تبلیغات
تبلیغات متنی
محبوبترینها
قیمت انواع دستگاه تصفیه آب خانگی در ایران
نمایش جنگ دینامیت شو در تهران [از بیوگرافی میلاد صالح پور تا خرید بلیط]
9 روش جرم گیری ماشین لباسشویی سامسونگ برای از بین بردن بوی بد
ساندویچ پانل: بهترین گزینه برای ساخت و ساز سریع
خرید بیمه، استعلام و مقایسه انواع بیمه درمان ✅?
پروازهای مشهد به دبی چه زمانی ارزان میشوند؟
تجربه غذاهای فرانسوی در قلب پاریس بهترین رستورانها و کافهها
دلایل زنگ زدن فلزات و روش های جلوگیری از آن
خرید بلیط چارتر هواپیمایی ماهان _ ماهان گشت
سیگنال در ترید چیست؟ بررسی انواع سیگنال در ترید
بهترین هدیه تولد برای متولدین زمستان: هدیههای کاربردی برای روزهای سرد
صفحه اول
آرشیو مطالب
ورود/عضویت
هواشناسی
قیمت طلا سکه و ارز
قیمت خودرو
مطالب در سایت شما
تبادل لینک
ارتباط با ما
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
آمار وبسایت
تعداد کل بازدیدها :
1833418475
مهمترين عناوين سر مقاله هاي روزنامه هاي صبح امروز
واضح آرشیو وب فارسی:ایسکانیوز: مهمترين عناوين سر مقاله هاي روزنامه هاي صبح امروز
تهران - خبرگزاري ايسكانيوز : انتقادات از مجلس هشتم و دولت نهم و اشاره به مبعث پيامبر اكرم (ص) يكي از مهمترين اولويتهاي سرمقاله هاي روزنامههاي صبح امروز بود كه در زير نمونه هاي از آن را مي خوانيم.
بهار احزاب!
روزنامه اعتماد ملي سر مقاله صبح امروز خود را به موضع احزاب اختصاص داده و آورده است :
سخنان مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در ميان اعضاي شوراي مركزي آن حزب در همدان دربردارنده نكات مهم و كليدي است. چند ماهي ديگر وارد انتخابات رياستجمهوري ميشويم. متناسب با روند تحولات سياسي در ماههاي آتي تمام جريانات، گروهها و احزاب سياسي، خود را براي اين امر مهم آماده ميسازند.يكي از مهمترين اتفاقات انتخابات رياستجمهوري پيشين، ولادت حزب اعتماد ملي از دل آن رقابتها است. مهدي كروبي به عنوان يكي از اصليترين كانديداهاي رياستجمهوري، هرچند به هر دليلي موفق به نيل به كرسي رياستجمهوري نشد، اما انديشه سازماندهي و تشكيل يك حزب سياسي و همهگير را عملي كرد.
به گزارش ايسكانيوز اين روزمامه در ادامه آورده است : دنياي سياست در عصر مدرن بدون احزاب هيچ معنا و مفهومي ندارد. جوامع سياسي مدرن وامدار نگرش و تعامل حزبي هستند. فقدان نهادهاي اجتماعي و سياسي سازمانيافته و عدم فعاليتهاي حزبي تنها مختص جوامع بدوي و سنتي است. انقلاب اسلامي با خود ميراث و ارزشهاي فراواني را به همراه داشت. يكي از آن رهاوردها موافقت امام خميني(ره) براي تشكيل حزب در ايران است. حزب جمهوري اسلامي محصول آن انديشه بود ولي نبايد كتمان كرد، در جامعهاي كه فرهنگ استبدادي هزاران ساله را در خود دارد و نگرش پدرسالارانه و تمركزگرا، اصليترين نگره سياسي در طي قرون بوده است، رهيافت كار جمعي به جاي كار فردي، رفتار آسان و تصميم بساماني نخواهد بود. با اين همه در سالهاي گذشته، احزابي در ايران شكل يافتند كه به تناسب، پراكنده، سازماندهي شده، قدرتمند و يا ضعيف بودهاند.حزب اعتماد ملي محصول تحولات اخير و با پشتيباني ذهنيتي متعالي است، اينكه دبيركل حزب اعلام ميكند، در انتخابات آتي كانديداي حزبي خواهيم داشت، متوجه كاركرد اصلي حزب و انتظاري است كه جامعه از آن دارد.انتخابات بهار احزاب در دنيا است. موجب نشاط، انبساط و تجميع اعضا و هواداران خواهد شد.
مانيفست و برنامههاي اداره دولت به شكلي بنيادين طرح و جامعه براي توجه به آن فرا خوانده ميشود. تكيه بر كانديداي حزبي به معناي ساز جدا نواختن نيست. همانطور كه ايشان اظهار داشتند، فرصت براي كار جمعي و نيل به وحدت سياسي وجود دارد. اما اين امر نيازمند تمركز سياسي جريانات و گروههاي سياسي بر اهداف، برنامهها و كانديداهاي خويش است. آنگاه متناسب با تحولات داخلي و بينالمللي و متكي بر واقعيتهاي محتوم عرصه سياست در ايران و البته نهتنها مبتني بر آرمانها كه با عنايت به واقعيتهاي سپهر سياست در ايران، اصلاحطلبان ميتوانند به يك جمعبندي نهايي دست يابند، اما آنچه در اين ميان اهميت دارد، تمركز بر كار حزبي، انسجام بيشتر، گسترش تشكيلات، رسيدن به مدلي جامع براي ايجاد سبدهاي گسترده جذب آرا و هشياري براي مقابله با خط تفرقهافكني مخالفان و رقباي اصلاحات است.
كدام «كشكي»تر است؟
روزنامه آفتاب يزد با عنوان« كدام كشكي»تر است؟! آورده است : تـعـدد و تـكـثـر سوژهها در عرصههاي گوناگون سـيـاسـي اقتصادي، اجتماعي و بينالمللي، نعمت بزرگي براي مسئولان دولتي است. آنها بدون آنكه به مدت طولاني تحت حملات انتقادي براي يك سوژه خاص باشند و با استفاده از سرگرمي مردم و رسانهها به سوژههاي جديد– كه هر روز خلق ميشود – سوژههاي قبلي را پيگيري و به نتيجه دلخواه خود ميرسانند. اين وضـعـيـت، شـايـد بـعضي مديران را دچار خوشحالي مقطعي كند در صورتي كه در بسياري از موارد، بي اعتنايي به انتقادها و يا سرگرمسازي مردم به سوژههاي جديد، هزينههاي سياسي، مالي و معنوي غيرقابل جبران– و يا غير ضروري – براي كشور و مردم دارد.
اين روزنامه در ادامه آورده است : اما واكنش مقامات و افراد ذينفوذ در برابر آنها، نسبت به هزينههاي فعلي و آينده، غير قابل توجه است. در حالي كه همين مقامات، در گذشته سوژههايي به مراتب كم اهميتتر كه مرتبط با رقيب سياسي بوده است را با عباراتي تند و تيز مورد انتقاد قرار دادهاند. به نظر ميرسد مخاطبان اين ستون، هماكنون نمونههايي در ذهن دارند كه نگارنده را از ذكر مثال براي اثبات مدعاي خود بينياز ميكند. اما يك نمونه ظاهراً ساده، آنقدر اهميت دارد كه يادآوري آن را ضروري مي سازد.
پس از بركناري نه چندان ناگهاني دانش جعفري از مسئوليت وزارت دارايي، او با زباني آرام، دست به افشاگريهاي تند نسبت به روشهاي تصميمسازي و تـصـميمگيري اقتصادي در دولت زد كه پس از آن، مسئولان دولتي هم با استمداد از رسانههاي در اختيار، اتهاماتي متوجه او نمودند كه سادهترين آنها بود. اين ادعاي دولتمردان اگر چه در نگاه اول، پاسخگويي به افشاگريهاي بي سابقه دانش جعفري تلقي مي شد اما نشان ميداد كه اختلاف نظر رئيس دولت با دانش جعفري، در شب عزل وزير، كشف نشده است بلكه سابقهاي نسبتاً طولاني – حداقل در ذهن رئيس جمهور و مشاوران نزديك او – داشته است. بر همين اساس، پايبندي به رفتار قاعدهمند و هوشيارانه ايجاب ميكرد كه همزمان با تصميمگيري براي عزل وزير، براي جانشين او نيز تدبيري انديشيده شود. اما نه تنها اين كار انجام نشد، بلكه تا پايان دوره سه ماهه قانوني نيز نامزد مورد نظر براي تصدي اين وزارتخانه مهم و كلـيـدي، به مجلس معرفي نگرديد. اين رفتار، به خودي خود داراي اشكالات فراوان بود اما حوادث حاشيهاي و بعدي آن را ميتوان از برخي جهات، زيانبار تر از تأخير دولت دانست. رئيس جمهور دقيقاً در روز پاياني مهلت قانوني خود، طي نامهاي به رهبري نظام، از ايشان تقاضا نمود كه با اعمال اختيارات ولايتي، اجازه دهند دوره سرپرستي صمصامي در وزارت دارايي تمديد گردد كه اين درخواست مورد پذيرش قرار گرفت. اما آيا واقعاً دولت هيچ چارهاي جز اين كار نداشت؟ به عبارت ديگر، آيا بهتر نبود كه دولت با انجام به موقع وظايف خود، استفاده از جايگاه رفيع ولايت فقيه براي اين مــوضــوع عــادي و كم اهـمـيـت را اجـتـنـاب نـاپـذيـر نمـيسـاخت؟ راستي كساني كه ميخواهند الگوي حكومتي ايران را به دنيا معرفي و نقش استثنايي ولايت فقيه براي حل معضلات پيچيده را به جهانيان نشان دهند، تاكنون به اين موضوع انديشيدهاند كه خرج كردن اين جايگاه براي جبران كم كاري دولت، تا چه حد غيرمنطقي و هزينهساز است؟ البته توضيحات بعدي دولتيها در اين مورد، وضعيت را پيچيدهتر كرد. زيرا آنها مـدعـي بـودنـد كـه بـدليـل تلاقـي پـايان دوره قانوني سرپرستي صمصامي با تعطيلات نمايندگان مجلس، ناچار به اين اقدام شدهاند! اما پايان يافتن تعطيلات مجلس و عدم معرفي نامزد تصدي وزارت اقتصاد در نخستين جلسه بعد از تعطيلات، نشان داد آنچه كه توسط تعداد زيادي از مديران دولتي درخصوص علت عـدم معـرفـي وزيـر پيشنهـادي اقتصـاد مطرح شده، بهانهاي بيش نبوده است.
به گزارش ايسكانيوز اين روزنامه با اشاره به سياست هاي علي لاريجاني ادامه داده است « البته علي لاريجاني در نطق پيش از دستور خود دلايلي ارائه نمود تا نشان دهد ادعاي دولتمردان در اين مــورد، واقـعيـت نـداشتـه اسـت، امـا از او كـه سـابقـه اظهارنظرهاي بسيار تند و تيز در مورد اصلاح طلبان دارد توقع ميرفت كه در اين مورد، كمي جديتر برخورد كند. آقاي لاريجاني لابد به ياد دارد كه وقتي نمايندگان مجلس ششم، عدهاي از همكاران او در صداو سيما را زيـرسـوال بردند، تحقيق و تفحص مجلس ششم را خواند. در حالي كه او دو روز قبل، در برابر ادعاهاي مكرر سران دولت نهم كه زيان حيثيتي براي نمايندگان مجلس داشت، به يك توضيح سربسته و بسيار ملايم اكتفا نمود. عبور ملايم لاريجاني از كنار اين موضوع در حالي صورت گرفت كه بدون ترديد فرافكني بعضي از مسئولان دولتي، اين تلقي را در بسياري از مردم ايجاد كرد كه نمايندگان مجلس، هنوز از راه نرسيده به مرخصي رفتهاند و كار كشور و مردم را معطل گذاشتهاند.
البته همان طور كه در بالا آمد، عدم معرفي وزير در جلسه روز يكشنبه و حتي يك روز بعد از آن، ثابت كرد كه ادعاي مطرح شده توسط مسئولان دولتي، واقعيت نداشته است. اكنون بايد از آقاي لاريجاني سوال كرد كه در مقايسه و ادعاي غيرواقعي بعضي از دولتمردان درخـصوص علت عدم معرفي وزير اقتصاد در مهلت قانوني، كداميك تر بود؟ رئيس قوه مقننه كه در زمان تصدي رياست صداوسيما، براي دفاع از چند مدير زيردست خود، گزارش قانوني مجلس را ناميد، آيا نبايد براي دفاع از حيثيت 290 نماينده مجلس هشتم – كه او سخنگوي آنهاست– به مردم ميگفت
در مسير معرفي وزير
روزنامه آفرينش نيز با اشاره به حواثي كه امروزه در حاشيه هاي مجلس بر سر معرفي وزير رخ مي دهد آورده است : برخي نمايندگان مجلس از چندهفته قبل تذكرات خود را به دولت براي معرفي وزير پيشنهادي اقتصاد شروع كردند، اما ظاهرا اين تذكرات با نوعي بي اعتنايي دولت مواجه بوده است.نتيجه آنكه به علت عدم معرفي وزراي پيشنهادي، وزارتخانه هاي اقتصاد و دارايي، كشور و راه و ترابري كماكان با سرپرستي اداره مي شوند.
طبق قانون اساسي، رئيس جمهوري مي تواند براي وزارتخانه هايي كه وزير ندارد حداكثر براي مدت3 ماه سرپرست تعيين كند. بنابراين مدت سرپرستي قانوني صمصامي در مهمترين وزارتخانه اقتصادي دولت در 28 تيرماه پايان يافته است.
بي آنكه دولت به انتظار مردم ومجلس طي هفته هاي اخير براي معرفي وزير پيشنهادي براي وزارتخانه مذكور پاسخي دهد.
اين مسئله به نوعي موجب كاهش اميد سرمايه گذاران و فعالان اقتصادي به آينده اقتصاد كشور خواهد شد; چرا كه دستگاه اقتصاد كلان كشور همچنان متصدي رسمي ندارد. .
نكته مهم ودرعين حال مبهم دراين ميان اصرار ريس جمهوري بر استفاده از مهلت 3 ماهه براي اداره برخي وزارتخانه با سرپرست است آنهم درخصوص وزارتخانه حساسي چون اقتصاد و آنهم در شرايطي كه طرحهايي مثل تحول بزرگ اقتصادي درجريان بوده و بخش عمده فشارهاي خارجي نيز اقتصادي است.بنا بر برخي گمانه زني ها علت تاخير در معرفي وزير پيشنهادي وزارت اقتصاد، رويكرد منفي مجلس نسبت به صمصامي است.
گويا اظهارنظرهاي اخير وي خصوصا درباره عدم ارتباط ميان نقدينگي و تورم و همچنين مقابله هاي وي با رئيس كل بانك مركزي-كه سياستهايش مورد تاييد قاطبه كارشناسان اقتصادي و نمايندگان مجلس است- موجب بي ميلي نمايندگان مجلس به صمصامي شده و فعلا رايزني دولت و مجلس در اين خصوص ادامه دارد.
يادآوري اين نكته نيز ضروري است كه 3 ماه فرصتي را كه قانون اساسي براي تعيين سرپرست در يك وزارتخانه تا معرفي وزير پيشنهادي به مجلس پيش بيني كرده است، زمان مناسبي است تا رئيس دولت گزينه خود را انتخاب و معرفي كند، حال آنكه درشرايط كنوني اين مهم عملا به آخرين لحظات انتقال يافته است. رئيس دولت بايد در اين زمينه پيش بيني هاي لازم درباره احتمال راي اعتماد ندادن مجلس به يك داوطلب وزارت در اولين مرحله و لزوم انتخاب و معرفي فردي ديگر براي بررسي ديگر در مجلس را لحاظ كند تا بيان كاملا صريح قانون اساسي مبني بر حداكثر 3 ماه براي اداره يك وزارتخانه توسط سرپرست امكان عملياتي شدن پيدا كند.
از همه مهمتر اينكه پايان 3 ماه سرپرستي، نبايد آغازي براي معرفي نامزد يا نامزدهاي وزارت تلقي شود; چرا كه دوره بررسي برنامه ها و صلاحيت هاي وزير پيشنهادي در مجلس در فاصله پايان دوره سرپرستي و آغاز دوره وزارت، يك دوره زماني مازاد بر 3 ماه سرپرستي است كه موضوع اصل 135 قانون اساسي است.
به گزارش ايسكانيوز اين روزنامه با توجه قرار دادن اهميت وزير در تحول كشور آورده است: امروزه كه كشور در شرايط حساسي به سر مي برد و وزارتخانه مهمي چون اقتصاد و دارايي قطعا نبايد در بلا تكليفي به سر برد. مديريت امور يك وزارتخانه توسط سرپرست، نمي تواند راندمان بالايي داشته باشد چرا كه نمي تواند استراتژي ميان مدت و بلند مدت تدوين كرد، لذا بهتر است دولت در يك تعامل دو طرفه با مجلس، تكليف وزارت اقتصاد را مشخص كند.
از سوي ديگر هم اكنون كه دولت درگير تدوين و اجراي طرح تحول بزرگ اقتصادي است و اجرايي شدن آن نيازمند وجود يك تيم اقتصادي قدرتمند، كارشناس و پاسخگو است بسيار مهم و ضروري به نظر مي رسد و طبعا بيش از همه مشخص نبودن وزير خلايي بزرگ وغيرقابل توجيه در اين تيم به شمارمي رود..
نكته قابل تامل آن است كه اگر معرفي وزير براي وزارتخانه هاي بي وزير در يك تعامل مثبت با نمايندگان و در فرصتي غير از دقيقه 90 يا حتي وقت اضافه، صورت مي گرفت، عملا حواشي كار نيز كاهش يا حتي به صفر مي رسيد و در مجلس شاهد تذكرات و اظهارات نمايندگان در خصوص عملكرد دولت نمي بوديم. و بالاخره اين كه، اگر دولت در اين فكر است كه با معرفي وزير در دقيقه 90، مي تواند راي مصلحتي براي وزارتخانه هايش بگيرد، عملا اصول شايستگي براي كرسي هاي مديريتي زير سوال مي رود. پس از دولت انتظار آن است كه هرچه سريعتر بر اين بدعت خويش خط بطلان كشيده، وزير مربوطه را به مجلس هشتم معرفي كند. اقدامي كه دولت موظف به انجام آن است.
«دولت يوميه» و نهاد ناآرام جامعه
روزنامه كارگزارن در سرمقاله خود به بااشاره به سياسيت هاي دولت در حوزه هاي اقتصادي و سياسي آورده است: التهاب، ابهام، بلاتكليفي و احتمال تغيير ناگهاني در وضعيت همه چيز، از سياستها و برنامهها گرفته تا مسوولان و متصديان، اين بختك «احساس بيثباتي» است كه اين روزها حتي تا اندرون خانهها، بر يكايك نيازهاي اوليه زندگي ايرانيان، از خوراكي و پوشاكي و مسكن و سوخت و آب و برق گرفته تا كتاب و سينما و نوع پوشش و وبلاگ و استاد دانشگاه و غيره سايه افكنده است! آيا اين گونه پريشاني و سردرگمي و روان سراسر اضطراب و دلواپسي نسبت به فردا، در هيچ جامعهاي راه به رشد و توسعه و رونق و فرداي بهتر خواهد برد؟! ميگويند ـ و گاه آمرانه و تلخ ـ كه چرا همواره از نابسامانيها و كموكاستيها گلايه ميكنيد؟ چرا سياهنمايي! و بزرگنمايي مشكلات مردم را همچون ابزار سياسي براي شكست رقيب مورد استفاده قرار ميدهيد؟! شگفتا! كه گويي در اين سرزمين، در كنار مردماني كه هر روز بيش از پيش در چنبره مشكلات دامنگستر دست و پا ميزنند، زندگي نميكنند! اگر «بيخبري» حاكمان و متوليان نسبت به اوضاع جامعه، «ضعف و ناشايستگي» قلمداد شود، «بياحساسي» آنان را جز «گناه و تقصير» نميتوان محسوب كرد و آنگاه كه بهرغم آگاهي و مشاهده عيني مشكلات مردم، به «انكار» آن و حتي به تخطئه منتقدان و هشداردهندگان ميپردازند، دانسته و نادانسته، مرتكب «جفاكاري و فريب و خيانت» خواهند شد. دولت نهم و به ويژه متوليان و مشاوران تبليغاتي آن، همواره منتقدان را به چوب اين اتهام راندهاند كه: «واقعيتها را وارونه جلوه ميدهيد، موفقيتها را ناديده ميگيريد، انگيزه انتقامجويي سياسي داريد، قصد بازگشت به قدرت از كف رفته را داريد وگرنه مردم، دولت منتخب خود را قبول دارند و كارنامهاش را تاييد ميكنند!»
به گمان من و با اين همه دستاوردهاي مشعشع! كه زندگي روزمره اكثريت مردم را در همه زمينههاي معيشتي دچار «چهكنم، چهكنم» كرده، اگر كسي باشد كه اين وضعيت را «مطلوب» معرفي كند، يا در زمره «شريكان» ايجادكننده شرايط كنوني است يا در شمار «بهرهمندان خاص» و اگر غير از اينها باشد، به احتمال دچار نوعي «خودآزاري» رواني شده است!
در كنار همه ويژگيها و القاب اختصاصي كه به اعتبار نوع نگرش در رفتار دولت نهم به آن داده شده، يك «عنوان افتخاري» ديگر را نيز بايد تقديم اين عزيزان كرد: «دولت يوميه»! ميدانيد چرا؟ به خاطر اينكه در وضعيت كنوني اداره كشور همه چيز يوميه است: از سياستگذاري گرفته تا تصميمگيري و برنامهريزي، از انتصاب و انفصال مسوولان گرفته تا ساختار و تشكيلات اداري و بهويژه از مقررات و ضوابط گوناگون فعاليتهاي توليدي و صنعتي و كشاورزي و خدماتي گرفته تا قيمت همه نيازمنديهاي زندگي مردم و كميابي يا فراواني آنها در بازار!
تنها بازار مسكن نيست كه همچون «موش آزمايشگاه» ابزار سنجش سياستهاي روزمره و تغييريابنده ميشود و سرانجام با دستكاريها و دخالتهاي نسنجيده به اين وضعيت ديوانهوار دچار ميگردد. يك روز مردم را براي پرداخت وام 10 ميليون توماني و 18 ميليون توماني به صف ميكنند، يك روز بوق پايان وام را ميدمند، يك روز به خريداران وعده وام ميدهند، روز ديگر، تنها به سازندگان!
يك ورز سر كيسههاي پرداخت تسهيلات را با «بهرههاي دستوري» شل ميكنند، روز ديگر به دليل آشفتگيهاي حاصل از آن سياست بيدر و پيكر، پرداخت تسهيلات را متوقف ميكنند!
يك روز حتي با افزايش 10 درصد به قيمت سالانه بنزين، مخالفت ميكنند و شعار «تثبيت قيمت سوخت» و هديه نوروزي به مردم را سر ميدهند و روز ديگر به جيرهبندي بنزين متوسل ميشوند و سرانجام، اين روزها با آب و تاب فراوان، سخن از واقعي كردن قيمت بنزين و پرداخت مستقيم يارانه به ميان ميآورند.
يك روز شعار خودكفايي در توليد گندم و برنج و حتي روغن و جو و صادرات برخي از اين اقلام و نيز محصولات باغباني سر ميدهند، واردات نهادههاي كشاورزي از قبيل كود و سم را به بخش خصوصي واميگذارند و روز ديگر دوباره تشكيلات و سازكار دولتي را براي اين كار بسيج ميكنند و «هلّم جرّا»!
در عرصه فرهنگ و هنر و دانشگاه و آموزش و پرورش نيز وضع در چنين حال و هوايي است. هيچ اعتباري نيست، شايد امروز براي نمايش يك فيلم، براي انتشار يك كتاب، مجوز صادر كنند و فردا آن را باطل! مگر نكردهاند؟!
و از همه ملموستر، آزارندهتر، غول بيشاخ و دم «تورم» افسارگسيخته است كه از شيشه تقدير زندگي مردم بيرون آمده است.
گاه قيمت يك كالا، از امروز تا فردا متغير و رو به افزايش است. دامنه اين تزلزل، اين بيقراري و بلاتكليفي و روزمرگي، اين عدم اطمينان به پايداري وضعيت زندگي و كار و سرمايه و حتي امنيت و حقوق اجتماعي و شهروندي تا به كجا كشيده خواهد شد؟ نميدانم! جالب اين است كه متوليان كشور گاه با چنان خونسردي حسرتانگيزي نسبت به اين مسائل برخورد ميكنند كه انگار نه انگار!
البته در ايجاد اين حالت بيخيالي يا تظاهر به خونسردي، يكدستي سياسي حاكميت، نقش مهمي داشته اما قضيه بالاتر از اين است.
چه بسا اگر نهادهاي مسوول نظارت، اعم از مجلس و بالاتر از آن اراده و سازوكار جدي و متناسب براي سنجش عملكرد مديريت كشور را داشتند و خود نيز در برابر افكار عمومي ملزم به پاسخگويي بودند، وضعيت به اينجا نميرسيد.
بيگمان، وضعيت نابسامان كنوني در مديريت اجرايي كشور دستپخت مجموعه حاكميت و نيز حاميان سياسي دولت نهم است كه از هيچ پشتيباني و فراخدستي براي اين «دولت يوميه» فروگذار نكردهاند!
اگر در واپسين سال مسووليت دولت نهم، اندك چارهاي براي توقف يا كند كردن اين روند «بيثباتي» و «روزمرگي» متصور باشيم، نقطه آغاز ضروري و اجتنابناپذير آن دو چيز است:
1 – بازگشت مجلس به جايگاه اصيل پارلمان يعني پرهيز از شيوههاي «وكيلالدولهاي» و برخورد جدي در امر نظارت بر خط مشي و عملكرد دولت در همه زمينهها اعم از سياست خارجي، تصميمات اقتصادي، مديريتي، رسانهاي، فرهنگي و بهويژه برنامهريزيهاي انتخاباتي براي دوره بعد.
2 – بازگشت حاميان سياسي دولت نهم از موضع «مدافع محض» به موضع «منتقد دلسوز» و مرزبندي جدي نسبت به ضعفها و ناكارآمديها.
اميد ميرود با چنين رويكردي دستكم زمينه تحكيم اعتماد و احساس ثبات و اميدواري به آينده در افكار عمومي مردم فراهم و تقويت شود و «دولت يوميه» به بايگاني سپرده شود.
بعثت و كرامت
روزنامه رسالت نيز سرمقاله صبح امروز خود را مبعث پيامبر اكرم (ص) اختصاص داده و آورده است: ظهور اديان الهي، بسان بهارى است كه جانها را از خمودگى خزان و سكون زمستان به در آورده و طراوت نسيم و تابندگى آفتاب بهاران را به ارمغان مىآورد و باران آسمان مصفاى ملكوت را به زمين تيره ناسوت مىافشاند و بذر بصيرت و فضيلت را از مزرع نفوس، مىروياند؛ و ظهور آخرين رسول خدا و اولين علت خلقت و پديدارى واپسين بعثت نبي، يعنى مبعث حضرت محمد مصطفى ارواح العالمين له الفداه، پايدارترين بهار آفرينش است كه عطر ياسمنهاى وحى را در سراسر گيتى گسترد و جغرافياى جهان را در نورديد و تاريخ را تا رستاخيز آفريدگان، روشنا بخشيد.
اسلام محمدي، آخرين حلقه از حلقات قيام مرسلين و آخرين مرحله از دوره تعليم و تربيت بشر است كه به علت تكامل عقول و ارتقاى بينش و خرد جمعى انسان، نهايت نياز انديشه و عاطفه خلق با عالىترين و كاملترين تعاليم وحياني، پاسخ داده شد و تمامت ادوار آخرين برهه هستى را در برگرفت و همه زواياى زندگى روحانى و جسمانى مخلوقات با برخاستن سروش آسمانى خاتم النبيين كه عقل كل است و كل عقلانيت، به كمال رشد و هدايت نايل شد و شمهاى از شئون حيات بنىآدم، باقى نماند مگر آنكه فرامين الهى مرتبط با آن، به واسطه ابلاغ وحى و رسالت رسول اعظم حق، تنزيل و تبيين شد.
مبعث رسول عطوفت و عدالت، حضرت محمدبن عبدالله (ص) در واقع، عيد سعادت بشريت است، چه اينكه درمان دردهاى بىشمار بشر را در عناصر شفابخش بعثت مىتوان يافت؛ هدايت، حكمت، كرامت و عدالت. از ديرباز تا امروز، دردهاى مزمن جوامع انساني، همسان بوده و خواهد بود. همواره آنان از ظلم، گمراهي، تبعيض، فساد و فقر، در رنج بوده و هستند، لذا بعثت نبى اعظم حقتعالي، پيام رحمت و كرامت پروردگار را در گستره گيتى گستراند و علم و عمل صالح و مكارم اخلاقى را يگانه راه نجات جوامع از ضلالت و رنج، برشمرد. در نخستين آيات نازل شده بر پيامبر اعظم، عبارت “ربك الاكرم” به اين معنا اشاره دارد كه خداوند، افزون بر خلق انسان، پيوسته تربيت و رشد او را مدنظر دارد و موضوع تعليم و تربيت او نيز كرامت و سجاياى اخلاقى است همان گونه كه وحى الهى و پيام رسان آن نيز سرشار از كرامت است؛ “انه لقول رسول كريم” (تكوير، 19.) خداوند كريم، به صورت فطرى نيز به انسانها كرامت عطا فرموده است؛ “لقد كرمنا بنىآدم” (اسراء، 70) ارسال پيامبران نيز براى به فعليت رساندن اين كرامت مكنون در نهاد مردم است، همان گونه كه حضرت خاتم الانبياء (ص) فرمود؛ “انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق” (ميزان الحكمه، ج 3 )
آنان كه در زمين، كرامت نفس خويش را زير پا نهاده و به استكبار و عصيان روى آورده و از ولايت الهى به در آمدهاند، هرگز به فلاح و فوز و فضيلت نخواهند رسيد، اگرچه در امور دنيايى خويش سرآمد باشند. اينان كتاب كريم نفس را نگشوده و مكتب كرامت را رها كردهاند و در نتيجه، خود را از نفحات قدسى بعثت انبياى عظام به دور نگاه داشته و در ضلالت و آثار سوء آن باقى ماندهاند؛ “هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ظلال مبين” (جمعه، 2)
آحاد امت محمد (ص) نيز اگر در ادراك پيام آسمانى بعثت، تلاش نكنند و چشمههاى هدايت و حكمت و كرامت و عدالت را در زندگى خويش سارى نسازند، از مسير روشن رسالت رسولان به بيراهه گمگشتگى سوق يافته و در دشت خشك عصيان از اكرام الهى بىنصيب خواهند ماند؛ “ان اكرمكم عندالله اتقيكم” (حجرات، 13) در سراى جاويدان رستاخير نيز از سلك مكرمون متنعم در بهشت برين، بيرون مىمانند. در آيه 35 سوره معارج پس از توصيف صفات پارسايان و هدايت يافتگان، از كرامت يافتن آنان در نزد خداوند، ياد مىكند؛ “اولئك فى جنات مكرمون.”
از خداوند خبير، خواهانيم به بركت مبعث رسول مهر و نور، به تمامى ما بويژه مسئولين و مقامات ميهن عزيزمان، توفيق بهرهمندى از كرامت بعثت و شرافت نبوت خاصه رسول خدا عطا فرمايد تا همواره در طريق عزت و اقتدار ملت معظم ايران و احياى عدالت اسلامى بكوشيم.
... و ناگه برآمد برون آفتاب
روزنامه كيهان نيز يادداشت روز امروز خود را همچون روزنامه رسالت به مبعث پيامبر اكرم (ص) اختصاص داده و آورده است: «خداوند متعال، پيامبر اسلام را هنگامي فرستاد كه از عصر پيامبران پيشين مدت زمان بسياري گذشته بود و ملت ها در خواب عميقي فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را كران تا كران فرا گرفته بود و اعمال زشت و پليد رواج داشت. آتش جنگ همه جا شعله ور بود و دنيا، چهره اي بي فروغ و پر از مكر و فريب به خود گرفته بود. برگهاي درخت زندگي زرد و پژمرده شده و از ميوه آن خبري نبود. آب حيات فرو خشكيده و نشانه هاي هدايت، كهنه و خراب و پرچم هدايت، سرنگون گشته و بيرق هاي پستي گمراهي همه جا در اهتزاز بود. دنيا با سيمايي كريه و عبوس به اهلش مي نگريست. ميوه درختش فتنه و خوراكش مردار و بر دل هاي مردم وحشت و اضطراب و بر برون آنان شمشير حاكم بود.»
اين، كلام نوراني و روشنگر حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در خطبه 89 نهج البلاغه است كه دوره پيش از بعثت پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) را به تصوير مي كشد؛ سالهاي سياهي كه عرصه تاخت و تاز اسب سركش و افسارگسيخته جاهليت و عصبيت هاي قومي و قبيله اي بود.
پيام روح بخش بعثت رسول اكرم(ص) زماني بر كالبد افسرده و مرده جهان دميده شد كه 6 قرن از ظهور مسيح(ع) مي گذشت. در اين دوره فترت، پيامبر اولوالعزمي مبعوث نشده و جهل و ستم بر زندگي و حيات بشري حكومت مي كرد.
قرن ششم ميلادي را بايد به درستي عصر حاكميت ناداني و تباهي ناميد. دوره اي كه سياهي ظلم و جهل سايه سنگين خود را بر زندگي انسانها انداخته بود و تنگ راههاي اقتصادي و اجتماعي، زندگي بشر را بسوي دره هاي نيستي هدايت مي كرد. ليكن مشيت الهي بر آن رقم خورد كه در چنين فضاي تاريك و يأس آوري، روشنايي اميد و هدايت از اعماق يأس و ظلمت هويدا شود.
شاعر گرانمايه، نظامي گنجوي به زيبايي اوضاع آن روز جهان را ترسيم مي كند:
«نشد اندر آن مدت ديرباز... به تاج رسالت سري سرفراز... به محراب طاعت قدي خم نشد... كسي در عبادت مصمم نشد... نزد كس به راه شريعت قدم... نشد چشم كس تر ز اشك ندم... چنين بود اوضاع عالم خراب... كه ناگه برآمد برون آفتاب...»
به گزارش ايسكانيوز اين روزنامه در ادامه آورده است : پيامبر طبق رسم ديرينه خود چند روزي بود كه براي عبادت و تفكر به غار حرا آمده بود. پنج سالي از تجديد بناي خانه خدا مي گذشت. بيست و هفتم رجب بود. چهل سال از عمر محمدامين(ص) سپري شده بود. آن روز معتكف غار حرا كه بر آيين پاك حنيف بود، دل را به خلوت مناجات با خداي خود سپرده بود كه ناگاه سروش جبرييل امين را شنيد كه مي گفت؛ اي محمد بخوان. پيامبر فرمود: چه بخوانم؟
و بدين سان اولين آيات وحي بر پيامبراعظم(ص) نازل شد تا زين پس گفتار حكيمانه اش همچو باران رحمت، آتش نفاق و كينه را فرو نشاند و دست هدايتش كاروان گمراه بشر را كه در روزگار فترت و جاهليت سرگردان و بي سامان بود، به شاهراه سعادت بازآورد.
2- بعثت پيامبراسلام(ص) حادثه اي بزرگ در سرنوشت هدايت بشري بوده است. امام راحل(ره) در وصف اين روز مي فرمايند: «اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه اي است كه در آن زمان واقع مي شود، بايد عرض كنم كه روز بعثت رسول اكرم(ص) در سرتاسر دهر، من الازل الي الابد، روزي شريف تر از آن نيست، براي آنكه حادثه اي بزرگتر از اين حادثه اتفاق نيفتاده است... همچو روزي ما ديگر در ازل و ابد نداريم و نخواهيم داشت.»
يكي از اهداف اساسي بعثت انبياء(ع) دعوت به عبوديت و بندگي خداست و اين مهم در بعد اجتماعي خود جز به نفي طاغوت و پذيرش حاكميت الهي در جامعه، حاصل نمي شود. انقلاب اسلامي ايران استمرار بعثت پيامبر(ص) است. امام خميني(ره) با قيامي پيامبرگونه به ستيز با طاغوت زمانه رفتند و با برگرفتن غبار فراموشي و انحراف از رخسار دين و آيين محمدي، اسلام ناب و انقلابي را در قالب حكومت اسلامي احيا نمودند.
حضرت امام(ره) در يكي از فرمايشات خود بر رفع ظلم و جهل از راه مبارزه با قدرتهاي بزرگ به عنوان هدف بعثت پيامبر(ص) اشاره مي كنند؛ «بعثت رسول خدا براي اين است كه راه رفع ظلم را به مردم بفهماند. راه اينكه مردم بتوانند با قدرتهاي بزرگ مقابله كنند. بعثت براي اين است كه اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به كلي كنار بزند و به جاي آن نور بنشاند.... همه اختلافاتي كه در بشر هست براي اين است كه تزكيه نشده است. غايت بعثت اين است كه تزكيه كند مردم را تا به واسطه تزكيه، هم تعلم حكمت كند و هم تعلم قرآن و كتاب.» از بررسي مجموعه نظرات و ديدگاههاي حضرت امام به خوبي درك مي شود كه «تزكيه نفوس» يكي از اهداف بنيادين بعثت انبياء(ع) است.
واقعيت آن است كه تكيه بر دين زدايي و اومانيسم و اصالت تمايلات نفساني و ماده گرايي در مقابل انديشه خدامحوري كه بعد از رنسانس بر جهان غرب و انديشه هدايت گران آن جوامع سايه افكند، هيچ كمكي به حل مشكلات اساسي انسان امروزي و جوامع انساني نكرده است چرا كه هر روز شاهديم بر دامنه كشمكشها و رنجهاي دروني اين جوامع افزوده مي شود.
انقلاب اسلامي و نهضتي كه حضرت امام(ره) بنيان گذاشت، آغازگر يك نهضت جهاني و نحله فكري در گستره جوامع آزادانديش بود تا راه خود را در نيل به سعادت بشري بازنگري كرده و در سايه تهذيب و خودشناسي و تزكيه نفوس، بسوي حقيقت مطلق گام بردارند.
قرآن پس از هفت سوگند آشكار به مظاهر عظيم طبيعت و نفس انساني با صراحت و قطعيت مي فرمايد:قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها. رستگاري انسان و جوامع انساني تنها از يك مسير قابل دستيابي است و آن تزكيه و تربيت نفوس است و بي آن چيزي جز گرداب سرگرداني و خسران دائمي نيست. حضرت امام(ره) تهذيب و تزكيه را فلسفه بعثت انبياء و اساس كار آنها مي دانست و براي تحقق همين هدف در جامعه اسلامي بود كه به مبارزه برخاست.
3-انقلاب اسلامي ايران كه با دو هدف رهايي انسانها از قيد نفس در بعد فردي و نجات آنان از اسارت و بندگي طاغوت و برقراري عدالت در بعد اجتماعي شكل گرفت، امروز 30 سالگي خود را در حالي سپري مي كند كه چشم اندازي روشن و اميدبخش فراروي خود مي بيند. پيشرفت هاي علمي، توسعه فناوري هاي جديد و دستيابي به افق هاي نو از علوم و صنعت و گامهايي كه در دستيابي به انرژي هسته اي با موفقيت و صلابت برداشته شده است، ايران را به يك قدرت بزرگ و تاثيرگذار منطقه اي تبديل كرده است كه نه تنها معادلات سياسي و قدرت را در خاورميانه بلكه در جهان بهم ريخته است.
الگوي انقلاب و جمهوري اسلامي ايران، امروز سرمشق ملل آزاده و مظلوم جهان خصوصاً كشورهاي اسلامي قرار گرفته است. بدون ترديد، نياز امروز ملت هاي مسلمان تشكيل حكومت اسلامي به معناي واقعي آن است تا ضمن رشد اخلاق و معنويت، زمينه هاي پيشرفت در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و علمي نيز فراهم آيد.
سه شنبه 8 مرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایسکانیوز]
[مشاهده در: www.iscanews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 339]
-
گوناگون
پربازدیدترینها