پرچم تشریفات با کیفیت بالا و قیمت ارزان
پرواز از نگاه دکتر ماکان آریا پارسا
دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
سررسید تبلیغاتی 1404 چگونه میتواند برندینگ کسبوکارتان را تقویت کند؟
چگونه با ثبت آگهی رایگان در سایت های نیازمندیها، کسب و کارتان را به دیگران معرفی کنید؟
بهترین لوله برای لوله کشی آب ساختمان
دانلود آهنگ های برتر ایرانی و خارجی 2024
ماندگاری بیشتر محصولات باغ شما با این روش ساده!
بارشهای سیلآسا در راه است! آیا خانه شما آماده است؟
بارشهای سیلآسا در راه است! آیا خانه شما آماده است؟
قیمت انواع دستگاه تصفیه آب خانگی در ایران
نمایش جنگ دینامیت شو در تهران [از بیوگرافی میلاد صالح پور تا خرید بلیط]
9 روش جرم گیری ماشین لباسشویی سامسونگ برای از بین بردن بوی بد
ساندویچ پانل: بهترین گزینه برای ساخت و ساز سریع
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1848268789
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1)
واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1) نويسنده:رحيم كارگر چكيده :انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، انقلابي فراگير، گسترده و سرنوشت ساز است كه همه بنيانهاي سياسي، اخلاقي، اعتقادي و اجتماعي بشر را دستخوش تغيير و تحول ميسازد. مهم ترين انگاره در اين بارة «زمينه شناسي» آن است؛ يعني، شناخت وظايف و مسؤوليت مردم و گروهها، در جهت زمينه سازي و فراهم ساختن مقدمات و شرايط لازم آن. در پژوهش حاضر انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و نقش زمينه سازان در آن از منظر روايي و سياسي- فكري با تأکيد بر ديدگاههاي امام خميني ره، مورد تحليل قرار گرفته است. كليد واژهها :زمينهشناسي سياسي، انقلاب جهاني، حکومت جهاني حضرت مهدي. پيش درآمد يكي از انگارههاي بنيادين در «انديشه مهدويت» علل و چگونگي شكلگيري و تحقق انقلاب فراگير و عظيم مهدوي در «فرجامين زمان تاريخ» است. در واقع مهمترين بحث در اين آموزه، پژوهش درباره مقدمات، زمينهها، بسترها، شرايط و عوامل تحقق و ايجاد نهضت باشكوه صالحان و يكتاپرستان و حقگرايان به رهبري حضرت مهدي عليه السلام است. اين امر، در چارچوب «ظهور و فرج»، تبيين و تحليل ميشود. قيام و انقلاب امام زمان عليه السلام، يك انقلاب فراگير در سطح جهان است و محدود به منطقه يا كشور خاص و يا قوميت و مليت خاصي نيست و انقلابي گسترده براي ريشه كن نمودن تمام ابعاد ظلم و جور در جهان است، از طرفي انقلاب آن حضرت، مثل قيام و نهضت همه پيامبران و صالحان، عمدتاً از طريق اسباب و مجاري طبيعي است. كاربرد معجزه در روند برنامههاي اصلاحي ايشان به طور محدود بوده و به ندرت صورت ميگيرد (ر.ك: كارگر، 1387: فصل پنجم). تمركز نوشتار حاضر بر اين سؤال خواهد بود که زمينههاي سياسي- ا جتماعي شكلگيري انقلاب مهدوي چيست؟ يك. چيستي مقدمات و زمينه سازي: بسياري از امور و اقدامات، نياز به يك سري مقدّمات و زمينهها دارند و بدون آنها، آن امور محقّق نخواهند شد. اين انگاره در پديدههاي سياسي و اجتماعي (مثل انقلاب، نهضت و…) جايگاه ويژهاي دارد. «شرايط ظهور»، اموري است كه تحقق قيام وابسته به وجود آنها است و تا آنها محقق نشوند، قيام و ظهوري نخواهد بود (كارگر، 1387: ص32). اصطلاحات و عبارات مختلف مطرح در اين زمينه، هرچند به اعتباري داراي معاني جداگانه و خاص هستند؛ ولي در مجموع به «مقدمات و زمينههاي» بايسته و مؤثّري اشاره ميكنند كه به نوعي در انقلاب جهاني مهدوي نقش بارزي دارند. پس اين نهضت داراي يك سري زمينهها و بسترهايي است كه در فرهنگ مهدويت به آنها «شرايط ظهور» و در اصطلاح سياسي «علل و عوامل» انقلاب گفته ميشود. درباره ضرورت و بايستگي اين شرايط برخي از صاحب نظران گفتهاند: بايد شرايط پيش از ظهور جامه عمل به خود بپوشد و در همان دوره غيبت كبري (پيش از ظهور) محقق شود و به تدريج و هماهنگ به وجود آيد تا تكميل شده و ظهور محقق شود. هر وقت شرايط كامل شد، ديگر امكان تأخير ظهور نيست؛ زيرا اگر شرايط محقق شود و ظهور واقع نگردد، لازمهاش تخلف معلول از علت تامه است (صدر، 1384: ص493 و 494). شرايط داراي ويژگيها و ابعاد مختلفي است؛ از جمله: 1. وابستگي ظهور به شرايط يك نحوه وابستگي واقعي است؛ يعني، نبود بعضي از شرايط موجب عدم ظهور است تا جايي كه اگر آنها موجود نشود، ظهور معقول نخواهد بود و نبود آنها، اصلاً كار ظهور و تحقق اهداف آن را ـ كه گسترش عدالت جهاني باشد ـ مختل ميسازد و خواه ناخواه برنامهريزي كامل الهي، براي تحقق اين منظور ناتمام ميماند. 2. شرايط ظهور، به اعتبار برنامهريزي طولاني الهي، با ظهور رابطه واقعي داشته و سبب پيدايش آن ميباشند؛ چه ظرف وجود آنها را پيش از ظهور در نظر بگيريم و چه ظرف نتيجه دادن آنها را پس از ظهور. 3. شرايط بايد با يكديگر مرتبط باشند و در آخر كار موجب ظهور شوند و به تدريج ايجاد شده و آنچه كه وجود مييابد، استمرار داشته و از بين نرود. اينگونه شرايط ـ كه جزئي از برنامه كلي الهي هستند ـ بعد از آنكه موجود شوند، ديگر امكان ندارد كه از بين بروند. 4. شرايط ظهور، در برنامهريزي الهي دخيل ميباشند و ميبايست مورد توجه قرار گيرند؛ زيرا فرا رسيدن روز موعود متوقف بر آنها است؛ بلكه انسانيت از نخستين روز پيدايش تا روز ظهور، در يك مسير واحد و در خط برنامهريزي شده الهي براي موفقيت ظهور آماده ميشده است. بر اين اساس شمار كثيري از نويسندگان، شرايط قيام و ظهور امام زمان عليه السلام را در چهار مؤلفه زير ميدانند: 1. قانون و برنامه كامل و جامع؛ 2. رهبري مقتدر و توانمند؛ 3. ياران ايثارگر و مجريان توانا؛ 4. آمادگي عمومي و بالا رفتن سطح رشد و فهم مردم. مسلّم است انقلاب جهاني مهدوي، هم داراي رهبري آگاه و توانا است و هم برنامهاي جامع و فراگير براي ادارة جهان دارد و هر دو نيز در حال حاضر موجود است؛ اما در مورد دو زمينه ديگر، نياز به آگاهي و پژوهش است تا باورداران به آموزة مهدويّت، بتوانند وظايف و مسئوليتهاي خود را در اين زمينه دريابند. شهيد صدر مينويسد: انقلاب مهدي، از نظر اجرا، همانند همه انقلابها به زمينههاي عيني و خارجي بستگي دارد… براي وجود چنين تحول بزرگي تنها وجود رهبر صالح كافي نيست؛ وگرنه در همان زمان پيامبر صلي الله عليه و آله اين شرط وجود داشت… با اينكه خداي بزرگ توانايي دارد همه مشكلات و سختيها را براي پيام رسانيهاي آسماني، هموار و به وسيله اعجاز، فضاي مناسب ايجاد كند، اين روش را انتخاب نكرده است؛ زيرا امتحان و ابتلا و رنجي كه مايه تكامل انسان ميشود، در صورتي تحقق مييابد كه تحولات طبيعي و مطابق با شرايط خارجي باشد (صدر، 1386: ص108). اين دگرگونيها و عوامل طبيعي و بيروني، همان شرايط و بسترهايي است كه انقلاب بزرگ و الهي امام مهدي عليه السلام در آنها شكل ميگيرد و به پيروزي ميرسد. پس وقتي از شرايط، زمينهها و عوامل شكلگيري پديدهاي در آينده صحبت ميكنيم، پيش از همه بايد از نقش و جايگاه انسان و اثرگذاري و حركت بخشي او بحث نماييم. در واقع مهمترين بستر و شرط تحقق امور و رويدادها، انسان و اراده و خواست او است و ساير عوامل مادي و صوري نيز به نوعي از انسان سرچشمه ميگيرد. تغييرات و تحولات آينده نيز در مدار مشيت الهي، بر اساس ارادهها و فعاليتهاي انسانها صورت ميگيرد و اگر خواهان تحقق پديدهاي هستيم، بايد آنان را از جنبههاي مختلف، بسيج و آماده سازيم و بر انديشه و اراده آنها تأثير بگذاريم. دو. زمينهسازي در نگاه قرآني: 2-1. پيوند حركت بيروني با حركت دروني: از نگاه قرآني ميان حركت محتواي دروني انسان و محتواي بيروني يا روبناي او، پيوندي بنيادين وجود دارد و لذا بايد فرآيند تغيير در محتواي دروني، دوش به دوش فرآيند تغيير در محتوا و ساختار بيروني حركت كند. شهيد صدر به اين موضوع چنين اشاره كرده است: بر اساس باور اسلام و قرآن، دو فرآيند بايد دوش به دوش يكديگر حركت كنند: فرآيند پرداختن انسان به ساختن محتواي دروني، دل، انديشه، اراده و آرزوهاي خود (از يك سو) و فرآيند پرداختن او به ساختن محتواي بيروني يا روبنا (از سوي ديگر). پس بايد اين دو بناي دروني و بيروني در كنار يكديگر حركت كنند و نميتوان بناي بيروني را جدا از بناي دروني فرض كرد؛ وگرنه اين بناي بيروني، بنايي خواهد بود لرزان و در حال فرو ريختن (صدر، بيتا: ص117). البته دو عنصر ديگر بر اين درونماية انسان تأثير دارد: 1. غريزه و خواستههايي كه خداوند آنها را در اندرون انسان به وديعت نهاده و نيز شهوتهايي كه خداوند آنها را در نظر انسان، در اين دنيا آراسته است و اين شهوتها بر نگرش او به اشياء و نيز بر فعاليت و توانمندي و ناتواني اراده او اثر ويژهاي دارد. قرآن از اين عنصر به عنوان «هوس» ياد ميكند. 2. فشارهاي بيروني كه انسان در معرض آن قرار ميگيرد. به ويژه از سوي ستمگران و مستكبران، يا بدعتگذاران گمراه كننده و يا شياطين جني و انسي كه انسان را در نگرش خود به اشياء فريب ميدهند و گمراهش ميسازند. هرچند انسان در بيشتر اين موارد، اراده خويش را از دست نميدهد؛ ليكن اين اراده تا اندازه بسيار از اين عوامل اثر ميپذيرد كه بايد آنها را بر شمرد و مورد شناسايي قرار داد (حكيم، 1387: ص241). 2-2. تغيير و آيندهسازي با ارادههاي انساني: در قلمرو تاريخ و اجتماع، تلفيق انديشه و اراده است كه آينده ساز آدمي است و اساس جنبش تاريخي او را فراهم ميكند. به عبارت ديگر، زيربنا محتواي دروني آدمي و مجموعه پيوندهاي اجتماعي و نظامات زندگاني و تشكيلات بشري روبناست. قرآن ميفرمايد: «در حقيقت خداوند حال قومي را تغيير نميدهد تا آنان حال (دروني) خود را تغيير دهند» (رعد، 11). ظواهر، شئون و احوال يك قوم وقتي تغيير خواهد كرد كه وضع نفساني آنها تغيير كند. قطعاً تغيير حال رواني يك يا چند تن از افراد جامعهاي، تمام يك قوم را به جنبش و حركت وا نميدارد؛ بلكه حالت نفساني همه افراد يك جامعه بايد زير و رو شود تا سرنوشت عمومي آنها عوض گردد. آيه ياد شده به روشني نشان ميدهد كه درون مايه انسان، پايه روبنا (وضعيت محيط بيروني انسان) و حركت تاريخي است؛ چرا كه آيه درباره دو تغيير سخن گفته است: 1. تغيير قوم (خدا حال قومي را تغيير نميدهد): مقصود تغيير اوضاع قوم، امور و روبنا و اوضاع بيروني آنان است و اين تغيير، تنها در صورتي انجام ميشود كه تغيير ديگري انجام شود. 2. تغيير ديگر، تغيير حال دروني قوم است (تا آنان حال خود را تغيير دهند)؛ چرا كه قرآن كريم، از تغيير درونمايه قوم، به تغيير حالت دروني آنان تعبير كرده است. روشن است كه مقصود از «مَا بِأَنْفُسِهِمْ» تغيير چيزي است كه در درون و دلهاي قوم است؛ به گونهاي كه درونمايه قوم به عنوان يك قوم يا يك ملت متغير باشد؛ وگرنه تغيير يك يا دو و يا سه نفر نميتواند پايه تغيير همگاني قوم را تشكيل دهد. بنابراين درونمايه امت به عنوان يك امت است كه اساس و پايه دگرگونيها در روبنا و حركت تاريخي به شمار ميرود. 2-3. قانونمندي دگرگونيها و تحولات بشري: برخي از آيات قرآني اشاره ميكند كه ميان دگرگونيهايي گستردهتر و اين درون مايه انسان رابطه وجود دارد؛ يعني، دگرگونيهاي جهاني كه انسان را احاطه كرده است. آيات ياد شده اين رابطه را به عنوان يكي از سنتها و قواعد تاريخي ميداند؛ بهگونهاي كه اين دگرگوني در درون مايه انسان بر دگرگوني در محيط او نيز اثر ميگذارد. خداوند متعال ميفرمايد: «اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، به طور قطع بركاتي از آسمان و زمين برايشان ميگشوديم؛ ولي تكذيب كردند. پس به (كيفر) دستاوردشان (گريبان) آنان را گرفتيم» (اعراف، 96). اين آيه قرآن كريم، ميان ايمان و تقوا كه از امور قلبي است و در درون انسان وجود دارد و تغييري كه در كل اوضاع اين مردم پيش ميآيد، ارتباط برقرار كرده است؛ خواه اين تغيير به سمت خوبي و نيكي در زندگي اجتماعي انسان و زندگي جهان پيرامون او باشد و خواه به سمت بدي و تباهي (حكيم، بيتا: ص424 و 243). در واقع همانگونه كه ايمان و تقوا بر دگرگوني جامعه اثر مثبت دارد، بر دگرگوني جهان هستي و طبيعتي كه انسان را احاطه كرده نيز اثر ميگذارد. همچنين دروغ گويي، تبه كاري، نداشتن تقوا و ارتكاب گناهان بر جهان هستي و طبيعت اثر منفي ميگذارد (طباطبايي، 1386: ج22، ص197و 198). قرآن ميفرمايد: «به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورد، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است تا (سزاي) بعضي از آنچه را كه كردهاند، به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند» (روم، 41). يعني، گناهاني كه مردم ميكنند و كارهاي زشتي كه انجام ميدهند، در ايجاد فساد در خشكي و دريا اثر ميگذارند و در نتيجه عواقب شومي گريبانگير آنها ميشود. شبيه مفاد آيات ياد شده، در آيهاي ديگر از قرآن كريم با ذكر نمونهاي تاريخي، بيان شده است: «(حكم خدا) اين است كه خداوند نعمتي كه به قومي عطا كرد، تغيير نميدهد تا وقتي كه آن قوم حال خود را تغيير دهند كه خدا شنوا و داناست. همانطور كه خوي فرعونيان و پيش از آنان بر اين شده كه آيات خداي خود را تكذيب كردند و ما هم آنان را به كيفر گناهانشان هلاك كرديم و فرعونيان را در دريا غرق كرديم و همه آنان كه هلاك كرديم، ستمكار بودند» (انفال، 53-54). 2-4. زمينهسازي مثبت يا منفي: ايجاد هر نوع تغييري در احوال جوامع و امتها، بستگي به تغييري دارد كه مردم آن جوامع در احوال فردي خويش به وجود ميآورند؛ يعني، زمينه ايجاد سعادت و شقاوت، نعمت و نقمت، نجات و هلاكت جوامع مختلف، به دست آن مردم است. اين زمينهها و بسترها، ميتواند مثبت باشد يا منفي. در واقع رفتارهاي ارزشگرا يا ناهنجار انسانها به هر نحوي در شكلگيري آينده تأثير ميگذارد و آثار و عواقب آن به خود آنان بر ميگردد. اين نوع زمينهسازي هم ميتواند مستقيم باشد هم غير مستقيم؛ هم ارادي باشد هم ناخواسته؛ هم دروني باشد هم بيروني؛ هم سياسي باشد، هم اجتماعي؛ هم گسترده باشد، هم محدود و…. علامه طباطبايي مينويسد: آيه >ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ…< به ظاهر لفظش عام است و مخصوص به يك زمان و يا به يك مكان و يا واقعه نيست و در نتيجه مراد از «بر و بحر» همان معناي معروف است كه شامل همه روي زمين ميشود و مراد به فساد در زمين، مصايب و بلاهاي عمومي است كه يكي از منطقهها را فراگرفته، مردم را نابود ميكند؛ چون زلزله و نيامدن باران، قحطي، مرضهاي مسري، جنگها، غارتها و سلب امنيت. سخن كوتاه (اينكه) هر بلايي كه نظام آراسته و صالح جاري در عالم را به هم ميزند چه اينكه مستند به اختيار بعضي از مردم باشد و يا نباشد؛ چون همه آنها، فسادي است كه در تري و خشكي عالم پديد ميآيد و خوشي و طيب عيش انسانها را از بين ميبرد. >بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ<؛ يعني، اين فساد ظاهر در زمين به سبب اعمال مردم است؛ به خاطر شركي است كه ميورزند و گناهاني است كه ميكنند (طباطبايي، همان: ج31، ص312و 313). با توجه به چند آيه ذكر شده، به خوبي اثبات ميشود كه آينده انسانها، به دست خود آنان رقم ميخورد و رويدادها و حوادث، چيزي جز بازتاب و نتيجه رفتارها، ارادهها و آرمانهاي آنان نيست. منبع:www.entizar.ir
#دین و اندیشه#
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1) نويسنده:رحيم كارگر چكيده :انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، انقلابي فراگير، گسترده و سرنوشت ساز ...
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (3) نويسنده:رحيم كارگر چهار. ... بسترهاي مختلفي است كه از منظر سياسي و فرهنگي ميتوانيم آنها را تبيين و بررسي كنيم: 4 ـ 1.
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2)-زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2) ... ليكن تمامي آنها يك سري مشخصههاي ثابت و مشخص دارند كه عبارتاند از: 1.
(زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1 انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، انقلابي فراگير، گسترده و سرنوشت ساز است كه همه بنيانهاي سياسي، ...
بسيج و كنش جمعي در انقلاب جهاني مهدوي (1) مهمتر از آن توجه ... زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2)-زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2) ... به ديگر سخن ...
1 ـ خصيصه مسلط مبارزه ي طبقات در قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم ـ در قرن نوزدهم يعني در ..... زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (2)-زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني ...
1ـ انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، مركز بررسي اسناد تاريخي، كتاب ... كتاب - ريشهيابي ... زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (3) زمينه سازي انقلاب جهاني ...
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1) در پژوهش حاضر انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و نقش زمينه ... نهضت باشكوه صالحان و يكتاپرستان و ...
ایمان و عمل صالح شرط تحقق وعده حكومت جهانی خداست اینمرجع تقلید تحقق وعده حكومت جهانی خداوند را در گرو عمل صالح و ایمانافراد عنوان و خاطر ... زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (3) ... ابعاد مختلف زمينه سازي شرايط ظهور و انقلاب جهانی مهدوی (1) .
زمينهشناسي سياسي انقلاب جهاني مهدوي (1) قيام و انقلاب امام زمان عليه السلام، يك انقلاب فراگير در سطح جهان است و محدود به منطقه يا ... پيوند حركت بيروني با حركت ...
-