تور لحظه آخری
امروز : شنبه ، 16 تیر 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):همیشه جاهل یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

اتاق فرار

خرید ووچر پرفکت مانی

تریدینگ ویو

کاشت ابرو

لمینت دندان

ونداد کولر

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

دانلود سریال سووشون

دانلود فیلم

ناب مووی

رسانه حرف تو - مقایسه و اشتراک تجربه خرید

سرور اختصاصی ایران

تور دبی

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

پیچ و مهره

طراحی کاتالوگ فوری

دانلود کتاب صوتی

تعمیرات مک بوک

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

قیمت فرش

آموزش کیک پزی در تهران

لوله بازکنی تهران

میز جلو مبلی

هتل 5 ستاره شیراز

آراد برندینگ

رنگ استخری

سایبان ماشین

قالیشویی در تهران

مبل استیل

بهترین وکیل تهران

شرکت حسابداری

نظرسنجی انتخابات 1403

استعداد تحلیلی

کی شاپ

خرید دانه قهوه

دانلود رمان

وکیل کرج

آمپول بیوتین بپانتین

پرس برک

بهترین پکیج کنکور

خرید تیشرت مردانه

خرید نشادر

خرید یخچال خارجی

وکیل تبریز

اجاره سند

وام لوازم خانگی

نتایج انتخابات ریاست جمهوری

خرید ووچر پرفکت مانی

خرید سی پی ارزان

خرید ابزار دقیق

بهترین جراح بینی خانم

تاثیر رنگ لباس بر تعاملات انسانی

خرید ریبون

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1805036964




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

برسد به دست....


واضح آرشیو وب فارسی:راسخون:
برسد به دست....
برسد به دست....   نويسنده: فرزام الفت   اولي نوشته بود:«عزيزم، اينجا نگرانت هستم.شنيده ام وضعيت بدي پيدا کرده ايد.واقعا تکليف چيست؟ ما هم از اينجا پيگير کارهاي شما هستيم.از دوردست همه تان را مي بوسيم.به شما افتخار مي کنيم.موفق باشيد». باشد افتخار کنيد... دومي نوشته بود:«وام من هنوز جور نشده.پس کي پول شما به دستم مي رسه؟ راستي، اجاره خانه را داديد يا بايد تخليه کنيد؟» عجب وقيحي تو... سومي نوشته بود:«عکس هايي را که فرستاده بوديد ديدم.از اوني که موهاي بلند بلوند داشت خوشم اومد.اسمش چي بود؟ سميه؟ برام بنويسيد کار و بارش چيه، ببينم چطور مي شه». خدا شانس بده... چهارمي نوشته بود:«باورکن اينجا دنبال کارت هستم عزيرم.هر روز با يک وکيل صحبت مي کنم.همين امروز پيش يک وکيل جديد بودم. آدم موقر و خوش تيپي بود.خيلي از من تعريف کرد؛ از اينکه اين قدر به تو وفادار هستم بعد از اين همه وقت.مي گفت اي کاش يکي مثل من نصيبش شده بود. مي بيني؟ چقدر تو قدر من را نمي داني ! فداي تو». آره جون خودت... پنجمي نوشته بود:«ماه بعد پيش شما هستم.دلم تنگ شده ولي مي ترسم...». مي ترسي؟... ششمي نوشته بود:« هي مرتيکه[...] دستم به ات برسه خودم [....] مي کنم.فکر کردي [...] يا [...] ؟ ها؟» آدرس اين به درد مي خوره. نگه اش مي دارم. صداي زنگ که آمد، مردنامه ها را با عجله ريخت در کمد ديواري اتاق. پليس بود، نماينده اداره پست همراهش بود.مامور پست، کارت شناساايي اش را نشان داد:«رد شما را گرفته ايم.شش ماه است که نامه هاي منطقه شما قبل از اينکه به دست گيرنده برسد باز مي شوند». منبع:داستان (خردنامه همشهري)- ش47  
#فرهنگ و هنر#





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: راسخون]
[مشاهده در: www.rasekhoon.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 406]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


فرهنگ و هنر

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن