تور لحظه آخری
امروز : دوشنبه ، 5 شهریور 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):همه خوبى‏ها با عقل شناخته مى‏شوند و كسى كه عقل ندارد، دين ندارد.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

تریدینگ ویو

کاشت ابرو

لمینت دندان

لیست قیمت گوشی شیائومی

صرافی ارکی چنج

صرافی rkchange

رسانه حرف تو - مقایسه و اشتراک تجربه خرید

تور دبی

دزدگیر منزل

تشریفات روناک

اجاره سند در شیراز

قیمت فنس

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

طراحی کاتالوگ فوری

تعمیرات مک بوک

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

قیمت فرش

آموزش کیک پزی در تهران

لوله بازکنی تهران

میز جلو مبلی

آراد برندینگ

سایبان ماشین

بهترین وکیل تهران

دانلود رمان

وکیل کرج

خرید تیشرت مردانه

خرید یخچال خارجی

وام لوازم خانگی

نتایج انتخابات ریاست جمهوری

خرید ابزار دقیق

خرید ریبون

موسسه خیریه

خرید سی پی کالاف

واردات از چین

سلامتی راحت به دست نمی آید

حرف آخر

دستگاه تصفیه آب صنعتی

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

کپسول پرگابالین

خوب موزیک

کرکره برقی تبریز

خرید نهال سیب سبز

قیمت پنجره دوجداره

سایت ایمالز

بازسازی ساختمان

طراحی سایت تهران سایت

دیوار سبز

irspeedy

درج اگهی ویژه

ماشین سازان

تعمیرات مک بوک

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1812674486




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

12 نکته در سفر به استانبول


واضح آرشیو وب فارسی:عصر ایران: 12 نکته در سفر به استانبول ۱-مناره، عکس  یا مجسمه آتاتورک، و پرچم ترکیه. این سه چیزی است که در ورود به استانبول به چشم شما می خورد و به هر جای این شهر که می روی جلو چشم شماست. به هر سو که نظری بیفکنی، حتما، پرچم قرمزی خواهی دید و مناره یا مناره هایی و عکس یا مجسمه آتا ترکی. درست به عکس تهران که نه ایرانی است، نه اسلامی، نه انقلابی!2-بانگ اذان را هر جای استانبول که باشی، به وقت نماز، می شنوی .درست به عکس تهران!3-دارو خانه های استانبول بیش از حد معمول خلوت بود. در مجموع در یک هفته ای که آنجا بودیم کمتر از تعداد انگشتان یک دست مشتری داخل داروخانه هایی دیدم که از جلو آنها می گذشتم. از بقیه افراد گروهمان هم که پرسیدم این مطلب را تایید کردند.سِِِوءال من از همه آنان این بود که : "چرا دارو خانه های تهران این همه شلوغ است و داروخانه های استانبول این همه خلوت؟"جواب ها متفاوت بود، تا حدودی، اما همه با حسرت و تاسف همراه .4- مغازه دارهای استانبول، با مواردی نادری استثنا، کالا هایشان را به دو قیمت می فروختند: قیمتی میلی برای مسافران خارجی و قیمتی ثابت برای مردم شهر. اگر شما مسافر باشید، هر بار یک کالای مشخص را باید به قیمتی بخرید که میل فرو شنده آن را تعیین می کند . این امر اغلب ذهن مرابه سه امر و نسبت آنها با هم مشغول می کرد:اخلاق، انحطاط، توسعه. و پیداست که به هیچ نتیجه ای هم         نر سیدم . قبلا فکر می کردم پیشرفت بدون اخلاق نا ممکن است و توسعه، وامی هم به اخلاق دارد، و یا شاید تعاملی با آن و انحطاط و بی اخلاقی برادرند . حالا می دیدم ترکیه از ما پیشرفته تر است امادر انحطاط اخلاقی تفاوتی با ما ندارد.5-در استانبول از زنان و مردان خیابانی خبری نبود.در طول این هفته، فقط دو بار دیدم که ماشینی برای رهگذری بوق بزند. گاهی از نظرم می گذشت که شاید تهران آنقدر مساله دارد که ما فرومایگان خیابانی را یا نمی بینیم یا مساله نمی دانیم .6- حالا که مساله ای  از مسایل تهران گفتیم، بد نیست این هم بگوییم که در اغلب خیابان های استانبول از تراکم خودرو ها خبری نبود، مگر در ساعاتی بسیار محدود، آنهم نه به حجم ترافیک تهران .رفتار های خطر آفرین رانندگان و مردم عادی هم تفاوت بسیار  تأسف آوری با تهران داشت.7-از رفتار و پوشش غیر طبیعی می شد فهمید که آن فرد به احتمال زیاد ایرانی است، نه مسافری اروپایی، آسیایی، و یا شهروندی ترکیه ای.8-در این مسافرت، اغلب به این می اندیشیدم که آیا :"توسعه و دموکراسی لزوما از فلسفه شروع می شود ؟" مشکل این بود که مصداق استانبول نمی توانست هیچ کمکی به من بکند .یکی به این دلیل که من از تاریخ توسعه کشور ترکیه خبر نداشتم و دیگر اینکه نمی دانستم حالا کار دموکراسی و توسعه در این شهر و کشور به کجا رسیده است .9-مسافران دیگر کشورها بیشتر در کار تفریح بودند و تماشا، یا از موزهای با می دیدند یا اثری تاریخی و یا در حال آزمودن اختصاصی های استانبول (غذاها، شیرینی ها و...) هموطنان ما اما بیشتر در کار خریدن بودند.سراغ ایرانی را در استانبول بیشتر باید در پاساژ ها و بازار ها می گرفتی .10- نوجوانان ایرانی گروه ما بیشتر به پیرمردها شبیه بودند :آرام، متین، موقر. همچون مردی سالخورده . مثل زبان این متنی که من می نویسم :زبان و بیان پیرمردها، زبانی لبریز از ترس.  ترس از آزمودن نیازموده ها، ترس از خطاهای مبادای احتمالی،  ترس از خروج از هنجار های سنتی، ترس از ... . نوجوانان دیگر کشور اما  نوجوان بودند و نوجوانی می کردند. مثلا اتاق های همسایه ما هرگز متوجه نشدند که پسر شانزده ساله ما چند روز در اتاق بغلی آنها مسکن گزیده است، اما همه طبقه ما لحظه ورود و خروج و ساعت حضور نوجوانان هلندی در هتل را درک می کردند .عین زندگی بودند این نوجوانان  .11-جالب این که تمام بیست نفر همراهان ما با این نوجوانان مخالف بودند :چه سنتی چه مدرن و چه مذهبی چه لاییک. دیدم در این مورد، همه با هم موافقند .هیچ یک به این نوجوانان اجازه نمی دادند خودشان باشند و همه از آنان می خواستند پنجاه سال بیشتر داشته باشند. ظاهرا در پارادایمی که ما در ذیل آن "انسان" را تبیین می کنیم، این کلمه یک معنا بیشتر ندارد: پیرمرد!12-مسجد های استانبول همه عین هم بود، هم در شکل و هم در رنگ. انگار همه را به یک قالب ریخته بودند. رنگ و  نمای مساجد هم جدی بود و عبوس .این مساجد، حتی مسجد سلطان احمد، بیش از آن که نماینده هنر و اندیشه باشد، نمودی از سخت کوشی و تلاش بود.اسکندر صالحی - تابناک




این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: عصر ایران]
[مشاهده در: www.asriran.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 190]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن