واضح آرشیو وب فارسی:برنا نيوز: احمد شاكري در گفت وگو با برنا: بنياد ادبيات داستاني مشكل مالي دارد/اضافه كردن شعر به بنياد خطا است
احمد شاكري گفت:بنياد ادبيات داستاني مدت ها است كه از عدم تامين بودجه رنج مي برد و همين مسئله مانع از تحقق برنامه هاي بنياد شده است.

به گزارش خبرنگار ادبيات برنا،بنياد ادبيات داستاني در سال هاي اخير با هدف ترويج و تقويت ادبيات داستاني در كشور تاسيس شد.اين بنياد داراي هيات موسسي است كه تعيين مدير عامل را برعهده دارد و احمد شاكري،محمود حكيمي،محسن مومني،زنده ياد اميرحسين فردي و...برخي از اعضاي اين هيات به شمار مي روند.طي يك سال گذشته محمد حسني مديرعاملي بنياد ادبيات داستاني را برعهده داشت و اخيرا خبر از استعفاي او رسيده است.از اين رو با احمد شاكري يكي از اعضاي هيات موسس بنياد درباره چرايي اين مسئله به گفت وگو نشسته ايم.
آقاي شاكري! در روزهاي اخير،بنياد ادبيات داستاني با استعفاي محمدحسني دبير بنياد دستخوش تحولاتي شده،سوال من از شما كه يكي از اعضاي هيات موسس بنياد نيز هستيد اين است كه بنياد ادبيات داستاني چقدر توانسته در جذب نويسندگان موفق عمل كند؟چون اغلب نويسندگان حتي از ماهيت چنين بنيادي بي اطلاعند.بنابراين، به نظر مي رسد بود و نبود بنياد چندان كه بايد تفاوتي در وضعيت ادبيات داستاني ما ندارد.نظر شما چيست؟
بنياد ادبيات داستاني از دوره معاونت فرهنگي دكتر محسن پرويز شكل گرفت و از همان زمان اساسنامه اي براي آن تدوين شد.نكته اي كه در اين اساسنامه در نظر گرفته شد اين بود كه بنياد بتواند نقشي محوري وكلان در حيطه سياست گذاري ادبيات داستاني ايفا كند و عملكردش طوري باشد كه امروز بنياد سينمايي فارابي در زمينه سينما دارد.اگرچه،در اين مسير موانع زيادي پيش رو بود كه مانع از ظهور و بروز بنياد به شكل پررنگ مي شد.
مي شود به يكي از اين موانع اشاره كنيد؟
به عنوان مثال بنياد از منظر بودجه در تنگناي مالي زيادي بود و روي اين اصل نتوانست به آن شكلي كه بايد به اهداف بلند مدت خود دست يابد.در واقع،بسياري از برنامه هاي در نظر گرفته در بنياد ادبيات داستاني به دليل همين مسئله مسكوت ماند.
يعني مي خواهيد بگوييد ناشناخته ماندن بنياد ادبيات داستاني نزد اهالي فرهنگ،خاصه نويسندگان به دليل كمبود بودجه و مانورهاي اندك بوده است؟
همين طور است.مسئله بودجه مسئله كمي نبود.لذا بخشي از فعاليت هاي بنياد به دليل اين نقيصه به شكل ناقص انجام مي شد.اگرچه،بنياد بيش از آن كه هدفش عضو گيري مستقيم باشد تمايل داشت در بخش نشر فعاليت مثمر ثمري داشته باشد.چندان كه در اين سال ها به انتشار دو ماهنامه «يكي بود يكي نبود»و ماهنامه «داستان»مي پرداخت.علاوه بر اين،حمايت از جشنواره ها را هم برعهده داشت.
در سال هاي قبل،منظورم خيلي قبل است،كانوني به نام «كانون نويسندگان» فعال بود كه بسياري از نويسندگان صاحب نام هم عضو آن بودند.اين كانون توانسته بود تا اندازه اي در پررنگ كردن ادبيات داستاني ما نقش داشته باشد كه البته به دلايلي برچيده شد،اما به نظر مي رسد همان طور كه در ابتداي گفت وگو اشاره كردم بنياد صرف نظر از مشكلات مالي درجذب نويسندگان مطرح هم كوتاهي كرده است.به نظر شما اين اشكال ناشي از چيست؟
ببينيد،كانوني كه شما در سوال به آن اشاره كرديد به دليل پاره اي مشكلات و عملكردها منحل شد و بر خلاف آنچه كه مي گوييد،عضوهاي اين كانون هم محدود بوده اند.يعني اين طور نبوده كه اين كانون به پوشش دهي تمام نويسندگان كشور بپردازد.نه! اين كانون با اهداف سياسي تاسيس شد و پيشبرد آن به ويژه بعد از پيروزي انقلاب نشان از حركت هايي داشت كه با ارزش هاي انقلاب همسو نبود.ولي بنياد ادبيات داستاني توانست همراهي و مشاركت نويسندگان كشور را جلب كند.البته هنوز هم مي گويم كه استمرار اين حركت نيازمند تامين بودجه است.فراموش نكنيد كه بنياد طي سال هاي اخير قدم هاي خوبي در زمينه تقويت ادبيات داستاني برداشت كه يكي از آنها برگزاري «سمينار داستان كوتاه» بود و با بازخورد مطلوبي هم مواجه شد.يا همين طور، برپايي جلسات «عصر تجربه»كه در نوع خود موفقيت آميز بود.بنياد حتي در اين سال ها در حوزه پژوهش هم عملكردهاي خوبي داشته اما به دليل عدم تامين مالي نتوانسته آن طور كه بايد جايگاهي پيدا كند.
درباره نويسندگان صاحب نام و بازي ندادن آنها در دايره ادبيات داستاني چه مي گوييد؟
به نظر مي رسد بيش از حضور اين نويسندگان در بنياد ادبيات داستاني،سياست ها و راهبردهاي بنياد حائز اهميت بوده است.در عين حال،اين بنياد پوششي فراگير دارد و متعلق به تمام نويسندگان است.در واقع،هدف بنياد ادبيات داستاني در درجه نخست اشاعه ادبيات بومي و متعهد انقلاب است و طبيعي است كه عمده محور آن بر پايه جهان بيني ديني باشد.در اين بين،بوده اند نويسندگاني كه به لحاظ جهان بيني،طرز تفكر و قلمشان با بنياد همخواني نداشته است.
آخر اين كه نمي شود همه آدم ها شبيه به هم فكر كنند و برآيند اين تفكر شبيه،آثاري مشابه با موضوعات يكسان باشد،منظورم اين است كه
نمي توان انتظار داشت تمام نويسندگاني كه قرار است در دايره بنياد قرار بگيرند از جنگ و انقلاب بنويسند؟
من هم نگفتم همه مثل هم فكر كنند.مي گويم نمي شود ارزش هاي دفاع مقدس را ناديده گرفت و انتظار داشت، نويسندگاني در اين بنياد عضو شوند كه به ارزش هاي ديني پايبند نيستند،طبعا چنين چيزي هيچ گاه خواست بنياد نبوده است و اين را
مي دانم مردم متدين كه مخاطبان ادبيات داستاني روز هستند هم اين را
نمي خواهند.به هرحال،بنياد زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اداره مي شود و محدوديت ها و وظايف مشخصي دارد.روي اين اصل،عملكردش با نظر برخي نويسندگان كه با مفاهيم ديني در تعارض هستند جور در نمي آيد.
حالا بعد از استعفاي محمد حسني سرنوشت بنياد چه خواهد شد؟
به نظرم خطاي راهبردي كه در اين زمينه شده اين است كه مي خواهند بخش شعر را به اين بنياد اضافه كنند.اين كار اشتباه محض است و خطا است.چون در حوزه شعر به اندازه كافي،مجموعه هايي فعاليت مي كنند و جشنواره هايي هم اين مقوله را پوشش مي دهند.اما درباره داستان اين طورنبوده و حتي مي توان گفت در مقايسه با شعر تا حدودي به داستان ظلم و بي توجهي نيز شده است.
ضمن اين كه ظاهرا در اساسنامه هم ذكر شده كه بنياد فقط با محوريت فعاليت در حوزه داستان شكل بگيرد؟
همين طور است.حالا اين سوال پيش مي آيد كه آقايان با چه دليل قانع كننده اي مي خواهند اساسنامه بنياد را تغيير دهند و بخش شعر را به آن اضافه كنند.
منظورتان از آقايان به طور مشخص چه كساني هستند؟
چندي قبل زمزمه هايي به گوش رسيد كه آقاي اميرزاده مشاور معاون فرهنگي به اين نكته اشاره كرده اند كه قراراست بخش شعر به بنياد اضافه شود.همان طور كه اشاره كردم انجام اين كار خطا و غير كارشناسي است و عملي كردن آن،بنياد را از تحقق اهدافي كه دارد غافل مي كند.
گفت وگو:آزاده صالحي
چهارشنبه 27 آذر 1392
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: برنا نيوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 72]