واضح آرشیو وب فارسی:جوان آنلاین: رسانه ملي و كشتن مرغ مقلد
«كشتن مرغ مقلد» اسم يك فيلم سينمايي است كه فارغ از محتوا و مضمون فيلم به نظر ميرسد تا حدودي اسم آن با وضعيت كنوني صداوسيماي ملي ما صدق ميكند.
نویسنده : معصومه طاهري
«كشتن مرغ مقلد» اسم يك فيلم سينمايي است كه فارغ از محتوا و مضمون فيلم به نظر ميرسد تا حدودي اسم آن با وضعيت كنوني صداوسيماي ملي ما صدق ميكند. سازماني كه شايد يكي از مهمترين كارهايش برخلاف مأموريتهاي محوله، اين روزها تقليد شده است آن هم تقليدهاي ناشيانه. صدا و سيما دانشگاه عمومي است اما انگار اين دانشگاه راه خود را گم كرده است؛ هرچند خوب ميدانيم تلويزيون از نظر مالي با مشكلات زيادي مواجه است و قادر نيست ريخت و پاش گذشته را داشته باشد اما مسائل مالي هيچ گاه دليل نميشود كه برنامههايي با هزينههاي بالا و مخارج سنگين روي آنتن پخش برود كه تازه سرتاسر تقليد و كپي از ماهواره باشد. كپيهايي كه گاه آنقدر آشكار و مستقيم هستند كه مخاطب در نگاه اول به راحتي نسخه اصلي شبكه ماهوارهاي را حدس ميزند.
بايد به نويسندگان و برنامهسازان چنين آثار تقليدي گفت درست است تقليد در همه دنيا وجود دارد و تقريباً امري عادي است اما آيا اين حد تقليد از شبكههاي معاند هم مسئلهاي عادي و روتين است؟! آيا خودمان اينقدر ظرفيت و خلاقيت نداريم كه عيناً برنامه يا دكور و صحنهاي را تقليد كنيم؟! به نظر ميرسد بيشتر از آنكه تهيهكنندگان نام ناآشنا و ناشناخته صدا و سيما بخواهند يك روند عادي در دنيا را دنبال كرده باشند ناكارآمدي خود را به تصوير ميكشند. ممكن است ايده جذابي از شبكههاي خارجي گرفته شود كه ما منكر تعامل و استفاده از تجربيات خوب نيستيم اما اين ايده به قول آقايان بايد در كشور بوميسازي شود نه اينكه عيناً آن را با همان سبك و سياق اجرا كنند. متأسفانه اغلب اوقات درعمل ميبينيم اين بوميسازيها تنها با جايگزين كردن زنان بيحجاب به با حجاب است و بس و تقليدهاي كوركورانه برنامهسازان و نويسندگان تلويزيوني بيشتر از حد نرمال است. شايد بارها اين نقدها از رسانههاي مختلف شده ولي جالب اينجاست كه باز هم ادامه دارند وآخرين نسخه آن برنامه اين شبهاي شبكه نسيم «شب كوك» است كه كاري كاملاً كپي و تقليدي از فعاليتهاي ضدفرهنگي خواننده فراري مبتذل است.
اما اين همه ماجرا نيست. شبكه جديدالتأسيس افق هم رويكردي انقلابي و متفاوت دارد. ميتوان رگههاي كپي و تقليد از شبكه بهايي« من و تو» را ديد. برنامه «عصرانه» اين شبكه كپي شده از «ميز خبر» مربوط به «من و تو» است. حتي آنوسهاي شبكه افق هم تقليدي از شبكه نشنال جغرافياي امريكاست يا برنامه«كدبانو» ايده خلاقانهاي كه گفته ميشود مربوط به مجموعه غيردولتي بينالمللي بود كه از سر ناشيكاري به يك كپيكاري تبديل و شبيه برنامه بفرماييد شام شبكه «من وتو» شده بود.
سؤال اينجاست آيا با كپيكاري و تقليد از رسانههاي غربي ميتوان سبك زندگي ايراني - اسلامي را درجامعه توسط رسانه انعكاس داد؟! درحاليكه مردم اصل را از فرع خوب تشخيص ميدهند و مقايسه ميكنند؟! چگونه ميخواهيم مفاهيم مورد نظر خود را به آنها انتقال بدهيم؟! چرا توليد برنامههاي تلويزيوني را به عدهاي خاص از تهيهكنندگان و برنامهسازان ميدهيم كه ظرفيت و تواناييشان به ته رسيده و بهجاي كار خلاقانه راحتترين كار برايشان كپي از شبكههاي ماهوارهاي شده است؟! آيا نبايد به مخاطبان تلويزيون حق بدهيم تا بهجاي برنامه كپي سراغ اصل بروند؟! وقتي ميتوانيم برنامههاي خلاقانه و ملي توليد كنيم و از نيروهاي مستعد و متعهد بهره ببريم قطعاً ديگر نياز به كپي كردن آن هم به اين شكل مستقيم نداريم.
اگر رسانه ملي ميخواهد از توليد ملي و هويت ايراني - اسلامي ما دفاع كند درقدم اول بايد دست از تقليد بردارد و چشم به توليدات شبكههاي ماهوارهاي نداشته باشد. درست است نياز به تحليل و بررسي دارند اما نه تقليد و كپي در تلويزيون خودمان، بلكه بايد دراتاق فكري كار را به كارشناسان بسپارند تا با توليدات قوي و مطلوب سموم رسانههاي شبكههاي ماهواره را كمرنگ كنند. مردم ما باهوش هستند و به راحتي ميتوانند سره را از ناسره تشخيص دهند. تقليد از برنامههاي مشهور حتي به دكور و صحنه هم رسيده مانند دكور برنامهاي كه علي ضيا مجرياش بود و معلوم شد از اركستر خواننده زن گرفته شده يا ماه عسل كه مشخص شد آن هم ماحصل انديشه صحنه آراهاي خواننده زن ديگري است! وقتي اينها خروجي تلويزيون ملي ما باشند چه انتظاري داريم هر عرصه صنعت يا امور ديگر خروجي ملي و باهويت داشته باشيم؛ وقتي تمام يك اثر توليدي صداوسيما يك برند خارجي شبكههاي معاند را فرياد ميزند چه توقعي داريم؟! وقتي لباسها و توليدات ما افتخارشان زدن ماركهاي زيرزميني خارجي است و. . . از ادعا تا عمل فاصله بسيار است. ما بايد براي مردان عمل ميدان مهيا و مدعيان را از اين عرصه خارج كنيم، درحاليكه اغلب افراد خلاق با ناملايمات و عدم حمايت مسئولان بهراحتي از ميدان به در ميشوند و اين يك اصل روانشناسي است لذا حمايت مديران از افراد خلاق و توانمند شرط اصلي خودكفايي رسانه ملي است تا بتوانيم براي هميشه مرغ مقلد رسانه ملي را بكشيم وخلاقانه عمل كنيم.
منبع : روزنامه جوان
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۱
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جوان آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 53]