واضح آرشیو وب فارسی:فارس: گزارش فارس از نشست ادبي «چله آه»از وضع نامطلوب شعر و ادبيات در فرهنگسراها تا نفسهاي آخر زبان فارسي در كشور هند
در نشست ادبي «چله آه» كه شب گذشته به مناسبت اربعين حسيني در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، يك شاعر هندي از وضع نامناسب زبان فارسي در اين كشور گلايه كرد و گفت: زبان فارسي در كشور هندوستان نفسهاي آخر را ميكشد.

به گزارش خبرنگار كتاب و ادبيات باشگاه خبري فارس «توانا»، نشست ادبي «چله آه» به مناسبت اربعين حسيني به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با حضور عليرضا قزوه مدير مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري، سيدقاسم ناظمي معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، محمدعلي قندهاري نيا، معاون فرهنگي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و جمعي از اهالي فرهنگ و ادب در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.
در اين مراسم «محمد بختياري» از كانون ادبي فرهنگسراي هنگام، «وحيد حيدري» از فرهنگسراي شفق، «عزيز محمدي» شاعر هندي، «ابوالفضل عزيزي»، «علي نصر آبادي» از فرهنگسراي ولاء، «ناصر فيض»، «محمدمهدي سيار»، «حسين اسرافيلي»، «حميدرضا شكارسري»، «رضا عبدالهي»، «علي اصغر فردي»، «سيدحميدرضا برقعي»، «سيدقاسم ناظمي» معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و «عليرضا قزوه» مدير مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري به قرائت اشعاري با موضوع عاشورا و حادثه عظيم كربلا پرداختند.
* ناظمي: هيچ هنري به اندازه شعر در خدمت ادبيات و فرهنگ عاشورايي نبوده است
در اين مراسم سيدقاسم ناظمي معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، بيان داشت: مجموعهها و فرهنگسراهاي شهرداري تهران در طول ايام محرم تا اربعين نشستها و برنامههاي متعددي را برگزار كرد كه نشست ادبي «چله آه» در واقع اختتاميه اين مراسمها به شمار ميرود.
وي اضافه كرد: به گمانم شايد هيچ هنري به اندازه شعر در خدمت ادبيات و فرهنگ عاشورايي نبوده است، حتي اينكه خطابه را به عنوان امري كه انتقاد فرهنگ عاشورايي را توسط علما و يا روحانيون و خطبا، را بر عهده داشتند، آنها هم در ارائه موضوعات عاشورايي متوسل به شعر شدند.
ناظمي ادامه داد: مفتخريم كه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در اكثر فرهنگسراهاي خود جلسات ارزشمند شعر را برگزار ميكند و اساتيد بزرگوار اين جلسات را مديريت ميكنند.
به گفته وي، ما شاهد رويش شاعران جوان و نوقلمي هستيم كه بستر حضورشان در عرصه شعر حرفهاي، شايد از فرهنگسراهاي شهرداري تهران شروع شده باشد و البته اين مرهون اساتيد بزرگواري است كه در طول دورههاي مختلف اين بار را به دوش كشيده و به سر منزل مقصود رساندند و ما امروز مجموعه اشعار و آثاري را كه مشاهده ميكنيم حاصل اين مجموعه است.
* وضع كنوني شعر و ادبيات در فرهنگسراها، شايسته و مطلوب ما نيست
معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران گفت: اميدواريم كه اين حركت كوچك در پايان برنامههاي ماه محرم و صفر فرصت مغتنمي براي ارزيابي فضاي ادبي در مجموعه فرهنگسراها باشد و امكاني را فراهم كند كه دوستان شاعر بيشتر ديده شوند تا ما بتوانيم آثار آنها را در فضاي امروز فرهنگ جامعه بيشتر ديده و در محافل و مجالس ادبي كه در فرهنگسراها برگزار ميشود، شاهد اتفاقات متفاوتتري باشيم.
وي اضافه كرد: علي رغم سابقه قابل توجه شعر و ادبيات در فرهنگسراهاي شهرداري تهران، وضع كنوني آن شايسته و مطلوب ما نيست و اميدواريم همه مديران فرهنگسراها و هم مديران ارشد سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به اين نكته توجه كنند تا شاهد رشد و شكوفايي فضاي شعر و ادبيات در فرهنگسراهايمان باشيم.
* محمدي: نفسهاي آخر زبان فارسي در كشور هندوستان
عزير محمدي، شاعر هندي و استاد زبان و ادبيات فارسي در ادامه نشست ادبي «چله آه»، بيان داشت: مسلمانان هندوستان به خصوص شيعيان هند به كشور ايران به عنوان يك مرجع نگاه ميكنند و چشمهايشان را به ايران و به خصوص به مشهد و قم دوختهاند؛ علاقهمند هستند كه براي يك بار هم كه شده به ايران آمده و به زيارت امام رضا (ع) بروند.
وي اضافه كرد: 20 درصد كل جمعيت كشور هندوستان مسلمان هستند كه از اين ميزان 10 درصد سني و 10 درصد شيعه هستند كه شيعيان بيشتر در حيدرآباد، لكنو و دهلي زندگي ميكنند كه به نوعي بايد گفت جمعيت بزرگي از شيعيان در دهلي زندگي ميكنند كه در ايام محرم هم در اين شهر مراسمهاي سيدالشهداء باشكوه برگزار ميشود.
محمدي در پاسخ به پرسش سعيد بيابانكي كه وضعيت شعر و زبان فارسي در كشور هندوستان چگونه است، گفت: زبان فارسي نفسهاي آخرش را در هندوستان ميكشد.
* شعر قرائت شده «سيدحميدرضا برقعي» با عنوان «بسمه تعالي سر» در اين مراسم
نوشتم اول خط بسمه تعالي سر
بلند مرتبه پيكر بلند بالا سر
فقط به تربت اعلات سجده خواهم كرد
كه بنده تو نخواهد گذاشت هر جا سر
قسم به معني «لا يمكن الفرار از عشق»
كه پر شده است جهان از حسين سرتاسر
نگاه كن به زمين! ما رايت الا تن
به آسمان بنگر! ما رايت الا سر
سري كه گفت من از اشتياق لبريزم
به سرسراي خداوند ميروم با سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه مبادا كفن مبادا سر
همان سري كه يحب الجمال محوش بود
جميل بود جميلا بدن جميلا سر
سري كه با خودش آورد بهترينها را
كه يك به يك همه بودند سروران را سر
زهير گفت حسينا! بخواه از ما جان
حبيب گفت حبيبا! بگير از ما سر
سپس به معركه عابس «اجنني» گويان
دريد پيرهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم ام وهب را به پاره تن گفت
برو به معركه با سر ولي ميا با سر
خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسيد
گذاشت لحظه آخر به پاي مولا سر
در اين قصيده ولي آن كه حسن مطلع شد
همان سري است كه برده براي ليلا سر
سري كه احمد و محمود بود سر تا پا
همان سري كه خداوند بود پا تا سر
پسر به كوري چشمان فتنه كاري كرد
پر از علي شود آغوش دشت، سرتاسر
امام غرق به خون بود و زير لب ميگفت:
به پيشگاه تو آورده ام خدايا سر
ميان خاك كلام خدا مقطعه شد
ميان خاك الف لام ميم طاها سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازه اسب
چه خوب شد كه نبوده است بر بدنها سر
تنش به معركه سرگرم فضل و بخشش بود
به هر كه هرچه دلش خواست داد، حتي سر
نبرد تن به تن آفتاب و پيكر او
ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر
جدا شده است و سر از نيزهها در آورده است
جدا شده است و نيفتاده است از پا سر
صداي آيه كهف الرقيم ميآيد
بخوان! بخوان و مرا زنده كن مسيحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بميرد آن اسلام
كه آفتاب درآورد از كليسا سر
چقدر زخم كه با يك نسيم وا ميشد
نسيم آمد و بر نيزه شد شكوفا سر
عقيله غصه و درد و گلايه را به كه گفت
به چوب، چوبه محمل نه با زبان با سر
دلم هواي حرم كرده است ميداني
دلم هواي دو ركعت نماز بالا سر
انتهاي پيام/
چهارشنبه 4 دي 1392
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 164]