تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، 8 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):هر كس به آنچه می ‏داند عمل كند، خداوند دانش آنچه را كه نمی ‏داند به او ارزانى م...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862308052




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

نگاهی به گسترة اخلاق‌پژوهی


واضح آرشیو وب فارسی:فارس:
نگاهی به گسترة اخلاق‌پژوهی
امروزه برای تحقیق و ارائه نظریاتی دربارة فلسفة اخلاق، آگاهی از دیگر بخش‌های اخلاق‌پژوهی، ضروری است. دامنة این پژوهش‌ها به طور دائم افزایش می‌یابد و محققان برای داشتن چشم‌انداز کلی در این حوزه، باید جمع‌بندی‌های کلان داشته باشد.

خبرگزاری فارس: نگاهی به گسترة اخلاق‌پژوهی


بخش دوم و پایانی 4. اصطلاحات اولیه و پایه در حوزة اخلاق‌پژوهی برای تکمیل تحقیق و نیز پربار ساختن چشم‌انداز خود در مورد اخلاق‌پژوهی باید با اصطلاحات مطرح در اخلاق‌پژوهی آشنا باشیم. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می‌شود: اخلاق خود «اخلاق»، نخستین موضوع محوری در جریان اخلاق‌پژوهی به شمار می‌آید. در سطح درک و فهم متعارف، در مورد اینکه چیزی به نام اخلاق وجود دارد، شکی نیست. اما لازم است به تعریف و توصیف این واقعیت ملموس و آشکار دست یازید؛ یعنی در قالب این پرسش که اخلاق چیست و توصیف آن کدام است، به پاسخی شایسته اندیشید. تعریف اخلاق، نشان‌دهندة تصور ما از نحوة واقعیت آن است؛ اما نکتة مهم آن است که تصور ما از اخلاق و مقومات آن، در همان آغاز راه اخلاق‌پژوهی، سمت‌وسوی تحقیق را آشکار می‌سازد. در اینجا به برخی تعریف‌های اخلاق اشاره می‌شود: اخلاق، مربوط به فضایل و رذایل است: «فضیلت، ملکه‌ای است که حد وسطی را انتخاب کند که برای ما درست و با موازین عقلی سازگار است [و رذیلت مقابل آن است]»؛(26) اخلاق به طور عمده عبارت است از فضایل اجتماعی، خیرخواهی و عدالت؛(27) اخلاق وضعیتی است که در آن نسبت به امور، به صدور مفاهیم ویژه‌ای مانند فضیلت، رذیلت و ... اقدام می‌کنیم: «در اکثریت عظیم مواردی که گفته‌های ما یکی از اصطلاحات فضیلت، رذیلت، وظیفه، درست، باید، خوب و بد را در بردارد، ما قضاوت اخلاقی می‌کنیم».(28) «اخلاق یعنی مقیدشدن به یک عامل درونی خودکاری که انسان را به سوی نیکی‌ها سوق داده و از بدی‌ها بر کنار می‌نماید».(29) اخلاق، قرارگرفتن در حوزة عواطف و احساسات و آنگاه ظهور آنها در قالب قضاوت‌هایی مشتمل بر الزام یا امر است: «عواطف و احساسات هیجان‌آمیز عناصر اساسی اخلاق را تشکیل می‌دهند... قضاوت اخلاقی، بیان یک حقیقت نیست؛ بلکه مبین نوعی ترس و امید، میل و نفرت، عشق و بیزاری است که اغلب در لفافه و لباس مبدل ظاهر می‌شود. این داوری باید به صورت التزامی یا امری بیان شود، نه در وجه اخباری»(30) «اخلاق دستگاهی از عقاید جاری در جامعه دربارة منش و رفتار افراد آن است؛ دربارة اینکه افراد آن جامعه چه رفتار و منشی باید داشته باشند.»(31) علم اخلاق «اخلاق» با «علم اخلاق»، تفاوت دارد؛ اولی از سنخ امر واقع، و دومی از سنخ علم و دانش در باب امرِ واقع است. بنابراین، پرسش از چیستی «اخلاق» نیز، با پرسش از چیستی «علم اخلاق» متفاوت خواهد بود. برخی تعریف‌های علم اخلاق عبارت‌اند از: «دانش سیاست اخلاق همه نیروی خود را به کار می‌برد؛ برای اینکه شهروندان را از سیرتی خاص بهره‌ور سازد؛ یعنی دارای فضیلت کند و به اعمال شریف توانا سازد»؛(32) «عبارت است از شناختن رذایل صفات و فضایل ملکات و تمیز نیک و بد آنها از یکدیگر و دانستن معالجة آنها برای تهذیب نفس».(33) فلسفة اخلاق فلسفه اخلاق به مجموعة مسائل و مباحث نظری و فلسفی گفته می‌شود که در مورد اخلاق و علم اخلاق صورت می‌گیرد. این مجموعه مباحث در تحقیقات و کتاب‌هایی که دربارة اخلاق صورت می‌گیرد، در ذیل عنوان‌ها و حوزه‌هایی مانند فلسفة علم اخلاق، فرااخلاق، اخلاق هنجاری، علم‌النفس اخلاقی و اخلاق توصیفی بررسی می‌شوند. در واقع، فلسفة اخلاق عنوان عامی است که می‌توان برای این مجموعه مباحث متنوع در نظر گرفت. در ذیل، به توضیحاتی که محققان دربارة حوزه‌های مذکور ارائه داده‌اند، اشاره می‌شود:(34) 1. فلسفه علم اخلاق فلسفة علم اخلاق را باید زیر مجموعة فلسفة علوم دانست؛ مانند فلسفة علم فیزیک و فلسفة علم روان‌شناسی. موضوع علم اخلاق، خود اخلاق است؛ ولی موضوع فلسفة علم اخلاق، علم اخلاق است، نه خود اخلاقِ به منزلة امر واقع. بنابراین، علم اخلاق، دانش درجة اول، و فلسفه علم اخلاق درجة دوم است. این اصطلاح ناظر به علم‌شناسی نظری ـ تاریخی در مورد علم اخلاق است. پرسش‌هایی که در این حوزه مطرح می‌شوند، از نظر موضوع، روش، غایت، اصول و مبادی، ارتباط با علوم دیگر (فلسفی و غیرفلسفی)، ادوار تاریخی، سیر تحول در تاریخ، علل و عوامل تحول، معنای علم بودن آن، تفاوت آن از علوم دیگر و ... مربوط به علم اخلاق‌اند. 2. فرا اخلاق فرااخلاق یا اخلاق تحلیلی، شامل مجموعه‌ای از مباحث دربارة اخلاق است که در ذیل بدان‌ها اشاره می‌شود: الف) زبان‌شناسی فلسفی اخلاق 1. معناشناسی الفاظ و مفاهیم اخلاقی که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: خوب و بد، مطلوب و نامطلوب، ارزشمند (الفاظ و مفاهیم ارزشی)، صواب (یا درست) و خطا (یا نادرست)، باید و نباید، وظیفه، تکلیف، و مسئولیت (الفاظ و مفاهیم الزامی). کاربرد واژه‌های مذکور منحصر به قلمرو اخلاق نیست، ولی در این قلمرو نیز به کار می‌روند. در این مبحث مسئله این است که وقتی هر یک از این واژه‌ها در اخلاق به کار می‌روند، دقیقاً به چه معناست؟ معنای اخلاقی هر یک از این واژه‌ها چه نسبتی با معنا یا معانی غیراخلاقی آن واژه دارد؟ معنای اخلاقی هر یک از این واژه‌ها چه نسبتی با معانی اخلاقی سایر واژه‌ها دارد؟ ملاک یا ملاک‌های اطلاق و کاربرد این واژه‌ها چیست؟ 2. تحلیل جملات و گزاره‌های اخلاقی، یعنی جملات و گزاره‌های حاوی الفاظ و مفاهیم اخلاقی: آیا گزاره‌های اخلاقی همه تقدیری و توصیه‌ای‌اند یا همه تقریری و توصیفی‌اند، یا بعضی توصیه‌ای و بعضی دیگر توصیفی‌اند و یا نوع چهارمی وجود دارد؟ آیا گزاره‌های اخلاقی، در تحلیل نهایی، بیانگر امور واقع‌اند یا بیانگر ارزش‌ها و تکالیف و یا اینکه همه از یک سنخ نیستند؟ ب) وجودشناسی اخلاقی آیا حقیقت اخلاقی عینی یا آفاقی‌ای وجود دارد یا نه؟ آیا در عالم واقعیاتی اخلاقی وجود دارند یا آنکه این واقعیات را خودمان پدید می‌آوریم و آنها را قرارداد می‌کنیم؟ ما کاشف حقایق اخلاقی هستیم یا جاعل آنها؟ ج) معرفت‌شناسی اخلاق آیا گزاره‌های اخلاقی را می‌توان به صدق و کذب یا لااقل به عینی و غیرعینی متصف کرد؟ آیا گزاره‌های اخلاقی را می‌توان موجه یا مستدل کرد یا نه؟ اگر این‌چنین باشد، روش توجیه یا استدلال در اخلاق چگونه است؟ در توجیه یا استدلال اخلاقی عقل چه نقشی ایفا می‌کند؟ هر یک از شهود، درون‌نگری، احساس و عاطفه، و وجدان چه نقشی دارند؟ آیا حکم اخلاقی هنگامی پذیرفتنی است که قابل تعمیم باشد یا تعمیم‌پذیری در حکم اخلاقی شرط نیست؟ آیا می‌توان از گزاره‌های حاکی از ساختار جسمانی یا ذهنی یا روانی فرد آدمی یا توانایی‌های بشر یا واقعیت‌های زندگی اجتماعی یا آثار و نتایج مترتب بر افعال انسانی، یک سلسله احکام اخلاقی استنتاج کرد یا نه؟ حل مسائل اخلاق تحلیلی به بررسی برخی از شاخه‌های دیگر فلسفه بستگی دارد؛ شاخه‌هایی مانند منطق، فلسفه منطق، فلسفه زبان، معرفت‌شناسی، فلسفة ذهن، و فلسفة کنش». 3-اخلاق هنجاری مجموعه مباحث مربوط به اخلاق دستوری یا هنجاری(35) عبارت‌اند از: الف) ملاک کلی افعال خوب و بد و اوضاع و احوال عام در انجام و ترک افعال چیست؟ یعنی تحقیق در چیستی معیار کلی و شرایط کلی که بر اساس آن تعیین شود چه اموری خوب یا بد، مطلوب یا نامطلوب و ارزشمندند؟ کدام یک از افعال (انسانی اختیاری) صواب یا خطا، وظیفه و تکلیف‌اند و باید یا نباید انجام گیرند؟ به تعبیر دیگر، ملاک کشف مصادیق مفاهیم اخلاقی که در فرااخلاق (بند الف) ایضاح شده‌اند چیست؟ ب) ملاک خاص افعال خوب و بد و اوضاع و احوال خاص در انجام و ترک افعال چیست؟ در اوضاع و احوال خاص چه باید کرد یا نباید کرد؟ به عبارت دیگر، چگونه اصول و معیارهای کلی اخلاقی را بر موارد خاص یا بر انواع موارد خاص تطبیق اطلاق و اِعمال کنیم؟ اینجاست که انواع اخلاق‌های هنجاری خاص و اخلاق‌های مضاف مانند اخلاق تجارت، اخلاق پزشکی، اخلاق تعلیم و تعلم، اخلاق محیط زیست، اخلاق قضایی، اخلاق سیاسی و اخلاق هنری پدید می‌آیند و اجزای یک کل را تشکیل می‌دهند که فلسفة کاربسته یا کاربستی یا عملی(36) یا اخلاق کاربردی یا عملی(37) خوانده می‌شود. برای‌ مثال‌، در اخلاق‌ هنری‌ یکی‌ از پرسش‌های‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ آیا هنر باید برای‌ هنر باشد یا در خدمت‌ اخلاق‌. یکی دیگر‌ از اقسام اخلاق کاربردی یا‌ مضاف‌، اخلاق‌ سیاسی‌ است‌. یک‌ تفاوت‌ عمده‌ میان‌ اخلاق سیاسی‌ و سایر شاخه‌های‌ اخلاق‌ این‌ است‌ که‌ در اخلاق‌ سیاسی‌ بحث‌ در این‌باره است‌ که‌ درمورد قدرت‌ چه‌ باید کرد و چه‌ نباید کرد. همه باید و نبایدهایی که‌ مربوط‌ به حوزة قدرت‌ می‌شوند، اخلاق‌ سیاسی‌ را می‌سازند. مسائل‌ مورد بحث‌ در اخلاق‌ سیاسی‌ به‌ دو دستة بزرگ‌ تقسیم‌ می‌شوند: 1. مسائل‌ مربوط‌ به‌ روابط‌ حکومت‌ها با هم‌ (اخلاق‌ روابط‌بین‌المللی‌)؛ 2. مسائل‌ مربوط‌ به‌ روابط‌ حکومت‌ با افراد جامعه تحت‌ حکومت‌. برای‌ مثال‌، دربارة مباحث‌ و مسائل‌ دستة دوم‌ می‌توان‌ گفت‌ این‌ مسائل‌ به‌ سه‌ مسئله عمده‌ به شرح ذیل قابل‌ ارجاع هستند: مسئله‌ اول‌ اینکه‌ آیا در یک‌ حکومت‌، کسانی‌ که‌ مسئول‌اند و از طرف‌ مردم‌ انتخاب‌ شده‌اند تا در اداره‌ و تدبیر زندگی‌ جمعی‌ آنها دخالت‌ داشته‌ باشند، اخلاقاً باید مطابق‌ با داوری‌های‌ اخلاقی‌ مردم‌ عمل‌ کنند یا بر اساس داوری‌های‌ اخلاقی‌ای‌ که‌ خودشان‌ دارند. به‌ بیان‌ دیگر، در آنچه‌ می‌کنند یا نمی‌کنند، باید تشخیص‌ اخلاقی‌ مردمی‌ را ملاک‌ عمل‌ قرار دهند یا تشخیص‌ اخلاقی‌خودشان‌ را؟ مسئلة‌ دوم‌ اینکه‌ آیا وظایف‌ و مسئولیت‌های‌ اخلاقی‌ای‌ وجود دارند که‌ فقط‌ برای دولتمردان‌ و سیاست‌مداران‌ مصداق‌ پیدا کنند و در خارج‌ از حوزة سیاست‌ اصلاً مورد و مصداقی‌ پیدا نکنند یا نه‌؟ مسئلة‌ سوم‌ اینکه‌ آیا دولتمردان‌ و سیاست‌مداران‌ اخلاقاً می‌توانند در زندگی‌ سیاسی خود ضوابط‌ اخلاقی‌ای‌ را که‌ در خارج‌ از حیطة سیاسی‌ بر ایشان‌ الزام‌آور بوده‌ است‌، نقض کنند؟ یعنی‌ کارهایی‌ بکنند که‌ اگر اهل‌ سیاست‌ نمی‌بودند، اخلاقاً مجاز به‌ انجام آن‌ کارها نبودند، مثلاً دروغ‌ بگویند، خشونت‌ غیرعادلانه‌ بورزند یا خُلف‌ وعده‌ کنند و...؟ ج) آیا وظیفه مقدم بر ارزش است یا لااقل بعضی از وظایف ما مستقل از هر ارزشی‌اند؟ چنان‌که وظیفه‌گرایان(38) می‌گویند؛ با ارزش مقدم بر وظیفه است و وظایف فقط کارهایی‌اند که غایات خاصی را حاصل می‌کنند و ارزشی پدید می‌آورند یا احیاناً ارزشی را به شیوه‌های خاصی توزیع می‌کنند؟ چنان‌که پیامدگرایان(39) و غایت‌گرایان(40) می‌گویند؛ یا حق مقدم بر وظیفه است؛ یعنی وظایف برحسب حقوق تعریف می‌شوند، چنان‌که طرفداران اخلاق حق‌محور(41) می‌گویند؛ یا فضیلت مقدم بر همه است؟ یعنی ارتقای فضایل و افعال ناشی از فضایل هدف اصلی است، چنان‌که طرفداران اخلاق ِفضیلت‌محور(42) می‌گویند. د) معنای زندگی چیست یا چه باید باشد؟ یعنی اولاً نقش و کارکرد زندگی چیست؟ ثانیاً هدف زندگی چه باید باشد؟ ه‍ ) آیا حقوق طبیعی‌ای (در برابر حقوق وضعی و قراردادی) وجود دارند؟ آیا حیوانات نیز حقوقی دارند و در نتیجه در برابر آنها تکالیفی داریم؟ گیاهان چطور؟ 4. علم‌النفس اخلاقی علم‌النفس فلسفی اخلاقی مجموعه‌ای از مباحث فلسفی و احیاناً تجربی، ناظر به امور نفسانی و روانی است که آدمی در مقام فاعل و عامل اخلاقی یا در مقام ناظر و داور اخلاقی با آنها سروکار دارد. عمده‌ترین این مباحث عبارت‌اند از: مسئله جبر و اختیار، حب ذات و خوددوستی انسان، خودگروی روان‌شناختی، لذت‌گروی روان‌شناختی، مصلحت‌اندیشی، ضعف اراده، عدم خویشتن‌داری، تحلیل مفاهیمی مانند نیت، انگیزه، انگیزش، هدف، خواهش، علم، اراده، عمد، سهو، خطا، نسیان، فعل، سعی، گزینش، نتیجه فعل، ترک فعل، بی‌عملی، انفعال، استحقاق، لذت، الم، سعادت، نفع، علقه و عشق، و تحلیل بعضی از فضایل یا رذایل خاص مانند عدالت، ظلم، خدمت و خیانت. 5. اخلاق توصیفی اخلاق توصیفی در معنای محدود خود، یعنی مجموعه‌ای از مباحث دربارة اینکه چه دیدگاه‌ها یا قواعد یا افعال اخلاقی در جامعه‌ای خاص یا در میان همة انسان‌ها رایج و مشترک‌اند؟ این دیدگاه‌ها یا قواعد یا افعال اخلاقی چه آثار و نتایجی دارند. پاسخ به این پرسش‌ها مستلزم مطالعات و تحقیقات تجربی و تاریخی (و نه نظری و فلسفی) است؛ اما چون معمولاً پس از این‌گونه مطالعات و تحقیقات تجربی و تاریخی، به تحلیل و تفسیر نیز می‌پردازند، و به ویژه می‌کوشند از این طریق به نظریه‌ای در مورد طبیعت و سرشت اخلاقی انسان دست یابند، می‌توان گفت اخلاق توصیفی نیز صبغة نظری و فلسفی به خود می‌گیرد. در اخلاق توصیفی، از دانش‌هایی مانند جامعه‌شناسی اخلاق، تاریخ اخلاق و انسان‌شناسی (مردم‌شناسی) اخلاق استفاده می‌کنند. 5. دیدگاه‌ها و مکاتب در حوزة اخلاق‌پژوهی(43) در این قسمت به تقسیم‌بندی‌هایی که مربوط به دیدگاه‌های فلسفة اخلاق است، اشاره می‌شود. در واقع، این بخش‌بندی‌ها مربوط به دیدگاه‌های کلی است که در شاخه‌های متعددِ فلسفة اخلاق وجود دارد. فرااخلاق الف ـ 1. درحوزة مفاهیم از نظر تعریف‌پذیری اوصاف و محمولات اخلاقی: نظریة کانت: اوصاف اخلاقی تعریف‌پذیراند. نظریة مور، پریکارد، راس: اوصاف اخلاقی تعریف‌ناپذیرند. از نظر محتوای اوصاف و محمولات اخلاقی مانند خوب: نظریة غیرطبیعت‌گرایی تصوری:(44) اوصاف اخلاقی را نمی‌توان بر اساس مفاهیم غیراخلاقی، خواه طبیعی یا مابعدالطبیعی، تحلیل و تعریف کرد. این نظریه در دو بخش قابل طرح است: برخی از مفاهیم را می‌توان بر اساس دیگر مفاهیم اخلاقی تعریف کرد. هیچ یک از اوصاف را نمی‌توان بر حسب مفاهیم دیگر تعریف کرد. نظریة طبیعت‌گرایی تصوری:(45) اوصاف اخلاقی را می‌توان بر حسب مفاهیم غیراخلاقی، خواه طبیعی یا مابعدالطبیعی، تحلیل و تعریف کرد. طبیعت‌گرایی را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: نظریه‌های فلسفی: الاهیاتی یا خداشناختی که‌ می‌گویند خوب‌ آن است‌ که‌ خدا بدان‌ فرمان‌ داده‌ است‌، متافیزیکی که معتقدند خوب یعنی رابطة علّی و معلولی فعل و کمال متافیزیکی. نظریه‌های غیرفلسفی: نظریه‌های روان‌شناختی‌ (خوب‌ آن است‌ که‌ لذت‌ یا رضایت‌ فراهم‌ کند)، زیست‌شناختی‌ (خوب‌ آن‌ است‌ که عمر را طولانی‌ کند)، جامعه‌شناختی‌ (خوب‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ پیچیدگی‌ و کمال‌ جامعه‌ کمک‌ کند)، نظریات‌ تطوری‌ یا تحولی‌ (خوب‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ نهادهای‌ موجود مانند نهاد دین‌، خانواده‌ و ... کمک‌ کند). از نظر نحوة درک اوصاف اخلاقی شهودگرایی: اوصاف اخلاقی تنها از طریق شهود قابل درک هستند. از آنجا که این اوصاف تعریف‌ناپذیرند و از واقعیت و جنبه عینی مستقلِ غیرتجربی برخوردارند، پس نه قابلیت درک با مشاهدة تجربی را دارند شوند و نه آنکه اثبات برهانی. این ادراک از نوع توانایی روان‌شناختی، مانند وجدان یا ... نیز قابل درک نیست. این اوصاف چنان به نظر می‌رسند و بر انسان مکشوف می‌شوند که می‌توان گفت تنها راه، درک بی‌واسطة آنهاست. این اوصاف به شکل مستقیم به شهود و دیدار ما در می‌آیند. بنابراین، به نحو بی‌واسطه ازخوب آگاهیم یا نیستیم، طریق دیگری در کار نیست. باید توجه داشت که در نظریة شهود اخلاقی، مراد از شهود مربوط به نحوة حصول مفاهیم اخلاقی و فرآیند آن یا بحث در منبع آن نیست؛ بلکه نظر به نحوة انکشاف معلوم و چگونگی انکشاف آن است. یک معلوم اخلاقی مانند خوب، به نحو شهودی بر ما آشکار می‌شود و نه تجربی، عقلی، وجدانی و... . غیرشهودگرایی:(46) اوصاف اخلاقی از طریق غیرشهود مانند عقل نظری، عقل عملی، وجدان، حس اخلاقی و ... درک می‌شوند. الف ـ 2. در حوزه گزاره‌ها از نظر واقع‌نمایی گزاره‌های اخلاقی: شناخت‌گرایی:(47) گزاره‌های اخلاقی حاکی از واقع هستند و خبری را در مورد واقعیت ابراز می‌کنند. ناشناخت‌گرایی:(48) گزاره‌های اخلاقی حاکی از امر واقع نیستند و خبری در مورد آن اظهار نمی‌کنند. آنها تجلی و انعکاس عواطف، امیال و گرایش‌ها هستند یا صرفاً حالت دستوری و امری دارند و درباره واقعیت چیزی نمی‌گویند. الف ـ 3. در حوزة استدلال از نظر رابطة هست ـ باید: در مورد اینکه «آیا از گزارة مربوط به امر واقع می‌توان منطقاً گزارة مربوط به ارزش را نتیجه گرفت یا خیر؟»، دو نظریه وجود دارد: طبیعی‌گرایی تصدیقی: نظریه‌هایی که به وجود رابطه منطقی میان این دو معتقدند. غیرطبیعی‌گرایی تصدیقی: نظریه‌هایی که به وجود این رابطه خاص معتقد نیستند؛ هرچند روابط دیگر را می‌پذیرند. ب) در اخلاق هنجاری در این حوزه می‌توان به چهار مکتب مهم اشاره داشت: 1. وظیفه‌گروی‌ یا اصالت‌ وظیفه؛ 2. نتیجه‌گروی‌ یا اصالت‌ نتیجه؛ 3. اخلاق‌ فضیلت‌‌محور؛ 4. اخلاق‌ حق‌محور. مکتب‌ اصالت‌ وظیفه‌ این‌ مکتب‌ بر این‌ نظر است‌ که‌ بعضی‌ از کارها فی‌نفسه‌ کارهای‌ درستی‌اند و در برابر، دیگر از کارها فی‌نفسه‌ کارهای‌ نادرستی‌اند. کارهایی‌ که‌ انسان‌ انجام‌ می‌دهد، به‌‌طورکلی بر این‌ دو نوع‌ تقسیم‌ می‌شوند. کارهایی‌ که‌ فی‌نفسه‌ خطا یا صواب‌اند، خطا و صواب‌‌بودنشان به‌ لحاظ‌ ذات‌ آنهاست‌ و ما در مواجهه‌ با آنها هیچ‌ التفاتی‌ به‌ هیچ‌ چیز دیگر نباید داشته‌ باشیم‌. به‌ بیان‌ دیگر، خوب‌‌بودن‌ کارها یا بدبودن‌ آنها به‌ آثار و نتایجی‌ که‌ بر آنها مترتب‌ است‌، بستگی‌ ندارد. بر این‌ اساس‌، باید کارهای‌ ذاتاً درست‌ را انجام‌ دهیم‌، نه‌ کارهای‌ ذاتاً نادرست‌ را. این‌ دیدگاه‌ فقط‌ به‌ خود کار نظر دارد و به‌ پیآمدهای‌ آن توجهی ندارد. در این‌حالت‌، فقط‌ وظیفه اخلاقی‌ داریم. فعل‌ اخلاقی‌ باید فارغ‌ از نتایجی‌ که‌ بر آن‌ مترتب می‌شود، انجام‌ گیرد. پس‌ انجام‌ برخی‌ از کارها خودبه‌خود وظیفه‌ است‌ و برخی‌ دیگر انجام ندادنشان، وظیفه‌ است. در میان‌ کسانی‌ که‌ به‌ این‌ دیدگاه‌ قائل هستند، می‌توان‌ از کانت‌، اشاعره‌ و آنسلم‌ نام‌ برد. مکتب‌ اصالت‌ نتیجه‌ از نظر این‌ مکتب‌، هیچ‌ کاری‌ به‌‌خودی‌‌خود، نه‌ خوب‌ است‌ و نه‌ بد؛ بلکه‌ هر کاری هنگامی‌ درست‌ است‌ که‌ دارای آثار و نتایج‌ خوب، و وقتی‌ نادرست‌ است‌ که‌ آثار و نتایج‌ بدی‌ داشته‌ باشد. بنابراین‌، اگر از آثار و نتایج‌ افعال‌ چشم‌پوشی‌ کنیم‌، نمی‌توان گفت کاری درست‌ یا نادرست‌ است؛ یعنی‌ اولاً و بالذات‌ این‌ نتایج‌اند، که‌ خوب‌ و بد هستند، و ثانیاً و بالعرض‌ افعال‌اند، که‌ متصف به آن اوصاف‌ می‌شوند؛ بنتام در این گروه قرار می‌گیرد. نتیجه‌گرایان‌ در پاسخ‌ به‌ اینکه‌ «چه‌ نوع‌ نتیجه‌ای‌ باید بر فعل‌ مترتب‌ شود تا آن‌ فعل‌ خوب‌ گردد؟»، بر دو دسته‌اند: 1. اصالت لذت یا لذت‌گروی؛()49 2. نالذت‌گروی. نالذت‌گرایان‌ چند دسته‌اند: مکتب‌ قدرت‌ (فعلی‌ که‌ انسان‌ را قادر کند، خوب است‌)؛ مکتب‌ معرفت‌ (فعلی‌ که‌ معرفت‌ انسان‌ را بیفزاید، خوب‌ است‌)؛ مکتب‌ تحقق‌ نفس‌ (فعلی‌ که‌ منجر به‌ فعلیت‌ رساندن‌ استعدادهای‌ آدمی‌ باشد، خوب‌ است‌)؛ مکتب‌ کمال‌، مکتب‌سعادت‌، رفاه‌ و.... در میان‌ نتیجه‌گرایان در مورد اینکه‌ این‌ نتیجه‌ و اثر (سود و... ) فعل، برای‌ چه‌ کسی‌حاصل‌ می‌شود، سه‌ دیدگاه‌ مختلف‌ وجود دارد: 1. خودگروی‌: نتیجة‌ مطلوب‌ برای‌ خود فاعل‌؛ 2. دیگرگروی‌: نتیجة‌ مطلوب‌ برای گروهی‌ از انسان‌ها (طبقه خاص‌ یا همکیشان‌)؛ 3. همه‌گروی‌: نتیجه مطلوب‌ برای‌ همة‌ انسان‌ها (بیشترین‌ انسان‌های‌ ممکن‌ با بیشترین‌ سود). مکتب‌ اخلاقی‌ فضیلت‌ محور این‌ مکتب‌ معتقد است‌ در اخلاق‌، فقط‌، فضیلت‌، که به معنای حالت مطلوب درونی انسان است باید مورد توجه‌ قرار گیرد. اگر افعال‌ ظاهری‌ به‌ خوبی‌ و بدی متصف‌ می‌شوند، به‌ دلیل تأثیری‌ است‌ که‌ آنها در ایجاد حال‌ درونی‌ (فضیلت‌) دارند، نه‌ چیز دیگری‌. هر کس‌ این‌ حالت‌ مطلوب درونی‌ را داشته‌ باشد، هر فعلی‌ از او صادر شود، از لحاظ‌ اخلاقی‌ خوب‌ است‌. ارزش‌ اخلاقی‌ اساساً از آنِ‌ احوال‌ قلبی‌ و درونی‌ است‌. در این‌ صورت‌، دو انسانی‌ که‌ فعل‌ ظاهری‌ آنها شبیه هم‌ است‌، ولی‌ احوال‌ و ملکات باطنی‌ آنها با هم‌ متفاوت‌ است‌، از لحاظ‌ اخلاقی‌ متفاوت‌ خواهند بود. این‌ مکتب‌ که‌ افرادی مانند اسلاوْت‌ و مک‌اینتایر بدان‌ معتقدند، خاستگاه‌ ارسطویی‌ دارد. ارسطو می‌گفت‌ «انسان‌ باید چهار فضیلت‌ِ حکمت‌، شجاعت‌، عفت‌ و عدالت را داشته باشد، و اگر در درون‌ انسان‌ این‌ چهار فضیلت‌ رسوخ‌ داشته‌ باشد، آن‌گاه‌ هر کاری‌ از او صادر شود، خوب است‌«. مکتب‌ اخلاقی‌ حق‌محور در این‌ دیدگاه‌، اخلاق‌ بر اساس‌ وظیفه‌ ابتناء نمی‌یابد؛ بلکه‌ بر حق‌ مبتنی‌ است. در این‌ مکتب‌ نظر بر این‌ است‌ که‌ نباید به طور دائم در اخلاق‌ بگوییم‌ آدمیان‌ چه‌ وظایفی‌ دارند؛ بلکه‌ باید گفت‌ از چه‌ حقوقی‌ برخوردارند. البته‌ بی‌شک وقتی‌ برای‌ شخص‌ حقی‌ اثبات‌ شد، در اثر اثبات‌ حق‌، برای دیگری‌ نسبت‌ به‌ من‌ (یا من‌ نسبت‌ به‌ دیگری‌) وظایفی‌ نیز پدید می‌آید؛ ولی‌ مهم‌ آن‌ است‌ که محور، حقوق‌اند نه‌ تکالیف‌ و وظایف‌. جان راولز و تا حدی استوارت میل در این مکتب جای می‌گیرند. نتیجه‌گیری کثرت مباحث و مسائل در فلسفة اخلاق موجب می‌شود تا آنها را در قالب‌هایی کلی بررسی کنیم. این کار موجب می‌شود لااقل سرنخ‌های حوزه‌های اخلاق‌پژوهی آشکار شود. امروزه برای تحقیق و ارائه نظریاتی دربارة فلسفة اخلاق، آگاهی ـ هرچند مختصر ـ از دیگر بخش‌های اخلاق‌پژوهی، ضروری است. دامنة این پژوهش‌ها به طور دائم افزایش می‌یابد و محققان برای داشتن چشم‌انداز کلی در این حوزه، باید جمع‌بندی‌های کلان داشته باشد. از این طریق، خطر سردرگمی در این شاخه از فلسفه کمتر خواهد شد. همان‌گونه که این مقاله نیز به همین منظور، بر اساس مباحث موجود (یا ممکن) در اخلاق‌پژوهی و توضیحات محققان، به یک جمع‌بندی در این حوزه اقدام کرده است. پی نوشت ها 26. ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفی، ص66. 27. دیوید هیوم، تحقیق درمبادی اخلاق، ترجمه رضاتقیان ورزنه، ص65. 28. جورج ادواد مور، مبانی اخلاق، ترجمه توکلی و عسگری، ص124. 29. محمدتقی جعفری، اخلاق ومذهب، ص62. 30. برتراند راسل، اخلاق وسیاست درجامعه، ترجمه محمد حیدریان، ص27. 31. آر. اف اتکینسون، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوی نیا، ص16. 32. ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ص39. 33. ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص17. 34. محمدتقی مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص10. 35. normative ethics 36. applied philosophy 37. applied ethics 38. deontologists 39. consequentialists 40. teleologists 41. rights-based ethics 42. virtue-based ethics 43. آیریس مرداک، سیطره خیر، ترجمه شیرین طالقانی،21-20، ج. وارنوک، فلسفه اخلاق درقرن حاضر، صادق لاریجانی، فصل اول وص107. 44. non naturalism 45. naturalistism 46. non intuitionism 47. cognitivism 48. non cognitivism 49. Hedonism منبع: دو فصلنامه پژوهش شماره 4 انتهای متن/

92/11/01 - 01:00





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 41]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن