واضح آرشیو وب فارسی:فارس: یادداشت/ محمدرضا وحیدزاده
«فرشتهها همه باهم میآیند» فیلمی در ستایش فداکاری برای خانواده و زیبایی یک زندگی مؤمنانه
«فرشتهها همه باهم میآیند» فیلمی است در ستایش صبر، فداکاری برای خانواده و زیبایی یک زندگی سالم و مؤمنانه؛ فیلمی که میتوان با نشاط به تماشای آن نشست و از حال خوشی که به مخاطب میبخشد، لذت برد.

خبرگزاری فارس- گروه سینما: ده روز، روزی تقریباً پنج فیلم و در مجموع پنجاه فیلم سینمایی. از پیش از ساعت ده صبح تا نزدیک نیمهشب. فیلمهایی که تماشای برخی از آنها ملاکی است برای سنجش صبر و اعصاب آدمی. فیلمهایی بیکمترین بهره از هنر و بدون رعایت سادهترین اصول فیلمسازی. فیلمهایی سراسر یأس و تلخی، با زبانهایی الکن. ده روز نشستن پای چنین سینمایی، میارزد اگر در بین پنجاه فیلم بتوانی دو فیلم مثل «شیار 143» و «فرشتهها همه با هم میآیند» را ببینی. این تجربهای است که از دورههای مختلف جشنوارۀ فیلم فجر به دست آمده است. اینکه هیچ نام بزرگ و کوچکی را ملاک پیشداوری دربارۀ فیلمها نکنی. آماده باشی ذیل نام مشاهیر سینمای ایران، آثاری را ببینی که بیشتر به یک شوخی بیمزه شبیهاند تا یک فیلم و در کنار اسم فیلمسازی جوان و فیلماولی به ناگاه با پدیدهای مواجه شوی که همۀ محاسباتت را در هم بریزد. اگر «تنهای تنهای تنها» و «خسته نباشید» پدیدههای جشنوارۀ سی و یکم بودند، بیگمان شگفتیهای جشنوارۀ سی و دوم را نیز باید دو فیلم «شیار 143» و «فرشتهها همه با هم میآیند» دانست. فیلم شریف و تحسینبرانگیز «فرشتهها همه با هم میآیند» داستان زندگی یک طلبۀ جوان و همسر اوست؛ فیلمی سرشار از زندگی، با خط داستانی مناسب و بیانی قصهگو؛ چیزی که باید آن را گمشدۀ سالهای اخیر سینمای ایران نامید. «فرشتهها همه با هم میآیند» مثال دیگری است جهت اثبات اینکه برای جذابیت و گیر کردن قلاب فیلم میتوان به جای استمداد از غرائز مخاطب، فطرت او را خطاب قرار داد. میتوان به عاملهای آشنای جذابیت در سینمای جهان همچون سکس و خشونت و هیجان بیاعتنا بود و 90 دقیقه مخاطب را، حتی از جنس مخاطب بیحوصله و خستۀ برج میلاد در آخرین سانس روزهای پایانی جشنواره، بر روی صندلیها نشاند و اشک و خندهاش را لحظه به لحظه درآورد. «فرشتهها همه با هم میآیند» در زمهریر یأس و بیایمانی جشنوارۀ سی و دوم کومۀ گرمی است مملو از شور زندگی. این فیلم یک اثر سینمایی کامل با ریتم مناسب و قدرت قصهگویی کافی است. شخصیتها به خوبی در آن پرداخت شدهاند و تحول آنها در سیری منطقی و باورپذیر قرار دارد. بازیها عموماً از سطح استاندارد بالاتر ایستادهاند و همهچیز، از طراحی صحنه و لباس تا گریم و موسیقی در خدمت فیلم است. در فیلم «فرشتهها با هم میآیند» همه چیز سر جای خود قرار گرفته. مهر میان دو زوج جوان به شکلی با قهر آنها صیقل خورده که بیننده نه دلزده و دچار مقاومت شود و نه تلخکام سالن سینما را ترک کند. با زیبایی دراماتیک خود صبر و توکل را لباس تصویر میپوشاند و حتی از خیر تذکراتی از جنس دست به گریبان شدن دو روحانی نیز نمیگذرد و حتی آن اندازه دقیق و تیزهوش است که بداند کشیدۀ تذکر را بر صورت روحانی باید با دست یک روحانی دیگر بنوازد و صدای این کشیده از حدیث شریف پیامبر اکرم (با تأکید ویژه بر صل الله علیه و آله و سلم) به گوش برسد. «فرشتهها همه با هم میآیند» فیلمی است در ستایش صبر، فداکاری برای خانواده و زیبایی یک زندگی سالم و مؤمنانه؛ فیلمی که میتوان با نشاط به تماشای آن نشست و از حال خوشی که به مخاطب میبخشد، لذت برد. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که این فیلم تا حدود زیادی زیر سایۀ «طلا و مس» قرار گرفته است. موضوع فیلم و نحوۀ پرداختن به آن و حتی نقش اول مرد، بیگمان در ذهن مخاطب خاطرۀ فیلم ارزشمند «طلا و مس» را زنده میکند؛ به ویژه زمانی که نام منوچهر محمدی را به عنوان تهیهکننده و همایون اسعدیان را به عنوان مشاور فیلمنامه در تیراژ فیلم میخوانیم. اما اینها هیچکدام نمیتواند شیرینی این قند مکرر را از خاطر مخاطب بزداید. شیرینی دلچسبی که جای آن به شدت در سینمای این روزهای ایران خالی است. «فرشتهها با هم میآیند» در صدر فیلمهای دیگری مثل «ناخواسته» و «خانهای کنار ابرها» دلیل دیگری است که به رغم ضرورت احترام به رأی هیئت داوران، از علمکرد این هیئت شگفتزده باشیم. انتهای پیام/و
92/11/28 - 11:00
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 115]