واضح آرشیو وب فارسی:فارس: گپ و گفت مفصل فارس با منیره حسینپوری
دوست دارم انقلاب مان را در متن زندگی ام وارد کنم/قیصر استاد مکتوب من بود
شعر جوان انقلاب اسلامی شعری پویا است و متأسفانه رسانهها کمتر به سراغ شاعران جوان رفتهاند، شهر به شهر ایران از شاعران توانمند سرشار است.

خبرگزارری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ شعر جوان انقلاب اسلامی شعری پویا است و متأسفانه رسانهها کمتر به سراغ شاعران جوان رفتهاند، شهر به شهر ایران از شاعران توانمند سرشار است. یکی از همین شاعران کوشا خانم «منیره حسینپوری» است که الان در طبس ساکن است و شعرهای سپیدش خواندنی است. مصاحبه ما با این شاعر اهل طبس را بخوانید؛ - خانم حسینپوری! شعر از چه زمانی به سراغ شما آمد؟ - من نویسندگی را تقریباً از سیزدهسالگی با دوستان شروع کردم و جدیتر از سال 84، 85 وارد حوزه شعر سپید شدم. - چرا ابتدا به سراغ شعر سپید رفتید؟ - حس میکردم شعر سپید نسبت به شعر کلاسیک هم مخاطب بیشتری دارد پیدا میکند و زبانی دارد که شاعر در قید قافیه و وزن نیست میتواند مقصودش را خیلی راحتتر بیان کند. گرچه سرودن شعر سپید مشکلتر است. * قیصر استاد مکتوب من بود - در دورههای تحصیلی شما تا زمانی که وارد دانشگاه میشوید کسی بوده که در حوزه شعر مشوق شما باشد؟ - در شهرستان مشکل عدم دسترس به اساتیدی که شاعر را راهنمایی کنند و راه رسیدن به درجه استادی در شعر را به او یاد بدهند وجود دارد. برای من هم همینطور بود و من متأسفانه استادی نداشتم، زمانی که میخواستم به صورت جدیتر وارد حوزه شعر شوم اولین استادم «مرحوم قیصر امینپور» بود. نه اینکه در شهر ما باشد و من در کلاسهای ایشان شرکت کنم، ایشان استاد مکتوب من بودند. برای اولینبار ایشان را با کتاب «آیینههای ناگهان» شناختم که در کتابخانه مدرسهمان بود و برای اینکه میتوانستم مدت معدودی مثلاً سه روز کتاب را نگه دارم، تمام شعرهای آن کتاب را در یک دفتر چهل برگ نوشتم. علاقه من به شعر سپید به مقدار زیادی به خاطر تأثیر گرفتن از شعرهای مرحوم قیصر امینپور بود. من بیشتر شعرهایی که از ایشان خواندم شعر موزون بود اما نگاه تازهای که من در شعر ایشان دیدم مشوق من بود. - از فضای فرهنگی طبس در مقاطع راهنمایی و دبیرستان هم توضیحاتی بفرمایید. شهرستان طبس به لحاظ جایگاه ادبیاتی شاعران خوبی دارد، منتها چند تا آسیب دارد یکی نبودن اساتیدی که ما بتوانیم به آنها دسترسی داشته باشیم. البته الان با آمدن اینترنت وضع خیلی بهتر شده. شهر ما الان فقط حدود چهار پنج سال است که یک انجمن ادبی دارد که به صورت فعال کار میکند آن هم بدون استادی که راهنمای بچهها باشد. سال 87 یا 88 بود که یک عده از جوانان جمع شدند و انجمن ادبی تشکیل دادند، ولی فقط همان انجمن بود بدون اینکه حامی داشته باشند و کسی بخواهد کمکشان کند. - امروز هم هیچ کانون ادبی در طبس نداریم؟ - به جز همان انجمن که عرض کردم دیگر نداریم. یک اتفاق خوبی که این سالها به وجود آمده وجود جشنوارهها است، نه اینکه بگویم شاعر جشنواره زده شود ولی من خودم به عنوان شاعری که در طبس هستم و هزار کیلومتر با تهران فاصله داریم، نباید از نقش پایتخت بگذریم. بالاخره بسیاری از شاعران ما به همین دلیل به تهران مهاجرت کردند. - از شاعران اهل طبس چه کسانی به تهران مهاجرت کردند؟ - از شاعران طبسی نه ولی از شاعران بزرگی که میشناسم خیلیها مهاجرت کردند. در طبس اتفاقاً شاعران جوان ما به طور جدی دارند فعالیت میکنند. حالا من اگر ماجرای چاپ کتابم را بگویم شاید همه چیز روشن شود. برای کتاب «دهان خشک ناودانها» اولین مجموعه شعرم تمام شعرهایم که بین سالهای 86 تا 89 بود را جمع کردم، کپی گرفتم. شعرها را بردم یزد آنجا استاد مجید نظافت یزدی -که واقعاً مدیون ایشان هستم- خیلی کمک کردند. من شعرهایم را به ایشان سپردم. خیلی هم طول نکشید حدود دو هفته بعد از حوزه هنری یزد گفتند میخواهیم شعرهایت را چاپ کنیم. از آنجا دیگر استاد نظافت با من در تماس بودند و روی شعرهایم نظر میدادند. * آن نامه برای من خیلی با ارزش بود و هنوز آن را دارم - یک مقدمه هم ایشان بر کتاب شما نوشتند. - بله و همه اینها و جدیتر گرفتن شاعران جوان توسط اساتید هنرمند خیلی امر مهمی است. یادم است کلاس پنجم دبستان بودم که چند داستان برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نوشتم. آنجا یک کتابخانه بود که من تمام کتابهایش را خوانده بودم و داستانهایی که نوشتم از طرف همان کتابخانه فرستادم برای کانون مشهد. چون طبس جزو خراسان بود 6 ماه بعد یک نامه از طرف کانون مشهد فرستادند و تشویقم کرده بودند که عضو کانون بشوم و کار بفرستم. یک نوجوان در آن سن و سال نیاز دارد که دیده شود. بنابراین آن نامه برای من خیلی با ارزش بود و هنوز آن را دارم. - شما کلاً دو کتاب منتشر کردید؟ - بله اولی را که اشاره کردید، اسم دومی چه بود؟ - «درخت محافظه کار است» - همین کتابی که آقای نعمتالله سعیدی هم بر آن نقد نوشتند بله. - نقدها را هم میخواندید؟ بله و استقبال هم میکنم. - نظرتان راجع به نقدی که آقای سعیدی نوشتند و خبرگزاری فارس منتشر کرد چیست؟ - راستش یک اخلاقی که من دارم و خیلیها نمیپسندند رک بودنم است. ترجیح میدهم حقیقت را بگویم تا محافظهکاری کنم. وقتی نقد آقای سعیدی را خواندم یک چیز خیلی من را آزار داد و آن اینکه هیچ نقطه منفی برای ایشان در این کتاب دیده نشده بود یا از نوشتنش امتناع کرده بودند. من دلم میخواهد وقتی کسی میخواهد نقد کند هم خوبیها را ببیند هم بدیها را. اگر قدرتش را داشتم مجموعه اولم را از سراسر کشور جمع میکردم و دوباره ویرایش میکردم راجع به آن هم خیلی حرف دارم و واقعاً برای چاپ آن خیلی آزار دیدم. منتها اگر حمایتهای آقای نظافت و آقای حکیمیان که مسئول آفرینشهای هنری استان یزد است نبود من تحمل آن سختیها را نداشتم. - امروز کار کدام شاعران را بیشتر میپسندید؟ - من کار همه شاعران را میخوانم خصوصاً در فضای مجازی و بعضی شاعران در فضای مجازی هستند که واقعاً جای پیشرفت دارند با اینکه کتابی چاپ نکردند و خیلی هم مطرح نیستند. حالا اگر منظور شاعران قویتر و مشهورتر باشد من کارهای مرحوم قیصر امینپور را بیشتر میپسندم. * نباید اشعار یک شاعر را در حوزه های مختلف از هم تفکیک کرد - از طیف خانمها بیشتر با شعر چه کسانی ارتباط برقرار میکنید؟ من با اینکه خودم بیشتر شعر سپید را دوست دارم و میپسندم منتها از شعر کلاسیک هم غافل نیستم. به نظر من در شعر کلاسیک خانم «مریم آریان» در غزل حرفهای تازهای برای گفتن دارد خصوصاً غزل اجتماعی. البته بیشتر شعرهایی که من از خانمها میخوانم برمی گردد به روحیه و زندگی خود شاعر، اما من این طور میپسندم که اگر شاعری چه در حوزه دفاع مقدس و چه در حوزه انقلاب اسلامی شعر میگوید و هم به حوزه اجتماعی و زندگی امروزی میپردازد و حتی شعر عاشقانه میگوید، معتقدم این حوزهها را نباید در یک شاعر از هم تفکیک کرد، چون ضربه بزرگی است که بیاییم به یک شاعر لقب شاعر انقلاب یا شاعر دفاع مقدس بدهیم و این را از حوزههای دیگر جدا کنیم. - خب حالا یک عده شدهاند شاعر مشروطه یا شاعر سبک عراقی، آنجا هم این یک آسیب است؟ - منظور من این است که ما نباید اگر کسی ده تا شعر دفاع مقدسی دارد و دوتا شعر عاشقانه او را شاعر دفاع مقدسی خطاب کنیم چون شاعری او هنوز هم تمام نشده است. بعضی شاعران میافتند توی خط مثلاً شعر دفاع مقدس و شعر دفاع مقدسی میگویند اما اگر او را محدود به آن کنیم کار درستی نیست. - چه کسی آنها را محدود میکند؟ مثلاً در همان نقد آقای سعیدی این اتفاق افتاده بود. بیشتر شعرهایی که ایشان نقد کرده بود شعرهایی بود که برای ائمه اطهار گفته شده بود. - اگر جریان مخالف این بخواهد شعرهای شما را نقد کند شعرهای غیر مذهبی شما را نقد میکند و این مشکل نقد جامعه امروزی ماست، ولی این دلیل بر این نمیشود که نگوییم شاعر سبک انقلاب اسلامی! - نتیجه این میشود اگر شاعری که ما به او لقب شاعر انقلاب دادیم در یک جمع غیر انقلابی شعر بخواند او را نمیپذیرند. ما الان در شعر هم گروه گروه شدیم. - این دعوای مثلاً روشنفکری از قبل وجود داشته ولی شما از جایگاه یک شاعر انقلاب دارید فضای جریان شعر انقلاب را نقد میکنید. نقدتان هم طوری است که گمان میکنید روشنفکران از فضای علمی بیشتری برخوردارند. - نه اصلاً منظورم این نیست. - اگر ما میگوییم شاعر انقلاب اسلامی، باید قبول کنیم که به جامعه شعری نفهماندیم که شعر انقلاب اسلامی یعنی چه. شعر انقلاب اسلامی یعنی اینکه ریشه در هنر هزار مسئله شعر دارد که از زمان سروده شدن آهوی کوهی تا حال است. - بله دقیقاً منظور من هم همین است. من با لقب دادن به شاعر مخالف نیستم بلکه میگویم این لیاقت میخواهد که یک شاعر، شاعر انقلاب و دفاع مقدس باشد اما آنجایی که در جمعهای هنری ما طیفها جدا شوند و هر کس کار خودش را بکند درست نیست. - این کار را کردند یعنی شما نمیتوانید بگویید نشریه فلان، شما صفحه شعر چاپ نکنید و فلانی را معرفی نکنید. من چند تا نهاد را نام میبرم که در ملکت ما بار فرهنگیشان زیاد است میخواستم ببینم از نظر شما اینها چه کاری در حوزه تعالی شعر کردند. - آموزش و پرورش؟ - خیلی ضعیف. از آن جهت که تا دیپلم ما دوازده سال در کتاب ادبیات فرصت داریم که به دانشآموزان آموزش بدهیم شاعران کشورت را بشناسی ولی این فرصت به نظر من به شدت سوخته است. - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؟ این هم کارش کمرنگ است مثلاً در همین شهرستان ما احساس میکنم اداره ارشاد بیشتر از اینکه به فکر جمع کردن شاعران باشد فقط شده یک نهاد نظارتی. بهتر است از این فضا بیرون بیاید و حالت حمایتی و هدایتی بگیرد. - حوزه هنری؟ حوزه هنری از بقیه بهتر است و میتوانیم یک مقدار به آن امیدوراتر باشیم از آنجایی که فعالیت بهتری داشته است. - از این نظر که حوزه هنری رویش انقلاب است میگویید میشود امیدوارتر بود یا نه مسئله دیگری پشت صحبت شماست؟ ببینید جهتگیری حوزه هنری از زمانی که سیدحسنی حسینی و قیصر امینپور بودند از لحاظ برگزاری جشنواره خیلی به جوانان خصوصاً شهرستانها کمک کرده است. * دوست دارم انقلاب مان را در متن زندگی ام وارد کنم - یکی از ویژگیهای شعرهای شما دغدغه ارزشهای انقلاب اسلامی است. از لحاظ محتوا این یک دغدغه جدی است و روحیه عدالتخواهی هم در شعرهای شما هست. - شعر انقلاب اسلامی مانند شعر دفاع مقدس برای کسی که متولد سال 67 است و میخواهد راجع به آن حرف بزند پشتوانهاش یا باید کتابهایی باشد که خوانده، یا باید کسانی راهنماییاش کنند که انقلاب و جنگ را درک کردند. اما آنچه به شاعران جوانی مثل من در فضای میشود گفت انقلاب کمک کرده، استفاده از منابع شعری مثل شعرهای دهه 60 که در حین جنگ و بعد از جنگ سروده شدند است. من شعر نسل امروز را در حوزه انقلاب خیلی زیبا میبینم چون علاوه بر منابعی که ما از نسل اول شاعران انقلاب داریم انقلاب به سایر عرصههای زندگی ما هم نفوذ کرده و من دوست دارم انقلاب را بیاورم در متن زندگی وارد کنم. مثلاً اگر من نقدهایی به جریانات اجتماعی و سیاسی دارم و در قالب شعر میآورم این نقدها هم به نظر من جدا از شعر انقلاب نیست. پس شاعری انقلاب فقط محدود به این نیست که شاعر به حوادث سال 57 بپردازد. - البته این هم به شاعران انقلاب برمیگردد و نباید بگذاریم شعر انقلاب را یک عدهای یک جور دیگر معنا کنند. - بله و این رسالت را هم داریم که وقتی میخواهیم یک چیزی را بیان کنیم دو پهلو و محافظه کارانه نباشد و وقتی نقد اجتماعی دارم باید صریح و روشن باشد و از طرفی از دایره انصاف خارج نشود. - این روزها چه میکنید؟ درگیر امتحانات دانشگاه هستم. - در چه رشتهای تحصیل میکنید؟ - علوم سیاسی دانشگاه پیام نور انتهای پیام/
93/04/01 - 09:04
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 49]