تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 8 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام علی (ع):هر كس زياد شوخى كند، نادان شمرده مى شود.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

ضد لک اکسیس وای

طراحی سایت در مشهد

کنسرت حامیم کیش

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1872113570




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

حسن احمدی در گفت‌وگوی مشروح با فارس برخی از نویسنده‌ها خوب نمی‌نویسند، اما گاهی خوب مطرح می‌شوند


واضح آرشیو وب فارسی:فارس: حسن احمدی در گفت‌وگوی مشروح با فارس
برخی از نویسنده‌ها خوب نمی‌نویسند، اما گاهی خوب مطرح می‌شوند
یک نویسنده گفت: خیلی‌ها خوب نمی‌نویسند. اما گاهی خوب مطرح می‌شوند!! شاید به دلیل رفتارها و گفتارهایشان است. اینها حتی در خیلی از مکان‌ها و مراکز نقش داوری هم دارند. در باره آثار خیلی‌های دیگر هم تصمیم می‌گیرند و رأی بر عدم چاپ آنها می‌دهند!

خبرگزاری فارس: برخی از نویسنده‌ها خوب نمی‌نویسند، اما گاهی خوب مطرح می‌شوند



خبرگزاری فارس، رقیه عزیزی شیرکوهی؛ یکی از نویسندگان پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان، «حسن احمدی» نام دارد که تاکنون آثاری زیادی را برای مخاطبان این گروه سنی به نگارش درآورده و یکی از نویسندگان خوب پروژه «رمان نوجوان امروز» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به شمار می‌رود. حسن احمدی داستان‌نویس، شاعر و کارگردان درسال 1338 در میانه به دنیا آمد. وی دوره‌های ابتدایی و راهنمایی را در مدارس محله‌های نازی‌آباد و امام‌زاده حسن و دوره متوسطه را در دبیرستان نصیری تهران به پایان رساند و در سال 1358 در رشته تجربی دیپلم گرفت. از نخستین سال‌های فعالیت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به همکاری با واحد ادبیات آن پرداخت که تا سال 1366 ادامه یافت. چندی نیز مسئولیت واحد فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی را برعهده داشت. در سال 1365 با هفته‌نامه «سروش» آغاز به همکاری کرد و تا سال 1373 سمت مسئول بخش داستان‌نویسی آن مجله را داشت. پس از تأسیس ماهنامه سروش نوجوان در آن نشریه و هم‌زمان در سازمان صدا و سیما در گروه کودک و نوجوان شبکه‌های اول، دوم به عنوان تهیه‌کننده برنامه به کار پرداخت. در سال 1373 سردبیر ماهنامه «باران» شد که هم‌اکنون نیز در این سمت فعالیت فرهنگی دارد. این نشریه ویژه نوجوانان وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه و مطالب آن در موضوعات دینی، ادبی و هنری است. احمدی از سال 1376 تا 1377 سردبیری دو هفته‌نامه احسان را نیز به عهده داشت که چهارده شماره آن منتشر شده است. وی در کنار این مشاغل به تحصیل در دانشکده صدا و سیما پرداخت و در سال 1379 در رشته کارگردانی از آن دانشکده فارغ‌التحصیل شد. عمده شهرت احمدی در داستان‌نویسی برای نوجوانان به ‌ویژه در موضوعات مربوط به جنگ است. از جمله آثاری که از این نویسنده تاکنون منتشر شده است می‌توان به رمان «مثل یک بازی»، «باران که می‌بارید»، «پاییز گرم»، «کودک عجیب»، «افسانه دانی و مانی»، «تک درخت سیب»، «بوی خوش سیب»، «این تحمیل شده ها»، «آیینه سرخ»، «به خاطر پرنده‌ها»، «یک پروانه هزار پروانه» و «بزرگ مردان کوچک»، اشاره کرد. در این راسنا به سراغ «حسن احمدی» رفته و درباره وضعیت ادبیات کودک و نوجوان در کشور و دلایل افزایش آثار ترجمه و جایگزینی سبک زندگی غربی بر سبک زندگی اسلامی _ ایرانی به گفت‌وگو نشستیم که در ذیل آن را می‌خوانید: * توجه اهالی قلم به فرهنگ بومی‌ خود، قطعاً به پرباری و  غنای ادبیات کشور خواهد افزود  آقای احمدی وضعیت ادبیات کودک و نوجوان کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ادبیات کودک و نوجوان ما امروز در کشورمان جایگاه خوبی دارد. تنوع زیادی در رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایی که چاپ و منتشر می‌شوند، وجود دارد. دلیل آن هم متفاوت نوشتن نویسنده‌ها و خود اهالی قلم است که امروزه تعدادشان مثل گذشته انگشت شمار نیست. در این راستا باید گفت که امروزه نه تنها در تهران نویسنده‌های خوب و توانایی داریم بلکه در شهرهای مختلف هم این نویسنده‌ها حضور پررنگی در عرصه نوشتن دارند. این نویسنده‌ها اگر در آثارشان به فرهنگ استان‌ها و شهرها و روستاهای خودشان بپردازند، حتماً ادبیاتی پربار و غنی‌تر خواهیم داشت. در دو سال گذشته حرکت خوبی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شکل گرفته بود که اگر ادامه پیدا کند در سال‌های بعد شاهد رشد و شکوفایی زیادی در این زمینه خواهیم بود و این نوع از ادبیات جایگاه خودش را در میان متون ادبی و هنری مختلف پیدا خواهد کرد. البته اگر وضعیت معشیتی نویسنده‌ها خوب باشد، دغدغه نان روز را نداشته باشند، و این کار به عنوان شغل محسوب شود، در آن صورت این نخواهد بود که هست.  

  * تأثیر چند شغله بودن اهالی قلم در عدم بهبود وضعیت ادبیات کشور در حال حاضر اغلب نویسنده‌ها چند شغله هستند، دغدغه‌های زندگی و کارهای دیگرشان همیشه مانع بزرگی در راه برداشتن گام‌های بلند در این زمینه است. اگر یک نویسنده کارش فقط خواندن و نوشتن باشد، درجا نمی‌زند، و اگر درجا نزند پیشرفت خوبی در وضعیت ادبیات حاصل خواهد شد که در آن صورت می‌توانیم به آثار نویسنده‌ها و حضور و وجودشان افتخار کنیم. ما پیشینه ادبی بسیار بالا و والایی داریم که کمتر کشوری دارای چنین پیشینه و پشتوانه‌هایی است. البته در زمینه داستان و رمان، به خصوص ادبیات کودک و نوجوان کشورمان عمر زیادی را پشت سر نگذاشته است، به نوعی می‌توان گفت، کودکی است که خیلی از سال‌های تولدش نمی‌گذرد، و با این سن نه چندان زیاد، اوضاع و احوال خوبی پیدا کرده است که اگر ادامه بدهد، بزرگتر خواهد شد و پیشرفت‌های خوبی نیز حاصل می‌شود. * خودسانسوری و ناتوانی در تکنیک، باعث جذب مخاطب به ادبیات بیگانه  شده است آقای احمدی تعداد آثار ترجمه رو به افزایش است دلیل آن را در چه چیزی ارزیابی می‌کنید؟ در بسیاری از نوشته‌های ما جاذبه‌هایی که مخاطب امروز، به خصوص نسل نوجوان و جوان به دنبال آن است، وجود ندارد. حتی در بسیاری از نوشته‌های امروز، ما با نوعی خودسانسوری مواجه می‌شویم و گاهی ناتوانی در تکنیک، انتخاب قالب و زاویه دید نامناسب، کارها را به سمتی می‌برد که نه تنها کمکی به داستان‌ها نمی‌کند، بلکه لطمه هم می‌زند. شاید این یکی از دلایل رویکرد به ادبیات بیگانه است. ترجمه‌هایی که گاهی واقعاً هیچ ندارند، شما می‌خوانید و ارتباط برقرار نمی‌کنید. اگر ما داستان را خوب بشناسیم در نوشتن و پرداخت کارها مهارت خوبی پیدا کنیم، به همه آن خواسته‌های نسل کنونی خواهیم رسید. البته این نوع درخواست‌ها فقط برای یک دوره زمانی خاص نیست بلکه برای همه دوران‌ها است. در همه دوران‌ها آدم‌ها با عشق سر و کار دارند. همه خواننده‌ها، به خصوص قشر جوان داستان‌هایی با این مضامین را دوست دارند و بیشتر درگیر ادامه داستان می‌شوند. * یکی از دلایل استقبال آثار زیرزمینی، راضی نگه‌داشتن مخاطب توسط نویسنده است  ما اگر بلد باشیم بنویسیم، خواننده‌مان جذب کار خواهد شد، در اینجا این سوال مطرح است که چرا کتاب‌های زیرزمینی بیشتر طالب دارند؟ چون عده ای را راضی نگه می‌دارند. خیلی از آنها واقعا چرند هستند. این که دختری چهارده ساله عاشق مردی پنجاه ساله می‌شود و توصیف‌های آنچنانی رنگ و لعاب کار را بیشتر می‌کند، این برای خواننده کارهایی از این دست کشش و جذابیت‌های خاص را ایجاد می‌کند. اما آثار رمان‌نویس‌های هنری نویس که پرمحتوا و ماندگار هم هستند این گونه کاربرد ندارند. آنها اگر به ماجرایی عاشقانه می‌پردازند، ممکن است با ترس و لرز کار کنند. این یعنی لطمه. یعنی از دست دادن خواننده، یعنی شکست. اما این شکست نیست. این روی آوردن به سمت و سوی آثار پاک است. *  برخی از آثار ترجمه، فاقد محتوای خوب و ارزشی است اگر فوت و فن و ابزارهای کار دستمان باشد، نه تنها پرکشش‌ترین کارها را می‌توانیم خلق کنیم، در این صورت رونق بازار ترجمه هم کساد خواهد شد. درست است! تعداد کارهای ترجمه کمتر از تألیف نیست. ای کاش ترجمه‌های خوب داشتیم. این سخت نیست! اگر کسی زبان بداند، پس کار ترجمه هم می‌تواند انجام بدهد. خواننده عامه‌پسند هم به دنبال ترجمه اصولی با رعایت همه جوانب داستانی کار نیست. او می‌خواند و پیش می‌رود. متأسفانه کارهای کاملاً ارزشی که باید شاهد آنها باشیم خیلی نیستند. چراکه مترجمان حرفه‌ای کار بلد هم یا ساده انگار شدن، یا خیلی نمی‌گردند کارهایی را ترجمه کنند که کارهای ماندگاری باشند. از طرفی مگر نویسنده‌های امروز دنیا چه از نویسنده‌های امروز خودمان بیشتر دارند که بگوییم فلان مترجم شاهکاری را ترجمه و عرضه بازار نشر کرده است. * ماندگاری کارهای سفارشی بسیار اندک است به نظر شما چگونه می‌توان نویسندگان را به تولید آثار فاخر و ارزشمند تشویق کنیم؟ یا مسئولیت مسئولان فرهنگی در این راستا چیست؟ در مطالب فوق نیز به این مهم اشاره کردم که بسیاری از نویسندگان دغدغه نان دارند و اگر کاری را مرتکب بشوند، باید جایی برای ارائه آن وجود داشته باشد. خیلی از انتشاراتی‌ها هم آدم‌هایشان مشخص هستند که چه چیزهایی را با چه دیدگاهی چاپ کنند. این، یعنی بستن دست و پای نویسنده برای ارائه اثری که خودش می‌خواهد خلق کند. شاید ما خیلی نتوانیم نویسنده‌ای را وادار به کاری کنیم و یا با تشویق ما به سمت و سویی بروند که ما فکر می‌کنیم در آن صورت آثارشان فاخر خواهد بود. اگر نویسنده‌ای ایده و سوژه و فکر خوبی برای نوشتن کار جدید نداشته باشد، خیلی سخت خواهد بود که او را برای نوشتن، تشویق و ترغیب کرد. کارهای کوششی خیلی ماندگار نمی‌شوند. کار باید مایه خوبی برای تولید داشته باشد. باید نویسنده وقتی کارش را شروع می‌کند، به خواننده و ماندگاری اثر و برخوردهای دیگران با آن کار فکر کند. این که شروع کند به بافتن کاری که ممکن است حجم زیادی داشته باشد، در حوصله خواننده نوجوان امروز نیست. نوجوان امروز با ابزار و آلات پیشرفته روز آشنا است. نویسنده باید خوراکی را برای خوانندگانش تدارک ببینید که کاملاً متفاوت باشد. وقتی این اتفاق افتاد خواننده پا‌به‌پای او خواهد آمد. * حمایت‌ متولیان فرهنگی از اهالی قلم، به خلق آثار ماندگار خواهد انجامید امروزه گاهی به دلیل آثار فاقد جذابیت و کم کشش و گاهی گل و بلبل‌هایی که چاپ و توزیع می‌شود، متأسفانه مخاطب رغبتی به خواندن آثار پیدا نمی‌کند. بنابراین با چوب و چماق هم نمی‌شود او را با داستان سرد و بی روح و بی نمک تا آخر کشاند و چون بعضی از نویسنده‌ها متأسفانه این گونه می‌نویسند، آثار فاخری خلق نخواهند کرد. اگر بتوانیم دغدغه‌ها، فشار، استرس‌های روحی و روانی را از روی دوش اهالی قلم برداریم، بزرگترین لطف و خدمت را کرده‌ایم. نوشتن واقعاً آرامش، آسودگی خیال، جایی خلوت و آرام می‌خواهد. اگر ارگانی و یا مسئولی به این دغدغه‌ها فکر کند، راه را برای خیلی چیزها هموار خواهد کرد. البته فکر و تکنیک و محتوا باید از آن خود نویسنده باشد، او باید بدون فرمایش بنویسد. اگر حمایت می‌شود، این حمایت‌ها مبادا لطمه‌های روانی بدی به روح لطیف و روحیه حساس و قلب رئوف او بزند. اگر این‌ها کمی به نتیجه برسد بزرگترین تشویق و ترغیب اتفاق خواهد افتاد و ما شاهد آثاری ماندگار و فاخر خواهیم بود و بودن مکان‌هایی که علاقمند به چاپ آثار باشند و توزیع مناسب و خرید تیراژی از کتاب‌ها برای کتابخانه‌های سراسر کشور که زیر نظر ارشاد فعالیت می‌کنند و خرید تیراژی توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کانون برای صدها کتابخانه‌هایش در کل کشور و همین طور نقش آموزش و پرورش برای ورود این کتاب‌ها به کتابخانه‌های مدارس، تیراژ کتاب‌ها را به صدها هزار نسخه می‌رسانند و این حرکت‌ها و گام‌ها در تولید آثار و تشویق نویسنده‌ها بسیار راهگشا خواهد بود. * تأثیر کپی‌برداری از نوشته‌های غربی، در کمرنگ شدن سبک زندگی اسلامی در آثار  نویسندگان ایرانی  آقای احمدی سبک زندگی غربی به وفور در آثار برخی از نویسندگان مشاهده می‌شود، دلیل آن را شما در چه چیزی مشاهده می‌کنید؟ این روزها وجود دستگاه‌های پیشرفته رسانه‌ای و دسترسی آسان و ساده به تکنولوژی و فناوری روز، ارتباط انسان‌ها را در همه نقطه دنیا به هم نزدیک کرده است، حتی در دور افتاده‌ترین روستاها هم که می‌روید به دلیل ارتباط بین‌المللی و دیدن برنامه‌های گوناگون از شبکه‌های بسیار فراوان، آدم‌ها را حتی در پوشیدن لباس‌ها و اصلاح ظاهری هم خیلی به هم نزدیک کرده است. پس طبیعی است که خیلی چیزها شبیه هم و کپی‌برداری از دست همدیگر باشد و شاید بیشتر به همین دلیل است که در آثار نویسنده‌های زیادی سبک زندگی اسلامی _ ایرانی خیلی کم دیده می شود. * بی‌توجهی مترجمان ادبیات کودک و نوجوان به فرهنگ غنی ایرانی در ترجمه آثار این وضعیت ممکن است خواسته و در بعضی موارد ناخواسته اتفاق بیفتد. متأسفانه ما روزبه‌روز از خودمان و فرهنگ‌مان دور می‌شویم و چون آدم‌های ساده‌بین و گاهی ساده‌نگر هستیم، فراموش می‌کنیم که فرهنگی غنی داشتیم و داریم و شیوه زندگی ما متفاوت از خیلی کشورهای دنیا بوده و هست. از سویی دیگر بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر به سمت و سوی دیگران حرکت کنیم، شاید ایجاد جاذبه کنیم در حالی که در دراز مدت دچار آسیب در فرهنگ خودمان خواهیم شد. متأسفانه بعضی از مترجمان ادبیات کودک و نوجوان هم توجهی به این مسائل ندارند و ناخواسته به آن دامن می‌زنند. * علاوه بر کتاب، برخی از انیمیشن‌های ایرانی نیز مشابه تولیدات و فرهنگ غربی است چگونه می‌توان سبک زندگی اسلامی _ ایرانی را در آثار کودکان و نوجوانان اشاعه داد؟ اگر به فرهنگ‌مان پشت پا نزنیم، اگر همیشه به این فکر کنیم که ما دارای تمدن بسیار بزرگی بودیم و هستیم و باید از این میراث کهن مراقبت کنیم، حتماً در کارهایمان ردپای عظیم سبک زندگی اسلامی _ ایرانی را خواهیم دید. من گاهی به دلیل موقعیت کاری‌ام با فیلم‌های زیادی مواجه می‌شوم که در دفاتر مختلف تولید انیمیشن در حال تولید است. متأسفانه هر چه هم بیان و یادآوری می‌شود که کارهای ما باید به گونه‌ای باشد که هر جای دنیا دیده می‌شود، بگویند این کار تولید ایران است، بی‌نتیجه است. * لزوم پرهیز نویسندگان ایرانی از کپی‌برداری و الگوبرداری از سبک زندگی غربی متأسفانه حتی از یک المان هم در این کارها دریغ می‌شود! و اگر چنین ادامه پیدا کند، نیازی به تولید کارهایی از این دست نداریم. کارهایی که کاملاً مشابه تولیدات غربی است و می‌توانیم کارهای تولید شده آنها را با قیمتی بسیار پایین‌تر از آن چه در ایران تولید می‌شود، بخریم و در شبکه‌های تلویزیونی‌مان نشان دهیم. اما اگر حواسمان جمع باشد، اگر دغدغه فرهنگ و تمدن خودمان را داشته باشیم، حتماً به گونه‌ای می‌توانیم با برنامه پیش برویم که در تک‌تک آثارمان ردپای سبک زندگی ایرانی کاملاً پیدا باشد. زندگی‌ای که سالم است، زیباست، تمیز است و رنگ و بوی آرامش و آسایش دارد. فکر نمی‌کنم کسی زندگی در خانه‌ای با آجرهای بهمنی و سرخ را در یک ساختمان حیاط‌دار زیبا را ترجیح بدهد به زندگی در خانه‌هایی با ابعاد کم و برج‌های سر به فلک کشیده. خانه‌های ما پنجره‌های زیبایی داشتند، حیاط‌هایی با انواع درخت‌ها و حوض هایی در وسط حیاط ها! متأسفانه هجوم به شهرها و ازدیاد جمعیت و گرانی زمین و خانه خیلی چیزها را بد کرده است. اگر داستان‌های آثارمان در این نوع فضا و مکان‌ها اتفاق اتفاق بیفتند که ساخته و پرداخته ذهن نویسنده‌ای با تفکر اسلامی _ ایرانی باشد، هم تماشایی خواهد بود و هم قابل ارائه به جهان. در این صورت جهانی خواهیم شد، که امروز دنیا در حال رفتن به سمت آن است. امروز که نه از سالیان درازی این حرکت‌ها آغاز شده است و ما باید پابه‌پای دنیا پیش برویم. عیب ندارد، بگذارید از سر اجبار در خانه‌های قوطی کبریتی و برج‌های بلند زندگی بکنیم اما آثارمان مدام در گوش‌هایمان زمزمه کنند این زندگی بهتر است. تو به دنبال آن باش. تو در تصوراتت آن را تخیل کن. ما باید از نوشتن به شیوه دیگران و الگوبرداری از سبک نوشتن نویسنده‌های غیر ایرانی پرهیز کنیم. باید خودمان باشیم و به دغدغه‌ها و فرهنگ خاص خودمان فکر کنیم. اگر بخواهیم می‌توانیم و مؤفق هم خواهیم شد. * عدم آشنایی برخی از نویسندگان کودک به نیازهای مخاطبان خود آیا آثاری که هم‌اکنون برای گروه سنی کودک و نوجوان منتشر می‌شود، می‌تواند جوابگوی نیاز این گروه سنی باشد هم در بخش ترجمه و هم تألیف؟ باید دید نیاز را چه معنا می‌کنیم. اگر بگوییم نویسنده‌ها می‌نویسند که عده‌ای را از خودشان راضی نگه دارند، باید بگویم خیلی‌ها حتی در این نوشتن و ارائه کارها هم مؤفق نیستند چراکه خیلی از نویسنده‌ها مخاطبان خود را نمی‌شناسند. چیزهایی را می‌نویسند که خودشان می‌خواهند. خیلی کم اتفاق می‌افتد که با مخاطبان آثارشان دور هم جمع شوند و کارهایشان با حضور آنها نقد و بررسی شود. بچه‌ها بیایند و صادقانه بگویند آقا و خانم نویسنده خیلی بیراهه می‌روید. این راه مناسب نیست. این راه مسیر آینده مرا هموار نمی‌کند. این قلم پرت است و من هرگز خواستار آن نیستم. * برخی از نویسنده‌ها خوب نمی‌نویسند، اما گاهی خوب مطرح می‌شوند!! در اینجا این سوال مطرح است که چه تعداد از نویسنده‌های ما در کارهایشان تصویری می‌نویسند؟ چقدر از این کارها به شکلی است که خواننده واقعاً نگران احوالات شخصیت‌های رمان و یا داستان‌ها می‌شوند. کتاب را زمین نمی‌گذارند تا آن را تمام کنند و در پایان کار نفس راحتی بکشند و بگویند پس این طور بوده است؟ پس به این جا رسید. پس قهرمانی را من در این کتاب و داستان کشف کردم که همیشه نگرانش هستم مبادا گوسفندی گله‌اش را در سرزمینی که من در آن بودم، خورده باشد!... خیلی‌ها خوب نمی‌نویسند. اما گاهی خوب مطرح می‌شوند!! شاید به دلیل رفتارها و گفتارهایشان است. اینها حتی در خیلی از مکان‌ها و مراکز نقش داوری هم دارند. در باره آثار خیلی‌های دیگر هم تصمیم می‌گیرند و رأی بر عدم چاپ آنها می‌دهند! چرا؟ چون به شکلی مطرح شده و رفتار کرده‌اند که اگر واقعاً اندیشه کنیم می‌بینیم بازیگران بسیار قهاری هستند... و انصافاً نوشته‌هایشان را صادقانه و بدون غرض اگر نقد کنند، خواهیم دید که حق بسیار ی را در چند نفر خلاصه کرده‌اند و آن چند نفر در تاخت و تاز میدان مؤفق هستند، که نیستند! آثار باید خودشان را به خواننده تحمیل کنند، نه تحمیل شوند که روزی این تحمیل‌ها برملا می‌شود و می بینیم ما می‌نویسم اما نمی‌دانیم که جواب خواهیم گرفت یا نه. آن روز ممکن است دریابیم که با نوشته‌های نه چندان مطرحمان هم مخاطبان را ناراضی کرده‌ایم هم خودمان را گول زده‌ایم که برای فهمیدن دیگر بسیار دیر شده است!... و اما نویسنده‌های ما داستان به معنای واقعی نمی‌نویسند. باید چنان بنویسند که در صفحه صفحه نوشته‌هایشان تکان و تلنگری به خواننده بزنند. او را هم نگران خودشان کنند و هم نگران احوالات کسانی که درباره آنها داستان نوشته‌اند. فصل به فصل گره در داستان‌ها ایجاد کنند. در لحظه پردازی‌هایشان حس‌هایشان را چنان القا کنند که گاهی نفس خواننده را به طپش بیندازند. * برخی از نویسنده‌های کودک هنوز در تکنیک و نوآوری‌ ضعیف هستند متأسفانه خیلی از نویسنده‌ها هنوز به این نکات نرسیده‌اند. هنوز در تکنیک و پرداخت و نوآوری‌ها ضعیف هستند به همین منظور آدم ضعیف نمی‌تواند کارهایش را به حد مطلوب برساند. آثار نویسنده‌های ما هم در تألیف و هم در ترجمه هنوز نتوانسته است پاسخگوی خوبی برای مخاطبان خودشان باشد.  

  * لزوم خودداری از ترجمه کتاب‌هایی که به داشته‌ها و فرهنگ ما صدمه می‌زند آیا شما به بومی‌سازی آثار ترجمه اعتقاد  و تأکید دارید؟ این بستگی به نوع اثر دارد. اگر کار به شکلی باشد که لطمه به اصل آن نزند و با فرهنگ ما سازگار باشد، ایرادی ندارد. اما اگر بخواهیم تحمیل کنیم و به اصرار این کار اتفاق بیفتد، به نظرم قابل توجه نخواهد شد. خیلی از نگاه‌ها در سطح دنیا به زندگی و آدم‌ها به هم شبیه هستند، ما می‌توانیم همان گونه که در اثر آمده است آن را ترجمه کنیم. مگر به ضرورت و برای اینکه آن را حتی بهتر از اثر نوشته شده نشان دهیم. به هر حال باید به اصل اثر وفادار ماند و اگر به گونه ای است که به داشته‌ها و فرهنگ ما صدمه می‌زند، بهتر است مترجم از خیر رفتن به سمت آن خودداری کند. * حاکم شدن نگاه‌های سطحی در آثار دینی کودک و نوجوان آقای احمدی به نظر شما چرا نویسندگان کودک و نوجوان کمتر به نگارش کتاب‌های دینی و فلسفی برای این گروه سنی می‌پردازند (چراکه تنها آثار دینی ما به چندین کتاب درباره معصومین (ع) خلاصه شده است)؟ اگر این اتفاق می‌افتد ممکن است گاهی از سر ترس باشد؛ ترس از سر این که اثری ضعیف و یا تکراری خلق کنند. نوشتن کار تکراری هیچ لطف و جذابیتی ندارد. کسی را راضی نمی‌کند. تعداد کارهای نوشته شده در این خصوص برخلاف گفته شما کم نیست که بیشتر هم است. اما کارهایی هستند که متأسفانه در آنها نگاه‌های سطحی حاکم است. یعنی قلم‌ها توانمند نیستند به گونه‌ای دیگر یک فرد وقتی در خود این توانایی را دیده که می‌تواند قلم به دست بگیرد و بنویسد به سراغ این نوع از نوشته‌ها رفته است. گاهی این یعنی ساده نگاه کردن و سطحی دیدن، و خواننده را سطحی بار آوردن. اغلب همه چیز در خیلی از آنها تکرار شده است. حتی مسائلی که خیلی از آنها در اصل صحیح نبوده‌اند و براساس نقل قول‌ها و شنیده منتقل شده‌اند و نویسنده‌ای یا اهل هر نوع قلمی آنها را قلمی کرده است و متأسفانه به جای کمک و بهتر شدن آثار و ماندگار شدن آنها بیشتر ضربه زده‌اند و بسیاری از خواننده‌های امروزی را فراری داده‌اند. اگر نگاه‌ها درست می‌بود، اگر زاویه دید انتخابی صحیح می‌بود، می‌توانست تأثیرگذار باشد. اما برعکس تأثیر گذاشته‌اند! به همین دلیل است شاید امروز خیلی‌ها به سراغ کارهای دینی و مذهبی نمی‌رود. خیلی از مواقع هم از سر عدم اطلاعات کامل و کافی است و عدم توانایی نویسنده‌ها و نداشتن سواد لازم در این موارد است، چراکه اگر کسی امروز بخواهد در این زمینه‌ها بنویسد باید همه آثار قبلی درباره آن چه را که می‌خواهد بنویسد، خوانده باشد و بیراهه نرود. * نوجوان و جوان امروز از شعار و مستقیم‌گویی نویسندگان، گریزان است نسل امروز از شعار و مستقیم‌گویی گریزان است. دوست ندارد در حال خواندن اثری نصیحت و شعار بشنود. دوست دارد خیلی سریع به آن چه که می‌خواهد، دست یافته و برسد. از خواندن اثر لذت ببرد. ابعاد جدیدی را کشف کند. راه تازه‌ای را برود که تا امروز نرفته است. نویسنده‌های ما باید با این شیوه‌ها و چگونگی بیان درست و منطقی و تازه آشنا باشند. بتوانند در این ازدهام و هجوم همه چیز، ماهواره‌ها، اینترنت، رسانه‌های گوناگون حرفی بزنند که خواهان دارد. * قلم‌ نویسندگان ادبیات دینی باید دارای قدرت و قوت باشد درباره فلسفه باید گفت که اتفاقاً الان گاهی در جاهای مختلف بحث‌ها و نشست‌هایی اتفاق می‌افتد که در آن جاها هم همین سوال‌ها مطرح می‌شود. خیلی‌ها حکم می‌دهند که باید به سراغ فلسفه برای مخاطبان کودک و نوجوان برویم. اما چگونه ؟ آیا خود این گوینده‌ها مواد لازم و پخته این مسیر را دارند؟ آیا صرف گفتن می‌توان نتیجه گرفت؟ نباید اول خیلی‌ها خود بخوانند و بدانند و بگردند و خون دل بخورند و بعد بیایند و قدم‌هایی را بردارند که راه را اشتباه نروند؟! قلم‌هایی را به نوشتن وادارند که از فلسفه به قول آن عزیز بزرگوار فاو و لام را می‌دانند! پس اگر در این باره نوشته نمی‌شود و یا خیلی کم آثاری وجود دارد عیب و مشکل جای دیگری است. راه دیگری را می‌طلبد. اگر قرار است نویسنده‌ای درباره معصومین و ائمه اطهار (ع) بنویسد، نیازی نیست حتماً به کل زندگی این انسان‌های پاک خدا برود، گاهی پرداختن به برشی از زندگی و یا حتی جا انداختن و معرفی و ارائه شکل زیبایی از یک واقعه دینی و تاریخی کافی است. اما قلم‌ها باید جادو بکنند. باید قدرت و قوت داشته باشند. گاهی ممکن است قلم یک نویسنده توانمند، فقط چند خط مسئله‌ای را چنان طرح کند که نویسنده دیگری در چهارصد صفحه هم از عهده انجام آن رسالت برنیاید. فراموش نکنیم اگر کاری پاک باشد، به مطالب و سوژه‌هایی بپردازد که مفاهیم درست و تأثیرگذاری از آنها برداشت شود این هم می‌تواند در ردیف کارهای دینی باشد. کار دینی فقط از دین، نماز، قرآن و ائمه (ع) گفتن نیست و خوشبختانه نویسنده‌های ما پاک‌ترین قلم‌ها را دارند و این در آثار موجود و کارهای سالیان دور و دراز نویسنده‌ها وجود دارد. * تولیدکنندگان برنامه‌های کودک باید به سمت و سوی فرهنگ و داشته‌های ایرانی روی بیاورند آیا مؤسسه‌های مختلف نظیر مؤسسه صبا به ساخت انیمیشن برای کودکان و نوجوانان مطابق با سبک زندگی اسلامی _ ایرانی کارهای مستمر و تأثیرگذاری ساخته و یا خواهد ساخت؟ آیا از بودجه کافی در این امر برخوردار هستیم؟ ناگفته نماند مطالبی که بنده در پاسخ به این پرسش‌‌ها گفتم به عنوان یک نویسنده مطرح شده است نه کسی که در جایی کار می‌کند که مثلاً در آن جا محصولی برای مخاطبان کودک و نوجوان تولید می‌شود. من کارهای خودم را با کارهایی که در جاهایی ممکن است بر روی دوشم باشد، قاطی نمی‌کنم. در جواب این سوال هم باید بگویم از مدت‌ها پیش درباره ساخت برنامه‌هایی در خصوص سبک زندگی اسلامی _ ایرانی و دغدغه‌هایی که در این باره وجود دارد، بحث‌هایی انجام شده است. اما به نظر من خود سازندگان برنامه‌ها باید این نوع دغدغه‌ها را داشته باشند. باید به سمت و سوی فرهنگ و داشته‌های خودمان روی بیاورند. باید خودشان را قبول داشته باشند، باید بخواهند. خواستن، توانستن است. هرجا اراده‌ای بوده بهترین نتیجه‌ها حاصل شده است. اما وقتی ما نمی‌خواهیم وقتی منتظریم که بزرگان کشورمان بیایند و بارها و بارها بگویند در این باره باید فکر و کار شود، این یعنی کوتاهی، یعنی این که به من بگویید فلان کار را انجام بدهم، من هم به دنبال انجام آن بروم. در اینجا این سوال مطرح است که چرا خودمان حرکت نکنیم؟ چرا خودمان ایده ندهیم؟ چرا خودمان طرح‌هایی را ارائه ندهیم که می‌شود بهترین نتیجه‌ها را گرفت؟ آیا بلد نیستیم؟ با خودمان لجبازی می‌کنیم؟ اگر داستان یک کتاب ما در یک شهری با خانه‌های سنتی و زیبا اتقاق بیفتد، مثلاً اگر در ماسوله اتفاق بیفتد آیا از همه نظر بهتر جواب نمی‌گیریم؟ آیا جنبه‌های هنری و تکنیکی کارها بهتر نخواهد شد؟ چرا می شود، حتی در تکنیک. استفاده از یک لوکیشن خوب، هنری و جذاب برخلاف ساخت دکورهای آن چنانی و تصنعی خود تکنیک است. پول نمی‌تواند معجزه کند. گاهی ممکن است یک فیلم بسیار ساده حتی با تصویربرداری یک دوربین خانگی و یا تلفن همراه چنان ما را به فکر وادارد و تاثیر بگذارد که کاری با صرف بودجه‌های میلیاردی این اثرگذاری را نداشته باشد، مهم کار است. دانستن کار، بلد بودن کار، مهم حرفی است که باید زده شود، نوشته‌ای است که باید تصویر شود. در این میان انواع هنرها هم به کمک آن خواهد آمد، صدا، موسیقی، افکت‌ها، بازی‌گیری، و اثر را ماندگار خواهد کرد. در اینجا این سوال مطرح است که چرا کتاب «بینوایان» به ده‌ها شکل کار می‌شود؟ هر ده نوع کار قابل تحمل و دیدن هستند و برای بار یازدهم هم ممکن است دیگری آن را به گونه ای کار کند که حتی تأثیرگذارتر از ده کار قبلی باشد. البته پول همیشه چاره‌ساز است به خصوص در این ایام. تا پول کافی برای تولید اثری ماندگار پیش‌بینی نشود، کار ساخته شده هرگز جواب نخواهد داد. دیگر گذشت آن ایامی که مردم، به خصوص جوان‌ها بدون هیچ چشم‌داشتی شبانه روز می‌دویدند و کار می‌کردند و یک مرتبه هم به زبان نمی‌آوردند که بابا پول من چه می‌شود؟ الان کار هنوز آغاز نشده باید تهیه‌کننده به فکر عواملش باشد. تا پول ندهد قراردادی نخواهد بست و البته بد نیست گاهی بودجه تولید مثلاً یک کار انیمیشن ایرانی را با تولید خارجی مقایسه کنیم، می‌بینیم تفاوت از زمین تا آسمان است و البته گاهی صرف هزینه بسیار بالا هم در کشور ما خیلی جوابگو نیست، چراکه ممکن است به دلایلی کار به نتیجه مطلوب از سوی تولید‌کنندگان نرسد. * نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی _ ایرانی نیازمند برنامه‌ریزی مدون و ماندگار است چگونه می‌توان سبک زندگی اسلامی _ ایرانی را در کشور به ویژه در قشر کودک و نوجوان نهادینه کرد؟ آیا این کار با تولید کتاب و ساختن فیلم و انیمیشن برای این گروه سنی به نتیجه مطلوب خواهد رسید؟ این کار نیاز به برنامه‌ریزی دارد. شاید نیازمند آموزش‌هایی هم باشد. این که بشود با تولید یک رمان، یا ساخت یک فیلم و سریال در این راه به نتیجه کاملاً درست رسید، اصلاً منطقی نیست. گاهی برای جا انداختن مثلاً فلان کالایی، از شیوه‌های مختلف تبلیغی استفاده می‌کنند. انواع تیزرها ساخته می‌شود، اما ممکن است فقط در یک دوره زمانی کوتاه بشود از آن نتیجه گرفت. اگر استمرار نداشته باشد، اگر باری به هر جهت کار شود، مدتی نمی‌گذرد که همه چیز از ذهن‌ها فاصله می‌گیرد. درست مثل خیلی از مجریان تلویزیونی که تا کنار می‌روند به فراموشی سپرده می‌شوند. مگر کسانی که در زمان حضورشان تأثیرگذار بوده‌اند، آنها هم بعد از مدتی دیگر برای همیشه فراموش می‌شوند. پس اگر قرار باشد کاری در این باره انجام شود، کوشش و تلاش همیشگی لازم است. ماندگاری به همین سادگی نیست. خیلی‌ها بلد هستند به این ماندگاری دست یابند. یا در برخی از کشورها، مردم به خصوص هنرمندانشان را چنان تعلیم می‌دهند و یا یک بار برای همیشه چنان در خیال‌ها و یادها اثر گذاشته‌اند که اگر فیلم‌سازی در سال‌های مختلف زندگی‌اش فیلمی می‌سازد، حتماً در فیلم‌هایش در جاهایی از المان‌هایی استفاده می‌کند. یا آنها را به گونه‌ای به کار می‌برد که هر بیننده‌ای با دیدنشان بلافاصله در می‌یابد مثلاً این فیلم تولید فلان کشور است. اما ما مدام از خیلی چیزها فاصله می‌گیریم، داشته‌هایمان را از یاد می‌بریم، تمدن بزرگ و فرهنگ پربار و نوع زندگی‌مان را اغلب فراموش می‌کنیم! باید مدام کسانی به ما تذکر بدهند که ما بودیم، هستیم، بهتر بودیم و باید بهترین‌ها را هم داشته باشیم. تافته جدا بافته نیستیم، باید بهتر و زیبا و شیواتر، داشته‌هایمان را مدام به رخ بکشیم و نگذاریم پُز داشته‌های ما را دیگران بدهند و خود عقب بایستیم. بچه‌ها ذهن‌های پاک دارند. زود باورند. زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند، می‌پذیرند. اگر با شیوه‌هایی به مراتب ساده و جذاب در جذب مخاطب تلاش کنیم، می‌توانیم در این تلاش‌ها به جاسازی و برنامه‌ریزی در ساخت برنامه‌هایی با سبک زندگی خودمان آنها را با زندگی اسلامی _ ایرانی عجین کنیم و چنان پرورش یابند که وقتی بزرگ می‌شوند، خود مقید و متعهد در ساختن چنین جامعه و کشوری باشند. کافی است ما حرکت‌هایی را آغاز کنیم اما خوب، استوار و بدون پیچیدگی‌های بی‌ربط . تولید کتاب و کارهای انیمیشن وسیله‌های بسیار مناسبی در این باره هستند. کارهایی که با داشتن داستان‌های قابل قبول بیشترین راه را در رسیدن به مقصد هموار می‌کنند و خدا کند این از دغدغه‌های همیشگی تولیدکنندگانمان باشد، در این حرکت‌ها و برداشتن گام‌ها خودمان باشیم. بدون الگو گرفتن‌های غلط از دیگران. کارهایی به یاد ماندنی، مثل متون و ادبیات و آثار کهن و ماندگار گذشتگان خوب کشورمان. * متون کهن ایرانی نیازمند ترجمه و صدور به سایر کشورهای جهان است و اما درباره ترجمه آثار به زبان‌های دیگر باید گفت؛ کاش راهی و جایی بود که متولی آثار، نوشته‌های معاصر و حتی متون کهن کشورمان می‌شد. کارهای ما نیازمند ترجمه است. این همه نوشته‌هایی که بسیاری از آنها اگر ترجمه شوند حرف‌های خوبی برای گفتن دارند. این نگرانی و دغدغه همیشگی بنده است. در اینجا این سوال مطرح است چرا آثار ما به دست دیگران نمی‌رسد؟ اما نوشته‌های دیگران به سهولت به دست ما و کودکان و نوجوانان ایرانی می‌رسد. آیا این ضعف بزرگ ناتوانی گروه مترجمان را نمی‌رساند؟ چرا یک مترجم باید یک طرفه ترجمه کند؟ چرا ناشری را نداریم که بتواند مدام آثاری را به زبان‌های دیگر ترجمه کند تا نوشته‌های پربار ما در کشورهای دیگر به دست کودکان و نوجوانان بیگانه هم برسد. مگر یکی دو اثری که از ادبیات معاصر ما ترجمه شد کم مطرح شدند؟ و چرا مطرح نشوند؟ چرا و هزارها چرای دیگر وجود دارد که به نظرم یکی از دلایل بزرگ کم‌کاری‌ها همین گروه عزیز مترجمان هستند. این روزها به راحتی با همه جا می‌توان ارتباط برقرار کرد، دوست شد و ناشر پیدا کرد. کافی است ما قدم برداریم. به نظرم لازم است گروهی یا نهادی شکل بگیرد تا در این باره با برنامه‌ریزی سالیانه و اصولی، گام‌های خوب و مفیدی را در این راستا بردارند چراکه ما حرف برای گفتن زیاد داریم آن هم حرف‌های خوب و ماندگار. انتهای پیام/و

93/04/09 - 09:50





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 83]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


فرهنگ و هنر

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن