واضح آرشیو وب فارسی:تبیان: به همين سادگي از کنارش نگذريم

يادداشتي بر "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي مي توان گفت که "به همين سادگي" اولين فيلم سينماي ايران است که به اين قدر دقيق و هوشمندانه به زندگي يک زن خانه دار ايراني سرک کشيده است. اطراف ما پر است از "طاهره"هايي که از بس سرمان گرم شلوغي شهرنشيني شده، آن ها را کمتر مي بينيم? کمتر به روزمرگي هايشان توجه مي کنيم و کمتر به دغدغه هايشان گوش مي کنيم.برخي از منتقدان فيلم را فاقد کنش داستاني مي دانند. اما سوال اصلي فيلم هم اين است که زندگي يک زن خانه دار ايراني در طول روز چه قدر دست خوش کنش ها و اتفاقات جديد قرار مي گيرد. خواسته هاي زن خانه دار ايراني بيشتر در روزمرگي گم مي شود و زندگي اش مي شود همان کلمه روزمرگي.سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا طرح فيلمنامه "به همين سادگي" که همه اش زندگي تکراري و بي حادثه يک زن است به درد يک فيلم سينمايي مي خورد يا نه؟ سينما علاوه بر جنبه سرگرم کنندگي اش يک تريبون بسيار بزرگ آموزشي تربيتي نيز هست. سينما يا هر آن چه مثل سينماست، آينه جامعه است و هنرمند کسي است که جامعه را در اين آينه باز مي تاباند. وظيفه هنرمندي مثل سيدرضا ميرکريمي مگر غير اين است که بخشي از زندگي مردم اين خاک را به تصوير بکشد؟ رضا ميركريمي خودش عنوان كرد براي شخصيت پردازي "طاهره" از زندگي مادر و همسرش تاثير گرفته است. اين بسيار بي انصافي است که بگوييم زندگي طاهره قصه ندارد يا بگوييم امثال طاهره نبايد به تصوير کشيده شوند.فيلم? کارگرداني بسيار سنجيده اي دارد. ريتم فيلم و انرژي نماها همگي در خدمت داستان هستند. از ابتداي فيلم تا جايي که بچه ها مي خوابند، فيلم انرژي زيادي دارد. دوربين در اين سکانس ها خيلي حرکت مي کند. علاوه بر قاب، حرکت اجزاي داخل قاب نيز به تحرک بيشتر فيلم کمک مي کنند. در اين تصاوير بيشتر جنب و جوش زندگي طاهره به خاطر راه انداختن کارهاي اعضاي خانواده اش است. طاهره، بچه ها را راهي مدرسه مي کند، به همسايه هايشان سر مي زند، براي خريد بيرون مي رود، پسرش را به کلاس زبان مي برد، غذا مي پزد، به نظافت خانه رسيدگي مي کند. ولي به محض اينکه بچه ها به خواب مي روند، علاوه بر سکوتي که در فيلم حاكم مي شود، دوربين هم آرام مي گيرد.اين تغيير انرژي در سير روند برنامه هايي که از تلويزيون خانه پخش مي شود نيز مشهود است. اولين برنامه اي که از تلويزيون پخش مي شود مربوط به يک برنامه ورزش صبحگاهي است. يک برنامه پر تحرک و پر انرژي. برنامه بعدي که از تلويزيون مي بينيم، برنامه خانواده است که در آن درباره کوير صحبت مي شود. اما برنامه آخر تلويزيون مربوط به خبر اعدام صدام است که از اخبار شبانگاهي نشان داده مي شود. گويا از نقطه اي پرتحرک به نقطه اي ساکن طي مسير كرده ايم.کار بسيار خوب ديگري كه در مرحله نگارش فيلمنامه صورت گرفته است، استفاده از ويژگي هاي شخصيتي زنان داستان هايي است که به دعوت ميركريمي توسط چند بانوي نويسنده نوشته شده بود. اين مساله در باورپذير شدن هر چه بيشتر شخصيت طاهره بي شک دخيل بوده است.در ميان اطرافيان طاهره افراد زيادي هستند كه بازتاب برخي از ابعاد شخصيتي خود او هستند. مثلا دختر کم سن و سال همسايه که قرار است عروس شود و به اتفاق همسر آينده اش به شهرستان ديگري مهاجرت کند شبيه زندگي طاهره در نوجواني است. طاهره هم چون با امير ازدواج کرده مجبور شده از روستا به تهران بيايد. يا دوست طاهره که بوتيک دارد گويا بعد سرکش شخصيت طاهره است. اگر قرار باشد،طاهره هم تحمل نکند مثل دوستش بايد شوهرش را ترک کند و در نهايت دخترش آرزو، که يادآور بخشي از خاطرات طاهره است.طاهره نماد يک زن ايراني است: کم توقع، خانه دار، مهربان، پاکدامن و فداكار. پس پايان فيلم، به هيچ عنوان پاياني ضد زنانه نيست. چرا که نرفتن طاهره از خانه امير نشانه بي عرضگي يا توسري خور بودن او نيست. بلکه دليلي است بر کم توقع بودن و گذشت او. حالا اگر تماشاگر از خود مي پرسد که چرا طاهره نمي رود و حالا که نرفته است چه خواهد شد، دقيقاً سوالي است که بايد در راه سينما تا خانه به آن فکر کند.بي شك بخشي از موفقيت "هنگامه قاضياني" در جشنواره بيست و ششم فجر به خاطر شخصيت پردازي بسيار قدرتمند فيلمنامه است. در فيلمنامه هاي نه چندان قدرتمند شخصيت پردازي آن قدر خلاصه شده و کلي صورت مي گيرد که بداهه بازي کردن بازيگر به آن چه در فيلمنامه هست مي چربد، اما گاهي آن قدر شخصيت داستان کار براي انجام دادن،حس براي گرفتن و حرف براي زدن دارد که فرصتي براي بازي بداهه نمي ماند. البته نبايد با اين حرف ها بازي قدرتمند هنگامه قاضياني يا قدرت كارگردان در بازي گرفتن از بازيگر را ناديده بگيريم. منظور اين است که ريز شدن در شخصيت همان قدر که از بازيگر زمان بيشتري براي درآوردن نقش مي برد، همان اندازه نيز کار او را راحت مي کند و او را از سردرگمي مي رهاند.زندگي طاهره اگر قرار بود رمان يا داستان کوتاه شود براي خواننده اش جذابيت چنداني نداشت. اما زندگي او يک طرح خوب براي يك فيلم سينمايي است.فيلم "به همين سادگي" در سينما تمام مي شود، چراغ هاي سالن روشن مي شوند، صندلي هاي تاشو به سرجايشان باز مي گردند، فقط يک سوال است که تماشاگران را با خودش درگير مي کند. زنان زيادي مثل طاهره در اطراف من وجود دارند،تکليف آنها چيست که در روزمرگي غرق شده اند؟ شايد من هم مثل امير يا ديگران کارهايي کرده باشم که آن ها را رنجانده باشد. كمي تغيير شايد برايمان خوب باشد.منبع : سينماي ما
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تبیان]
[مشاهده در: www.tebyan.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 239]