‏توان اين كمال را شناخت بى آن كه خدا را شناخته باشيم. كمال انسان، بالاترين رتبه معرفت به خداوند است. بالاترين مرتبه معرفت به خداوند كه براى انسان امكان‏پذير است كمال نهايى اوست انبياء اين مرتبه از معرفت به پروردگار و اوصاف او را دارا هستند. اديان الهى راه رسيدن به اين مرتبه را به انسان معرفى كرده‏اند؛ راهى كه از مسير تهذيب نفس و انجام اعمال متناسب با توانايى‏ها و كمالات انسان مى‏گذرد؛ راهى كه ترسيم كننده فضايل انسانى است و روابط و اعمال انسان را به گونه‏اى تنظيم مى‏كند كه بيشتر انسان‏ها و بلكه همه آنها امكان رسيدن به هدف غايى خلقت را بيابند. 2 - تشخيص درستى و خوبى اعمال، نيازمند شناخت آثار و نتايج آنها نسبت به هدف حقيقى و اصلى است پس بدون شناختن هدف امكان ارزيابى اخلاقى اعمال وجود ندارد. يك عمل نسبت به يك هدف داراى ارزش مثبت و نسبت به هدفى ديگر داراى ارزش منفى است. براى آن كه ارزش حقيقى عمل را بشناسيم، بايد هدف حقيقى و اصيل را بشناسيم. براى امثال كسب درآمد بيشتر و تأمين رفاه خانواده يكى از اهداف سرپرست خانواده است. بنابراين هر عملى كه اين هدف را محقق سازد نسبت به اين هدف داراى ارزش مثبت است. اما اگر عملى درآمد خانواده را افزايش دهد ولى كرامت انسانى آنها را خدشه‏دار كند، آيا مى‏توان آن را داراى ارزش مثبت دانست؟ در اين جا بايد هر دو هدف را با يكديگر مقايسه كنيم و ببينيم كدام يك از آنها اصيل‏تر و بر ديگرى مقدم است. رفاه شرايطى است كه در آن شرايط فرد فرصت و امكان بيشترى براى تفكر و عبادت خواهد داشت يعنى رفاه وسيله و ابزار خوبى براى تحقق اهداف انسان است ولى اگر اين وسيله خود مانع تحقق هدف ديگرى شود، ديگر مطلوب نخواهد بود؛ چرا كه كرامت انسانى هدفى اصيل است و هيچ گاه نبايد اين هدف اصيل را به پاى هدفى واسطى و وسيله‏اى قربانى كرد. با شناخت هدف اصيل يعنى كرامت انسانى به راحتى مى‏توانيم پاسخ پرسش فوق را بدهيم و بگوييم عملى كه كرامت انسان را خدشه دار كند حتى اگر بارزترين درجه رفاه را هم فراهم آورد، ارزش مثبت ندارد. شناخت هدف غايى انسان، امكان طبقه بندى اهداف واسطى را فراهم مى‏كند و ما را قادر مى‏سازد كه ارزش هر عمل را نسبت به اهداف واسطى و هدف غايى بسنجيم. البته تشخيص آثار و نتايج همه اعمال براى انسان امكان‏پذير نيست. از همين رو راه‏شناسى علاوه بر اتكاء بر وجدان اخلاقى، نيازمند راهمنايى الهى است و خداوند انبياء را براى همين امر مبعوث فرموده است. 3 - راه‏شناسى، يعنى شناختن راه رسيدن به كمال نيازمند شناخت راهنماى حقيقى است بدون شناخت پيامبران راه وصول به كمال به طور شناخته نمى‏شود. پس دليل ديگر براى ضرورى بودن شناخت خداوند ضرورت شناخت نبوت و انبياء الهى است. بدون شناخت خداوند و صفات حكمت و لطف الهى نبوت شناخته نمى‏شود و جستجو براى شناخت پيامبر راستين معنا نمى‏يابد. بنابراين خداشناسى به معناى شناخت وجود و صفات خداوند، از ديد اخلاق امرى درست خوب و واجب است. آن چه تاكنون گفتيم به خوبى نشان مى‏دهد كه تأمل عقلانى درباره وجود و صفات خداوند از ديدگاه اخلاق ضرورى است. همين مطالب را مى‏توان دليلى براى تحريك خود و تشويق ديگران به تحصيل معرفت خداوند دانست؛ ولى علت حقيقى گرايش انسان به شناخت خداوند قدرى دقيق‏تر و لطيف‏تر است. ريشه و علت تمايل انسان به شناخت خداوند كمال خواهى اوست انسان فطرتا خواستار كمال و خواهان برترين كمال است. يكى از كمالاتى كه بدون آن تحقق هيچ كمال انسانى ديگرى ممكن نيست كمال علمى است. انسان فطرتا خواهان شناخت خود و ديگر موجودات است. اين خواست فطرى او رإ؛**ّّ وا مى‏دارد كه به شناخت علت حقيقت هستى روى آورد. انسان با شناخت علت هستى مى‏خواهد جهل را از خود زايل سازد و به كمال خود دست يابد. انسان تا زمانى كه علت وجود خود و ديگر موجودات را نمى‏داند از نقصان علمى رنج مى‏برد و كمال خود را تحقق نايافته مى‏بيند. پس معرفت خواهى انسان نسبت به خداوند معلول كمال جويى اوست. با اين توضيحات در مى‏يابيم كه هم علت معرفت جويى انسان كمال خواهى اوست و هم دلايلى كه ذكر كرديم وابسته به ويژگى فطرى كمال خواهى انسان است. انسان از آن رو كه خواستار كمال است، مى‏خواهد كمال غايى و مقصد نهايى را بشناسد و مى‏كوشد خوب و بد اعمال خويش را بسنجد و راه رسيدن به كمال را جستجو مى‏كند. سؤالات1 - رابطه معرفتى بين انسان و خدا چيست؟ توضيح دهيد؟ 2 - معرفت انسان از چه جهت به اعمال ارادى او مربوط مى‏شود؟ توضيح دهيد؟ 3 - معرفت فطرى غير اكتسابى انسان به خداوند چيست؟ توضيح دهيد؟ 4 - با وجود معرفت فطرى انسان به خدا پس چرا بعضى نسبت به وجود خداوند دچار شك و ترديد مى‏شوند؟ 5 - در چه صورتى معرفت انسان به وجود خدا و صفات او معرفت حصولى مى‏باشد؟ 6 - چرا شناخت كمال انسان وابسته به شناخت خدا است؟ 7 - وقتى گفته مى‏شود خداشناسى به معنى شناخت وجود و صفات خداوند از ديد اخلاق امرى خوب و واجب است يعنى چه؟ 8 - گرايش فطرى انسان به خداشناسى ريشه در كدام ويژگى انسان دارد؟ 9 - چرا هر كس با براهين اثبات وجود خدا آشنا باشد، لزوما خداباور نيست؟ پى‏نوشتها 20 - اعراف، 3 - 172.
#دین و اندیشه#





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: راسخون]
[مشاهده در: www.rasekhoon.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 549]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


دین و اندیشه
پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن