تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام صادق (ع):هر که خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز ...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871535988




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

لطفا تلفن‌های همراه خود را خاموش کنید/ مراقب باشید حلقه‌های این زنجیر گم نشود


واضح آرشیو وب فارسی:مهر:


فرهنگ و هنر > سینمای ایران دو کارگردان فیلم «فردا» در مهر-1
لطفا تلفن‌های همراه خود را خاموش کنید/ مراقب باشید حلقه‌های این زنجیر گم نشود
مهدی پاکدل و ایمان افشاریان کارگردانان فیلم «فردا» که در جشنواره فجر به رقابت می‌پردازد با حضور در خبرگزاری مهر درباره نحوه شکل‌گیری ایده فیلم، در هم تنیده بودن روایت‌ها و اینکه اگر بیننده حتی یک سکانس را از دست بدهد دریافت مفهوم کلیت داستان مخدوش می‌شود و ...سخن گفتند.



خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر: «فردا» اولین فیلم سینمایی بلند مهدی پاکدل و ایمان افشاریان است. مهدی پاکدل را پیش از این همه تنها با بازیگر می شناخته اند، بازیگری که در هر سه عرصه تلویزیون، تئاتر و سینما فعالیت داشته و توانمندی های خود را اثبات کرده است. البته وی تاکنون چند فیلم کوتاه هم ساخته است که موفقیت هایی را هم کسب کرده و حالا امسال برای اولین بار فیلم «فردا» را به همراه دوست چندین ساله خود ایمان افشاریان نویسندگی و کارگردانی کرده است. ایمان افشاریان نیز پیش از این ساخت چند تله فیلم تلویزیونی را بر عهده داشته و علاوه بر آن در حوزه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی تئاتر فعالیت دارد. داستان این فیلم با یک تصادف آغاز می شود و بعد داستان هایی که در این میان برای آدم های مختلف اتفاق می افتد روندی غیر خطی و تا حدی غیرمعمول در سینمای ایرن را رقم می زند. در این فیلم علی دهکردی، علیرضا شجاع نوری، ستاره اسکندری، صادق صفایی، امیررضا دلاوری، سوده شرحی و ... بازی می کنند و داستان های فیلم هم از حکایت های مولانا گرفته شده است به شکلی که مهدی پاکدل داستان را روایتی مدرن از اشعار مولانا عنوان می کند. فیلم «فردا» امروز پنجشنبه 17 بهمن در بخش نگاه نو سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی‌آید. این دو کارگردان با حضور در خبرگزاری مهر در گفتگوی خود به تغییر دولت که باعث شروع یک پروژه مشترک شد، اشاره کردند و از سختی های کارِ ساخت این فیلم در منطقه شمال و همچنین تغییرات مکرر فیلمنامه و اینکه به دلیل ساختار توانسته اند خودشان دو نفره بارها این فیلمنامه را بازی و آن را تمرین و تصحیح کنند، سخن گفتند. در ادامه بخش نخست این نشست را می‌خوانید: *شما همیشه با عنوان یک بازیگر در عرصه‌های هنری مطرح بوده‌اید؛ تئاتر، سینما و تلویزیون و حالا امسال چه شد که تصمیم گرفتید به عرصه کارگردانی وارد شوید؟ پاکدل: کارگردانی که قطعا جذابیت دارد. وقتی که به کارگردانی فکر می‌کنید، اینکه لیدر و رهبر یک کاری هستید و می توانید اندیشه های خود را پیاده کنید این بسیار جذاب است. من تهران دانشجوی گرافیک بودم و همیشه همان رمان هم به کارگردان هم فکر می‌کردم و اصلا من زمانیکه تحصیل می‌کردم کار تدوین هم می کردم و امرار معاشم با تدوین بود، در آن زمان من همیشه به این فکر می کردم که روزی کارگردانی کنم و از همان ایام فیلمسازی را بسیار دوست داشتم. اصفهان رشته سینما و بازیگری نداشت و من مجبور شدم که گرافیک بخوانم. البته من در آن سالها چند فیلم کوتاه ساختم که موفقیت های جهانی هم داشت. بنابراین همیشه این علاقه به کارگردانی بوده اما اینقدر درگیر بازی شدم که زمان کارگردان شدن هیچ گاه فراهم نمی شد اما امسال جرقه این کار روشن شد چون درگیر بازی هم نبودم به خصوص بعد از فیلم «محمد (ص)» فکر کردم نباید هر فیلمنامه ای را بازی کنم و فیلمنامه هایی هم که به من پیشنهاد می شد بسیار سخیف شده بود. همچنین به خاطر رویکرد فرهنگی این دولت احساس کردم هم اکنون فضای مناسبی است و شرایط آماده تر است.

*البته موضوع فیلم شما به شکلی نبود که جلوی آن گرفته شود و با تغییر دولت رویکرد خاصی به این فیلم به وجود آید. پاکدل: بله اما در این سال ها حمایت از فیلمسازان جوان وجود نداشت و سینما در کل بی ثبات بود. هم اکنون احساس می کنم رضاداد بیشتر متوجه فضای جوانان است چون قبلا در این حوزه کار کرده است و حداقل از آدم هایی است که دیالوگ برقرار می کند و می توان با او حرف زد در حالیکه بسیاری از مسئولان قبلی رابطه ای با سینما نداشته و اصلا آمده بودند تا سینما را تعطیل کنند. *درباره پروسه شروع این فیلم بگویید، چه شد که تصمیم گرفتید سراغ ساخت این فیلم بروید و اصلا این همکاری دو نفره چگونه شکل گرفت؟ افشاریان: روند شروع فیلم به یک دوستی 10-12 ساله برمی‌گردد که از قدیم با هم بودیم و تئاتر کار می کردیم. این دوستی باعث شد که ما روی بعضی از ایده ها کار کنیم اما هیچ کدام از آنها قطعی نشد. من طرحی داشتم که گرچه می خواستم آن را به تلویزیون ارائه کنم اما بعدا احساس کردم این طرح اصلا در سبک کارهای تلویزیونی نیست چون به لحاظ ساختاری و مفهومی با کارهای تلویزیونی متفاوت بود. این ایده را با مهدی پاکدل مطرح کردم و فیلمنامه را به او دادم. مهدی آن را پسندید و شروع کردیم درباره آن حرف زدیم. حتی پیشنهاد داد به سفر برویم تا بتوانیم قبل از نوشتن به ذهنیت درستی درباره کار دست پیدا کنیم. بنابراین ما قبل از نوشتن فیلمنامه به شمال رفتیم و لوکیشن های کار را انتخاب کردیم. ما همانجا فکر کردیم که قصه‌ها باید در کدام منطقه اتفاق بیفتد. *بنابراین داستان و به ویژه شیوه اجرای آن در سفر شکل گرفت؟ افشاریان: بله البته آنچه ما در ابتدا داشتیم فقط در حد طرح بود یعنی فیلمنامه نبود و بعد فیلمنامه بارها تغییر کرد مثلا ابتدا در نظر داشتیم اپیزود دو دوست یک زن و شوهر باشند که بعد نظرمان عوض شد. یعنی بنا به شرایط جغرافیایی تصمیم می گرفتیم که از چه کاراکترهایی استفاده کنیم. ما ایده اصلی حکایت مولانا را گرفتیم و بعد اقتباس در این سفر شکل گرفت. در واقع سعی کردیم جان حکایت مولانا را برداریم و با توجه به ذهنیت خود آن را منتقل کنیم. ما با توجه رئالیسم جادویی که فکر می کردیم در این داستانها وجود دارد به سمت آنها رفتیم و در نهایت حدود 4 ماه نوشتن فیلمنامه طول کشید. جذابیت این کار هم برایمان همین بود که دو نفری آن را اجرا کرده بودیم. پاکدل: ما در وهله اول می خواستیم فیلمنامه داشته باشیم. فیلمنامه که تمام شد من با احسان دلاویز سرمایه‌گذار کار به سفری رفته و آنجا داستان فیلمنامه را برای وی تعریف کردم. دلاویز از من پرسید با چقدر این فیلم ساخته می شود و من توضیح دادم که فیلم ارزانی است و احتمالا هزینه زیادی نخواهد داشت او هم از من خواست تا تولید فیلم را شروع کنم و گفت که این هزینه را قبول می کند. من ابتدا باور نمی کردم ولی بعد قضیه برای ما جدی شد و مصمم تر به بازیگران فکر کردیم البته هنگام نوشتن فیلمنامه به هنرپیشه ها هم فکر می کردیم یعنی نزدیک به 80 درصد کاراکترها همان کسانی بودند که ما در ابتدا به آنها فکر می کردیم. *بله من فکر می کنم انتخاب کاراکترها و عوامل بیشتر از این که فامیلی باشد رفاقتی است. چرا از بهنوش طباطبایی همسرتان و یا حسین پاکدل در این کار استفاده نکردید؟ پاکدل: بهنوش بیشتر مدیریت کارها را بر عهده داشت که اگر چه اولین تجربه اش بود اما خیلی به ما کمک کرد. سوده شرحی همسر ایمان افشاریان هم در نقش دختر ستاره اسکندری در این کار بازی می کرد.

*داستان های این فیلم آنطور که مطرح شده از حکایات و اشعار مولانا گرفته شده است. در این باره کمی توضیح دهید که چگونه این سه داستان را انتخاب کردید؟ افشاریان: بله این داستان ها از حکایات مولانا گرفته شده است. یکی از آنها داستان مردی است که از عزرائیل می ترسد و از سلیمان می خواهد که به باد دستور بدهد که او را به هندوستان ببرد تا از مرگ دور بماند. قصه دیگر درباره مارگیری است که اژدهایی را در یک کوه یخزده پیدا می کند و آن را شکار می کند، آن را به شهر می آورد و خوشحال است که شکارش کرده اما بعد از مدتی که آفتاب به این اژدها می تابد بیدار می شود و مردم و حتی آن شخص را از بین می برد. مولانا این اژدها را نفس نام می گذارد و می گوید «نفس اژدرهاست او کی مرده است/ از غم بی آلتی افسرده است» قصه سوم هم قصه شیخی بود که همه پسرانش را از دست داده همه شیون و ناله می کنند اما او خودش بسیار آرام است و بعد به او شکایت می کنند که چطور اینقدر آرامش دارد و چرا ناراحت نیست. او پاسخ می دهد گریه کردن از فراق است اما فرزندان من از من دور نیستند. با نگاهی به این مساله و حتی تفاوت مرگ در نگاه غرب و شرق و بر اساس سبک رئالیسم جادویی ما از این سه داستان اقتباس کردیم. *البته شاید بتوان گفت تنها نگاهی به این داستان ها داشته اید و آنچه که مخاطب در نهایت می بیند از اساس با این داستان ها تفاوت دارد. پاکدل: البته تعریف اقتباس تا حدی در کشور ما تغییر پیداکرده، این مفهوم مغشوش است و نمی توان گفت دقیقاً چیست. ما در واقع آن حکایت ها را به‌روز کردیم و روایتی مدرن از آنها را ارایه دادیم اما آن شاعرانگی اثر را حفظ کردیم. به عبارت دیگر ساختمانی مدرن را بنا کردیم که اساس و پایه آن بر اساس شعرهای مولانا است. *چگونه این شکل روایت غیرخطی را برای فیلم خود انتخاب کردید؟ افشاریان: ما وقتی درباره قصه های فیلم صحبت می کردیم سعی کردیم درباره تمام این قصه ها یک روند کلاسیک و مشخص داشته باشیم. اصلاً به این فکر نکردیم که پایان ها باز باشد اما در هم تنیدن اینها تا حدی سخت بود. به این شکل نبود که ما داستان ها را اپیزود، اپیزود بنویسیم و از همان ابتدا قصدمان بر این بود که قصه را در 48 ساعت روایت کنیم و بعد فکر کردیم که این 48 ساعت دیروز، امروز، فردا، از کجا آغاز شود. خیلی کار ما سخت شده بود اما بازنویسی های مکرر روی کار انجام شد و همچنین از همسرانمان سوده شرحی و بهنوش طباطبایی کمک زیادی گرفتیم. در نهایت سعی  کردیم کدها و نشانه ها را در قسمت های مختلف داستان بگذاریم و الان فکر می کنم نمی توان سکانسی از این داستان را برداشت چراکه در صورت حذف آن حتما به کار ضربه می‌خورد.

پاکدل: به نظر من سینما یعنی تصویر و ما از همان زمان شروع نوشتن فیلمنامه، به این تصاویر فکر کردیم. ما دوست نداشتیم داستانی را تعریف کنیم که در مدیومی همچون رادیو هم بشود آن را اجرا کرد. سعی کردیم کارکرد تصویری سینما را نشان دهیم برای همین ابتدا لوکیشن ها را دیدیم تا بتوانیم روند اتفاقات را منطقی بسازیم. اینکه وقتی تصادفی اتفاق می افتد وقایع دیروز و امروز آن چگونه بوده که به این تصادف منجر شده و ما به این تصادف رسیدیم و آن را نقطه شروع فیلم گذاشتیم و شروع فیلم نقطه تلاقی سه داستان ماست؛ جایی که این سه داستان به هم می رسند. این یک فرمول کار شده در سینماست و همیشه جواب داده است. این شروع باعث شده به این روند برسیم و حالا فیلم را بر اساس این تصاویر بچینیم و به این تدوین غیرخطی رسیدیم که بیشتر منطق تصویری دارد. ما برای این روایت خیلی فکر و تلاش کردیم و حتی فکر می کنم اشتباهات ما این میان کوچک باشد. من تنها از مخاطبان خواهش می کنم فیلم را با دقت ببینند چون همه سکانس ها در کنار هم چیده شده و اگر یک سکانس دیده نشود دیگر نمی توان حلقه های این زنجیره را پیدا کرد. این فیلم روایت دایره ای شکلی دارد و در پایان دوباره به ابتدا باز می گردد. شاید به لحاظ اهمیت و تعمق در فیلم، به تئاتر شباهت داشته باشد که ما ابتدا از مخاطبان می خواهیم تلفن های همراه خود را خاموش کنند ولی متأسفانه در سینما این فرهنگ جا نیفتاده است و مردم فکر می کنند این تصویر زنده نیست و می توان در کنار آن هرکاری انجام داد اما خواهش من این است که این فیلم با تأمل بیشتری دیده شود که حلقه های این زنجیره گم نشود. *شما از تئاتر گفتید و حالا من میخواهم بدانم با توجه به اینکه هر دو شما تئاتری هستید چقدر این نگاه تئاتری را در فیلم خود وارد کردید و از آن بهره بردید؟ افشاریان: اگر منظور از نگاه تئاتری نگاه دراماتیک است بله ما سعی کرده ایم فیلم از این نوع نگاه در روایت قصه و پیش بردن داستان بهره گرفته باشد یعنی آن درامی را که اگر باشد ما لذت می‌بریم و کمی هم از اجرایش مضطرب می شویم در فیلم وجود دارد و سعی کردیم از تجارب تئاتری خود استفاده کنیم. پاکدل: ما در تئاتر با تفکر عمیق تری رو به رو هستیم چون تماشاگر تئاتر خاص تر است و با فکر و ایده قبلی نمایش را می بیند که اگر اینطور بود  هملت هزار بار اجرا نمی شد و دیگر یک داستان تکراری بود که قابلیت اجرا نداشت و همه آن را می شناختند، اما بازخوانی و اقتباس و دراماتورژی هر کارگردان از نمایشنامه، زاویه های دیگری از آن را نمایش می دهد. اثر خوب را می توان از هر طرف نگاه کرد، تک بعدی نیست. بعضی از آثار در این سال ها زیاد ساخته شده است و نمی توان از هیچ زاویه دیگری متن و فیلم را نگاه کرد. این نوع روایت متعلق به دنیای مدرن است که هیچ تعبیر دیگری نمی توان از یک کار داشت و بسیار مستبدانه است. البته ما ادعایی درباره کار خود نداریم اما سعی کردیم عمقی را که در تفکر تئاتری هست در این کار داشته باشیم. *درباره شیوه کارگردانی مشترک خود با ایمان افشاریان هم توضیح می دهید، تقسیم بندی اینها به چه صورت بوده است؟ کدام بخش بر عهده شما بوده و چه بخشی را آقای افشاریان بر عهده داشته اند؟  پاکدل: آقای افشاریان در تئاتر هم بازی می کند، هم نویسندگی و هم کارگردانی اما من تنها روی صحنه بازی می کنم که آن را هم مطمئن نیستم بلد بوده ام یا نه. در مورد این کارگردانی فکر می کنم آقای افشاریان توضیح بدهد بهتر است چون به‌هرحال تجربه بیشتری در حوزه کارگردانی دارد و حدود 10 تله فیلم در تلویزیون ساخته است. من این کار را با دلگرمی وی انجام دادم.

افشاریان: کارگردانی مشترک می تواند هم خیلی لذتبخش باشد هم بسیار سخت اما کار مشترک ما قبل از نوشتن ایده و حتی قبل از این کار آغاز شد. ما در این سال ها کارهای مشترک دیگری هم داشتیم. در این مدت هیچ گاه مانع یکدیگر نشدیم. ما موقع نوشتن فیلمنامه به دکوپاژها هم فکر می کردیم و هر پلان را دکوپاژ کرده بودیم؛ اینکه کجا حرکت داریم و دوربین به چه صورت باشد و ... نتیجه این شد که ما در کارگردانی و زمانیکه به تولید رسیده‌ایم به نوعی کلیت کار را قبلا درآورده بودیم. بازیگر کجاست و چه اتفاقی برایش می افتد، حتی ما در زمان دکوپاژ بازی می کردیم و خود ما دیالوگ ها و بازی ها را چندین بار دو نفره گرفته بودیم. پاکدل: اغلب سکانس ها در این فیلم دو نفره است و به همین دلیل هم ما توانستیم راحت با هم آن را بخوانیم و اصلاح کنیم و در این تمرین ها دست به تغییرات زیادی زدیم. علاوه بر این قبل از اینکه فیلم را کلید بزنیم توانستیم با بازیگران هم تمرین کنیم و روتوش نهایی را در کار انجام دادیم. درباره کارگردانی مشترک هم ما سعی کردیم که با هم صحبت کنیم و به شکل تفکیک شده ای پیش برویم اما در بسیاری از زمان ها هیچ صحبتی هم اتفاق نمی افتاد و ما با دیدن کار تنها به هم نگاه می کردیم و می توانستیم از نگاه هم بخوانیم که دیگری چه نظری دارد. این اتفاق جذابی بود و من به طور مثال از حالت چهره مهدی پاکدل می فهمیدم که هم اکنون باید به فیلمبردار نکته ای را توضیح دهم یا با بازیگر صحبت کنم. *بنابراین شما قبل از کامل شدن فیلمنامه به یک ذهنیت مشترک رسیده بود. افشاریان: بله و به همین دلیل در هنگام ضبط و تولید فیلم اگر صحنه ها و بازی ها به آنچه که ما می خواستیم نزدیک بود هر دو خوشحال می شدیم و اگر نه هر دو واکنش چندان مثبتی نداشتیم. پاکدل: شاید به این دلیل بود که هر دو ما یک هدف مشخص داشتیم و هدف خود را می دیدیم و قاعدتا هرچیزی که ما را از هدفمان دور می کرد رد کرده و هرچه که ما را به آن نزدیک می کرد تایید می‌کردیم. گاهی اوقت ممکن بود که من سر صحنه یک نظر متفاوتی بدهم ولی اینها را بررسی می کردیم و اگر ما را به آن هدف نزدیک می کرد، اجرا می کردیم و یا اگر پیشنهاداتی می دادم که مورد تایید نبود، ایمان افشاریان به من می گفت داریم از هدف خود دور می شویم و در نهایت کاملا انعطاف پذیر بودیم. افشاریان: یکی از اتفاقات مثبت این کارگردانی مشترک، وسواس نشان دادن به کار بود شاید اگر من به تنهایی می خواستم کار کنم در برابر شرایط آب و هوایی که هر روز تغییر می کرد و سختی های کار از بعضی مسایل به راحتی عبور می کردم اما مهدی پاکدل از اینها نمی گذشت و یا خود من سعی می کردم بعضی از لحظات در کار، مهدی را کامل کنم. بنابراین کارگردانی مشترک باعث شده بود خستگی کار اجازه ندهد به راحتی از کنار مسایل رد شویم. ضمن اینکه این کار یک اتفاق و تجربه نو است و به همین اندازه که مهدی می گوید منم دلم به او گرم بود. علاوه بر این اتفاق دیگری هم در این کار افتاد و آن این بود که در این فیلم همه عوامل از تدارکات تا فیلمبردار و صدابردار و همه آمده بودند تا کمک کنند و این کار به شکلی که دلخواه است دربیاید و انجام شود. ما در شرایط سختی کار کردیم، شرایط آب و هوایی مشکلاتی را بوجود آورده بود و ما دائم در باران و گل و لای بودیم اما هیچ کس اظهار ناراحتی نمی کرد. من خاطرم هست صحنه های فیلمبرداری کلبه جنگلی هوا بسیار سرد و بارانی بود و چون در کلبه جا نبود من و مهدی پاکدل بیرون ایستاده بودیم و یک چتر روی خود گرفته بودیم. آن شب آنقدر ما سرما خورده بودیم که من توان تکه کردن نان را هم نداشتم. در این شرایط فقط و فقط یک گروه عاشق می تواند به این شکل کار کند و به نظرم همه عوامل به بهترین شکل کار خود را انجام دادند و هر ضعف و مشکلی که وجود دارد از طرف خود ما دو نفر است. ادامه دارد....  


۱۳۹۲/۱۱/۱۷ - ۱۲:۴۲





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: مهر]
[مشاهده در: www.mehrnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 136]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


سینما و تلویزیون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن