تور لحظه آخری
امروز : دوشنبه ، 24 دی 1403    احادیث و روایات:  امام محمد باقر(ع):ميان حق و باطل جز كم عقلى فاصله نيست. عرض شد: چگونه، اى فرزند رسول خدا؟ فرمود...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

سایبان ماشین

دزدگیر منزل

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

صندوق تضمین

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

موسسه خیریه

واردات از چین

حمية السكري النوع الثاني

ناب مووی

دانلود فیلم

بانک کتاب

دریافت دیه موتورسیکلت از بیمه

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

درب فریم لس

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

پوستر آنلاین

بهترین وکیل کرج

بهترین وکیل تهران

خرید از چین

خرید از چین

تجهیزات کافی شاپ

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

قیمت بالابر هیدرولیکی

لوله و اتصالات آذین

قرص گلوریا

نمایندگی دوو در کرج

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

بورس کارتریج پرینتر در تهران

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کلینیک زخم تهران

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

خرید غذای گربه

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

مشاوره تخصصی تولید محتوا

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

تور بالی نوروز 1404

سوالات لو رفته آیین نامه اصلی

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تجهیزات و دستگاه های کلینیک زیبایی

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

ساندویچ پانل

ویزای ایتالیا

مهاجرت به استرالیا

میز کنفرانس

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1852956194




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

دختری 30 سال لباس مردانه پوشید


واضح آرشیو وب فارسی:پایگاه خبری آفتاب: دختری 30 سال لباس مردانه پوشید
در صفحه آخر ضمیمه تپش به اخبار جالب حدود 50 سال پیش پرداخته می‌شود، اخباری که از نظر نگارش، تیتر و محتوا بسیار متفاوت‌تر از اخباری است که این روزها در روزنامه‌ها چاپ می‌شود.
آفتاب: به گزارش جام جم، این هفته ماجرای دختر پسرنما و محاکمه مردی به اتهام قتل زن و کودکش را می‌خوانید که در روزنامه کیهان چاپ شده بود: برای یک مرد که زن و کودکی را خفه کرده تقاضای اعدام شد دادستان تهران برای مردی که همسر و کودک 9 ساله او را در خواب خفه کرده است، تقاضای اعدام کرد. پرونده این مرد برای رسیدگی به دادگاه عالی فرستاده شد تا او محاکمه شود. ساعت 9 صبح آذرماه گذشته پیرزنی به کلانتری 11 تهران اطلاع داد که دختر و نوه اش را در اتاق خفه کرده اند و احتمال می رود جنایت از سوی دامادش صورت گرفته باشد. ماموران پلیس به محل جنایت رفتند و در یکی از اتاق های طبقه دوم خانه با جسد زن و کودکی که روی تختخواب افتاده بود، مواجه شدند. اجساد آن دو به اداره پزشکی قانونی منتقل شد و پزشکان پس از معاینه نظر دادند که هر دو را خفه کرده اند. پیرزن در بازجویی به ماموران گفت: «شب گذشته دامادم به نام حسن که دستفروشی می کند، پس از خوردن شام با دختر و نوه ام به اتاقشان رفت. صبح زود وقتی برای نماز بیدار شدم او را دیدم که بسرعت از خانه بیرون می رود. به این مساله اهمیتی ندادم و مشغول تهیه صبحانه شدم. حدود ساعت 9 صبح وقتی رفتم دختر و نوه ام را از خواب بیدار کنم، دیدم هر دو مرده اند. دخترم، پری سال قبل با داشتن یک کودک شیرخوار از شوهر اولش طلاق گرفت و پیش من برگشت. شش ماه قبل حسن که در همسایگی ما سکونت داشت، به خواستگاری پری آمد و با هم ازدواج کردند. داماد جدیدم چند سال قبل زنش را کشته بود و مدت هشت سال در زندان بود، ولی چیزی از این ماجرا نمی دانستیم.

جستجو عکس های قاتل فراری در سراسر کشور بین ماموران پخش شد و جستجو برای یافتن او آغاز گردید. سرانجام گروهی حسن را در شهر بابل دیدند و دستگیرش کردند اما او منکر قتل شد و گفت: «من یک کشاورز ساده ام که پس از مراجعه به سوابق وی دریافتند که این شخص دروغ می گوید و همان کسی است که در سال 28 زن اولش را در تهران به قتل رسانده و مدت هشت سال در زندان به سر برده است.ماموران او را به دادسرای تهران فرستادند و بازپرس از وی به تحقیق پرداخت و سرانجام اعتراف کرد که همسر و فرزند او را خفه کرده و سپس به بابل گریخته است. بازپرس با اعترفات صریح متهم، او را مجرم شناخت و دادستان تهران نیز برایش تقاضای مجازات اعدام کرد. کیهان- 17 بهمن 1342 دختری 30 سال لباس مردانه پوشید دختری سی ساله ای که تمام مدت عمرش را در لباس مردانه گذرانده در قریه ای در حوالی شهرستان مسجد سلیمان زراعت می کند. این دختر سی ساله هنوز عاشق نشده است. خبرنگار ما با این دختر مرد نما مصاحبه ای کرده است که از نظر شما می گذرد. وقتی به ده رسیدم سراغ هاجر را گرفتم، به منزل او رفتم، گفتند که در مزرعه است. نشانی مزرعه را گرفتم و او را پیدا کردم. وقتی با او روبه رو شدم، پرسیدم با هاجر کار دارم. گفت بفرمائید خودم هستم! وقتی این حرف را شنیدم یکه ای خوردم و سراپای او را ورانداز کردم. از نگاه من تعجب کرد و گفت با من چکار داری؟ گفتم می خواهم راجع به زندگی شما تحقیق کنم و! هنوز جمله من کامل نشده بود که گفت مامور وزارت کشاورزی هستی؟ گفتم: نه! شنیده ام که شما زن هستید و در لباس مردها زندگی می کنید! هاجر ناراحت شد و مرا به خانه خود برد. بعد خود را معرفی کردم و از او خواستم ماجرای زندگی خود را برایم شرح دهد. او گفت من 30 سال از عمرم می گذرد. از روزی که خود را شناختم، لباس مردانه پوشیدم و مردانه زندگی کردم. این کار مرا به صورت یک مرد درآورده به طوری که حس می کنم از زن ها بدم می آید. کمتر کسی است که بداند من زن هستم همه مرا یک مرد می دانند. سال گذشته هم مانند مردان ده، صد من گندم و جو کشت کردم و محصول برداشتم. وقتی او مشغول صحبت بود به صورتش خیره شدم، چین و چروک های زیادی صورت او را پوشانده بود. او متوجه نگاه من شد و گفت این چین و چروک ها هر کدام از غصه و ناملایماتی است که در زندگی من وجود داشته است. من غیر از لذت غم، لذت دیگر نچشیده ام. هاجر گفت مادر و پدرم چون پسر دوست داشتند موقعی که من به دنیا آمدم لباس پسرانه به تنم کردند و وقتی هم بزرگ شدم به آنها احترام گذاشتم و لباس مردانه پوشیدم و حالا هم حاضر نیستم که لباس مردها را از تنم بیرون بیاورم. هاجر گفت که من در تمام مدت عمرم هنوز عاشق نشده ام و تصمیم هم ندارم که شوهر کنم. در ده با مردان مانند خودشان رفتار می کنم و آنها هم مرا از جنس خود می دانند.

از هاجر پرسیدم تا به حال مریض نشده ای؟ گفت چرا. پرسیدیم به مریض خانه رفته ای؟ اظهار کرد: نه! هر وقت مریض شدم به دکتر مراجعه نکردم چون وحشت داشتم که مبادا از جنسیت من اطلاع پیدا کند و آبرویم برود. سوال کردم آیا می خواهی تا آخر عمر تنها زندگی کنی؟ گفت بله می خواهم زراعت کنم و از پدر و مادرم نگهداری نمایم. هاجر در پایان گفت: من از مقامات وزارت کشاورزی تقاضا دارم که به من وام کشاورزی بدهند تا بتوانم کشت و زرع کنم و به همین زندگی ادامه دهم.




تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۰





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: پایگاه خبری آفتاب]
[مشاهده در: www.aftabnews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 84]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن