تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱    احادیث و روایات:  امام محمد باقر(ع):خوبى و بدى در روز جمعه چند برابر (حساب) مى‏شود.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها


محبوبترینها

قیمت و خرید اتصالات شیلنگی ساختمانی در سایت شهبازی


خرید از پاساژ بوستان و تیراژه در مشتری پسند


خرید نهال پسته و کاشت آن، چگونه به رونق اقتصادی کمک می کند؟


بزرگترین تولید کننده جرثقیل دروازه ای و نیم دروازه ای و بازویی در کشور کدامند


طراحی و ساخت انواع تجهیزات گلخانه با بهترین کیفیت در ایران


اسم برند لاتین یا فارسی؟ اصول انتخاب اسم برند خاص لاتین با دکتر رضا زرینی


کشف استعداد، بهترین تست استعدادیابی شغلی و تحصیلی


قیمت مسکن در سال 1401 افزایشی است یا کاهشی؟!


برترین سایت از نگاه کاربران ، دانلود فیلم ایرانی در تی وی نما


دوره آموزش تعمیرات ایسیو کجا ثبت نام کنیم؟


آموزش تعمیرات موبایل بهترین دوره فنی برای کسب درآمد میلیونی


8 عادت برای اینکه روز خود را خوب شروع کنی


8 عادت برای اینکه روز خود را خوب شروع کنی


آیا کرفس تاثیری در لاغری دارد؟


بیت کوین بخریم یا طلا ؟


گرانترین عطر های فرانسوی تا سال 2022




اتاق فرار تعبیر واقعیت یک رویا


هر آن چیزی که در مورد ارز دیجیتال تتر باید بدانید




حقایقی که باید در مورد خرید لایک اینستاگرام بدانید!


انواع بلندگو در فروشگاه آوازک


دلایل گسترش استفاده از کانکس ویلایی در باغ شهر ها چیست؟




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1689569696




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

حکایت های غفلت


واضح آرشیو وب فارسی:بیتوته:



حکایت غفلت,حکایت های غفلت,حکایت در مورد غفلت
حکایت غفلت
 
اولین حکایت حال غافلان:
مرحوم ملا احمدنراقى در اشعارى پر محتوا با بيان تمثيلى، حال غافلان را بيان میكند كه مضمون اشعار به اين صورت است:
اى غافل بیخبر! داستان بیخبرى و غفلت داستان آن مردى را میماند كه در بيابانى هولناك شير درنده مستى به او حمله برد.

آرى، كسى كه از خدا و حق دور بماند در بيابان زندگى با صد خطر روبرو میشود. آن مرد براى نجات از حمله شير به چاهى پناه برد كه طنابى در آن آويخته بود، طناب را گرفت و وارد چاه شد و شير هم سر چاه متوقف گشت تا با بيرون آمدن او به او حمله كند.

در وسط چاه چشمش به اژدهايى افتاد كه در عمق چاه براى طعمه دهان گشوده است.

در حالى كه غرق ترس و وحشت شده بود، صدايى توجه او را جلب كرد. ديد دو موش مشغول جويدن طناب‏اند. آن مرد خود را از بالا و پايين چاه و در كنار كار آن دو موش در خطر حتمى ديد، ناگهان چشمش به انبوهى زنبور افتاد كه در كمرگاه چاه عسل اندوخته ‏اند، با ديدن عسل شيرين خاك‏ آلود كه در حقيقت زهر تلخ دنياى هلاك‏ كننده بود به سوى عسل دست برد تا از آن عسل تناول كند و در حال خوردن عسل از شير و اژدها و دو موش كه رشته عمرش را قطع میكردند، غافل و بیخبر ماند؛ با خوردن عسل از نيش زنبورها هم در امان نبود.

هست اين دنيا چَه و عمرت رسن‏
روز و شب هستند موشان بى‏سخن‏
رشته عمر تو را ليل و نهار
پاره سازد لحظه لحظه تار تار
اژدها قبر است بُگشوده دهان‏
منتظر تا پاره گردد ريسمان‏
مرگ باشد شير مست پر غرور
تا كشد جان تو را از تن به زور
مال دنيا انگبين و اهل آن‏
جمله زنبورند نى بل برغمان‏
از پى اين شهد زهرآلوده چند
در جدل با ريش مالان اى لوند
شهد نبود زهر جانفرساست اين‏
نوش نبود نيش درد افزاست اين‏
مهر تابان نيستند اين دوستان‏
دشمنانند اى برادر دشمنان‏
زاهل دنيا تا توانى اى عزيز
میگريز و میگريز و می‏گريز
آرى، غفلت از خدا و بى‏توجهى به آخرت و فراموشى حقايق و دورى از صفات عالى انسانى، آدمى را- مرحوم ملا احمد نراقى در اشعار بالا فرمود- گرفتار دام خطر كرده‏ و دست انسان را از دامن سعادت جدا خواهد كرد .

دومین حکایت غفلت:
حکایت غفلت,حکایت های غفلت,حکایت های جالب در مورد غفلت
حکایتی جالب در مورد غفلت
 
حکایت غفلت، حکایت آن سه فیلسوفی است که در ایستگاه راه آهنی منتظر ورود قطار بودند. آنها آنقدر گرم بحث و جدل بودند که غافل از ورود قطار شدند. لحظه ای که قطار خواست ایستگاه را ترک کند دو نفر از آنها با عجله خود را به درون قطار رساندند. نفر سوم اما که خیلی هم عجله داشت نتوانست سوار شود. از بس که ناراحت بود گریه میکرد، باربری که ماجرای آنها را از نزدیک مشاهده کرده بود به وی نزدیک شد و به او دلداری داد وگفت خدا را شکر که حداقل دونفر از شما سوار قطار شد. فیلسوف به جا مانده گفت: مشکل همین جاست. آن دو نفر برای بدرقه من آمده بودند من ماندم و آنها رفتند. مطمئناً آنها هم در قطار دارند مانند من گریه می کنند. بله قطار زندگی در حرکت است چه سوار بشوی یا نشوی آن می رود وغفلت از آن قابل جبران نیست.
سومین حکایت غفلت:
حکایت غفلت,حکایت در مورد غفلت,حکایت های جالب در مورد غفلت
حکایت خواندنی در مورد غفلت و نادانی
 
شاگردی از معلّم پرسید: « چرا اشخاص نفهم را به گاو تشبیه می کنند؟»
معلّم پاسخ داد : « روزی یک نفر به باغ وحش رفت و دید همه حیوانات می خندند غیر از گاو . روز دیگر ، باز به آنجا رفت و مشاهده نمود که گاو می خندد و سایر حیوانات ، ساکت هستند . وقتی از مسئول باغ وحش جریان را پرسید ، او گفت :دیروز ، میمون لطیفه ای برای حیوانات تعریف کرده بود که همه حیوانات خندیدند ، اما این گاو تازه امروز فهمیده و دارد می خندد!»
فیلسوف شهیر «الكوت» می گوید :
غفلت از ناداني خود ، دردي است كه نادان ها به آن گرفتارند.
«مولوی» هم با نگاهی ژرف می سراید :
گوش را اکنون ز غفلت پاک کن
استماع هجر آن غمناک کن   گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته  






این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: بیتوته]
[مشاهده در: www.beytoote.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 178]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران:






-


سرگرمی

پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن