واضح آرشیو وب فارسی:برنا نيوز: كاوه ميرعباسي در گفت وگو با برنا: همه چيزمان به همه چيزمان ميآيد/حكايت نقد ادبي حكايت كله پاچه مورچه است
كاوه ميرعباسي گفت:از تيراژ و كتابخواني و چاپ تا نقد يك اثر دچار مشكل هستيم و به قولي همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد.

به گزارش خبرنگار ادبيات برنا،كاوه ميرعباسي يكي از مترجمان و نويسندگان نام آشناي معاصر است.او دانش آموخته كارگرداني سينما و زبان اسپانيايي است و تا كنون بيش از چهل كتاب و مجموعه داستان از نويسندگان نامدار جهان به فارسي برگردانده است.
«قتل در كميته مركزي»؛«مدرسه فرشته ها»؛«گفت وگو با بورخس»؛«مسافري كه با ستاره شمال آمد»،«ناديا»و...برخي ازاين آثار هستند.با ميرعباسي درباره پيامدهاي نبود نقد ادبي به گفت وگو نشسته ايم.
آقاي ميرعباسي! اگربخواهيم به طور اجمالي به آسيب شناسي نقد ادبي بپردازيم دراين باره چه مي گوييد؟
به نظرم بايد به اين مسئله از چند جنبه نگاه كرد.با نگاهي مقايسه اي از اين منظر ميان نقد ادبي ما و كشورهاي ديگر مي توان دريافت كه نقد ادبي در ايران به آن شكي كه بايد از جايگاه تثبيت شده اي برخوردار نبوده است.به عنوان مثال،در كشورهاي ديگر منتقدين ادبي هستند كه ميزان فروش و جنبه هاي اقتصادي يك رمان را با نقدهاي خود در نشريات معتبر تعيين مي كنند و نقدهايشان به معني واقعي،جايگاه اثر و نويسنده را نزد مخاطب تعيين مي كند.
البته تصور مي كنم تفاوت ما با آنها صرف نظر از داشتن نشريات توانمند و متمركز بر ادبيات،تخصيص برنامه هاي تلويزيوني به نقد و بررسي يك كتاب نيز هست؟
دقيقا همين طور است.كما اين كه بخشي از برنامه هاي تلويزيوني به اين وادي اختصاص دارد و اين نكته مهمي است كه در كشور ما ناديده گرفته شده است.با اين حال،در ايران اگر هم اثري از تاثيرات نقد ادبي برخوردار باشد معدود و انگشت شمار است.
خود شما فكر مي كنيد در كدام يك از شاخه هاي ادبيات نيازمند نقد بيشتري هستيم؟
واقعيت اين است كه نبود نقد ادبي تا اندازه اي در جامعه ما كمرنگ است كه نمي توان به تفكيك ضعف و شدت آن را بيان كرد.اما در پاسخ به سوال شما مي توانم بگويم در زمينه ادبيات عامه پسند اصولا نقد جايگاهي ندارد.اگرچه در ادبيات نخبه گرا نيز اوضاع به همين شكل است اما رد پاي نقد در ادبيات نخبه گرا بيش از ادبيات عامه پسند مشاهده مي شود.درعين حال،بايد به اين نكته توجه داشت كه هيچ كس نمي تواند از راه نويسندگي به امرار معاش بپردازد.چه برسد به آن كه بخواهد تامين معاش خود را بر نقد آثاري كه منتشر مي شوند متمركز كند.
پس به اين نتيجه مي رسيم كه يكي از دلايل پا نگرفتن نقد ادبي در ايران فارغ از تمام مشكلات و كاستي ها،تامين نبودن منتقد از نظر مالي است؟
بله.بنابراين نمي توان از منتقد انتظار داشت كه وقت و هم و غم خود را بر روي نقد يك كتاب بگذارد.به ويژه اگر منتقدي بخواهد به شكل حرفه اي به نقد يك اثر بپردازد بايد مدت زيادي از زمان خود را صرف مطالعه آن كتاب كند.كما اين كه خود من چندي پيش براي نقد يك اثر به مدت يك هفته آن را مطالعه و از زواياي مختلف بررسي كردم.
درباره نقد ادبي خاصه درحوزه ادبيات داستاني برخي بر اين باورند كه همان اندازه نقدهايي هم كه نسبت به كتاب هاي منتشر شده (چه سفارشي و چه غير سفارشي)صورت مي گيرد نقد نيست بلكه مروري بر خود كتاب است.نظر شما چيست؟
كاملا با اين مسئله موافقم و خودم هم وقتي در برخي جلسات نقد حضور مي يابم مي بينم كه منتقد به جاي ارائه نقدي اصولي به تكرار مطالب كتاب مي پردازد.به اصطلاح ري ويو مي كند يا جلسه نقد آن اثر به كلي گويي درباره كتاب محدود مي ماند.درحال حاضر هم كه خدا به اينترنت عمر دهد! برخي از منتقديني كه مي خواهند در يك جلسه حضور يابند پيش تر با كند و كاو در اينترنت،مطالبي را يافته و سرهم مي كند و در آن جلسه ارائه مي دهد.حالا بماند كه گاه ديده ايم بعضي از منتقدين،كتابي كه مي خواهند نقد كنند را حتي يك دور كامل نخوانده اند.
به نظر شما ممكن است يكي از دلايلي كه نقد ادبي در ايران در سطح مانده اين باشد كه ما مردماني اهل تعارف هستيم؟يعني اگر هم از خواندن يك اثر ناراضي باشيم براي اين كه مولف ناراحت نشود محاسن آن كتاب را مي گوييم تا معايبش را؟
البته عكس اين قضيه هم صادق است.يعني اگر بخواهيم هم طرف را بكوبيم خوب بلديم چه كار كنيم.به طور كلي در زمينه نقد رويه متعادلي نداريم.طي سال هاي اخير كه داور برخي جوايز ادبي بودم مي ديدم كه چقدر از رهگذر اين تعارفات بي پايه و اساس نسبت به مولف اجحاف مي شود.
راه كاري كه شما براي تقويت زيرساخت هاي نقد ادبي ارائه مي دهيد چيست؟
واقعيت اين است كه حكايت ادبيات ما حكايت مورچه است و وقتي شما مي خواهيد راجع به نقد ادبي صحبت كنيم مي شود حكايت كله پاچه مورچه.منظورم اين است كه از تيراژ و كتابخواني و مجوز و و چاپ يك اثر تا نقد آن همه چيز با هم جور است و به قولي همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد.
شما در ميانه گفت وگو به اين مسئله اشاره كرديد كه ادبيات عامه پسند در حال حاضر از رونق بيشتري برخوردار است.مي شود در اين ارتباط بيشتر توضيح دهيد؟
ببينيد،موج ادبيات عامه پسند سال هاست كه به تبع شرايط مختلف بر جامعه و ديگر ژانرها غلبه مي كند.به ويژه اين كه ادبيات عامه پسند از منظر مخاطب و شمارگان وزنه بيشتري نيز در حوزه نشر داشته است.اين درحالي است كه در حيطه ادبيات نخبه گرا كه كارهاي جدي و درخشان ارائه مي كند به كمتر نويسنده اي برمي خوريم كه آثارش در مقايسه با خيلي از كتاب هاي نويسندگان پرفروش از تيراژ مطلوبي برخوردار باشد.يعني يا نويسنده اي داريم كه آثارش در زمره ادبيات عامه پسند قرار دارد و بازار خوبي از رهگذر نگارش اين كتاب ها به دست آورده،نويسنده اي داريم كه كارش خوب است ولي تيراژ ندارد به هزار و يك دليل.
اختلاف تيراژ اثر ميان اين دو حوزه چقدر است؟
خيلي زياد است و من فقط مي توانم اشاره كنم كه كتاب يكي از نويسندگان شهير اين حوزه يعني ادبيات عامه پسند و پرفروش به بالاي يك ميليون هم مي رسد.
اين هم يك جور مافيا است؟
نه، مافيا نيست.به نوعي صادق ترين نوع ادبيات است.ضمن اين كه بايد واقعيت را بپذيريم كه حجم اين نوع از ادبيات از ادبيات جدي گسترده تر است.
چه عاملي باعث گسترش ادبيات عامه پسند شده است؟
توصيه هاي فرد به فرد.در واقع،اين عرصه به همين روش رشد كرده و خوب هم رشد كرده است.
درباره ادبيات جدي چطور؟اين رشد اتفاق نيفتاده؟
قطعا اتفاق افتاده و ادبيات جدي ما هم به واسطه نويسندگان زبده و آثار ماندگار به تبلور و شكوفايي رسيده است.منتهي با تيراژ پايين.مقايسه وضع تيراژ در دهه شصت تا امروز واقعا اسفبار است.در دهه شصت،كتاب هايي بودند كه در حالت عادي در تيراژ پنج هزار نسخه منتشر مي شدند ولي امروز اين آمار سير نزولي داشته و تيراژ كتاب به هزار يا هزار و پانصد نيز تنزل كرده است.حتي شنيده ام اگر تيراژ كتاب پايين تر ازاين اندازه اي كه هست برسد ديگر كتاب احتياجي به چاپ ندارد و به وسيله ناشر،ليتوگراف مي شود.
تمام مواردي كه اشاره كرديد به اين نكته متكي است كه نتوانسته ايم در طول اين سال ها به پرورش ادبيات حرفه اي بپردازيم؟
همين طور است.از آنجايي كه ادبيات حرفه اي به واسطه مشكلاتي كه به اجمال به آنها اشاره كردم شكل نگرفته و بستر مناسبي براي رشد نيافته نقد ادبي هم عملا جايي در اين چرخه ندارد.تنها در صورتي مي توانيم به پايه ريزي نقد سالم و مبتني بر اخلاق و اصول و كارشناسي و سواد اميدوار باشيم كه مشكلات موجود در وادي نشر مرتفع شوند.
گفت وگو:آزاده صالحي
شنبه 23 آذر 1392
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: برنا نيوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 58]