تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، ۲۰ آذر ۱۳۹۸    احادیث و روایات:  امام سجاد (ع):حق زبان، دور داشتن آن از زشت گويى، عادت دادنش به خير و خوبى، ترك گفتار بى فايده و ني...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون

تبلیغات
loading...


طراحی سایت

shoma

تبلیغات متنی

طراحی سایت در تهران

بررسی سئو

لیزر موهای زائد

کاشت مو

گیت فروشگاهی




محبوبترینها

داغ شدن تورهای نوروزی 96


درباره جزیره رویایی پوکت چه میدانید؟


جزیره اسرار آمیز در تایلند


برترین هتل 2016 آنتالیا


قلعه ویندسور انگلستان, با عظمت ترین قلعه مسکونی جهان و اروپا


سئو سایت جوملا


درمان قطعی ریزش مو با چند پیشنهاد خوراکی!


کاریکاتور/ یارانه بریزم برات؟


اطلاعات خصوصی بعضی از ستاره‌های هالیوود هک شد!+تصاویر


رضا قوچان نژاد و پیاده روی با همسر+تصاویر


رابطه جنسی زوج جوان مقابل چشم مردم! (+تصاویر)


رکورد گرانترین منوی رستوران در ایران زده شد؟/ عکس


گفتگو با محسن چاووشی خواننده مشهور و پرطرفدار+تصاویر


شیطان در شکم زن باردار! + عکس


تولد دوقلو های سیاه و سفید! +عکس


عکسهای خانوادگی سپیده خداوردی بازیگر کشورمان+تصاویر


اعتیاد به دیدن صحنه های پورنوگرافی در آقایان!


چرا پوريا پورسرخ هنوز ازدواج نکرده؟!+عکس


پوشش بازیگران مشهور زن در کاخ جشنواره فیلم فجر امسال+تصاویر


مهتاب کرامتی:سردسته دخترهای محل بودم!خاطرات کودکی+عکس


مسافران هواپیما این آدم آهنی را در حال قدم زدن روی ابرها دیدند/تصاویر


این مردها در مرخصی زایمان به سر می‌برند


شکیرا در کنار پسران زیبایش در خرید کریسمس!+عکس


وقتی کیم کارداشیان کودک بود!+عکس


چانه زدن برای قیمت فروش تن در نیمه شب های تهران




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1612536467



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته


هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

مصادیق گونه‌گون آیه در قرآن - بخش اول در جستجوی «نشانه‌ها» در پدیده‌های طبیعی


واضح آرشیو وب فارسی:فارس: مصادیق گونه‌گون آیه در قرآن - بخش اولدر جستجوی «نشانه‌ها» در پدیده‌های طبیعی
خبرگزاری فارس: در جستجوی «نشانه‌ها» در پدیده‌های طبیعی
در قرآن کریم مکرّراً در «آیه» خواندن امور مختلف به این امر توجّه داده شده که اوّلاً سررشته نظام علّی و معلولی در دست خداوند است و ثانیاً این نظام به گونه‌ای طرّاحی شده که سود و منفعت آدمی را در پی‌ دارد.

  چکیده واژه «آیه» در قرآن کریم درباره موضوعات مختلف، مانند آیات قرآن، معجزات انبیاء و پدیده‌های طبیعی و ... به کار رفته است. در پاسخ به این پرسش که از منظر قرآن، چه پدیده‌هایی و با در نظر گرفتن چه ویژگی‌هایی، «آیه» است، شانزده پدیده طبیعی را می‌یابیم که در قرآن کریم به عنوان«آیه» معرّفی شده‌اند. برخی از این پدیده‌ها، مانند آسمان‌ها و زمین بارها در قرآن به عنوان «آیه» معرّفی شده‌اند و به «آیه» بودن برخی، مانند لباس و همسر تنها یک بار اشاره شده است. برای درکِ «آیه» بودن پدیده‌های مختلف، غالباً توجّه به ارتباطی که یک پدیده با دیگر امور و پدیده‌ها دارد، ضروری است و این ارتباط عموماً ارتباط علّی و معلولی است. در قرآن کریم مکرّراً در «آیه» خواندن امور مختلف به این امر توجّه داده شده که اوّلاً سررشته نظام علّی و معلولی در دست خداوند است و ثانیاً این نظام به گونه‌ای طرّاحی شده که سود و منفعت آدمی را در پی‌ دارد. در بسیاری از آیات که پدیده‌ای طبیعی به عنوان «آیه» معرّفی شده، کلمات مربوط به حیطه آسمان به کار رفته است و بر این اساس، می‌توان گفت کاربرد کلمه «آیه» در حوزه پدیده‌های طبیعی ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم سماوی دارد. کلیدواژگان قرآن کریم؛ آیه؛ پدیده‌های طبیعی؛ نظام علّی و معلولی مقدمه «آموزه‌ها و معارف» قرآن، الهی و وحیانی است و افزون بر معانی قدسی، «الفاظ» نیز حاصل انتخاب الهی است. بی‌گمان واژگان قرآن به گونه‌ای انتخاب شده که در نهایت ایجاز، مراد پروردگار را بی‌کم و کاست انتقال دهند1. کلمه قرآنی «آیه» نیز از این قاعده مستثنی نیست و در واقع، بر این اساس، می‌توان گفت کلمه «آیه» از میان ده‌ها واژه ممکن، برای رساندن پیام و معنایی خاص برتر بوده است و در نتیجه، گزینش شده است. آنچه بر اهمیّت گزینش قرآنی این واژه می‌افزاید، فراوانی تکرار آن در جای‌جای قرآن است، به گونه‌ای که تکرار فراوان واژه، آن را به یکی از واژگان کلیدی و محوری در قرآن تبدیل کرده است2 و امور و موضوع‌های متنوّع و گوناگونی با مفهوم آن پیوند خورده است. تنوّع کاربرد کلمه «آیه» در موضوع‌های مختلف به گونه‌ای است که از دیرباز تا به امروز، «معانی» گوناگونی برای این واژه در قرآن در نظر گرفته شده است.  نشان آنکه نخستین صاحب کتاب وجوه و نظائر، مقاتل سلیمان (م. 150 ق.)، دو وجه معنایی برای واژۀ «آیه» بیان کرده است3 (ر.ک؛ ابن‌سلیمان، 1427ق.: 129ـ128) و محقّق معاصر، آذرنوش، در مدخل آیه در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی درباره این واژه نوشته است: «لفظ آیه ... همین که وارد قرآن می‌شود، ده‌ها معنی تازه می‌یابد» (موسوی بجنوردی، 1367، ج 2: 275). باید توجّه داشت که همه معانی مختلف که در قالب «وجوه معنایی» برای کلمه‌ای بیان می‌شود، با توجّه به «سیاق و بافت سخن» (ر.ک؛ نویا، 1373: 96) و بدون در نظر گرفتن ریشه و اشتقاق است؛ به عبارت دیگر، واژه «آیه» در قرآن کریم در سیاق سخن از موضوعات مختلف آمده است و در نتیجه، بر امور گوناگونی اطلاق شده است. برای مثال در قرآن کریم گاه مراد از «آیه»، «بخشی از قرآن» است و در واقع، این واژه یک ارجاع «درون‌متنی» محسوب می‌شود و به امری خارج از خود متن ارجاع نمی‌دهد. مراد از کلمه آیه در نخستین سُوَر نازل شده و در واقع، در نخستین کاربردهای قرآنی این واژه در قرآن همین معناست: إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ (القلم/15)؛ کَلَّا إِنَّهُ کَانَ لِآیَاتِنَا عَنِیدًا (المدّثّر/16)4 و پس از آن نیز بارها مراد از آن، «آیات قرآن» بوده است.کلمه «آیه» علاوه بر آنکه گاه به معجزه پیامبر اسلام(ع) یعنی آیات قرآن اشاره دارد، گاه بر «معجزات انبیای دیگر» نیز اطلاق شده است (ر.ک؛ آل‌عمران/49؛ الأعراف/ 73؛ الرّعد/ 38؛ طه/ 56 و الزّخرف/ 46). بدین ترتیب، این واژه برای اشاره به «قرآن کریم» و نیز «معجزات دیگر انبیاء»، «گزینش» شده است و معنایی که از آن فهمیده می‌شود، برای اشاره به یک صفت و ویژگی در این امور ماورای طبیعت مناسب دانسته شده است و این همان نکته‌ای است که پژوهشگران با مقایسه معنای کلمه «معجزه» با واژگانی مانند «آیه» و «بیّنه» بدان اشاره کرده‌اند و به معنی مثبتِ «دلالت و هدایت» در این واژگان نسبت به معنی منفی «ناتوان ساختن و عاجز کردن» در واژه «معجزه» توجّه داده‌اند5. کلمه «آیه» علاوه بر اطلاق بر این امور مهمّ و نقش‌آفرین در نظام هدایت الهی بشر، در یکی دیگر از کاربردهای قرآنی خود بر «پدیده‌های طبیعی» اطلاق شده است. این کاربرد از جمله کاربردهای «پرتکرار» این واژه در قرآن است (ر.ک؛ نجفیان و دیگران، 1389: 185). این حقیقت که مکرّراً شماری از پدیده‌های طبیعی از منظر الهی، بسان «قرآن و معجزات انبیای دیگر»، «آیه» خوانده شده‌اند، این سؤال را به ذهن می‌رساند که چه ویژگی خاصّی در این پدیده‌های متنوّع و مختلف ـ که عموماً دیدن آنها به شکل روزمرّه در آمده است ـ وجود دارد که سبب شده همه آنها به سان معجزات انبیاء، «آیه» باشند؟ پاسخ به این پرسش مشخّص می‌کند از منظر قرآن، داشتن چه نوع نگاهی به پدیده‌های طبیعی، آنها را به «آیه» تبدیل می‌کند. پاسخ مورد نظر از یک سو، در بُعد فردی به ما کمک می‌کند، آنگاه که به دامان طبیعت می‌رویم یا در زندگی روزمرّه با پدیده‌های طبیعی همچون باد، باران و ... مواجه می‌شویم، از چه زاویه‌ای و چگونه به پدیده‌های طبیعی نگاه کنیم تا آیه بودن آنها را به جان دریابیم و از نگاهی سطحی به آنها فراتر رویم و ماورای آنها را بنگریم! از سوی دیگر، پاسخ به این سؤال در بُعد آموزش و فرهنگ‌سازی راهنماست و به ما می‌نمایاند که در آموزش جوانان و در رسانه‌ها، چگونه باید پدیده‌های طبیعی به تصویر کشیده شود تا آن ویژگی که موجب آیه بودن آنها شده است، بیان شده باشد؛ مثلاً آیا به تصویر کشیدن زیبایی یک گل در بهاران و یا عظمت آسمان در شب و یا تصویرگری غروبی پاییزی آیه بودن پدیده‌های طبیعی را نشان می‌دهد؟! در جستجوی پاسخ این پرسش، ابتدا مشخّص می‌کنیم چه پدیده‌هایی در قرآن به عنوان آیه معرّفی شده‌اند و آنگاه روی آیاتی بیشتر درنگ و تأمّل می‌کنیم که در آنها همگام با «آیه» خوانده شدن پدیده‌ای طبیعی، بر ویژگی خاصّی در آن پدیده تأکید شده است و در واقع، آن ویژگی خاص نیز به همراه آیه خوانده شدن آن پدیده طبیعی معرّفی شده است. 1ـ در جستجوی «نشانه‌ها» در پدیده‌های طبیعی قرآن کریم شانزده پدیده از میان همه پدیده‌های طبیعی گزینش می‌کند و با عبارت‌هایی همچون «وَ مِنْ آیاتِه» و یا «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ» به عنوان آیه معرّفی می‌کند. امّا تکرار توجّه دادن به «آیه» بودن این پدیده‌های متنوّع به یک اندازه نیست، به آیه بودن برخی بارها و بارها توجّه داده شده است و برخی تنها یک یا دو دفعه آیه خوانده شده‌اند. این پدیده‌های طبیعی به ترتیبِ میزان «تکرار» و توجّه دادن قرآن به آیه بودن آنها عبارتند از: 1ـ1) آسمان‌ها و زمین در بیشتر مواردی که از «آسمان‌ها» یا «زمین» به عنوان «آیه» یاد شده است، این دو پدیده در کنار هم نام برده شده‌اند و به یکدیگر عطف گردیده‌اند و مسئله‌ای مشترک در آنها به عنوان «آیه» معرّفی شده است و در مواردی نیز «آسمان‌ها» یا «زمین» به تنهایی آیه دانسته شده است و به آن ویژگی که آنها را به یک آیه بدل ساخته، پرداخته شده است. آنگاه که آسمان‌ها و زمین با هم به عنوان «آیه» معرّفی می‌شوند، همواره آسمان‌ها بر زمین مقدّم می‌گردد و زمین در آیه بودن به آسمان عطف می‌شود: إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ (الجاثیه/ 3). در این آیات بر چهار ویژگی زیر در هنگام «آیه» خوانده شدن تأکید می‌شود: الف) آفرینش آسمان‌ها و زمین در پنج آیه، خلقت آسمان‌ها و زمین به عنوان «آیه» معرّفی می‌شود (ر.ک؛ الشّوری/ 29؛ الرّوم/22؛ العنکبوت/ 44؛ البقره/164 و آل‌عمران/190). در این آیات، اصل آفرینش آسمان‌ها و زمین به عنوان آیه معرّفی می‌شوند. ب) بر پا ماندن زمین آسمان و زمین در دو آیه، به بر پا ماندن زمین و آسمان به عنوان یک آیه اشاره شده است و جالب در این است که در هر دو آیه، نظر به «آسمان» نه «آسمان‌ها». در آیه 25 سوره روم قیام «آسمان و زمین» به عنوان آیه‌ای معرّفی شده است: وَمِنْ آیَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ..... مراد از قیام آسمان و زمین به امر خدا، تداوم حالت‌های سکون، حرکت و ... در آن دو است که به ثابت بودن وضعیّت آنها می‌انجامد (ر.ک؛ فرّاء، بی‌تا، ج 2: 323؛ ثعالبی: 1418ق.، ج 4: 310؛ ابن‌عاشور، بی‌تا، ج 21: 39؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 16: 169 و فضل‌الله، 1419ق.، ج 18: 120). برای درک «آیه» بودن قیام آسمان و زمین، لازم است در منشاء پیدایش این وضعیّت ثابت در آسمان و زمین تفکّر و اندیشه شود: وَمِنْ آیَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ.... و در واقع، اگر از صورت آنها گذر شود و اندیشه بدین جا بینجامد که وضعیّت ثابت در آسمان و زمین به امر الهی است، قیام آسمان و زمین برای ما به «آیه»‌ تبدیل می‌شود. در آیه 9 سوره سباء از زاویه‌ای دیگر به بر پا ماندن وضعیّت ثابت آسمان و زمین نگریسته می‌شود. در این آیه، قدرت خداوند بر برچیدن این وضعیّت ثابت و مطلوب برای زندگی بشر، «آیه» خوانده شده است: أَفَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَه لِّکُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ. در این آیه، خطاب به کفّار گفته می‌شود که آسمان و زمینی که از هر سو آنها را در بر گرفته است، به فرمان خداوند است و اگر او بخواهد زمین آنها را در خود فرومی‌برد و یا قطعه‌ای از آسمان بر سرشان فرومی‌افتد و همان‌گونه خداوند بر حفظ آسمان و زمین قدرت دارد، بر فرو ریختن آسمان و زلزله در زمین نیز قادر است (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 16: 360 و فضل‌الله، 1419ق.، ج 19: 19). در این آیه نیز مانند آیه پیشین برای درک «آیه» بودن وضعیّت ثابت آسمان و زمین باید به این نکته توجّه کرد که سررشته این وضعیّت ثابت در دست خداوند است و اگر او بخواهد، می‌تواند به آنی این نظام را برچیند. ج) آفریده‌ها در آسمان‌ها و زمین در چهار آیه، آفریده‌های موجود در آسمان‌ها و زمین با تعابیر مختلف6 «آیه» معرّفی شده‌اند (این آیات عبارتند از: یونس/6 و 101؛ یوسف/ 105 و الجاثیه/ 3 (ر.ک؛ سمرقندی: بی‌تا، ج 2: 105؛ طبری، 1412ق.، ج 11: 62 و طباطبائی، 1417ق.، ج 10: 127). به طور کلّی، این چهار آیه بیان می‌دارند که «آیه‌ها» و نشانه‌هایی در آسمان‌ها و زمین است، امّا بر روی یک یا چند آفریده خاص متمرکز نمی‌شوند و تنها بر وجود آفریده‌ها بدون تأکید بر ویژگی خاصّی از آنها توجّه داده می‌شود. در نتیجه، می‌توان گفت از یک سو، بر اساس این آیات همه آفریده‌ها در آسمان‌ها و زمین به عنوان «آیه» و نشانه شایسته نیک درنگ کردن و تأمّل هستند و از سوی دیگر، در «آیه» بودن، برخی آفریده‌هایی شاخص و برجسته هستند که در آیات دیگر با عنوان «آیه» معرّفی شده‌اند و به ویژگی خاصّی که آنها را به «آیه» تبدیل کرده، توجّه داده شده است. از همین روست که مفسّرین در تبیین این آیات مخلوقاتی را نام برده‌اند که در آیات دیگر به عنوان «آیه» معرّفی شده‌اند (ر.ک؛ فرّاء، بی‌تا، ج2: 55؛ قمی: 1367، ج 2: 293؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 212؛ طبری، 1412ق.، ج 13: 50 و طوسی، بی‌تا، ج 6: 203). د) مسخّر بودن آسمان‌ها و زمین در آیه 13 سوره جاثیه بیان می‌شود که «خداوند» آنچه را در آسمان‌ها و زمین است «و همه از اوست» را برای شما رام کرد و برای مردمی که می‌اندیشند، در این مسئله نشانه‌هایی است: وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِّنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لَّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ. در این آیه، در واقع، توجّه کردن به دو مسئله در کنار یکدیگر به آیه شدن آسمان‌ها و زمین می‌انجامد. این دو عبارتند از: نخست اینکه منشاء مسخّر و رام بودن آسمان‌ها و زمین برای ما، خداوند است و دیگر آنکه همه آنچه که در آسمان‌ها و زمین رام و مسخّر ماست، از خداوند است (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 18: 162). مسخّر بودن همه آفریده‌های موجود در آسمان‌ها و زمین برای آدمی به این معنی است که آنها از نظام خاصّی پیروی می‌کنند که در نهایت، این نظام به پدید آمدن شرایط مطلوب برای زندگی بشر و سود بردن او می‌انجامد (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 18: 161؛ فضل‌الله، 1419ق.، ج 20: 310). پس اندیشه در این مسئله که منشاء سازواری آفریده‌های موجود در آسمان‌ها و زمین برای زندگی بشر، خداوند است نیز از نشانه‌ها و آیت‌هاست. همان‌گونه که پیشتر گفته شد، در کنار این آیات که در آنها آسمان‌ها (و یا آسمان) و زمین در کنار یکدیگر به عنوان آیه و نشانه معرّفی می‌شود، در شماری از آیات، آسمان‌ها و یا زمین به تنهایی به عنوان آیه معرّفی می‌شود. در آیاتی که آسمان‌ها به عنوان آیه معرّفی می‌شود، نظر به ساخت و نظام موجود در آنهاست: هـ) ساخت و نظام حاکم بر آسمان‌ها در آیه دوم سوره رعد آمده است: اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاء رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ. با توجّه به سیاق، مراد از «آیات» در آیه فوق، آیه‌های تکوینی است. برخی از مفسّرین مراد از «تفصیل آیات» را «جدا و متمایز کردن آیه‌های تکوینی از یکدیگر» (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 11: 290 و فضل‌الله، 1419ق.، ج 13: 17) و برخی آن را «تبیین و توضیح درباره چگونگی آفرینش پدیده‌های طبیعی» دانسته‌اند (ر.ک؛ ابن‌سلیمان، 1423ق.، ج 2: 366؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 216؛ ابوالفتوح، 1408ق.، ج 11: 179 و مکارم شیرازی، 1374، ج 10: 113). در مجموع، می‌توان گفت توجّه به دو نکته، نظام حاکم بر آسمان‌ها را برای ما به «آیه» تبدیل می‌کند که عبارتند از: اوّل توجّه به اینکه استواری این نظم از «خداوند» است: اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ ...  و دوم، توجّه به اینکه ساخت آسمان‌ها و نظامی که بر خورشید و ماه حاکم است و حرکت همه در مدار خود، تا زمان معیّن ادامه دارد. همچنین در آیه 32 سوره انبیاء آمده است: وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ. غالب مفسّرین مراد از «آیه‌های» آسمان‌ها در تعبیر قرآنی «آیَاتهَِا» را خورشید، ماه و ستارگان (ر.ک؛ مقاتل، 1423ق.، ج 3: 77؛ فرّاء، بی‌تا، ج 2: 201؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 425؛ ابن ‌أبی‌حاتم، بی‌تا، ج 8: 2451؛ ابن‌جوزی، 1422ق.، ج 3: 190 و زمخشری، 1407ق.، ج 3: 115) می‌دانند و برخی اموری چون حوادث خلل‌گونه‌ای که گاه در آسمان‌ها رخ می‌دهد و منجر به انهدام قسمتی از آن می‌گردد (ر.ک؛ فضل‌الله، 1419ق.، ج 15: 219) و یا حوادث جوّی (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 14: 280) را به عنوان «آیه‌های» آسمان‌ها معرّفی کرده‌اند. به نظر می‌رسد از آنجا که قسمت نخست آیه درباره ساخت و چگونگی آفرینش آسمان‌هاست: وَ جَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحفُوظًا آیه‌های آسمان‌ها نیز امری در پیوند با ساخت آن باشد؛ یعنی همان وضعیّت نظام‌مند اجرام سماوی. در واقع، در این دو آیه نخست با عبارات رَفَعَ السَّمَوَاتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا و وَ جَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحفُوظًا به آفرینش آسمان‌ها پرداخته می‌شود و آنگاه به مسئله تفصیل آیات و یا وجود آیاتی در آسمان‌ها مطرح می‌گردد و پیوند این دو موضوع، یعنی «چگونگی ساخت آسمان‌ها» و «وجود آیه در آسمان‌ها» در مجموع می‌تواند اشاره به این نکته داشته باشد که ساخت و نظام حاکم بر آسمان‌ها برای آدمی، «آیه» است. در آیاتی نیز که «زمین» به عنوان «آیه» معرّفی شده، مسئله «ساخت زمین و نعمت‌های موجود در آن» مطرح است. و) ساخت زمین و نعمت‌های موجود در آن در شماری از آیات، زمین نقش محور در معرّفی «آیه‌«های طبیعی دارد. از میان این آیات، در آیه 20 سوره ذاریّات به طور کلّی بیان شده که در زمین «آیه‌هایی» وجود دارد: وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ، ولی در آیات دیگر با تفصیل بیشتری درباره این آیات سخن گفته شده است. در این آیات، «آیه‌«های موجود به طور کلّی ذیل دو موضوع می‌گنجند: 1ـ آیه‌های که در ساخت و آفرینش زمین وجود دارد و شامل گسترده شدن زمین، وجود قطعه‌های کنار هم در زمین و گهواره بودن زمین است (ر.ک؛ الرّعد/ 4ـ3 و طه/ 53). 2ـ آیه‌هایی که نعمت‌های موجود در زمین وجود دارد و این نعمت‌ها عبارتند از کوه‌ها، نهرها، راه‌ها، رویش دانه‌ها، انواع میوه‌ها به صورت جفت، باغ‌های انگور، کشتزارها، درختان خرما و به طور کلّی، گیاهان که خوراک انسان و دام‌های اوست (الرّعد/ 4ـ3؛ یس/ 33؛ طه/ 54 ـ53؛ الحدید/ 17؛ الشّعراء/ 8ـ7 و فصّلت/ 39). در میان یادکرد نعمت‌هایی که در آنها «آیه‌ها» قابل مشاهده است، تمرکز اساسی و محوری آنها روی «گیاهان» است. گیاهان از آن روی که با آبی که از آسمان می‌ریزد، در گونه‌های مختلف می‌رویند و زمین را پس از مرگ زنده می‌کنند، آیه‌های زمین هستند؛ به عبارت دیگر، «رویش گیاهان از زمین مرده» آیه زمین است. در مجموع، می‌توان گفت نکات زیر را باید هنگام نگریستن به «آسمان‌ها و زمین» در شب و روز به خاطر آوریم تا این مسئله زمینه‌ای باشد که در وجه آیه بودن آنها درنگ و تأمّل کنیم و بتوانیم آیه بودن آنها را به جان دریابیم. 1ـ نگاه و اندیشه به نظام‌مندی آسمان‌ها و ساخت زمین و آسمان که در نهایت، شرایط را برای زندگی بشر مطلوب کرده است. 2ـ وجود نعمت‌های گوناگون در آن که در نهایت، آن را مهیّای زندگی انسان ساخته است. 3ـ درنگ در زنده شدن زمین مرده که خداوند قادر است زمین را پس از مرگ آن زنده کند. تصوّر زمین به تنهایی برای آیه بودن آن کافی نیست، بلکه حتّی تصوّر نعمت‌های آن نیز کافی نیست و به تصویر کشیدن اینکه اوّلاً همه این نعمت‌ها برای آسایش انسان مهیّا شده است. ثانیاً کسی که زمین را زنده می‌کند، قادر است انسان مرده را نیز زنده کند: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنَّکَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَه فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیَاهَا لَمُحْیِی الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (فصّلت/ 39). 2ـ1) گیاهان در آیات متعدّدی به گیاهان و پدیده‌های مربوط به آنها به عنوان «آیه» نگریسته شده است و از زوایای مختلف وجود آنها به عنوان «آیه» معرّفی شده است. نکته قابل توجّه درباره آیه بودن گیاهان این است که هیچ گاه یک درخت یا یک گل یا یک میوه به تنهایی به عنوان «آیه» معرّفی نمی‌شود، بلکه یک گیاه با توجّه به مجموعه‌ای از پدیده‌ها و حقایق مرتبط با خود، آیه است. برای مثال از منظر قرآن، نگاه کردن به زیبایی‌های یک گیاه مثل گل برای فهم و درک «آیه» بودن آن کافی نیست، بلکه توجّه به اینکه این گیاه به واسطه آبی که از آسمان فروریخته، رشد کرده و بالیده است و زمین را زیبا و آراسته ساخته است و به زودی به شبی یا روزی نابود می‌شود، به گونه‌ای که گویا اصلاً در اینجا نبوده است، این گیاه را برای ما تبدیل به «آیه» می‌سازد. در مجموع، در قرآن کریم همراه با توجّه دادن به یک یا چند ویژگی زیر، گیاهان به عنوان «آیه» معرّفی شده‌اند: 1ـ رویش گیاهان به واسطه آبی که از آسمان فرومی‌ریزد، همراه با تصریح به این نکته که این پدیده نماد زنده کردن مردگان است (ر.ک؛ الأنعام/ 99؛ الأعراف/ 58؛ یونس/ 24؛ النّحل/ 11ـ10 و طه/ 54ـ53). 2ـ انواع گوناگون گیاهان و میوه‌ها (ر.ک؛ الأنعام/ 99؛ الرّعد/ 4، النّحل/ 11 و طه/ 54ـ53). 3ـ سیراب شدن گیاهان مختلف که میوه برخی بر دیگری برتری دارد از یک آب واحد (الرّعد/4). 4ـ با وجود نزول باران یکسان تفاوت در رویش گیاهان به واسطه تفاوت در نوع زمین (زمین پاک گیاه بر می‌آورد و زمین ناپاک گیاهش اندک و بی‌فایده است) (الأعراف/ 58ـ57). 5ـ جفت بودن گیاهان و میوه‌ها (الشّعراء/ 8ـ7؛ الرّعد/ 3 و طه/ 54ـ53). 6ـ طرز به میوه نشستن گیاهان و رسیدن میوه‌ها (ر.ک؛ الأنعام/ 99). 7ـ استفاده انسان و دام انسان از گیاهان (ر.ک؛ یونس/ 24؛ النّحل/ 11 و 10 و طه/ 54ـ53). 8ـ نابود شدن ناگهانی زیبایی‌های زمین (گیاهان) به شب یا به روز، در حالی که انسان گمان می‌کند بر آن قدرت دارد (یونس/ 24). همچنین در قرآن کریم در راستای معرّفی «گیاهان» به عنوان آیه، نظام حاکم بر آنها به دو امر شبیه شده است: الف) گاه «نظام حاکم بر رویش گیاهان» ـ از وزش باد، آمدن ابرهای باران‌زا و دیدن برق گرفته تا زنده شدن زمین مرده و پدید آمدن میوه‌های رنگ‌رنگ ـ به مسئله زنده شدن مردگان در روز قیامت تشبیه شده است: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنَّکَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَه فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیَاهَا لَمُحْیِی الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (فصّلت/ 39 و با همین مضمون در، الأعراف/ 67 و 58). ب) گاه «نظام حاکم بر زوال و نابودی گیاهان» ـ از رویش، قبل خوردن و زیبا کردن زمین گرفته تا نابودی ناگهانی ـ مَثَلی برای زودگذر بودن زندگی دنیا دانسته شده است: إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاه الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (یونس/ 24). توجّه یه گیاهان با در نظر گرفتن حقایق بالا، آنها را به «آیه»ای برای ما تبدیل می‌کند و وجود این آیات در گیاهان همان آیاتی است که قوم سبأ از توجّه به آنها اعراض کردند: لَقَدْ کَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَه جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَشِمَالٍ کُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَاشْکُرُوا لَهُ بَلْدَه طَیِّبَه وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوَاتَى أُکُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَیْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِیلٍ (سبأ/ 16ـ15)7. 3ـ1) آبی که از آسمان نازل می‌شود در شماری از آیات باران با تعبیری «نزول آب از آسمان» مقدّمه سخن درباره «آیه»ای است؛ به بیان دیگر، تصوّر باران به تنهایی توجّه به «آیه» محسوب نمی‌شود، بلکه «نزول آب از آسمان» با در نظر گرفتن آثاری که بر جای می‌نهد، آن را تبدیل به «آیه» می‌کند. در برخی آیات (مثلاً: الأنعام/99؛ الأعراف/ 57؛ یونس/ 24؛ النّحل/ 11ـ10 و طه/ 54ـ53)، آیه باران به واسطه اثر آن در گیاهان که نماد زنده شدن مردگان است (الأعراف/ 58) و در سه آیه (ر.ک؛ النّحل/ 65؛ الرّوم8/ 24 و البقره/ 164) به واسطه اثر آن در زنده کردن زمین مرده و در یک آیه (النّحل/ 10) به واسطه استفاده‌ای که برای نوشیدن انسان دارد، «آیه» شمرده شده است. همچنین در دو آیه (غافر/ 13 و الجاثیه/ 5) ـ به واسطه اثری که باران در پدید آمدن انواع نعمت‌ها برای انسان دارد (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 18: 156)ـ از نزول باران با تعبیر «نزول رزق از آسمان» یاد شده است و به این مسئله به عنوان «آیه» معرّفی شده است. استفاده آب در نوشیدن و پیدایش روزی برای انسان هر دو به تداوم زندگی و حیات در انسان منجر می‌شود. بدین ترتیب، باید باران را نه یک «آیه» مستقل، بلکه قسمتی از یک «آیه» به شمار آورد؛ آیه‌ای که متشکّل از باران و اموری است که باران در آنها اثر می‌گذارد. این آیه حکایت اثر امری آسمانی بر پدیده‌ای زمینی دارد. پدیده‌های زمینی به واسطه باران آسمان زنده می‌شوند یا ادامه حیات آنها ممکن می‌شود. این مجموعه با هم یک «آیه» را تشکیل می‌دهد. 4ـ1) شب و روز در ده آیه، شب و روز «با هم» ذکر شده است و به عنوان آیه معرّفی شده‌اند. در آیه 37 سوره فصّلت (آیه سجده) آمده است: «و از نشانه‌های او شب و روز است...» و به طور کلّی، بیان شده است که شب و روز نشانه‌ای است و بر توجّه کردن به ویژگی خاصّی در آنها تأکید نشده است. در دیگر آیاتی که به این «آیه» الهی پرداخته‌اند، هم‌زمان با «آیه» خوانده شدن، ویژگی‌هایی از این دو برشمرده شده است و برجسته گردیده است. این ویژگی‌ها عبارتند از: الف) اختلاف شب و روز در چهار آیه (شامل یونس/ 6؛ الجاثیه/ 5؛ البقره/ 146 و آل‌عمران/190) در میان برشمردن پدیده‌های طبیعی که در آنها «نشانه‌ای» است، بیان شده است که «فیِ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ» نشانه‌هایی وجود دارد. مفسّرین درباره «اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ» آرای متفاوتی بیان کرده‌اند. بسیاری این عبارت را به «پی‌درپی آمدن شب و روز» معنی کرده‌اند (ر.ک؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 105؛ طبری: 1412ق.، ج 11: 62؛ طوسی، بی‌تا، ج 5: 340؛ ابوالفتوح، 1408ق.، ج 10: 100؛ میبدی، 1371، ج 4: 25 و ابن‌عطیّه، 1422ق.، ج 3: 106). بدین ترتیب، دیدن شب و روز از آن روی که بدون خلل پشت سر هم می‌آیند و می‌روند، نشانه‌ای است. برخی از مفسّرین نیز در بیان معنای «اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ»، «تفاوت شب و روز» در میزان روشنایی و طول مدّت را به عنوان یک احتمال تفسیری مطرح کرده‌اند9 (ابوالفتوح، 1408ق.، ج 10: 100 و میبدی، 1371، ج 4: 25). بر این اساس، تفاوت شب و روز از نظر‌های مختلف همچون میزان روشنایی و مدّت زمان هر یک، آیه و نشانه‌ای است. علاّمه طباطبائی اختلاف شب و روز را به معنی کم و زیاد شدن و کوتاه و بلند شدن شب و روز می‌دانند (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 1: 399). علاوه بر چهار آیه فوق که در آنها «اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ» آیه و نشانه بیان شده، به نظر می‌رسد دو آیه زیر نیز همین معنا را بازگو می‌کنند:...یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (الرّعد/3) و وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَه اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَه النَّهَارِ مُبْصِرَه... (الأسراء/12). در این دو آیه نیز شب و روز کنار یکدیگر نام برده شده‌اند. در آیه نخست سخن از این است که تاریکی شب، روشنایی روز را می‌پوشاند (ر.ک؛ ابن‌سلیمان، 1423ق.، ج 2: 366) و مانع ادامه یافتن آن می‌شود و در آیه دو، برعکس آن سخن از محو شدن شب و آمدن روز است. برخی از مفسّرین این عبارات را به همان آمدوشد شب و روز تفسیر کرده‌اند (ر.ک؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 216؛ طبری، 1412ق.، ج 13: 63؛ طوسی، بی‌تا، ج 6: 215؛ ابوالفتوح، 1408ق.، ج 11: 181؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 13: 51 و فضل‌الله، 1419ق.، ج 14: 53). در مجموع، در این شش آیه، تصوّر شب یا روز به تنهایی آیه نیست، بلکه درنگ و اندیشه در این دو نکته که همواره شب و روز از پی یکدیگر بی هیچ خللی می‌آیند و هر یک از این دو، ویژگی‌هایی خاصّ خود را دارند، آیه و نشانه‌ای برای ماست و اینها اموری است که آدمی نه در برقراری نظم آن دخالتی دارد و نه توان ایجاد تغییر در آنها دارد. ب) آرامش شبانه و روشنایی روز در دو آیه، همراه «آیه» شمرده شدن شب و روز، به مایه آرامش بودن شب و روشن بودن روز «اللَّیْلَ لِتَسْکُنُواْ فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِرًا» اشاره شده است (یونس/ 67 و النّمل/ 86) و به بیان دیگر، این دو پدیده طبیعی از آن روی «آیه» هستند که شب موجب آرامش و روز روشن است و در واقع، این دو ویژگی، یعنی آرامش شبانه و روشنایی روزانه، ویژگی هستند که سود و منفعت آدمی در آنها نهفته است. جالب اینکه در این دو آیه و نیز آیه 61 سوره غافر ـ که در آن به مایه آرامش بودن شب و روشنایی در روز اشاره شده است ـ همواره «آرامش شبانه» بر «روشنایی روز» مقدّم است؛ به عبارت دیگر، آرامش شبانه مقدّمه‌ای برای استفاده از روشنایی روز است و نیز باید توجّه داشت که این سه آیه از پی آیاتی آمده‌اند که به توحید ربوبی خداوند پرداخته‌اند و توجّه دادن به آیه بودن آرامش شبانه و روشنایی روز، در راستای تکمیل سخن درباره توحید ربوبی خداوند است (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 10: 94 و همان، ج 17: 354) و به عبارت دیگر، آرامشی که خداوند در شب قرار داده است و روشنایی که به روز بخشیده است، در راستای وصف ربوبیّت خداوند است و این پدیده‌های طبیعی با این نگاه سزاوار اندیشه و درنگ هستند. ج) تفاوت شب و روز در آیه 12 سوره اسراء، شب و روز نه «یک» آیه، بلکه «دو» آیه معرّفی شده‌اند: وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَه اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَه النَّهَارِ مُبْصِرَه لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ ... (الإسراء/12). این آیه در مقام بیان فرق میان «دو آیه» شب و روز است و با توجّه به سیاق، در مقام بیان این نکته است که در عین حال که هم شب و هم روز آیه هستند، آثار یکی از آن دو یعنی شب محو می‌شود و آثار دیگری یعنی روز باقی می‌ماند (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 13: 51). آیات پیش از این آیه در سیاق توبیخ و ملامت هستند و آیه وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهارَ آیَتَیْنِ ... به منزله جواب استدلالی تقدیری است که ممکن است کسی بخواهد شر را انجام دهد و استدلال کند که چون می‌توانیم هم خیر و هم شر را انجام دهیم، پس جایز است هر یک از این دو را انجام دهیم و این آیه با لحن توبیخ و ملامت می‌فرماید صِرف قدرت داشتن بر عمل و صحیح انجام دادن آن، دلیل بر جواز آن نمی‌شود، مگر نمی‌بینید که خداوند شب و روز را دو آیت از آیات خود قرار داد که انسان‌ها در آن شب و روز زندگی کنند و در عین، حال آیت شب را محو نمود و موجودات را محکوم کرده که در آن به آسایش بپردازند و آیت روز را «مبصر» و وسیله درک و بینایی قرار داد تا در آن، رزق خود را طلب کنند و به وسیله آن، عدد سال‌ها و حساب را در دست داشته باشند (ر.ک؛ طباطبائی، 1417ق.، ج 13: 53ـ52). البتّه چنان‌که پیشتر آمد، بسیاری از مفسّرین این آیه را به «پی‌در‌پی آمدن شب و روز» تفسیر کرده‌اند. د) مسخّر بودن شب و روز برای ما در آیه 12 سوره نحل شب و روز مسخّر شما هستند و در این مسخّر بودن، برای آنان که تعقّل می‌کنند، نشانه‌هاست. مسخّر آدمی بودن شب و روز و دیگر پدیده‌های طبیعی، مانند خورشید و ماه، به این معنی است که این امور در خدمت منافع انسان هستند و برای او امکان زندگی را فراهم می‌سازند (ر.ک؛ ابن‌سلیمان، 1423ق.، ج 2: 407؛ سمرقندی، بی‌تا، ج 2: 245؛ طوسی، بی‌تا، ج 6: 366 و ابو‌الفتوح، 1408ق.، ج 12: 14). بدین ترتیب، شب و روز از آن روی که وجود آنها امکان زندگی مناسب را برای آدمیان فراهم ساخته، آیه و نشانه و نیز شایسته درنگ و اندیشه است. پی‌نوشت: 1ـ قال رسول الله(ص): «أوتیتُ/ أَعطیتُ جَوَامِعُ الکَلِمِ» (ابن‌شعبه، بی‌تا، ج 2: 310؛ ابن‌حنبل، بی‌تا، ج 2: 250، 412 و 442؛ ابن‌الحجّاج النّیشابوری، بی‌تا، ج 2: 64؛ ترمذی، 1403ق.، ج 3: 56؛ نسائی، 1348ق.، ج 2: 239؛ صدوق، 1417ق.: 285؛ همان، 1403ق.: 292 و همان، بی‌تا، ج 1: 241). 2ـ این واژه با شمارش در المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، محمّدفؤاد عبدالباقی: 103 و 108 و نیز با شمارشگری نرم‌افزار جامع‌التّفاسیر در مجموع 382 بار در 353 آیه آمده است. این میزان بیش از تکرار مشتقّات ریشه‌هایی همچون عمل (360 بار)، هدی (316 بار)، ظلم (315 بار)، نزل (293 بار)، ذکر (292 بار)، حق (282 بار) و ... بر پایه شمارشگری نرم‌افزار جامع‌التّفاسیر است. 3ـ وی دو معنی «عبرت» و «علامت» را برای آن بیان کرده است (ابن‌سلیمان، 1427ق.: 128 و 129). 4ـ دروزه و نکونام سوره قلم را سومین سوره و سوره مدّثّر را پنجمین سوره نازل شده می‌دانند. ملاّ حویش، رامیار و معرفت سوره قلم را دومین سوره و سوره مدّثّر را چهارمین سوره نازل شده می‌دانند (ر.ک؛ دروزه، 1383ق.، ج 1: 15؛ نکونام، 1380: 303؛ ملاّ حویش، 1382ق.، ج 1: 75 و 102؛ رامیار، 1379: 611 و معرفت، 1381: 51). در هیچ یک از سوره‌هایی که قبل از سوره قلم و مدّثّر نازل شده است، کلمه «آیه» و یا «آیات» نیامده است و بدین ترتیب، در این سور‌ه‌ها نخستین بار کلمه «آیات» در کلام الهی به کار برده شده است. 5ـ تفاوت معجزه با آیه و بیّنه در آن است که معجزه به معنی «ناتوان ساختن و از پای در آوردن» است، امّا آیه و بیّنه به معنی «نشان و دلیل» است و هدف از ارائۀ آنها «از پای در آوردن» نیست، بلکه مقصود، عرضه شاهد، ارائه گواهی بر صدق نبوّت، دلالت افراد به ذوالآیه و هدایت آنها به عبادت حق تعالی است (ر.ک؛ پهلوان، 1382: 11). 6ـ إِنَّ فِی اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَّقُونَ (یونس/ 6)؛  قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِی الآیَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ یُؤْمِنُونَ (یونس/101)؛ وَکَأَیِّن مِّن آیَه فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (یوسف/ 105) و إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ (الجاثیه/ 3). 7ـ «قطعاً برای [مردم] سبأ در محلّ سکونت آنان نشانه[ی رحمتی] بود: دو باغستان از راست و چپ. [به آنان گفتیم:] از روزیِ پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهری است خوش و خدایی آمرزنده. * پس روی گردانیدند و بر آن سیل [سدّ] عَرِم را روانه کردیم و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوه‌های تلخ و شور ‌گز و نوعی از کُنارِ تُنُک داشت، تبدیل کردیم». 8ـ در این ایه با تکرار آیه خواندن زنده شدن مردگان به واسطه آبی که از آسمان فرو می‌ریزد بر آیه بودن آن تاکید شده است: وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (الرّوم/ 24). 9ـ روایتی از امام صادق (ع) که در آن مفضل را به اندیشه در مدت شب و روز دعوت می‌نمایند با این تفسیر هم راستا است. امام صادق (ع) می‌فرمایند: فکر یا مفضل فی مقادیر النهار و اللیل کیف وقعت علی ما فیه صلاح هذا الخلق ... (مفضل: 1404ق، 86) مراجع قرآن کریم. ابن ‌أبی‌حاتم الرّازی، محمّد بن ادریس. (بی‌تا). تفسیر ابن أبی‌حاتم. صیدا: المکتبه العصریّه. ابن‌جوزی، ابوالفرج عبدالرّحمن. (1422ق.). زاد المسیر فی علم التفسیر. تحقیق عبدالرّزاق المهدی. بیروت: دار الکتاب العربی. ابن‌الحجّاج ‌النّیشابوری، مسلم. (بی‌تا). صحیح مسلم. بیروت: دار الفکر. ابن‌حنبل، احمد. (بی‌تا). مسند احمد. بیروت: دار صادر. ابن‌شعبه، سعید بن منصور. (بی‌تا). سُنَن سعید بن منصور. تحقیق حبیب‌الرّحمن الأعظمی. بیروت: دار الکتب العلمیّه. ابن‌عاشور، محمّدبن طاهر. (بی‌تا). التّحریر و التّنویر. بی‌جا: بی‌نا. ابن‌عطیّه آندلسی، عبدالحقّ بن غالب. (بی‌تا). المحرّر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز. تحقیق عبدالسّلام عبدالشّافی محمّد. بیروت: بی‌نا. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی. (1408ق.). روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن. تحقیق محمّدجعفر یاحقی و محمّدمهدی ناصح. مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی. پارسا، حمید. (1373). نماد و اسطوره. با مقدّمه آیت‌الله جوادی آملی. قم: مرکز نشر اسراء. پُل، نویا. (1373). تفسیر قرآنی و زبان عرفانی. ترجمه اسماعیل سعادت. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. پهلوان، منصور. (1382). «تحقیق در وجه اعجاز قرآن». سفینه. شماره 1. صص 15ـ7. ترمذی، محمّد بن عیسی. (1403ق.). سُنَن التّرمذی. تحقیق عبدالرّحمن محمّد عثمان. بیروت: دار الفکر. ثعالبی، عبدالرّحمن بن محمّد. (1418ق.). جواهر الحسان فی تفسیر القرآن. تحقیق محمّدعلی معوض و شیخ عادل احمد عبدالموجود. بیروت: دار احیاء التّراث العربی. دروزه، محمّد عزه. (1383ق.). التّفسیر الحدیث. القاهره: دار إحیاء الکتب العربیّه. رامیار، محمود. (1379). تاریخ قرآن کریم. چاپ چهارم. تهران: امیر کبیر. زمخشری، محمود. (1407 ق.). الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل. بیروت: دار الکتاب العربی. سمرقندی، نصربن محمّد. (بی‌تا). بحرالعلوم. بی‌جا: بی‌نا. شاذلی، سیّد بن قطب. (1412ق.). فی ظلال القرآن. چاپ هفدهم. بیروت ـ القاهره: دارالشّروق. صدوق، محمّد بن علی. (1417ق.). الأمالی. تحقیق مؤسّسه البعثه. قم: مرکز الطباعه والنّشر فی مؤسّسه البعثه. ــــــــــــــــــــ . (1403ق.). الخصال. قم: مؤسّسه النّشر الإسلامی. ــــــــــــــــــــ . (بی‌تا). من لایحضره الفقیه. چاپ دوم. قم: مؤسّسه النّشر الإسلامی. طباطبائی، محمّدحسین. (بی‌تا). المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم. طبرسی، فضل بن حسن. (1372). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. چاپ سوم. تهران: انتشارات ناصر خسرو. طبری، ابوجعفر محمّد بن جریر. (1412ق.). جامع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفه. طوسی، محمّد بن حسن. (بی‌تا). التّبیان فی تفسیر القرآن. تحقیق احمد قصیر عاملی. بیروت: دار احیاء التّراث العربی. عبدالباقی، محمّدفؤاد. (1363ق.). المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم. القاهره: دار الحدیث. فخر رازی، ابوعبدالله محمّد بن عمر. (1420ق.). مفاتیح الغیب. چاپ سوم. بیروت: دار احیاء التّراث العربی. فرّاء، یحیی بن زیاد. (بی‌تا). معانی القرآن. تحقیق احمد یوسف نجاتی، محمّدعلی نجّار و عبدالفتّاح اسماعیل شلبی. مصر: دارالمصریّه للتّألیف و التّرجمه. فضل‌الله، محمّدحسین. (1419ق.). تفسیر من وحی القرآن. بیروت: دار الملاک للطّباعه و النّشر. قاسمی، محمّد جمال‌الدّین. (1418ق.). محاسن التّأویل. تحقیق محمّد باسل عیون السّود. بیروت: دار الکتب العلمیّه. قرشی، علی‌اکبر. (1377). تفسیر أحسن الحدیث. چاپ سوم. تهران: بنیاد بعثت. قمی، علیّ بن ابراهیم. (1367). تفسیر القمی. تحقیق طیب موسوی جزایری. چاپ چهارم. قم: دار الکتاب. مصطفوی، حسن. (1360). التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب. معرفت، محمّدهادی. (1381). تاریخ قرآن. چاپ چهارم. تهران: سمت. جعفی، مفضّل بن عمر. (1404 ق.). التّوحید. بیروت: مؤسّسه الوفاء. ابن‌سلیمان، مقاتل. (1427ق.). الوجوه و النظائر فی القرآن العظیم. تحقیق حاتم صالح الضّامن. دبی: مرکز جمعه الماجد للثّقافه والتّراث. ــــــــــــــــ . (1423ق.). تفسیر مقاتل بن سلیمان. تحقیق عبدالله محمود شحّاته. بیروت: دار إحیاء التّراث. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران. (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیّه. ملاّ حویش، عبدالقادر. (1382ق.). بیان المعانی. دمشق: مطبعه التّرقی. موسوی بجنوردی، محمّدکاظم. (1367). دائرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی. میبدی، احمد بن أبی‌سعد. (1371). کشف‌الأسرار و عدّهالأبرار. تحقیق علی‌اصغر حکمت. تهران: انتشارات امیر کبیر. نجفیان، آرزو، حیات عامری و صدیقه قیّومی. (1389). «نگاهی نشانه‌شناختی به واژه آیه در قرآن کریم». نقد ادبی. سال 3. شماره10. صص 204ـ 175. نسائی، احمد بن شعیب. (1348ق.). سُنَن نسائی. بیروت: دار الفکر. نکونام، جعفر. (1380). درآمدی بر تاریخ قرآن. تهران: نشر هستی‌نما. نویسندگان: منصور پهلوان، مهدیه دهقانی فصلنامه سراج منیر شماره 18 ادامه دارد...

95/05/16 :: 07:15





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 151]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


دین و اندیشه
پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن
free stats