دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک
طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راهاندازی کسبوکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وبسایت
بهترین دکتر پروتز سینه در تهران
جاهای دیدنی قشم در شب که نباید از دست بدهید
سیگنال سهام چیست؟ مزایا و معایب استفاده از سیگنال خرید و فروش سهم
کاغذ دیواری از کجا بخرم؟ راهنمای جامع خرید کاغذ دیواری با کیفیت و قیمت مناسب
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
بهترین ماساژورهای برقی برای دیسک کمر در بازار ایران
آفریقای جنوبی چگونه کشوری است؟
بهترین فروشگاه اینترنتی خرید کتاب زبان آلمانی: پیک زبان
با این روش ساده، فروش خود را چند برابر کنید (تستشده و 100٪ عملی)
سفر به بالی؛ جزیرهای که هرگز فراموش نخواهید کرد!
از بلیط تا تماشا؛ همه چیز درباره جشنواره فجر 1403
خصوصیات نگین و سنگ های قیمتی از نگاه اسلام
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
تعداد کل بازدیدها :
1862405747


در گفتوگويي با پيير سلريه، مدير دفتر خبرگزاري فرانسه درتهران بررسي شد؛خبررساني جهاني و چالشهاي هزاره سوم - مصاحبه و ترجمه: عليرضا اميرحاجبي
واضح آرشیو وب فارسی:واحد مرکزي خبر: در گفتوگويي با پيير سلريه، مدير دفتر خبرگزاري فرانسه درتهران بررسي شد؛خبررساني جهاني و چالشهاي هزاره سوم - مصاحبه و ترجمه: عليرضا اميرحاجبي

خبرگزاري فرانسه قديميترين نهاد اطلاعرساني جهان است كه فعاليتهاي خود را از سال 1832 ميلادي آغاز كرد. اين رسانه معتبر با هزار و 200 خبرنگار رسمي و بيش از 200 عكاس با 81 مليت مختلف به پوشش خبري تحولات و رويدادهاي سراسر جهان ميپردازد. اين خبرگزاري، روزانه بين 400 تا 600 هزار كلمه را از مركز منطقه و نيز 700 قطعه عكس را روي تلكس خود قرار ميدهد. اين آژانس خبري يك نهاد كاملا مستقل و غيردولتي است كه همين امر باعث اعتبار بيش از حد آن شده است. ماده دوم اساسنامه تنظيمي در 1957 فرانسپرس در بخش اول خود بر استقلال و پرهيز از هرگونه تاثيرپذيري ايدئولوژيك و سياسي تاكيد دارد.
در نشستي چند ساعته ميهمان پيير سلريه مدير دفتر فرانسپرس در تهران بوديم و طي آن بسياري از پرسشهاي حوزه رسانه و خبررساني را با وي در ميان گذاشتيم. سلريه دانشآموخته حقوق و علوم سياسي است كه كار خود را با روزنامههاي فرانسوي و بلژيكي آغاز و طي رياستجمهوري در روسيه به گزارشگري پرداخته است. وي در سال 1999 همكاري خود را با فرانسپرس آغاز ميكند و پس از اعزام به آمريكا تحولات اقتصادي اين كشور را از واشنگتن پوشش ميدهد. از سال 2000 و به مدت چهار سال به روسيه بازميگردد و در همين حال براي يك سال تحولات، افغانستان را گزارش ميكند. پس از بازگشت به پاريس در سال 2004 به عراق اعزام ميشود و به پوشش خبري اين كشور بحراني ميپردازد و اينكه در ايران تحولات پيدرپي و رويدادهاي هيجانانگيز كشورمان را رصد و گزارش ميكند. اظهارات و عقايد سلريه در تمامي زمينهها، راهگشاي خبرنگاران ايران خواهد بود. در اينجا لازم است از عطا طاهركناره، عكاس فرانسپرس و همچنين سياوش قاضي، خبرنگار ارشد خبرگزاري فرانسه و بهروز اللهنژاد از همكاران باسابقه اين خبرگزاري سپاسگزاري كنم كه بدون مساعدت آنان اين گفتوگو لطف چنداني نداشت. آرشيو خبر فرانسپرس در پاريس نيز به جاي خود كمك مفيدي در زمينه جمعآوري اخبار 30 ساله فرانسپرس از ايران كردند كه اين هم جاي قدرداني دارد.
پيير سلريه! لطفا و قبل از هر چيز مفهوم دقيق خبرگزاري و وظايف آن را تشريح كنيد.
اصولا آنچه در فرانسوي يا انگليسي به خبرگزاري معروف شده سازماني است كه با پوشش دادن به وقايع سراسر جهان به فروش خبر ميپردازد و يا به مشتركان خود خدمات ارائه ميكند. آژانس خبري يا خبرگزاري در وهله نخست اطلاعات صحيح را جمعآوري و پردازش كرده و سپس آن را مخابره ميكند؛ البته اطلاعات و اخباري كه دست اول هستند. رسانههاي ديگر مثل تلويزيون، راديو و روزنامهها نيز از اين اخبار استفاده ميكنند و به نحوه مطلوب خود آن را در اختيار خوانندگان، بينندگان و شنوندگان قرار ميدهند.
ما همچنين به تهيه اخباري ميپردازيم كه ادارات و نهادهاي دولتي، وزارتخانهها، سازمانهاي بينالمللي و همچنين شركتهاي تجاري بدان نياز دارند. اطلاعاتي كه هم به درد مطبوعات و رسانهها ميخورد و هم مورد توجه دولتها و شركتها است. اخبار ويژهاي هم وجود دارد كه مورد توجه برخي از دولتها است. مثلا انفجار خط لوله نفت در نيجريه حتما براي خوانندگان در آفريقا، دولتهاي اين قاره و همچنين شركتهاي نفتي حائز اهميت است.
متاسفانه در ايران سوءبرداشت عميقي در زمينه تعريف و عملكرد خبرگزاريها وجود دارد. تفاوت بين يك خبرگزاري و يك وبسايت خبري در چيست؟
وبسايتهاي خبري اصولا اخبار هستند كه به توليد و تهيه خبر از منابع دستاول نميپردازند و صرفا اخبار مختلف را از منابع خبري مختلف گزينش و جمعآوري ميكنند و به ندرت تهيهكننده خبر هستند، اما در خبرگزاريها ما با منابع اصلي يك خبر در ارتباط هستيم، ولي در برخي موارد صرفا به عنوان رسانه واسط عمل ميكنيم. مثلا از اخباري بهره ميگيريم كه ساير رسانههاي يك كشور به توليد آن ميپردازند؛ مثل اخبار پخششده از تلويزيون، راديو و روزنامهها يا اخباري كه توسط خبرگزاريهاي داخلي ارسال ميشود. مثل اخبار ايرنا. در چنين موقعيتي ما به توليد خبر نميپردازيم بلكه صرفا گزارشهاي رسانههاي داخلي را مخابره ميكنيم. تفاوت زيادي بين وبسايتهاي خبري و خبرگزاريها وجود دارد. بهطور مثال آنان كمتر از خبرنگار و عكاس استفاده ميكنند و فروش اخبار ندارند. وبسايتهايي مثل گوگل و ياهو خبرها را از خبرگزاريها ميگيرند و در بخش ويژهاي ارائه ميدهند.
سياست اصلي خبرگزاري فرانسه در جهان چيست؟
خبرگزاري فرانسه دو اصل بسيار ساده اما مهم را در نظر دارد. اخباري كه ما تهيه ميكنيم اولا بايد صحيح و دقيق باشد و دوم اينكه به سرعت مخابره شود. در برخي موارد هم رقابتي بين اولويت و اهميت اين دو اصل بهوجود ميآيد كه لازم است تعادلي بين صحت و دقت ايجاد كنيم.
لطفا بيشتر توضيح دهيد. منظورتان از برقراري تعادل چيست؟
در برخي موارد اخباري در دست داريم كه به نظر مهم هستند و اينجا در تلاش هستيم كه آنها را به سرعت مخابره كنيم اما اولويت در اين است كه صحت خبر كاملا بررسي شود. خبر بايد قابل اعتماد باشد تا مردم بدان و فرستنده خبر اطمينان داشته باشند. اگر اطمينان و اعتماد نباشد ما نيز وجود نخواهيم داشت. وقتي مردم اخبار فرانسپرس را ميخوانند مطمئن هستند كه اين اخبار صحيح است.
متاسفانه خبرنگاران همواره با پديدههايي مثل سانسور و خودسانسوري مواجه هستند. شما شخصا چه برخوردي با اين دو پديده داريد؟
سوال سختي است. چون سانسور وابستگي زيادي به سياست دارد و در ارتباط تنگاتنگي با آن است. مواجهه با سانسور بستگي به توانايي خبرنگار در تهيه گزارش و خبر دارد. خبرنگار در بسياري از موارد خود را در شرايطي مييابد كه نميتواند فكر و ايدههايش را محقق سازد. نميتواند از خطوط ممنوع عبور كند.
يك نمونه از تجربيات خودتان را تعريف كنيد.
نمونه بارز سانسور زماني براي من روي داد كه دو سال پيش در عراق به عنوان خبرنگار فرانسپرس به تهيه گزارش و خبر ميپرداختم. در بسياري ار مواقع خبرنگاران مجبور هستند تحت پوشش قواي آمريكايي به تهيه خبر بپردازند. ارتش آمريكا نيز همواره به خبرنگاران تاكيد ميكند كه به هيچوجه اسم و تعداد تلفات نيروهاي آمريكايي را قبل از اينكه خود ارتش خبر آن را به خانوادههاي سربازان اعلام كند، اطلاعرساني نكنند. چون خانوادههاي سربازان هر روز و هر ساعت اخبار عراق و آمار تلفات را كنترل و دنبال ميكنند و بسيار نگران هستند. اگر خبرنگاران قبل از ارتش و بدون هماهنگي با آنان از حادثهاي خبري را ارسال كنند باعث نگراني مضاعف و تشويش خانوادهها ميشوند. اين خود نوعي سانسور رسمي است.
آيا تا به حال تلاش كردهايد تا از دست سانسور فرار كنيد؟
بله بسيار پيش آمده. وقتي يك خبر را از منابع ديگري پيگيري ميكنيد به نحوي از سانسور فرار كردهايد. در بسياري از موارد هيچ فردي درباره حادثهاي كه حساسيت بالايي دارد اطلاعاتي نميدهد. اما با تلاش ميتوان كساني را پيدا كرد كه مايل هستند حرف بزنند. وقتي شما نيمي از اطلاعات را به دست ميآوريد، ميتوانيد نيمي ديگر را از ساير افراد كسب كنيد. البته اين افراد غالبا تمايل دارند ناشناس باقي بمانند.
خودسانسوري چطور؟ آيا در اين زمينه هم تجربهاي داشتهايد؟
(سكوت... خنده...) بله خودسانسوري هم داشتهام. بهخصوص در مناطق جنگي و بحراني. در چنين شرايطي شخصا فكر ميكردم كه بايد از گزارش كردن رويداد خودداري كنم... چون چيزهايي كه ميديدم آنقدر تلخ و تكاندهنده بود كه نميتوانستم آنها را توضيح دهم. اگر شاهد يك اقدام تروريستي باشي كه تعدادي از مردم بيگناه بر اثر آن كشته شدهاند به راحتي نميتواني صحنهها و تصاوير دردناك را گزارش دهي. در مواردي كه شاهد درد و رنج و آسيب بيش از حد مردم بودم دست به خودسانسوري زدهام. در كشورهاي غربي هم خودسانسوري وجود دارد.
زماني هست كه نميخواهي چيزهايي را گزارش دهي چون اولا لزومي در آن نميبيني و دوم اينكه شايد اين گزارش باعث شود رابطهات با منابع خبر قطع شود. به همين دليل گزارش را به وقت ديگري موكول ميكني.
يعني معتقد هستيد آزادي مطلق اطلاعرساني وجود ندارد؟
محدوديتهاي مطلق و آزادي مطلق دو مفهوم انتزاعي هستند. مثل دو سر يك بردار، اين دو مفهوم وجود خارجي ندارند. اما بين اين دو نقطه گستره وسيعي از حالات و شرايط مختلف مشاهده ميشود. تحولات جهاني ديناميك و متغير است. در سراسر جهان ما شاهد محدوديتهاي خبررساني با اندازهها و شدتهاي مختلف هستيم. در هيچ كجاي جهان آزادي مطلق مطبوعاتي وجود ندارد.
به نظر شما چند درصد از در سيستم رسانهاي جهان بازتاب مييابد؟
اين هم سوال سختي است. فكر ميكنم كه ما با دو نوع واقعيت سر و كار داريم. شما بهطور صددرصد ميتوانيد اخبار ساده، غيرپيچيده همچنين آمار و ارقام را در سيستم خبري انعكاس دهيد. مثلا يك انفجار بزرگ. خبرنگار ميتواند به راحتي درباره محل حادثه، چگونگي آن، خسارات و آمار تلفات اين حادثه گزارش دهد. 35 كشته، چندين خودرو منهدم و دو ساختمان تخريب شده است. گزارش اين رويداد واقعي است، اما هميشه اينگونه نيست.
مثال ديگري ميزنم و اميدوارم مشكلي برايم بهوجود نياورد( !خنده) چند هفته پيش ما شاهد يك انفجار در شهر شيراز بوديم و شنيديم كه بعضي مقامات ميگفتند اين يك حادثه بوده. بعضي ديگر معتقد بودند يك انفجار و عمل تروريستي است. عاقبت وزير اطلاعات اعلام كرد كه بله اين يك اقدام تروريستي بوده است. در مورد آمار تلفات جاني هم اختلافنظر وجود داشت. اول گفتند 11 نفر، بعد شد 13، بعد 14، دوباره تبديل شد به 13 و در نهايت برگشت به 12 نفر. در بسياري از موارد انعكاس واقعيت به توانايي خبرنگار در درك رويدادي كه اتفاق افتاده بستگي دارد.
يعني بعضي از واقعيتها پنهان هستند و بايد تلاش كنيم تا آنها كشف شوند؟
منظورم اين است كه در بسياري از موارد گزارشهاي تو وابسته است به مهارتهايت. بعضي وقتها رويدادها بسيار بغرنج، بزرگ و پيچيده هستند و بايد بهطور صددرصد آنچه را كه روي داده درك كني. اين درست مثل عكاسي است. عكاس از كدام زاويه به واقعيت مينگرد. روي چه چيز تمركز كرده چه چيز را ناديده گرفته. لحظه مهم ثبت واقعيت در قاب دوربين كدام لحظه است. در مواردي انعكاس واقعيت در فرآيند تفسير و كمرنگ كردن قرار گرفته و تغيير ماهيت ميدهد. در چنين وضعي اطلاعات بهكلي از دست ميرود.
شما در ابتداي پاسخ به اين سوال به اخبار ساده اشاره كرديد. منظورتان از واژه چيست؟
بهطور مثال وقتي يك مقام سياسي خيلي قوي و شفاف اظهارنظر ميكند، گزارشگر به واقعيت آن لحظه بسيار نزديك شده. اما وقتي شخص شروع به بزرگنمايي و يا تعبير و تفسير ميكند تحريف واقعيت آغاز شده است. صحبت كردن افراد الزاما به معناي واقعي بودن آن نيست.
در خبرگزاري فرانسه شما چگونه دست به انتخاب يك رويداد براي توليد خبر ميزنيد؟ آيا فرمول خاصي وجود دارد؟
خبرنگار مرتبا به دنبال رويدادها، اظهارات و مواضعي است كه جديد باشد و در روند سياسي و يا زندگي مردم تاثير بگذارد. مساله اين است كه چه چيز اهميت بيشتري دارد؟ آنچه كه تاثير بيشتري ميگذارد و واكنشهاي بيشتري را در پي خواهد داشت. آن چيزي كه بر زندگي مردم چه خوب و چه بد موثر است. نهتنها موارد منفي و ناخوشايند بلكه نكات مثبت. مثلا ايران يكي از نامزدهاي برگزاري مسابقههاي المپيك شده است. اين يك خبر خوب است كه در آينده باعث رونق اقتصادي بيشتر و كسب اعتبار بينالمللي خواهد شد.
نكته اصلي اينجا است كه پس از مدتي كسب تجربه ميتواني به يك طبقهبندي از اولويتها برسي. اما به يك چيز توجه كن؛ اينكه خبررساني يك علم مطلق نيست. خبرنگاري مقولهاي مانند فيزيك و يا شيمي نيست. فرمول خاصي وجود ندارد. شايد برخي از اخبار براي تو مهم باشد اما براي ديگران بياهميت. ژورناليسم بيشتر ميتواند درون حوزه علوم انساني مثل فلسفه و ادبيات تعريف شود.
اما الزاماتي نيز در اين زمينه هست. بهطور مثال گزارشگري وابستگي شديدي به مقدار آشنايي خبرنگار از فرهنگ و شرايط اجتماعي يك حوزه جغرافيايي دارد.
دقيقا. موفقيت خبرنگار وابسته است به درك وي از يك فرهنگ. حتي نوع صحبت كردن افراد در كشورهاي مختلف متفاوت است. بهطور مثال در آمريكاي لاتين رهبران سياسي بسيار قاطع و خشن صحبت ميكنند. در اغلب موارد احساساتي ميشوند و حتي از كلمات ناخوشايندي استفاده ميكنند. اين براي مردم آمريكاي لاتين كاملا عادي است. اما براي شخصي از قاره ديگر كه چيزي در اين مورد نميداند حتما عجيب و عصبيكننده است.
حالا كه صحبت از فرهنگ شد لطفا كمي هم از فرهنگ ايران در رسانه فرانسپرس بگوييد.
ما سعي ميكنيم كه رويدادهاي فرهنگي را پوشش دهيم. البته اين به تعداد رويدادهاي هنري، فرهنگي و اهميت آنها بستگي دارد. متاسفانه اطلاعات دريافتي فرانسپرس در زمينه رويدادهاي فرهنگي و هنري ايران بسيار كم است. اما معتقدم قابليتهاي بالقوهاي وجود دارد كه ميتواند ايران را از ساير كشورها متمايز كند. تحليل و چرايي اين نظر بحث ديگري است اما فكر ميكنم كه ميشد در ايران كنسرتهاي بيشتري اجرا كرد. شخصا تجربه بسيار لذتبخشي در يكي از كنسرتهاي حسين عليزاده داشتم. اما لزوما فرانسپرس نميتواند اين رويدادها را گزارش دهد، چون ما بر اساس جاذبههاي جهاني به ارسال خبر ميپردازيم.
تمايل و علاقه شما در كدام حوزه خبررساني است؟
تمايلات شخصي من؟
بله.
گزارشگري و خبررساني حوزههاي بحراني و جنگي را دوست دارم همچنين مقولات ديپلماتيك.
چرا گزارشگري جنگ؟
احساس ميكنم... واقعا نميدانم...
يك شعار رسانهاي ميگويد:
اجازه بده كاملا شفاف بگويم. من بههيچ عنوان به جنگ و مناقشات علاقهاي ندارم. اگر بتوان به هر شكلي از درگيري و جنگ خودداري كرد خيليخيلي بهتر است. در تجربيات شخصيام مشاهده كردهام كه جنگها اغلب باعث فقيرتر شدن و ضعيفتر شدن مردم ميشود. من مطلقا هيچگونه همدردي با كساني كه آغازگر جنگ هستند، ندارم. البته نه با كساني كه از خود دفاع ميكنند. اين دو بسيار متفاوت هستند، اما گزارشگري جنگ نمايانكننده بدترين و بهترين خصوصيات انساني است. در جنگ مردماني را ميبينيد كه كشور، خانه، خانواده و جان خود را از دست ميدهند اما در عين حال افرادي را نيز ميبينيد كه به خاطر دفاع از ديگران، خود را قرباني ميكنند كه اين بسيار ارزشمند است. ديپلماسي را نيز به اين دليل دوست دارم كه روابط بينالمللي ارتباط عميقي با مباحث تاريخي دارد.
به طور كلي بسياري از حكومتها و دولتها رابطه و همكاري مناسبي با خبرنگاران ندارند. واكنش عمومي شما در اين باره چيست؟
اين مساله كاملا به نوع سيستمهاي حكومتي بستگي دارد. برخي از دولتها به اين دليل با خبرنگاران به همكاري نميپردازند كه فكر ميكنند خبرنگار باعث نوعي عدم امنيت براي آنان ميشود يا اينكه ميگويند خبرنگار آشوب و جنجال به پا ميكند.
تا به حال سعي كردهايد مقامات و حكومتها را قانع به همكاري كنيد؟
اين وظيفه ما نيست. خبرنگاران و سيستمهاي اطلاعرساني هستند. نهتنها براي مردم بلكه براي حكومتها. بعضي وقتها حكومتها اطلاعاتي دارند كه مايل نيستند در اختيار مردم قرار دهند. اما مشكل بزرگتر آنجا است كه در مواردي خود حكومتها هم نميدانند چه اتفاقي در حال روي دادن است. از داخل حكومت و جامعه بخشي از اطلاعات پنهان ميماند. خبرنگاران ميتوانند توجه دولتها را به سمت آن چيزهايي كه ناديده مانده و البته مهم هستند جلب كنند. مردم و حكومتها سرگرم چيزهاي ديگري هستند و فكر ميكنند همه چيز روبهراه است اما در واقع اينگونه نيست.
چه نوع رويدادهايي براي فرانسپرس اهميت دارد؟ جنگ، ورزش، هنر يا سرگرمي؟
همهچيز. گستره وسيعي از مخاطبان، خبرهاي فرانسپرس را پيگيري ميكنند. قصد اصلي ما پوشش خبري تمامي رويدادهاي جهاني است. اخباري كه براي مردم مهم باشد. اگر خبرهايي را در دو زمينه جنگ و جام جهاني فوتبال ارسال كنيد، بر اساس ارزشهاي انساني جان مردم كه در جنگ كشته ميشوند مهمتر از فوتبال است. اما فوتبال و جام جهاني توجه تعداد بسيار زيادي از مخاطبان را به خود جلب خواهد كرد. واقعا نميتوانيم قضاوتهاي شخصي خود را در اين زمينه داخل كنيم. اما به لحاظ انساني كشته شدن مردم از فوتبال مهمتر است.
چند درصد شخصيتتان در كار خبرنگاري شما دخيل است؟ آيا اعتقادات شخصي خود را در گزارشهايتان مخلوط ميكنيد؟ آيا با خواندن يك گزارش از شما ميتوانيم به عقيده شما پي ببريم؟
به هيچ عنوان. عقايد من هيچ تاثيري در كارم ندارد.
قضاوت چطور؟ آيا يك خبرنگار ميتواند نسبت به يك رويداد قضاوت كند؟
به هيچ وجه! اين كار در حوزه مسووليتهاي من اكيدا ممنوع است. من هم مثل همه مردم اعتقادات، احساسات و تمايلات شخصي دارم اما مقولات شخصي نميتواند وارد حوزه كاري من شود. بارها شده كه با اشخاصي مصاحبه كردهام كه به شدت مخالف عقايدشان بودم اما بدون كمو كاست حرفهايشان را منعكس كردم. اجازه بدهيد به مساله جنگ بازگرديم. اين خيلي سخت است كه با ديدن صحنهها و اقدامات دردناك بتواني جلوي ابراز عقيده و احساسات خود را بگيري. بعضي وقتها از اقدامات ديگران يا جناياتي كه ميبيني به شدت عصباني ميشوي. خيلي سخت است كه جواني را ببيني كه پاي خود را از دست داده اما عاشق فوتبال است.
شما چه ارتباطي بين رسانههاي خبري و قدرتهاي سياسي و اقتصادي ميبينيد. چون مدتهاست كه اتهامزني به نهادهاي خبررساني در زمينه آلت دست بودنشان، تبديل به نوعي اپيدمي شده است. بسياري از افراد معتقدند رسانههاي ارتباط جمعي، تلويزيونهاي خبري و خبرگزاريها توسط ابرقدرتها، شركتهاي چندمليتي و صهيونيستها هدايت ميشود. اين اتهامات را چگونه پاسخ ميدهيد؟
مردم عقايد بسيار مختلف و متنوعي دارند. اين حرفها تنها مربوط به ايران نيست. بسياري فكر ميكنند كه رسانههاي خبري يك سيستم يكدست و بزرگ است كه نخهايش به جاي ديگري وصل است. اين به هيچ وجه صحيح نيست كه تنوع و تكثر رسانههاي خبري را ناديده بگيريم. بعضي وقتها اظهارات عجيب و غريبي درباره رسانهها ميشنويم مبني بر اينكه رسانهها توسط اين و آن كنترل ميشود. من خبر ندارم! برخي معتقدند كه رسانهها توسط قدرتهاي اقتصادي كنترل ميشوند. برخي ديگر ميگويند كار اسرائيل است. چرا نميگويند رسانهها از طرف ساكنان مريخ هدايت ميشوند؟! اين مثل آن است كه بگوييم تمامي رسانههاي مكتوب و غيرمكتوب در ايران توسط يك نفر هدايت ميشود. اين حرف به هيچ وجه درست نيست. ما در ايران شاهد تنوع، تكثر و عقايد مختلف هستيم. در هر موضوعي عقايد مختلفي را ميبينيم. علايق، ايدهها و سلايق مختلفي در اين كشور داريم كه بسيار مثبت است. در مورد خبرگزاري فرانسه هم حرف زياد است. خيليها معتقدند كه اين خبرگزاري متعلق به دولت است كه اين به هيچ وجه درست نيست. فرانسپرس اصلا نهادي دولتي و حكومتي نيست.
اما در اينجا عدهاي از فرانسپرس به عنوان نهاد خبررساني جمهوري فرانسه ياد ميكنند. در جايي خوانديم كه دقيقا آمده: اين عين متن يكي از خبرگزاريهاي داخلي است.
بله، اين يك بدفهمي و سوءبرداشت بسيار بزرگي است. خيلي مايل هستم ماجرايي را در اين زمينه بيان كنم. چند وقت پيش، قبل از برگزاري انتخابات رياستجمهوري فرانسه، حزب اصلي كه مجلس ملي را نيز در اختيار دارد و از رئيسجمهور هم حمايت ميكند، فرانسپرس را متهم كرد كه شما از حزب سوسياليست حمايت ميكنيد و اظهارنظرهاي حزب راستگرا را تحريف كردهايد. بعد هم گفتند كه فرانسپرس تمايلات و عقايد سوسياليستي دارد. از سوي ديگر پس از انتخابات و شكست خانم رويال از طرف حزب سوسياليست به ما حمله شد كه شما طرفدار حزب راستگراي حاكم هستيد! خيلي جالب و اميدواركننده است كه طرفداران و مقامات هر دو جناح فرانسپرس را متهم ميكردند كه از طرف ديگر حمايت ميكند.
برخي از كارشناسان و مقامات ايراني نميتوانند بپذيرند كه يك خبرگزاري بزرگ و معتبر ميتواند مستقل از حكومت باشد. شايد به اين دليل است كه در ايران به شكلي سنتي نهادهاي اصلي خبررساني در اختيار حكومت است. آنها به نوعي سخنگوي حكومت هستند.
نگران نباش! اين مساله تنها مختص ايران نيست. براي بسياري از كشورهاي ديگر هم درك اين مساله مشكل است كه فرانسپرس و ساير خبرگزاريهاي بزرگ جهاني مستقل عمل ميكنند.
در مورد بودجه فرانسپرس توضيح دهيد. منابع مالي و درآمدي آن چيست؟
در اين مورد بايد بگويم كه خيلي كمتر از50 درصد بودجه ما از طريق حق اشتراكي است كه دولت فرانسه به ما ميپردازد. يعني حدود يكسوم بودجه فرانسپرس از طريق دولت تامين ميشود. اما توجه داشته باشيد كه ما در سراسر فرانسه و جهان تعداد بسيار زيادي مشترك داريم و به همان اندازه كه به مشتركان خود در جهان پاسخگو هستيم به دولت فرانسه هم پاسخگو و خدمترسان هستيم و نه بيشتر. فرانسپرس هيچگونه امر و نهي را از طرف دولت نميپذيرد. هيچ سفارش تلفني را از مقامهاي حكومتي قبول نميكند كه مثلا بايد اينگونه يا آنگونه بنويسيد. هيچوقت چنين چيزي پيش نيامده است. برعكس مشكل فرانسپرس اين است كه سياستمداران، ديپلماتها و شركتهاي تجاري اصلا به ما مراجعه نميكنند و خبري نميدهند چون از فرانسپرس ميترسند.
كار خبرگزاريها و رسانههاي خبري مربوط به كدام حوزه فعاليتهاي انساني است؟ آيا خبررساني يك فعاليت اقتصادي و مالي است يا يك كنش فرهنگي يا سياسي؟
فكر نميكنم كه صرفا يك فعاليت اقتصادي باشد. بسياري از سازمانها و نهادهاي خبررساني وجود دارند كه واقعا زيان مالي ميدهند. برخي هم نه سود ميكنند و نه زيان. برخي از روزنامهها هستند كه اصلا براي كسب درآمد چاپ نميشوند. اگر ميخواهي پول دربياوري نبايد به سمت روزنامهنگاري بروي. اگر اولويت من پول درآوردن بود بايد به سراغ كاري كاملا متفاوت ميرفتم. يك ستاره تلويزيوني يا يك مجري معروف شبكههاي آمريكايي حسابي پول درميآورد اما در زمينه خبرنگاري اينگونه نيست. تو خبرنگار ميشوي چون به تهيه خبر و گزارش رويدادها علاقهمندي.
قاره آسيا را چگونه ميبينيد؟
آسيا يكي از مهمترين نقاط جهان است. ظهور قدرتهاي اقتصادي از جمله چين، هند و ببرهاي اقتصادي خاور براي خبرنگاران بسيار جالبتوجه است. اما در عين حال آسيا همواره شاهد ناآراميهايي كوچك و بزرگ نيز هست و مدتها است كه تبديل به يك حوزه بحراني و جنگي شده. اما در همين حوزه بحراني رويدادها و بازيگران جديدي نيز ظهور كردهاند مثل دبي. سيزده، چهارده سال پيش دبي در متن خبرها وجود خارجي نداشت اما حالا همه چيز تغيير كرده است.
وضعيت خبررساني در ايران را چگونه ميبينيد؟ توصيه يا انتقادي به مطبوعات ايران داريد؟
من در موقعيتي نيستم كه بتوانم انتقادي كنم. چون فعاليتهاي خبرنگاران در نوع خاصي از سيستم صورت ميپذيرد كه با ساير نقاط جهان متفاوت است. سخت است كه قضاوت كنم. فكر ميكنم خبرنگاران ايراني تا آخرين حد توانايي شان در حال كار هستند. از چگونگي كارشان مطلع هستم و ارتباطهايي با آنان دارم. ميدانم چگونه و در چه شرايطي به خبررساني ميپردازند. براي فرانسپرس كار روزنامهنگاران ايراني بسيار ارزشمند است. اما يك توصيه دارم كه فكر ميكنم به نفع آنان خواهد بود. به نفع روزنامهنگاران است كه بدانند ديگران درباره ايران و آنچه در مطبوعات ايران ميگذرد چه فكر ميكنند. به نفع آنان خواهد بود كه تماس و اقدامات دوجانبه خود را با سازمانهاي خبررساني بينالمللي زيادتر كنند و بدانند كه ديگران چه ميكنند. حرف من بدان معني نيست كه ديگران بهترين هستند و ايرانيان ضعيف. اما اين روابط و تماسها باعث ميشود كه روزنامهنگاران ايراني با مسائل و موارد ديگري هم مواجه شوند و چيزهاي زيادتري ياد بگيرند. به خصوص تاكيد ميكنم در حوزه احساس شخصي من اين است كه به نفع خبرنگاران جوان مطبوعات خواهد بود كه نگاهي به خبرنگاري جهاني داشته باشند. تكنيكهاي گزارشگري و خبررساني را مورد بررسي قرار دهند و به شكل كاملا فني به چگونگي جمعآوري اطلاعات، پردازش خبر و ارائه آن در جهان توجه كنند. اولويتها و اهميتهاي يك رويداد را مورد نظر داشته باشند و اينكه چه چيز بايد در ابتداي يك گزارش قرار گيرد، تشريح رويداد در يك گزارش خبري چگونه است.
و كلام پاياني...
مايلم به طور كاملا واضح اعلام كنم كه ما به عنوان خبرنگاران فرانسپرس در تلاش هستيم. ميگويم و اين بدان معني است كه ما كامل نيستيم. من به عنوان يك خبرنگار مثل ماشين عمل نميكنم. فرانسپرس نيز ماشين نيست. اما با مردم و رويدادهاي ايران در ارتباط هستيم. تمام تلاش خود را ميكنيم كه گزارشاتي دقيق، صحيح و سريع از ايران تهيه و ارسال كنيم. سريعتر از هر خبرگزاري ديگري. فرانسپرس تنها به يك موضوع نميپردازد و تكبعدي نگاه نميكند و با تمام توان تلاش ميكند كه جهان را از واقعيتهاي ايران آگاه سازد.
اميدوارم كه بتوانيم كار خود را گستردهتر كرده و پنجره جديدي را از آنچه در ايران روي ميدهد براي جهان باز كنيم. حال به هر طريق كه بتوانيم چه به وسيله اخبار نوشتاري و عكس و چه به طريق گزارشات ويدئويي. ما توليد گزارشات ويدئويي خود را آغاز كرديم. گزارشاتي كه الزاما به مسائل حاد سياسي نميپردازد. فرانسپرس سه سال است كه بخش خدمات ويدئويي خود را در جهان راهاندازي كرده و هدف ما نيز اين خواهد بود كه چهرهاي ديگر از ايران به نمايش بگذاريم. چهرهاي غيرسياسي. نمايي از زندگي و سبك زيست مردم ايران. سرگرميها، فرهنگآداب و رسوم. رويدادهاي حوزه موسيقي. اوقات فراغت. در حقيقت فرهنگ عامه مردم ايران.
اين چشماندازي است كه مردم ايران بهشدت بدان نياز دارند تا از حجم و تاثير خبرهاي منفي سياسي تا حدودي كاسته شود.
كاملا موافق هستم. سعي خواهيم كرد، اما همه چيز بستگي به توانايي ما در زمينه موضوعاتي دارد كه در اختيارمان قرار خواهد گرفت. متشكرم.
انتهاي خبر // روزنا - وب سايت اطلاع رساني اعتماد ملي//www.roozna.com
------------
------------
چهارشنبه 1 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
21 مه 2008 – در گفتوگويي با پيير سلريه، مدير دفتر خبرگزاري فرانسه درتهران بررسي شد؛خبررساني جهاني و چالشهاي هزاره سوم - مصاحبه و ترجمه: عليرضا ...
ايستگاه جامعه در نشست بررسي طرح ازدياد دفاتر اسناد رسمي مطرح شد قانون دفاتر اسناد ... ثانيا حتي همين متروكيت يا مخالفت عرف با ماده 5 قانون دفاتر اسناد رسمي هم در ايران حادث .... در گفتوگويي با پيير سلريه، مدير دفتر خبرگزاري فرانسه درتهران بررسي شد؛خبررساني جهاني و چالشهاي هزاره سوم - مصاحبه و ترجمه: عليرضا اميرحاجبي ...
21 مه 2008 – در گفتوگويي با پيير سلريه، مدير دفتر خبرگزاري فرانسه درتهران بررسي شد؛خبررساني جهاني و چالشهاي هزاره سوم - مصاحبه و ترجمه: عليرضا ...
-