واضح آرشیو وب فارسی:فارس: یادداشت/ محمدتقی عزیزیان
نمایشگاه کتاب لرستان نتیجه یک کار فرهنگی جمعی بود
رئیس انجمن قلم شعبه لرستان در یادداشتی نوشت: آنچه شکوهی به برپایی نمایشگاه کتاب لرستان میداد، به بار نشستن یک کار فرهنگی جمعی بود؛ عرصهای که کمتر در آن موفقیت داشتهایم.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، دوازدهم آذر سال جاری نمایشگاه کتاب در استان لرستان با حضور معاون فرهنگی وزیر ارشاد در شهر خرم آباد گشایش یافت و این نمایشگاه در روز آینده به کار خود پایان میدهد. محمدتقی عزیزیان از نویسندگان کشورمان و رییس انجمن قلم شعبه لرستان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است به بررسی نقاط قوت و ضعف این نمایشگاه و دیگر نمایشگاههای کتاب استانی پرداخته است که در ادامه میخوانید: بسم الله الرحمن الرحیم «اللّهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی به نور الفهم، اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک» بعد از مدتها رکود در فعالیتهای فرهنگی و گذشت حدود نُه ماه از سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی، با برپایی نمایشگاه کتاب، شاهد حرکتی جهادگونه در پیکرهی نیمهجان فرهنگ لرستان بودیم. این حرکت فرهنگی، به نوعی البته در مقیاس کوچک، شبیه روز حساب و کتاب بود؛ میدانی بود برای محک زدن و محک خوردن. البته نباید غافل بود که قیاس فتح الفتوحات ناشران و نویسندگانی که ساز و برگشان کامل است و در بوق و کرنا میدمند با عملکرد چند ناشر و نویسنده که بنابر علاقه و دلبستگیهای شخصی به فرهنگ و سربلندی این مرز و بوم و گاه هم تفقد نادر مدیرانی دلسوز، نظیر دکتر حنان، در میدان ماندهاند و قلمفرسایی میکنند، کار چندان درستی به نظر نمیآید. آنچه شکوهی به برپایی نمایشگاه کتاب لرستان میداد، به بار نشستن یک کار فرهنگی جمعی بود. عرصهای که کمتر در آن موفقیت داشتهایم. به دلایلی که نیاز به بررسی و مطالعات جامعه شناختی، اقتصادی و روانشناختی دارد و باید ریشهیابی شود که چرا با این که هر وقت اهتمام به کاری جمعی میورزیم، حماسهای خلق میشود؛ اما چندان مایل به نظاره شکوه و عظمت خویش و اقلیم خویش نیستیم؟ علل ایستایی، کساد، پویایی و مانایی تحرکات جمعی را باید در عوامل درون متنی و برون متنی بیشماری دنبال کرد که برخی از آنها عبارتند از: موفقیتها و شکستها، محرکها، ارزشها و اولویتها، سیریها و پرخاشگریها. فعالان عرصه فرهنگ با نگاهی به این گزینههاست که افق آینده را برای خود و برای عرصه و حوزه کاری خود ترسیم میکنند. موفقیتهای جمعی هم در این افقهای ترسیم شده مستلزم پذیرش شرایطی چون جامعهپذیری به معنای هم نوا شدن با هنجارهای اجتماعی به انضمام مفهومسازی و رفتار عقلایی است که میتواند فرهنگی را از نسلی به نسل بعد انتقال دهد. پارهای از عدم تحقق مفهوم سازیها و رفتارهای عقلایی، بر میگردد به نحوه مدیریت و پارهای دیگر با مشکلات و معضلات سیتمی ارتباط دارد. انقلاب ما با این که نمود واضح تغییر سیستم است؛ اما در مسائل درون متنی ما گاهی به مدتی مدید بدون هیچ دلیلی منطقی و عدم کاربرد و بهرهوری، کماکان بر پیمودن این سنگلاخها اصرار داریم و پافشاری میکنیم. برای نمونه در بیشتر ادارات و نهادهای ما مدیران پیرو مطالبات سیستم، دلخوش میشوند به آمار و ارقام انتزاعی و از آن دردناکتر این که گاه همین آمار و ارقام انتزاعی را در کتاب و کتابچههایی قطور منتشر میسازند. این معضل سیستمی، مدیر را از حضور در میدان و برقراری ارتباطات انسانی غافل میکند و باعث فوت بسیاری از ظرفیتها و فرصتها میشود که ذهن را سوق میدهد به همان تمثیل معروف کری که با پندارها و ذهنیتهای خویش به عیادت بیماری میرود. **دخالت نکردن در برنامهریزی فرهنگی یک درد است حضور مدیران فرهنگی در نمایشگاه کتاب لرستان، نمونهی بارزی بود از حضور میدانی و تعاملات و برقراری ارتباطات صمیمانه با کارگزاران واقعی فرهنگ و پیکرهی ادب و هنر استان و کشور. در سیستم فرهنگی ما، دخالت نکردن در برنامهریزی فرهنگی یک درد است و دخالت کردن درد عمیقتری. در این گونه سیستمها، رها کردن فرهنگ برای پیدا کردن مسیر خود، به نظر عقلانیتر از دستکاریهایی ست که مدیر را با آرایشها و گرایشهای گستردهای مواجه و در نهایت مجبور به تحمیل و یا قبول تحمیل نظریهای سلیقهای میکند که شاید آیندگان را منجر به فرهنگگریزی کند. برای نمونه فرموده امام علی (ع) برای مدیریت نهاد خانواده، میتواند راهگشای مناسبی باشد: «لاتقسروا اولادکم علی آدابکم، فأنهم مخلوقون لزمان غیرهم» «آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان برای زمانی غیر زمان شما آفریده شدهاند.» پس نگاه به آینده و ملزومات آیندگان، از نکاتی است که باید مورد توجه مدیران باشد که باز معضلات سیستم فرهنگی این اجازه را به مدیران نمیدهد معضلاتی مثل: عزل و نصبهای پی در پی، عدم انباشت تجربیات، نداشتن تخصص، نداشتن بودجه و اعتبارات کافی، مشخص نبودن محدوده فرهنگ، نداشتن نقشه جامع فرهنگی. این قبیل مسائل نکاتی هستند که راه را بر به بار نشستن اتفاقات فرهنگی به ویژه کار فرهنگی جمعی میبندند و مانع انجام کارهای فرهنگی جمعی، هدفدار و نظاممند میشوند. در نهایت باید منتظر نشست و چشم به روزها، ماهها، سالها و... آتی دوخت؛ شاید اهالی قلم را از این اوضاع اقتصادی- فرهنگی برهاند که به نوعی کارشان شبیه کار کشاورزان شده و زحمت تألیف و تهیه کتاب را به دوش میکشند و در نهایت برخی از بنگاهدارها و بنکداران به ظاهر فرهنگی، حاصل دسترنجشان را به لطایف الحیل، از چنگشان در میآورند و برخی از مسئولان هم به آمار و ارقام دود چراغ خوردنهای اهل قلم، شانتاژ خبری میکنند. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار انتهای پیام/
93/09/18 - 11:49
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 90]