واضح آرشیو وب فارسی:فارس: ظهور و افول ایسمها/۶
طرفداران آنارشیسم، از «زاپاتا» تا «تولستوی»
هر چند رد پای آنارشیستها به وسعت تاریخ و در یونان عصر طلایی کشیده شده است اما بعدها این عقاب بر شانه فرانسویها، انگلیسیها، ایتالیاییها، روسها و آمریکاییها نشست.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس واژه آنارشیسم مشتقل از واژه Anarchia به معنای کسی که قانون تعیین میکند و در یونانی به معنای عدم حکومت و بدون رییس است. در زبان سیاسی این واژه به معنای نظام اجتماعی و سیاسی بدون دولت یا جامعه فاقد ساختار طبقاتی و حکومتی است. بر خلاف باور عمومی که تصور میشود آنارشیستها به دنبال جامعه هرج و مرجی و بدون نظم هستند، آنها به دنبال همکاری داوطلبانه با گروههای خودمختارند. نظام اقتصادی این جامعه آزاد و بدون قدرت سازمان یافته با همکاری گروههای داوطلب اداره میشود. آنارشیستها با حاکمیت دولت و هر ساختار طبقهای و سازمانی و انسانی مخالف هستند و حتی دموکراسی را نیز استبداد اکثریت میدانند و خواهان تساوی در جریانات فکری هستند. از کلمه آنارشیسم برای نخستین بار و پس از گذر از سرمایهداری در سال 1539 میلادی استفاده شد. افرادی نظیر «ویلیام گادوین» و «ویلهلم وایتلینگ» از این واژه استفاده کردند. «ژیر ژورف پرودون» نخستین فیلسوف سیاسی است که خود را آنارشیست نامید و بر این اساس آنارشیسم به طور رسمی در قرن نوزدهم در فرانسه زاده شد و در سال 1950 در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. هر چند رد پای آنارشیست به وسعت تاریخ و در یونان عصر طلایی دیده میشود اما بعدها این عقاب طلایی بر شانه فرانسویها، انگلیسیها، ایتالیاییها، روسها، آمریکاییها و دیگر اقشار بشر نشست. دورهای رسید که نظریهپردازان و مردم به فکر گذر از دولت و داشتن جوامعی بدون مرز افتادند حتی «جان لنون» در آهنگ imagine خود این آرزو را به خوبی بیان کرده است. دیگر اندیشمندان آنارشیست افرادی نظیر ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز، ماری بوخین، اما گلدمن، نوام چامسکی، هربرت رید، هوارد زین و اخیراً متفکران آزادیطلب و محافظهکاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد هستند. آنارشیستها نیز نظیر دیگر مکاتب دارای دستهها و طبقهبندیهای مختلفی از جمله تحول خواه، کمونیست، اندیویوالیست و ... هستند. اما آنارشیستها به لحاظ اجرایی به دو دسته انقلابی و مسالمت جو تقسیم میشوند. آنارشیستهای رادیکال یا انقلابی، طرفداران ترور، اعتصاب و از بین بردن ناگهانی دولت هستند، این دسته در قرن نوزده پادشاهان را ترور میکردند اما آنارشیستهای مسالمت جو نظیر تولستوی، طرفدار عدم خشونت هستند. آنارشیست در دورهای در ایران نیز نفوذ کرد و دارای آنارشیستهای چپ و رادیکال شد اینها اعتصابهایی میکردند و به سرکوب دولت میپرداختند. اما آنارشیست فرهنگی برای خود تعریفی دارد طرفداران آن به یک مسلک و نظریه در زندگی اعتقاد دارند که براساس آن جامعه بدون دولت اداره میشد. فعالیتها هم در این جامعه از طریق توافقات آزاد گروهها و حِرَف صورت میگیرد. نمونه این امر در لندن و با تلاش کارل مارکس با برنامه لغو مالکیت خصوصی و ایجاد مالکیت اجتماعی صورت گرفت اما اختلافاتی بعددیده شد چراکه مارکس بر ضرورت حزب کارگری تکیه داشت اما آنارشیستها معتقد بودند نظام سرمایه داری باید برچیده شود و استثمار فرد از فرد نیز از بین برود و خواستار اعمال کنترل مستقیم شوراهای مردمی بودند. طرفداران آنارشیست فرهنگی معتقد بودند که براساس این ایده جامعه بدون دولت با هکاری و توافق آزاد گروهها و حرفهها اداره میشود
نکته جالب این است که امیلیانو زاپاتا، انقلابی معروف مکزیکی نیز آنارشیست بود که پس از آن جنبش زاپاتیستی نیز در مکزیک ایجاد شد. از مهمترین مبارزان آنارشیست میتوان به بونونتورا دوروتی ، امیلیانو زاپاتا( انقلابی معروف مکزیکی )، نستور ماخنو (یکی از فرماندهان نظامی آنارشیستها در انقلاب اکتبر در روسیه) و مهمترین فلاسفه و نویسندگان این تئوری لئون تولستوی، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، ویلیام گادوین، اریکو مالاتستا، پیر ژوزف پرودون، نوام چامسکی، ماری بوخین ، اما گلدمن ، جرج وودکاک، گراک بابوف، ویلیام گدوین، شتیرنر و لویی بلانکی هستند.) صورتبندی مدرن نظریهٔ آنارشیسم با اثر «ویلیام گادوین» در سال 1793با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تأثیرش بر شادمانی و فضیلت عام آغاز شد. «پطر کروپوتکین» از شخصیتهای محوری این نحله و واضع اصطلاح «کمونیسم آنارشیست» است. از نظر پیروان این نحله انسان موجودی بهذات اجتماعی است و سود اجتماع در ذات خود در تقابل با سود فرد نیست بلکه مکمل آن است. همنوایی میان انسان و اجتماع در سایهٔ نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصّه دولت ممکن است. آنارشیسم سندیکاگرا رستگاری را در نزاع اقتصادی و نه نزاع سیاسی طبقهٔ کارگر میجوید. پیروان آن با تشکیل اتحادیهٔ کارگری و سندیکاها قصد نزاع با ساختار قدرت میدارند. از نظر ایشان سرانجام با یکی انقلاب بنیادهای حکومت فعلی فرو میریزد و نظم اقتصادی نوِ اجتماع بر پایهٔ سندیکاها شکل میگیرد. اکنون در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی به شکل جنبش وسیع تودهای درآمده است. بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار «ماکس اشتیرنر» آلمانی و «بنجامین تاکر» آمریکایی پیدا توان کرد. «تولستوی» نظریه پرداز آنارشیسم دینی شناخته میشود گاه حساب آنارشیسم دینی را از دیگر زیر نحلههای آنارشیسم جدا میکنند. *منابع: -آشوری، داریوش. فرهنگ سیاسی. چاپ پنجم -واژههای مصوب فرهنگستان زبان و ادب پارسی - آنارشیسم در ایران، میثم پاپی مطلق -مبانی علم سیاست، عبدالرحمن عالم -تاریخ مکاتب سیاسی غرب، امین حاج احمدیزاده
94/10/13 - 13:49
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 93]