واضح آرشیو وب فارسی:فارس: با شهدای امور تربیتی/۷۳
این معلم همیشه در مراسم دعای کمیل و توسل شرکت میکرد
شهید سید محمد حسینی مقدم از بنیانگذاران انجمن اسلامی در زادگاهش بود و فعالیتهای روابط عمومی انجمن را بر عهده داشت و در برگزاری دعای کمیل در شبهای جمعه و دعای توسل همیشه شرکت داشت و اغلب قرائت دعا به وسیله او انجام میگرفت.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، شهید سید محمد حسینی مقدم فرزند مرحوم حاج سید مرتضی در سال 1339 شمسی در روستای سربست از توابع دشتستان استان بوشهر متولد شد؛ در همان سنین خردسالی با کودکان هم سن و سالش بسیار مهربان و خوشرفتار بود. وی در دامن پدر و مادری مهربان، مؤمن و باتقوا تربیت یافت و در سن 5 سالگی جهت یادگیری قرآن به مکتب رفت و قرآن را به نحو احسن آموخت. ۶ ساله بود که روانه دبستان گردید و تا کلاس پنجم در زادگاهش به تحصیل ادامه داد؛ دوره راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان برازجان سپری کرد و دیپلم خود را در سالهای تحصیلی 58-57 دریافت کرد. در دوران انقلاب که مدرسهها به صورت تعطیل در آمده بود وی از موقعیت استفاده کرد و با تشکیل کلاس قرآن(مکتب)، اقدام به آموزش قرآن به داشآموزان مشتاق این روستا کرد. او از بنیانگذاران انجمن اسلامی در زادگاهش بود و فعالیتهای روابط عمومی انجمن را بر عهده داشت و در برگزاری دعای کمیل در شبهای جمعه و دعای توسل همیشه شرکت داشت و اغلب قرائت دعا به وسیله او انجام میگرفت. در سال 59 برای امرار معاش خانواده در کارخانه نساجی بوشهر مشغول به کار شد ولی طولی نکشید که در سال 62-61 به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در روستای بهمنیاری و فرخآور گناوه مشغول به خدمت به انقلاب اسلامی شد و در امور تربیتی و قرآن و اخلاق اسلامی، دانشآموزان را رشد میداد. به دلیل اخلاق اسلامی که شهید حسینی مقدم داشت، دانشآموزان مانند پروانه، گرد وجودش حلقه میزدند و از روشنایی شمع وجودش استفاده میکردند. وی پس از مدت کوتاهی به دبستانهای روستای حبوط منتقل شد و در دبستان سعادت و فاطمیه آن روستا به عنوان مربی پرورشی مشغول به خدمت شد؛ بیشتر فعالیتهای او در برگزاری مسابقات قرآن و تدریس آن به دانشآموزان بود. شهید حسینی مقدم اغلب شبها را به علت بارندگی و یا خرابی راه که نمیتوانست به منزل برگردد، در منزل همکارانش به سر میبرد و همکارانش اظهار میدارند که حتی در آن شبها نماز شبش ترک نمیشد. او چند روز پیش از شهادتش برای خداحافظی مجدد به دیدار شاگردان، همکارانش برگشت و گفت «برای امام دعا کنید و از خدا بخواهید که شهادت را نصیبم کند» و سرانجام برای دومین بار عازم جبهههای حق علیه باطل شد. سید محمد حسینی مقدم در عملیات بزرگ خیبر شرکت کرد و پس از دلاوریها و از خودگذشتگیها در تاریخ پنجم فروردین 63 بر اثر بمبارانهای شیمیایی مزدوران بعثی، به شهادت رسید. وصیتنامه شهید ما مرد جنگیم و از جنگ هراسی نداریم. با درود فراوان به پیشگاه حضرت بقیةالله(عج) و نایب بر حقش حضرت امام خمینی(ره) بتشکن و سلام و درود بر ارواح پاک همه شهیدان بالأخص برادران عزیزم سید ابراهیم و سید عباس. چند کلمهای خدمت برادر عزیزم جناب آقای سید علی حسینی مقدم عرض میکنم: سلام علیکم. ضمن عرض سلام، امیدوارم که حال همگی خوب باشد مخصوصاً مادر ارجمند و زحمتکشم که بینهایت حق برگردن من دارد و همچنین برادران ارجمند عزیزم و خواهران عزیزم. برادر عزیزم فکر میکنم این آخرین نامه و آخرین صحبت من باشد پس بر خود واجب دانستم در آخرین لحظات عمرم چند کلمهای با همگی شما صحبت کنم پس ای عزیزان اگر برادر خوبی برای شما نبودم مرا ببخشید و حق خود را برگردن من حلال کنید همچنین هم محلیهایم. زیرا بنده عاصی لحظاتی از عمرم را در کنار شما بودم پس شاید در این ایام نسبت به شما مرتکب بعضی از اعمال ناشایست مثل غیبت و عیبجویی، بدگویی شده باشم که شما را به خاطر خدا قسم میدهم که این بنده عاصی را به بزرگواری خودتان ببخشید. نامه را زمانی مینویسم که خود را مهیای عملیات بزرگی میکنم و اما این را بدان برادر، اگر رفتم و خدمت برادران عزیزم سید عباس و سید ابراهیم رسیدم سلام شما را به آنها میرسانم. در پایان برادر عزیز اگر جویای حالم هستید تا این دم صحیح و سالم هستم و هیچگونه ناراحتی ندارم به جز رسیدن به لقاءالله که آن هم امید است، امام را دعا کنید. انتهای پیام/
94/03/11 - 12:28
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 114]