واضح آرشیو وب فارسی:فارس: زندگی شهدای امور تربیتی/11
شهید هاشمزاده: مردم شهید پرورم، کینه و کدورتها را کنار بگذارید
در وصیتنامه شهید قاسم هاشمزاده هریسی آمده است: مردم شهید پرورم، بیایید دست اتحاد و برادری به هم بدهید. کینه و کدورتها و مسائل حقیر را کنار بگذارید و وحدت کلمه محبت و دوستی را جایگزین نمایید.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، شهید قاسم هاشم زاده هریسی در سال 1338 در شهرستان هریس در خانوادهای مذهبی و روحانی پا به عرصه وجود نهاد؛ دوران طفولیت را در دامن مادری با تقوا و سیده گذراند تا وارد مدرسه شد و شروع به تحصیل نمود و در ضمن تحصیل، به کشاورزی مشغول بود. در 10 سالگی مادرش را از دست داد. سپس نزد برادرش رهسپار قم شد. پس از اتمام دوره راهنمایی، وارد هنرستان برق صنعتی شده و در رشته اتومکانیک ادامه تحصیل داد. شهید هاشم زاده در سال 1355 از هنرستان فارغالتحصیل شد و مجدداً به تبریز آمده و در انستیتو فنی تبریز مشغول به خدمت شد. در سال 1358 به سنگر آموزش و پرورش شهرستان هریس راه پیدا کرده و با علاقه هر چه بیشتر مشغول انجام وظیفه شده و با لیاقت، تقوا و اخلاق خوبی که داشت، به عنوان اولین مسئول امور تربیتی انتخاب شد. زمانی که آمریکا در کردستان دست به توطئه زد تا بتواند به انقلاب ضربه بزند، شهید دست از مدرسه کشیده و عازم کردستان شد. زمان جنگ ایران و عراق، آن شهید با فرماندهی گروهان و گردان عازم جنگ شده و در تمام حملات، مسئولیت خطشکنی را بر عهده داشت. به طوری که در عملیات خیبر، نقش اساسی و حیاتی داشته و از ناحیه دست مجروح شد. پس از مدتی که هنوز دستش در گردن آویزان بود و نیاز به عمل جراحی داشت، به جبهه بازگشت و به عنوان معاون گردان خط شکن امام حسین (ع) لشگر ظفرمند 31 عاشورا جام شهادت را نوشید. قسمتی از وصیتنامه شهید: به نام «الله» پاسدار حرمت خون شهیدان و یاری دهنده مستضعفان و با درود بر تمامی پیامبران الهی از آدم تا خاتم(ص) و رهروان آنان از خاتم (ص) تا کنون و امامان به حق مکتب پرخون و حماسه تشیع و با درود فراوان بر امام کبیرمان، خمینی بتشکن، رهبر شکست ناپذیر انقلاب خونبار اسلامی و با سلام به امت شهیدپرور ایران. بارالها! تو را سپاس میگویم، زیرا حقیقت عشق را به من آموختی و در این دریای مواج غرقهام ساختی. تو را سپاس میگویم که تمامی زنجیرههایی را که نفسم بر وجودم کشیده بود، گسستی و تنها طوق بندگی خودت را به گردنم آویختی. سخنی چند با مردم شهید پرورم به خصوص مردم هریس دارم. مردم شریف و ایثارگر کشور خونبار اسلامی و همشهریان عزیزم! ما اینکه روزهای حساسی را پشت سر میگذاریم لحظاتی بس پرشور و هیجانی است که چشم دنیا به این روزهای حساس دوخته شده و چیزی نمانده که ابرقدرتهای دنیا به زانو درآیند. پس بیایید دست اتحاد و برادری به هم بدهید کینه و کدورتها و مسائل حقیر را کنار بگذارید و وحدت کلمه محبت و دوستی را جایگزین نمایید. سخنم با خانوادهام این است که: در فراغ ما هیچ غمگین و ناراحت نباشید بلکه در برابر خداوند شاکر باشید که این نعمت بزرگ شهادت را نصیب ما نمود و اگر خواستید گریه کنید، برای حسین (ع) گریه کنید. اما برادر بزرگوارم؛ به احمد و یونس، برادرزاده و عموزاده اسیرم بگویید که پس از اسارت شما با خدا عهد بستم تا پیروزی بر کفر و تا آزادی شما، دست از جبههها نکشم. به امید پیروزی رزمندگان اسلام و طول عمر رهبر کبیر انقلاب. انتهای پیام/
94/01/11 - 09:41
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 69]