تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 7 اردیبهشت 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در را...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

بلومبارد

تبلیغات متنی

تریدینگ ویو

خرید اکانت اسپاتیفای

کاشت ابرو

لمینت دندان

ونداد کولر

لیست قیمت گوشی شیائومی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

دانلود سریال سووشون

دانلود فیلم

ناب مووی

تعمیر کاتالیزور

تعمیر گیربکس اتوماتیک

دیزل ژنراتور موتور سازان

سرور اختصاصی ایران

سایت ایمالز

تور دبی

سایبان ماشین

جملات زیبا

دزدگیر منزل

ماربل شیت

تشریفات روناک

آموزش آرایشگری رایگان

طراحی سایت تهران سایت

آموزشگاه زبان

اجاره سند در شیراز

ترازوی آزمایشگاهی

رنگ استخری

فروش اقساطی کوییک

راهبند تبریز

ترازوی آزمایشگاهی

قطعات لیفتراک

وکیل تبریز

خرید اجاق گاز رومیزی

آموزش ارز دیجیتال در تهران

شاپیفای چیست

فروش اقساطی ایران خودرو

واردات از چین

قیمت نردبان تاشو

وکیل کرج

تعمیرات مک بوک

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

سیسمونی نوزاد

پراپ تریدینگ معتبر ایرانی

نهال گردو

صنعت نواز

پیچ و مهره

خرید اکانت اسپاتیفای

صنعت نواز

لوله پلی اتیلن

کرم ضد آفتاب لاکچری کوین SPF50

دانلود آهنگ

طراحی کاتالوگ فوری

واردات از چین

اجاره کولر

دفتر شکرگزاری

تسکین فوری درد بواسیر

دانلود کتاب صوتی

تعمیرات مک بوک

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1798045971




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

در نامه سرگشاده حجت الاسلام محسن زاده به هاشمی مطرح شد: آقای هاشمی! تا عزرائیل جان تان را نگرفته، توبه کنید و دست از ستم به این نظام و مردم مومن و ستم کشیده بردارید


واضح آرشیو وب فارسی:هجرت نیوز: آقای هاشمی! لازم است تفکر و تامل در گفتار خود نموده و تا دیر نشده و حضرت عزرائیل علیه السلام جانتان را نگرفته است، روی به استغفار و انابه و توبه آورید/ باشد تا در صراط راه را بر شما بگیرم و حق خویش بستانم و اگر نتوانستید ادا کنید خود دانید و موکلان جهنم. به گزارش هجرت؛ متن نامه ی حجت الاسلام محمدعلی محسن زاده مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه ثارالله استان کرمان خطاب به اقای هاشمی رفسنجانی به این شرح است: جناب اقای اکبر هاشمی رفسنجانی ! این دومین نامه ایست که به شما می نویسم، نامه اول را در جریان فتنه ۸۸ انگاه که آن نامه بدون سلام و والسلام را خطاب به نائب امام زمانم نوشتید ومنتشر ساختید، برایتان نوشتم. اینک نیز با توجه به اینکه همان راهی که در فتنه براندازانه ۸۸ پیمودید، دنبال می کنید، علیرغم میل باطنی ام برایتان به مصداق نصیحه الملوک و در مقام ناهی از منکر می نویسم، واز خداوند متعال می طلبم که نهی از منکر و نصیحت در شما موثر افتد و به پیشگاه خداوند متعال عذر تقصیر آورده و توبه کنید و دست از ستم به این نظام مقدس الهی و مردم شریف مومن و ستم کشیده ایران اسلامی که همه هست و بودشان را پای اسلام و انقلاب ریخته و با جانشان از آن دفاع می کنند بردارید. خداوند ما و شما را از ضلالت و گمراهی و بی بصیرتی نجات وعاقبتمان را ختم به خیر گرداند، آمین یا رب العالمین. ضمنا اگر می بینید این نامه را منتشر و شما را از منکر با انتشار در فضای مجازی نهی می کنم، به این سبب است که شما در تریبون علنی در فرودگاه مهر آباد و دیگر اماکن و تریبون ها به همه ملت ستم روا داشتید و این حقیر نیز کوچکترین فرد از مردمی هستم که بر آن ها ستم روا داشته اید، خوب می دانید که ظلم و ستم شما به نظام اسلامی، ستم بر تمامی مسلمین می باشد، پس حق دارم که فریاد تظلم خواهی سر دهم شاید کسی پیدا شود و جلو این همه ستمی که در این سالها بر ما روا می دارید بستاند و اگر نشد خدای قهار را بر مظلومیت خویش و مردم، نظام واسلام به استعانت می طلبم باشد که خود بین ما و شما قضاوت کند. باز هم بخوانید کلام نورانی امام را جناب هاشمی! در سخنرانی در فرودگاه به مناسبت ورود امام خمینی قدس الله النفسه الزکیه الشریف، گفتید: پس از انقلاب دچار مشکلاتی شدیم که نقاط تفرقه ایجاد شد، کسانی که با هم بودند به تفرقه دچار شدند و اگر به این نقطه خوب و دقیق توجه کنیم دیگر نگران سرنوشت آینده نخواهیم بود و اگر تفرقه ها عمیق شود نباید منتظر تداوم انقلاب باشیم. راستی فرصت پیدا کرده اید ساعاتی را بشینید وفکر کنید که نقش شما در این تفرقه افکنی چه اندازه است؟ یا صفاتتان اجازه نمی دهد که خود را محاسبه کنید، بدانید که روز حساب نزدیک است، شاید در اینجا قوه محترم قضائیه که باید حسابگر باشد، به جهت مصالحی نتواند شما را به محاسبه وا دارد، ولی بدانید” إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْ صَادًا * لِّلطَّاغِینَ مَآبًا ﴿٢٢/نباء﴾ در انتظار همه کسانی است که در برابر حق طغیان می کنند! اقای هاشمی! اگر مباحث ادبیات را فراموش نکرده باشید در محضر اساتید خواندیم که سخن، منطوقی ومفهومی دارد منطوق کلام شما این است: “اگر تفرقه ها عمیق شود نباید منتظر تداوم انقلاب باشیم.” ومفهومش اینکه تفرقه افکنی می کنید تا از تداوم انقلاب اسلامی جلوگیری کنید! راستی فکر کرده اید اینکار شدنی است؟! فکر کرده اید که خونهای مطهر شهیدانمان دامانتان را رها خواهد کرد؟ گمان می برید ارواح شهیدانمان که در همه حال مدد کارمان بوده اند به بد خواهان اجازه چنین کاری را خواهند داد؟ آیا فکر کرده اید که ما وانقلابمان بی صاحبیم؟ ما از نسل ابوذر و سلمانیم، اینجا کوفه و بصره صفین نیست عالیجناب! ما مولایمان امام خامنه ای روحی فداه را مسلم و سفیر امام زمانمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در عصر حاضر می دانیم ، اما شما بدانید که اینجا کوفه نیست و ما مردم کوفه نیستیم که گوشمان به فرمان شریح قاضی ها باشد، ما از نسل ابوذر و سلمانیم، اینجا کوفه و بصره صفین نیست که علی علیه السلام بر صورت خود سیلی بزند و”این عمار” را فریاد کند، خوب می دانید که میلیونها انسان مومن علوی و زهرائی صفت در این سرزمین عمارند و به گوشه چشم نائب امام زمانشان به حرکت در می آیند. بدانید و همه بد خواهان نظام اسلامی بدانند، آرزوی روزی بدون انقلاب اسلامی زندگی کردن را به گور خواهند برد. اقای رفسنجانی! گفتید: “عده ای صلاحیت شخصیتی که جدش امام است را قبول نمی کنند، باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آورده اید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صدا و سیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر آن نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود شماها هم نبودید؛ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک می گفتید تبریک بدی گفتید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید.” عالیجناب! از آن یگانه دوران، امام عارفان که در ملکوت اعلی مهمان عرشیان است بشنوید، البته اگر قلبتان مریض نشده و گوشتان ناشنوا نگشته، به شما وامثال شما در خصوص شورای نگهبانی که بر آن می تازید می فرماید:… به هیچ وجه گوش به حرف عده ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است، بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین طور عمل می کردند؛ مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقی داشت. … شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی ندهید. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند…” (صحیفه امام ج ۱۳ ص ۵۳) چناب اقای رفسنجانی گوش دل باز کنید وبشنوید سخن ان پیر سفر کرده را که می فرمایند: … اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است ، و مفسد است یک همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد. (صحیفه امام ج۱۴ص۳۷۰) عالی جناب اجازه می دهید نگاه امام را در مورد هرکسی که به شورای نگهبان بگوید کذا وکذا در مورد شما به کار ببریم؟ اقای هاشمی سخن امام را بشنوید که چگونه مراتب قدردانی از شورای نگهبان را اعلام می کنند ، شما چگونه به خود اجازه دادید در سالروز ورود امام رضوان الله تعالی علیه بر خلاف رای و نظر ایشان به شورای نگهبان به بهانه همراهی با بیت امام سخن به خلاف بگوئید؟! امام قدس سره می فرمایند:”…از تحمل زحمات و رنج های شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند. توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی از این کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام.”(صحیفه امام ج ۱۷ص۴۴۱) جناب رفسنجانی! چون نظر شورای نگهبان موافق میل تان نبود، دست به شایعه افکنی زدید و به مصالح اسلام و مسلمین توجه نکردید، باز هم بخوانید کلام نورانی امام را که می فرمایند: … افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تایید بعضی حوزه ها موافق میل شان نبوده است دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان – ایدهم الله تعالی – را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی ها … چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد. معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم. من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم واردمی شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم. (صحیفه امام ج۱۷ص۴۳۱) آقای هاشمی! شما شورای نگهبان را که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی است در مقام تضعیفش بر آمدید،ولی بدانید، امام راحل فرمودند: شورای محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، مورد تایید اینجانب می باشند و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهوری دارند که با آن هیچ حکم و امری مزاحمت نمی کند و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد ومعلوم است آقایان با تعهدی که دارند تحت تاثیر هیچ جوی واقع نمی شوند. ان شاءالله موید باشند. (صحیفه امام ج۱۹ص۱۵۵) وهمچنین بدانید امام راحل فرمودند:نهاد شورای نگهبان همیشه موردتایید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیداری و هوشیاری در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد. (صحیفه امام ج۲۰ص۴۵۷) جناب اقای رفسنجانی! در فرودگاه شاهد هتاکی های شدیداً بی منطق از جانب کسی بودیم که اصلاً چنین انتظاری از او نمی رفت. انتظار طبیعی مردم این است که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام کسی باشد که مصالح نظام را بتواند تشخیص دهد! بی شک تهدید کردن جمهوری اسلامی و حمله های شدیداللحن به قانون اساسی و شورای محترم نگهبان که به مصداق کلام امام حسین علیه السلام امنای خداوند بر حلال وحرام او به شمار می روند، آنجا که فرمودند:” مَجَارِی الامُورِ وَالاحْکَامِ عَلَی أَیْدِی الْعُلَمَآءِ بِاللَهِ، الامَنَاءِ عَلَی حَلَالِهِ وَحَرَامِهِ؛ نه تنها خلاف مصالح نظام است؛ بلکه می توان گفت ضدیت با اسلام عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی است. فلذا این موضوع بسیار عجیب است که چگونه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نتوانسته این تفاوت آشکار بین مصالح نظام و ضدیت با نظام را تشخیص دهد و شاید هم آنچنان استحاله فکری شده که به ضدیت با اسلام ونظام اسلامی روی آورده است. اقای هاشمی! اگر نمی دانید ، بدانید گفتید: باید از آنها پرسید پس شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آورده اید؟ چه کسی به شما صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است، چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون، تریبون نماز جمعه و صدا و سیما داده است؟ اقای هاشمی! اگر نمی دانید ، بدانید در قسمتی از اصل ۹۱ قانون اساسی آمده است: شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می شود: شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسایل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است. به موجب این اصل، «فقاهت»، «عدالت» و «آگاهی به مقتضیات زمان و مسایل روز»، شرایط عضویت در شورای نگهبان است. فقه در لغت به معنای «فهمیدن» است و فقیه اصطلاحاً به کسی گفته می شود که توانایی استنباط و استخراج احکام شرعی از منابع فقهی (کتاب خدا، سنت، عقل و اجماع) را داشته باشد. با توجه به اسلامی بودن نظام جمهوری اسلامی و ضرورت انطباق کلیه مصوبات با احکام شرعی و نیز مرجعیت فقها در بیان احکام شرعی، شرط فقاهت، منطقی است. شرط دیگر، «عدالت» است. نوع وظایف شورای نگهبان و اهمیت آن ایجاب می کند که اعضای این نهاد دارای یک وارستگی اخلاقی و تقوای بالایی باشند. عدالت، مخالف فسق است و عادل به کسی گفته می شود که از هوای نفس خویش پیروی نمی کند و در رفتار و گفتار خود مراقبت می کند تا بر خلاف رضایت خداوند اقدام نکند. لحاظ کردن چنین شرطی برای کسانی که قرار است پاسدار دین و نگهبان قانون اساسی باشند، یک ضرورت انکار ناپذیر است. سومین شرط، «آگاهی به مقتضیات زمان و مسایل روز» است. لازمه مصون ماندن از کج اندیشی و انحراف در رأی و نظر، آگاه بودن از نیازهای زمان و مسایل روز است. در روایات دینی ما تأکید شده است: «کسی که نسبت به زمان خویش،آگاه باشد، مورد هجوم شبهات واقع نمی شود. وجود این شرط در فقهای شورای نگهبان باعث می شود که آنها با آشنایی و تسلّط به شرایط زمان و مکان و نیازها و اقتضائات جاری جامعة کنونی، نسبت به بررسی مصوبات مجلس شورای اسلامی اقدام کنند. بدین ترتیب، کسانی که از حیث علمی در درجه فقاهت بوده و از مسایل و نیازهای روز آگاهی داشته و از حیث اخلاقی نیز در مرتبه عدالت قرار دارند، وظیفه صیانت و پاسداری از شرع و قانون اساسی را برعهده دارند. ۲ـ۱ـ۱ـ نحوه تعیین، عزل و استعفای فقها به موجب اصل ۹۱ قانون اساسی، انتخاب فقهای شورای نگهبان با مقام رهبری است. مقام رهبری، از میان فقیهان، کسانی را که واجد شایستگی و شرایط لازم برای عضویت در شورای نگهبان باشند، به این سِمَت منصوب می کند. علاوه بر اصل ۹۱، بند (۶) اصل ۱۱۰ نیز «نصب، عزل و قبول استعفای فقهای شورای نگهبان» را جزء وظایف و اختیارات رهبری دانسته است. بدین ترتیب، هرگاه یکی از اعضای فقیه شورای نگهبان نتواند وظایف خود را به درستی انجام دهد، مقام رهبری می تواند وی را بر کنار کند. همچنین اگر عضوی از فقها از سِمَت خود استعفا دهد، پذیرش استعفای وی با مقام رهبری می باشد..پس دانستید که صلاحیت فقهای شورای نگهبان را امام جامعه تشخیص می دهد یعنی مقام منیع و رفیع ولایت فقیه و همو اجازه قضاوت در این امور را به حکم قانون به آن ها داده است. اقای هاشمی! شما بااین سخنان نه تنها حمله به شورای نگهبان، بلکه ولایت را تضعیف کرده و به مصداق سخن خداوند که فرمود:”«إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»(لقمان، ۱۳٫) واقع شده اید. و همچنین به مصداق مقبوله عمر ابن حنظله مرتکب اکبر کبائر وگناهی مانند شرک به خدا شده اید، پس لازم است حدیث را بخوانید و تفکر و تامل در گفتار خود نموده و روی به استغفار و انابه و توبه آورید تا دیر نشده و حضرت عزرائیل علیه السلام جانتان را نگرفته است. “محمّد بن یَعقوب کُلَینی ، در «کافی » روایت می کند: از محمّدبن یحیی ، از محمّدبن الحسین ، از محمّد بن عیسی ، از صَفْوان ، از داود بن الحُصَیْن ، از عُمر بن حَنظلَه ، قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَهِ عَلَیْهِ السَّلا مُ: … قَالَ علیه السلام: انْظُرُوا إلَی مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلا لِنَا وَ حَرَامِنَا، وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا، فَارْضَوْا بِهِ حَکَمًا فَإنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِمًا، فَإذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ، فَإنَّمَا بِحُکْمِ اللَهِ قَدِ اسْتَخَفَّ، وَ عَلَیْنَا رَدَّ، وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَی اللَهِ؛ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَهِ شما گمان برده اید که جمهوری اسلامی حکومت سلطنتی است؟ جناب هاشمی! اگر از اصل سخنانتان که بسیار عجیب و غیرقابل انتظار بود بگذریم؛ مسأله ی عجیب دیگر شیوه ی استدلالی است که شما مطرح کرده اید! آیا چون امام قدس سره انقلاب کرده باید خاندان امام را نیز به عنوان امام بپذیریم؟ یعنی شما گمان برده اید که جمهوری اسلامی حکومت سلطنتی است؟ نسبت خانوادگی افراد چه ربطی به صلاحیتشان دارد؟ همه میدانند که ضوابط تکلیف افراد را مشخص کند؛ نه روابط. اگر کسی به دلیل این که نوه ی امام است حق دارد در آزمونی شرکت نکند و قبول شود؛ حتماً فردا هم میگویند شخص دیگری چون نسبت خانوادگی دیگری با امام دارد حق دارد بدون هیچ سنجشی در هر پست و مقامی قرار بگیرد و دیگر مردم حق ندارند چون نسبت خانوادگی با امام یا ایشان ندارند! کدام عقل سلیم چنین بی منطقی ای را می پذیرد؟ احتمالاً با همین استدلال گماشته اید که فرزندتان بی گناه بوده و دادگاه به اشتباه او را مجرم دانسته و به زندان انداخته! احتمالاً با همین استدلال گماشته اید که فرزندتان بی گناه بوده و دادگاه به اشتباه او را مجرم دانسته و به زندان انداخته! متأسفانه همین نگاه های غلط باعث شده که عده ای به انقلاب اسلامی بدبین شوند حال آن که امام راحل عظیم الشأن ما هیچ گاه چنین تفکری نداشتند. جناب آقای هاشمی! فراموش کرده اید که همین امام قدس سره الشریف نوه ارشدشان سید حسین خمینی است، او در زمان بنی صدر در مشهد مقدس بر خلاف راه و روش امام و مصالح ملی سخن بر زبان راند، نماینده امام در آستان قدس رضوی با امام تماس گرفت که سید حسین دارد چنین و چنان می گوید و امام دستور دادند او را از تریبون به زیر بکشید، گفته شد وی مسلح است و امکان دارد دست به سلاح ببرد؛ امام فرمودند اگر چنین کرد او را بزنید، وی چند سال قبل به دشمنان اسلام همانان که امروز شما حرفشان را تکرار می کنید پناه برد و آنان هم او را نپذیرفتند و مطرود واقع شد. اگر ملاک نوه امام بودن است، چه تفاوتی بین این نوه با آن نوه وجود دارد و به جهت اولی نوه ارشد سزاوارتر است، البته بر اساس منطق شما! شما نوه امام، سید حسن را وجه المصالحه خود قرار دادید اقای هاشمی! شما نوه امام، سید حسن را وجه المصالحه خود قرار دادید و ایشان را پای امیال خود قربانی نمودید و نام این را می گذارید دفاع از بیت امام، شما ایشان را بدون امادگی لازم تحریض و تحریک به ثبت نام کردید و وجهه علمی وی را از بین بردید و این شما بودید که اجازه ندادید امتحان بدهد، چون خوب می دانستید وقتی امتحان ندهد، صلاحیت علمی و اجتهادی اش احراز نشده و از رقابت با شما باز می ماند و پس از آن با مظلوم نمائی می توانید آراء ایشان را در سبد خود داشته باشید، حال دانستید این شما بودید که در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی بر بیت امام جفا کردید نه شورای محترم نگهبان که به قانون عمل کرده است. از این که بگذریم یکی از محورهای ثابت و پرتواتر در سخنان شما تکیه بر واژه افراطی و تند رو است. به طور سنتی از گذشته همه افرادی را که با نظریاتتان مخالفت می کنند به عنوان تند رو و افراطی متهم می کنید. اکنون نیز وضعیت به همان منوال سابق ادامه دارد و شما مخالفان دولت را هم به عنوان تند رو معرفی می کنید. آقای هاشمی! شما خود رئیس یکی از نهادهای انتصابی نظام هستید در روزها و ماه های گذشته تمرکز جدی بر روی انتخابی و مردمی بودن نظام دارید و نقش آنها در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی از زمان مبارزه تا پیروزی مهم می دانید و گویی که نهادهای انتصابی حاکمیت در پیشبرد جمهوری اسلامی نقشی نداشته اند و رفتارهای بخشی از مردم را علت تضعیف پایگاه نظام در بین مردم می دانید. البته توضیح نمی دهید که چگونه تنها بخشی از مردم از نظرشما حق اظهار نظر دارند و باید به آنها آزادی بیان داد و مابقی مردم در صورتی که نظراتشان را بگویند موجب تضعیف پایگاه مردمی نظام می شود. شما می گویید: “متأسفانه عده ای دانسته یا ندانسته با رفتار و گفتار عجیب، نسنجیده و غیرمنطقی خود دارند پایگاه مردمی نظام را ضعیف می کنند.” شما در سال های پس از انقلاب اثبات کرده اید انتخابات را تا جایی می پذیرید که منجر به تصاحب کرسی قدرت توسط خود و یا همفکرانتان شود، ولی در صورتی که در یک انتخابات قانونی فردی مخالف تفکراتتان به عرصه حکومت وارد شود آن را برای جامعه مضر می دانید و نمی پذیرید که نمونه این امر را در انتخابات سال ۸۴ شاهد بودیم و یا در انتخابات سال ۸۸ که چند روز قبل از انتخابات در یک درخواست عجیب و غیر منطقی پس از قطعی شدن شکست همفکر خود در انتخابات، از امام خامنه ای روحی فداه می خواهید که کاندیدای مخالف تفکر خودش را از عرصه رقابت انتخاباتی خارج کنند. شما در سخنرانی اخیر خود می گوئید: “گزارش هایی هم که به ما می دهند، این است که امید مردم در این انتخابات بیشتر از انتخابات دو، سه دوره گذشته است. علتش هم این است که در انتخابات قبلی که حضور پیدا کردند، نتیجه گرفتند و باید این را دلیل خوبی بگیریم.” ایا در طول این سالها مردم نتیجه نگرفتند ؟ آری اگر سخن شما را بپذیریم باید مصداق آن را دولت بنی صدر، دولت خود شما و اصلاحات که زمینه انقلاب مخملی سبز را ایجاد کرد، نام ببریم. شما در ۱۰ سال گذشته ید طولایی برای تخریب نمایندگان مردم و منتخبان آنان دارید و انواع و اقسام انگ ها و تهمت ها را به آنها زده و حتی یک نکته مثبت از عملکرد آنان ذکر نمی کنید، در سخنان خود به انتقادها به خود و دولت نزدیک به خود، اعتراض می کنید و آن را بد اخلاقی می نامید و در این خصوص می گوئید: “بیان مواضع بدون بد اخلاقی های سیاسی و با حفظ خونسردی و آرامش کامل باید انجام شود، مردم وقتی استدلال و منطق را در سخنان کسی ببینند، مروّج آن افکار و حرف ها می شوند که نمونه این برخورد را در شیوه های گفتاری و نوشتاری دکتر علی مطهری در مجلس و رسانه ها شاهدیم . ” شما در تغییر موضع ۱۸۰ درجه ای نسبت به نظریات سال های ابتدایی انقلاب، بین سیاست مداران آمریکا تفاوت قائل شده اید آقای هاشمی! شما در تغییر موضع ۱۸۰ درجه ای نسبت به نظریات سال های ابتدایی انقلاب، بین سیاست مداران آمریکا تفاوت قائل شده اید و برخی از آن ها را افراطی و برخی را معتدل می دانید و در این خصوص بازی های تبلیغاتی اعضای دو حزب آمریکا را واقعی تلقی می کنید و می گوئید: “وقتی افراطیون و مخالفان سیاست های دولت آمریکا برای بهم زدن برجام، قوانین سیاسی تصویب می کنند، دولت آمریکا که می خواهد به تعهدات خود پایبند باشد، به مخالفت بر می خیزد و تضمین داده حتی اگر لازم باشد قانون را متوقف می کند و این نشان می دهد که قدرت های جهانی، پی برده اند که ضدیت با ایران به نفع هیچ قدرتی نیست . ” شما نمی دانید که استراتژی استکبار و خصوصا شیطان بزرگ امریکای جنایتکار هیچ تفاوتی با گذشته نکرده و سیاست راهبردی و کلان آن ها براندازی این نظام مقدس است و امروز به جهت اقتدار ملت ایران در سایه هدایت و سکانداری ولایت فقیه، تاکتیک آنها عوض شده و حتی در پسابرجام هم می گویند برجام زمینه ای را برای آنان ایجاد کرده تا از طریق استحاله در درون حاکمیت انقلاب اسلامی و نظام را سر نگون کنند؟! که با هدایت های پیامبر گونه امام خامنه ای روحی فداه نقشه هایشان نقش برآب و آرزوی شان را به گور خواهند برد و ملت بصیر نیز اجازه نخواهند داد ابوموسی اشعری های زمانه حکمیت را بر امام جامعه تحمیل کنند. آقای هاشمی! به گونه ای سخن می گوئید که گویی در حال حاضر همه مردم از نتیجه سیاست خارجی دولت یازدهم راضی هستند و اصلاً در دوره های گذشته بر خلاف نظر مردم عمل شده است. این در حالی است که مردم در موقعیت های مختلف از جمله نماز جمعه ها، راهپیمایی ها و شبکه های اجتماعی به مثابه رفراندوم هایی نظرات خود را در حمایت از دیپلماسی عزت مندانه مطرح کرده بودند. به عنوان نمونه شما می گوئید: “افراطیون با آن عملکرد و این مواضع، اگر انتظار و امید دارند که مردم به آنها رأی می دهند، مصداق آن ضرب المثل هستند که می گوید آرزو بر جوانان عیب نیست!” اقای هاشمی!  شما فکر نمی کنید که خود مصداق سخن پیامبر صلی الله علیه واله و سلم شده اید که فرمودند: مرد چون پیر می شود دو خصلت حرص و آرزوهای دست نیافتنی در او افزایش می یابد!!! گویا شما حرکت مردم در ۹ دی ۸۸ را ندیده اید که چگونه در دفاع از انقلاب اسلامی و ولایت حماسه آفریدند آقای هاشمی! شما می گوئید: من در دوران سازندگی به روزنامه ها اجازه می دادم که علیه من انتقاد کنند(!) زیرا روزنامه ها نمی توانند از رهبری انتقاد کنند، مجدد با یک نگاه عجیب حمایت مردم از رهبری را مشروط جلوه می دهید و می گوئید: ”رهبری مثل یک حزب نیستند، رهبر پدر همه مردم است و همه مردم باید بالسویه زیر بال رهبری آسایش و امنیت داشته باشند. باید رهبری عام باشد و بخش خاصی زمینه انحصاری کردن رهبری را نداشته باشد. این قابل فهم است. یکی از عمده ترین عوامل ثبات ما این است که روابط مردم با رهبری صمیمی است و این در ادامه هم شدنی نیست، مگر اینکه انتخابات پرشور، فراگیر، همگانی و قابل قبولی با حضور اکثریت مردم اتفاق بیفتد و اگر قابل قبول نباشد، خدشه ای بر نظام اسلامی ما وارد می شود . ” گویا شما حرکت مردم در ۹ دی ۸۸ را ندیده اید که چگونه در دفاع از انقلاب اسلامی و ولایت حماسه آفریدند و آن روز را به یوم الله دیگری در کنار یوم الله ۲۲ بهمن و روز قدس قرار دادند. نگاه شما با توجه به ارتباط مشورتی که با دولت دارید به بحث برجام خیلی کلان تر از موضوع هسته ای است و آن را به عنوان الگویی برای ادامه فعالیت های دولت در سیاست خراجی می دانید. شما در نامه ای به رئیس جمهور بعد از پذیرش برجام این گونه می نویسید: “امیدوارم با تداوم تدبیر خردمندانه و گسترش دامنه سیاست تنش زدایی و تقویت روابط جمهوری اسلامی براساس سه اصل حکمت، عزت و مصلحت ایران اسلامی به جایگاه شایسته خویش در نظام بین المللی برسد و مردم عزیز شیرینی پاداش سال ها تحمل تحریم های ظالمانه را با حرکت کشور در مسیر توسعه و پیشرفت بچشند و این پیروزی ملی و بین المللی، بیدار باشی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به کسانی باشد که به جای همنوایی با مردم در قرائت پیام صلح و دوستی و گفت وگو و تبادل فکر و اندیشه، بر طبل جنگ و خشونت می کوبند.” این در حالی است که امام خامنه ای روحی فداه جز در مورد گفتگوهای هسته ای در هیچ زمینه ای اجازه مذاکره با شیطان بزرگ امریکای مستکبر و خون آشام را نداده اند. باشد تا در صراط راه را بر شما بگیرم و حق خویش بستانم و اگر نتوانستید ادا کنید خود دانید و موکلان جهنم آقای هاشمی! شما در آستانه انتخابات خبرگان موضوع نظارت بر رهبری را مطرح کردید که بسیار جنجال ساز شد و بسیاری از حقوق دانان و افراد برجسته این سخن را در تناقض آشکار با قانون اساسی خواندند. این سخن در خصوص نظارت خبرگان در کار رهبری و زیر مجموعه های رهبری بود. البته ناظران مستقل علت این سخن را به نوعی دو قطبی کردن فضا برای رأی آوری خود و اطرافیانتان تحلیل می کنند. شما گفتید: “اصل کار خبرگان تعیین رهبری است که انجام دادند. نظارت بر رهبری است که این کارِ کمیسیون تحقیق است که آنها هم نظارتشان را می کنند و نهادهای زیرنظر رهبری را بررسی می کنند و به رهبری گزارش می دهند. اگر هم لازم باشد که لازم هم هست، در هر دوره ای کمیسیون ها گزارششان را به جلسه خبرگان می دهند. در خبرگان هم گفتم که اگر بخواهیم وظیفه خود را به خوبی انجام بدهیم، همه کارهای کشور زیرنظر رهبری است و ما نباید از آنها غافل باشیم. رهبری قدرت مطلق کشور هستند، لذا ما باید لااقل نهاد هایی را که زیر نظر رهبری هستند، و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود و اگر حسنی هم دارند، آن حسن را بزرگ و تشویق کنیم. این کار تا به حال می شد، اما قوانینی را که خودمان گذراندیم، محدود است. در آینده خبرگان دیگری می آید که باید ببینیم چه کار می کند.” این در حالیست که می دانید نگاه شما خلاف حکم شارع مقدس وعقل سیلم است که شما را ارجاع می دهم فرمایشات آیت الله آملی لاریجانی را یک بار دیگر با دقت بخوانید. شما به کلید واژه بسیار مهم رهبری در پس از برجام نیز پرداخته اید و اقداماتی که در خصوص جلوگیری از نفوذ توسط دلسوزان و نهاد های انقلابی کشور انجام می شود را به اختلاف سلیقه شخصی تنزل می دهید و می گوئید: “الان جریان تندرو هر چه را که دوست نداشته باشد، می گوید نفوذ است. حتی دامنه برخورد با مخالفان سیاسی خود را به کتاب ها و روزنامه ها هم گسترش دادند که یعنی همه این ها را باید صاف کرد. این حرف یعنی چه؟ یعنی تا اینجا هم پیش می روند و اسم هر کار خود را مقابله با نفوذ می گذارند.” وهزاران سخن دیگر که می گذارم و می گذرم، باشد تا در صراط راه را بر شما بگیرم وحد اقل به عنوان یک نفر از احاد ملت حق خویش را از ستمی که به انقلاب ونیروهای انقلاب و امام فعلی جامعه روا می دارید بستانم و اگر نتوانستید ادا کنید خود دانید و موکلان جهنم.


یکشنبه ، ۱۸بهمن۱۳۹۴


[مشاهده متن کامل خبر]





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: هجرت نیوز]
[مشاهده در: www.hejratnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 82]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن