تور لحظه آخری
امروز : دوشنبه ، 16 مهر 1403    احادیث و روایات:  امام صادق (ع):بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم را رها مكن حتى اگر بعدش شعر باشد.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1821286959




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

پیشگویی یک شهید درباره ی سرنوشت رزمندگان


واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین:
شهید,دفاع مقدس,پیشگویی
پیشگویی یک شهید درباره ی سرنوشت رزمندگان علی حسین صادق دوست سال های زیادی غم و رنج را به جان کشید تا دشمن نگاهی چپ به خاک میهنش نکند. روزهای عشق وعاشقی، روزهای شکنجه و دوری از وطن را خوب به یاد می آورد. پنجاه ساله و بازنشسته است. وقتی سرباز بود، رخت جنگ را هم به تن کرد و پابه پای رزمنده ها قدم به جنگی گذاشت که آغازش دفاع و پایانش اسارت بود.




لباس سربازی را که به تن کرد، راهی کردستان شد. سربازی اش را در عملیات ایزایی سپری کرد. عملیاتی که جزء جندالله سقز بود. آن قدر خاطره دارد که با یادآوری خاطرات شیرین، لبخند زیرکانه می زند و گاهی اشک هایش را قورت می دهد. انگار جنگ برایش پر از مشق و درس بوده است. ازخاطراتش برایم می گوید؛ از روزهای سخت شلیک و توپ و تانک از عملیات خیبرمی گوید. از روزهای آغازین حضورش در جبهه می گوید. در عملیات خیبر در جزیره مجنون با جمعی از رزمندگان نشسته بودیم و به روزهای پیش رو فکر می کردیم. یادم هست یکی از برادران به نام حیدر شاهسوند نگاهی به صورت تک تک بچه ها کرد و گفت: من می دانم کدام یک از شما شهید و کدام یک اسیر می شوید. همگی نگاه معنا داری به حیدر انداختند - خدا رحمتش کند. هرکسی را گفت شهید- شهید شد - و هر کسی را گفت اسیر- اسیر شد - همان شد که گفت. بچه ها نگاهی به حیدر کردند و گفتند: خودت را نگفتی. حیدر لبخندی زد و گفت:من هم شهید می شوم. هنوز یادم هست صدایش را در پشت بغضش قورت داد و گفت که برادر علی حسین آن کوله پشتی من را بیاور. کوله پشتی را برایش آوردم، وصیت نامه اش را درآورد و به یکی از بچه ها داد و او هم شروع به خواندن کرد. در برگه های خط دار کاغذ این طور نوشته بود؛ امیدوارم در این عملیات من به شهادت برسم و جنازه ام بعد از چهارده سال به وطن بازگردد. دوست دارم جنازه ام مظلومانه خاکسپاری کنند مثل پیکر مولایم امام حسین (ع)؛ آن موقع دخترکم پانزده ساله می شود. همین هم شد جنازه اش را بعد از چهارده سال آوردند؛ راست می گفت، راست راست. همان طور که آرزو داشت مظلومانه به خاک سپردنش. همان طور که به او الهام شده بود رفت اما وقتی می رفت باورش برایم سخت بود. نبودنش عذابم می داد.«سایت جامع آزادگان»


یکشنبه 08 تیر 1393 12:14    بازدید:0





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[مشاهده در: www.jamejamonline.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 57]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


فرهنگ و هنر

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن