تور لحظه آخری
امروز : دوشنبه ، 5 آذر 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):ياران مهدى جوان‏اند و ميان‏سالى در ميان آنان نيست.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

سایبان ماشین

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

لوله بازکنی تهران

آراد برندینگ

خرید یخچال خارجی

موسسه خیریه

واردات از چین

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

درب فریم لس

زانوبند زاپیامکس

روغن بهران بردبار ۳۲۰

قیمت سرور اچ پی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

قیمت سرور dl380 g10

تعمیرات پکیج کرج

لیست قیمت گوشی شیائومی

خرید فالوور

بهترین وکیل کرج

بهترین وکیل تهران

خرید اکانت تریدینگ ویو

خرید از چین

خرید از چین

تجهیزات کافی شاپ

ویزای چک

محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

دوربین سیمکارتی چرخشی

همکاری آی نو و گزینه دو

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

الک آزمایشگاهی

الک آزمایشگاهی

خرید سرور مجازی

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

لوله و اتصالات آذین

قرص گلوریا

نمایندگی دوو در کرج

خرید نهال سیب

وکیل ایرانی در استانبول

وکیل ایرانی در استانبول

وکیل ایرانی در استانبول

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1833518616




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

راز چشم هاي غريب سعيد


واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
راز چشم هاي غريب سعيد
راز چشم هاي غريب سعيد   نويسنده: عبدالرضا مهجور   براي شهيد سعيد جان بزرگي   غروب پنج شنبه، حوالي پيراهن آويني پرسه مي زني که ناگهان زني مي بيني خميده مثل کوه، نشسته مقابل دفتر خاطرات خصوصي سعيد، گو اينکه براي او سعيد، همراه با ضمير ملکي است و بايد گفت... سعيدش! چنان خيره به افقي نامعلوم که انگار در کشف اسرار، به تماشاي احرار، مبهوت حيراني چشم هاي خويش مانده؛ تکان نمي خورد، نه خود کوه، که حتي کتف کوه را هم بي لرزش ميابي! تنها دو چشمه ي جوشان که مثل چشم هاي بي قرار مجنون،تقرير نام ليلي بر خاک مزار فرهاد مي کرد، آرام و دور از نگاه خسروان مدعي طبابت. بغض مي کني و سر به بيابان بي آب و علف تنهايي خودت مي گذاري و... يک سال را بي وفقه مي دوي تا شايد گم شود اين تصويرهاي واقعي... و سرگرم سراب هاي تصور دشت در شب گير شهر دود شوي و راحت! اما نمي شود و سرانجام اکنون مي شود که دستت به کليک کلمات، رازي را فاش مي کند که کتمانش کرده اند کوه هاي خميده ي بيستون از پس ساليان گذشته از شهادت فرهادها؛ راز چشم هاي سعيد... آنگاه که ناگاه هبوط از لطافت افلاک به زمختاي خاک در رسيد و جان نيلي شده از سيلي هوس را راهي هيجاء هجران نمودند، حقيقت آدم، اين خليفه ي خاتم، در نزول خويش، کدورتي يافت که پيراهن حيات، در اين قفس خاکي شود: مرغ باغ ملکوتم، نيم از عالم خاک دو-سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم و اما در اين تيرگي ترديد و تجسم لابد، پلک پرده پوش تماشا که گويا از جنس غيرت غيور ازلي بود، گوهر درخشان چشم را هديه دوران هجران انسان با خود آورد. هديه اي که هنوز حتي در تجسم خويش زندگي و درخششي دارد، به اشک، که زاينده رود اسرار عارفان است. چشم است که اولين فرياد جدايي را سر مي دهد و خود را فنا در اشک، قرباني تماشاي منظر موعود و شهادت مشهود مي کند: رواق منظر چشم آشيانه ي توست کرم نما و فرودآ که خانه خانه ي توست و ايشان اند که در سعي و مروه اين تبعيدگاه، جان خويش در زمزم توبه شسته اند و سر ازلي تماشا و راز نظربازي شهيدان را همچون بي دل حيرت دميده به تماشايي چنين نشسته اند: در نظربازي ما بي خبران حيران اند من چنينم که نمودم، دگر ايشان دانند تنها اين پرندگان مهاجرند که به حقيقت سراب جاني اين نقش بر آب، شاهد شدند و رنج آب شدن ذره ذره شمع جسم را به قيمت لطافت جان، شراب آسا نوشيدند... آري چنين بود سر سکوت غريب سعيد، که جان بزرگش، قفس خاک را سيمرغ وار خرد کرد و به عنقا پر کشيد؛ و راز سخن گفتن چشمانآسمان پيماي آن شهيد حميد و سعيد هم آه زمان که بايد نوشت: چشمانم از هجوم تماشا گذشته اند از مرز واقعيت و رؤيا گذشته اند ... و اين راز رشيدي است که بايد محرم حرم يار شوي و از سوسوي کم سوي چشمان منتظر همراهان سعيدها در غروب پنج شنبه ها بجويي اش،.... و ما اسيران عادات سخيف را جز غبطه به پرواز ايشان و ستودن صبر صادق همراهان حنيفشان، چه مي آيد؟! مرحبا بر ايشان که فخر تماشاي قتلگاه را ارزاني چشمانشان کردند و امروز نشان پيامبري ظهر واقعه، بر جبينشان مي درخشد. منبع:ماهنامه امتداد- ش 46و47 /ن  
#دین و اندیشه#





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: راسخون]
[مشاهده در: www.rasekhoon.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 327]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


دین و اندیشه
پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن