واضح آرشیو وب فارسی:فارس:
ژانرهای محدود و فرصتهای حضور بینالمللی که از دست میروند
آخرین انیمیشن یا کار کودکی که در سالن ها دیده اید چه بوده؟ چند وقت است حتی یک کمدی استاندارد هم ندیده ایم؟ با توجه به ادبیات غنیمان چرا سراغ کارهای اقتباسی نمی رویم؟ آثار تاریخیمان هم با هزینه های هنگفت ساخته میشود که بعضا چنگی به دل نمیزنند.
خبرگزاری فارس، بارها از زبان سینماگران خارجی شنیده ایم که معتقدند سینمای ایران جزو 10 سینمای بزرگ حال حاضر دنیا است. اما اگر شیفته این تعریفات نشویم و کمی واقع بینانه تر به صنعت سینما در ایران نگاه کنیم ممکن است به نتایج دیگری برسیم. فارغ از بحث های سیاسی و اجتماعی که در این حوزه می شود بدون شک سینمای ما در سه دهه اخیر به افتخارات بین المللی قابل ملاحظه ای رسیده است. سه نامزدی اسکار و بردن یک جایزه، نخل طلای جشنواره کن، گولدن گلوب، خرس های نقره و طلای برلین و... افتخاراتی است که شاید خیلی از کشورهای دنیا در آرزویش باشند. اما اکثر این جوایز به لطف فیلم های درام و ملودرام رخ داده است. سینمارو های دنیا در بهترین حالت کشور ما را با آثار دو سه کارگردان اجتماعی ساز مان می شناسند و تازه از بین کل کارنامه کاری این عزیزان هم فقط به آنهایی اشراف دارند که جایزه خاصی برده اند. به داخل که نگاه می کنیم، فرصت های از دست رفته زیادی می بینیم که با انتخاب های غلط و تصمیمات خلق الساعه (در همه حوزه ها) سینمای ما را در زندان یکی دو ژانر محصور کرده اند. چند اثر سینمایی فانتزی در سال های اخیر به یاد می آورید؟ آخرین انیمیشن یا کار کودکی که در سالن ها دیده اید چه بوده؟ چند وقت است حتی یک کمدی استاندارد هم ندیده ایم؟ با توجه به ادبیات غنیمان چرا سراغ کارهای اقتباسی نمی رویم؟ نوآر و فیلم های زندگینامه ای هم که هیچ. آثار تاریخیمان هم باید با هزینه های هنگفت و عموما دولتی ساخته شود که در آخر هم بدون هیچ توجهی به سابقه کشورمان و دست آوردها، غرولند کنان از روی صندلیمان بر می خیزیم و «بیگ پروداکشن» ابتدایی مان را به باد انتقاد می گیریم و درست وقتی که به بهانه اتفاقی مثل معرفی فیلم به آکادمی علوم و هنرهای فیلمسازی آمریکا مجبور می شویم نگاهی به داشته هایمان بیندازیم، یادمان می افتد که چقدر دستمان خالی است. آن قدر که مجبور می شویم دوباره سراغ همان ملودرام های نسبتا درجه یکمان برویم و برخی فیلم ها را هم که تا روز قبلش سیاه نمایی بود و مدعی می شدیم جشنواره های خارجی به خاطر مسائل سیاسی ستوده اند کنار آنها قرار دهیم تا بتوانیم بگوییم 10 فیلم برای معرفی به اسکار نامزد کرده ایم. برخی سال ها هم که نتایج این قدر بدیهی است که این نامزدی ها هم کاملا فورمالیته به نظر می رسد. اتفاقا ممکن است فیلم ارسالی جایزه هم ببرد اما باز هم در خوشبینانه ترین حالت، این یک ژانر خاص است که دوباره موفق شده است سینمای ما، به معنای مجموعه ای از ژانر ها واقعا در میان 10 سینمای بزرگ دنیا قرار ندارد. خوشبختانه اما گاهی اتفاقاتی می بینیم که به آینده امیدوارمان می کند. تولید آثاری چون «شاهزاده روم» از جوانان با استعدادی که سراغ ژانر های دیگر سینمایی می روند از جمله این اتفاقات است. انیمیشنی که بدون شک دستاورد عظیمی در این صنعت برای کشور ما به ارمغان آورده و راه خیلی ها را هم به این حوزه باز می کند. اما به شرط حمایت. به نظر می رسد دیگر وقت آن رسیده که به سینمای تک بعدیمان ابعاد جدیدی اضافه کنیم. سال 2008، یک انیمیشن که اتفاقا شان تبلیغاتی زیادی برای رژیم صهیونیستی هم داشت، از طرف آنها به آکادمی ارسال شد. انیمیشنی که قبل از آن تبدیل به نخستین اثر در ژانر خودش شد که توانسته به بخش مسابقه جشنواره کن هم راه پیدا کند و در نهایت تا نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی زبان هم پیش رفت. طبیعتا به دلیل اکران «شاهزاد روم» در آبان ماه امسال نمی توانستیم آن را به عنوان گزینه ای برای حضور در اسکار کاندید کنیم اما «شاهزاده روم» هم نامزدی مناسب از یک فرم جدید برای حضور ایران در اسکار برای سال آینده است. این اثر خصوصا با مفاهیم بین ادیانی اش یکی از پتانسیل های قوی سینمای ما است. اثری که با یک برنامه ریزی خوب می تواند دیده شود. این فیلم می تواند به جشنواره های مهم انیمیشن دنیا مثل «انسی» فرانسه برود و معرف این صنعت در ایران باشد. اتفاقی که باعث دیده شدن بهتر آن می شود و در زمانه ای که غرب اسلام را مساوی داعش و القاعده می پندارد «شاهزاده روم» دوباره -در حد خودش- اشتراکات بین ادیانی را به موضوعی برای تصحیح این تفکر و آشتی جهانی تبدیل می کند. نویسنده: مهدی مافی انتهای پیام/ج
94/07/08 - 14:52
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 41]