تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 10 اسفند 1403    احادیث و روایات:  پیامبر اکرم (ص):دانايى سرآمد همه خوبى‏ها و نادانى سرآمد همه بدى‏هاست.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862705109




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

نویسنده «آن بیست و سه نفر» از پایان اسارت می‌گوید/ چطور به خانه برگردم؟


واضح آرشیو وب فارسی:فارس:
نویسنده «آن بیست و سه نفر» از پایان اسارت می‌گوید/ چطور به خانه برگردم؟
احمد یوسف‌زاده نویسنده کتاب «آن بیست و سه نفر» در خاطره‌ای از شنیدن خبر پایان اسارت یاد کرد و گفت: من چطور به خانه برگردم. در حالی که این همه شهید داده‌ایم و صدام هنوز رئیس جمهور عراق است!

خبرگزاری فارس: نویسنده «آن بیست و سه نفر» از پایان اسارت می‌گوید/ چطور به خانه برگردم؟



به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، احمد یوسف‌زاده نویسنده کتاب «آن بیست و سه نفر» خاطره‌ای از شنیدن خبر آزادی در اردوگاه‌های عراق را در اختیار این خبرگزاری قرار داده که به مناسبت روز 26 مرداد که روز آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی در سال 1369 است منتشر می‌شود: «داری وسط اردوگاه، زیر آفتاب گرم تابستان موصل قدم می‌زنی که یک دفعه بلندگو اعلام می‌کند: «ایها العراقیون الاماجد! سنزیع لکم بعد قلیل، بیاناً، رسمیاًّ، مهماًّ ...» هر جا هستی میخکوب می‌شوی. دلت می‌ریزد پایین، با خود می‌گویی: «راستی چیست این بیانیه مهم و رسمی که به زودی پخش می‌شود؟!» رادیو آهنگ عربی می‌گذارد و تو به راهت ادامه می‌دهی. اما هنوز به انتهای خیابان کم عرض میان اردوگاه که در آن ساعت گرم، خلوت است نرسیده‌ای که رادیو برنامه‌اش را قطع می‌کند و دوباره وعده می‌دهد که به زودی بیانیه‌ای رسمی از سوی فرمانده نیروهای مسلح که صدام حسین باشد قرائت خواهد شد. ذهنت آشفته‌تر می‌شود، وهم بَرَت می‌دارد که نکند عراقی‌ها از وضعیت پیش آمده بعد از قبول قرارداد، استفاده کرده‌اند و توانسته‌اند با یک حمله، بخشی از خاک وطنمان را تصرف کنند! می‌پیچی به سمت شلوغی اردوگاه، جایی که اسرای دیگر زیر بلندگوهای داخل راهروها تجمع کرده‌اند و با دلهره در انتظار شنیدن بیانیه صدام هستند. رادیو یک بار دیگر برنامه‌های عادی‌اش را قطع می‌کند و بالاخره آن بیانیه مهم و رسمی را قرائت می‌کند. صدام، پایان جنگ را قبول می‌کند و وعده می‌دهد که از سه روز دیگر، مبادله اسراء را شروع خواهد کرد. بیانیه تمام می‌شود. اسراء همچنان زیر بلندگوها ایستاده‌اند. بوی دل انگیز آزادی با امواج رادیویی آمده و در جان اسراء نشسته، اما عجیب است که آنها نه می‌خندند و نه از شادی به هوا می‌پرند! ایستاده‌اند و روزهای اول جنگ، عملیات‌ها، همرزمان شهید و چهره معصوم امام از جلو چشم ذهنشان عبور می‌کند. راه می‌افتی به سمت آسایشگاه، آنجا هم خبری از پایکوبی نیست. تو گویی به هیچ کدام از این آدم‌ها که سال‌ها میان این چهار دیواری به حبس بوده‌اند و شکنجه دیده‌اند، خبر آزادی نداده‌اند! جلوتر می‌روی، دوستی دست بر شانه‌ات می‌گذارد. می‌ایستی. می‌گویی: «علی! ما آزاد شدیم.» اشک می‌دود روی گونه‌هایش. شانه‌اش را می‌فشاری و دوباره می‌گویی: «علی! تمام شد! سه روز دیگر باید اینجا را ترک کنیم.» علی به گریه می‌افتد. شانه‌ات را محکم‌تر می‌فشارد و می‌گوید: «بله برادر، آزاد شدیم. همه چیز تمام شد ولی من دارم از غصّه می‌ترکم. من چطور به خانه برگردم. در حالی که این همه شهید داده‌ایم و صدام هنوز رئیس جمهور عراق است! احمد! به خدا قسم من از شرمندگی، روی رفتن به وطن را ندارم. من نمی‌توانم توی چشم‌های اشکبار مادر مسعود یمینی شریف زل بزنم و بگویم من سالم و قبراق برگشته‌ام.» علی مثل مادر فرزند گم کرده ناله می‌کند و ادامه می‌دهد: «احمد! گیرم که خجالت از شهداء را یک جوری توجیه کنیم که چرا نتوانستیم جنگ را با پیروزی تمام کنیم. گیرم آنقدر پُر رو بودیم که نگاه اشکبار مادران شهداء را هم تحمل کنیم تو بگو .... علی می‌زند زیر گریه و میان هق هق گریه، کلماتش شکسته و حزن آور از گلوی بغض آگینش بیرون می‌آید. می‌گوید: تو بگو، جای خالی امام را چطور تاب بیاوریم؟» انتهای پیام/و

94/05/26 - 12:19





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 25]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


فرهنگ و هنر

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن