تور لحظه آخری
امروز : شنبه ، 15 بهمن 1401    احادیث و روایات:  امام صادق (ع):دوست ندارم جوانى از شما [شيعيان] را جز بر دو گونه ببينم: دانشمند يا دانشجو.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

تبلیغات گوگل

نمایندگی پاناسونیک

Instagram SMM Panel

قیمت تیرآهن

سررسید 1402

اسم نخست وزیر یونان

برنامه غذایی

واردات از چین

طراحی سایت تهران سایت

آرایشگاه زنانه در پردیس

درمان خروپف

تحصیل در کانادا

دانلود فیلم

عروسک خرسی

دستگاه جوش لیزری

آکونیل فیدار

باشگاه ایکس بادی

فنس

خرید یونولیت سقفی

رنگ مخصوص جدول

مرکز لیزر کرج

خرید فوری ووچر پرفکت مانی

درمان بواسیر

برج خنک کننده

rdiet.ir

خرید فالوور اینستاگرام

مرکز لیزر کرج

اتاق فرار

خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت

خرید فالوور اینستاگرام

آموزش آنلاین زبان انگلیسی

آهن آلات

سیگنال ارز دیجیتال

غذای خشک سگ

سفارش سایت فروشگاهی

دانلود سریال کره ای

قیمت تیرآهن

طراحی کاتالوگ دیجیتال

پارتیشن شیشه ای

دزدگیر

دزدگیر اماکن

دزدگیر منزل

دانلود فیلم

ناب مووی

تراس سبز

آگهی تدریس خصوصی

مجوز موسسه فرهنگی هنری تک منظوره

خرید لایسنس نود 32

خرید گوشی شیائومی

ساعت هوشمند

تور کیش از تهران

سایت نوبت دهی

دارالترجمه رسمی

اجاره سند

تور دبی

بازرسی جوش

دانلود آهنگ ایرانی

مشاوره فروش

نمایندگی اچ پی

نهال گردو

خرید و فروش ارز دیجیتال

امنیت24

درمان آرتروز

خرید نهال گردو

پارتیشن اداری

دانلود فیلم ایرانی

crypto trading signals

خرید انواع نهال گردو از آریا نهال

قیمت خرید نهال گردو

neuralink coin

سریال آکتور در آپارات

 




محبوبترینها

چرا در نوروز 1402 باید به ژاپن سفر کنید؟



مقایسه مساحت قشم و کیش



میز ناهار خوری چه ضرورتی در خانه داشته و چگونه به خرید آن بپردازیم؟


پروفیل سبک و استفاده آن در ساخت وسایل توانبخشی


راهنمای شغل تعمیرات برد الکترونیکی: درآمد، بازارکار، سرمایه و مهارت های لازم


بهترین و خفن ترین خدمات زیبایی در کلینیک زیبایی دکتر بیوت


نقش اجاره اسپیس فریم نمایشگاهی با قیمت مناسب


نکات مهم برای انتخاب و خرید ساعت مچی ایده آل


با این ترفند‌ها در منزل خودتان کابینت‌های ژورنالی داشته باشید


لونا و لونا کلاسیک، کدام عملکرد قیمتی بهتری در سال 2023 خواهد داشت؟


جدیدترین بانک اطلاعاتی شماره موبایل


طراحی و ساخت سایت با کمترین هزینه


عوض کردن رمز اینستا فراموش شده از طریق گوگل


ایمپلنت به روش فلپس چیست؟


تولید زغال، یک شغل پر درآمد و پر سود


ورزش دادن صورت با جویدن آدامس + طعم های مختلف آدامس چطور تهیه می شوند؟


بهترین راه حفظ سرمایه با ارز دیجیتال


عوارض جانبی ایمپلنت دندان در دوران بارداری






حقایقی که باید در مورد خرید لایک اینستاگرام بدانید!




آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1716969868




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

روایت دختر 10ساله از قتل مادروخواهر توسط عمو/ مادرم اجازه استفاده عمویم از خانه ما برای فساد را نداد


واضح آرشیو وب فارسی:عصر ایران: روایت دختر 10ساله از قتل مادروخواهر توسط عمو/ مادرم اجازه استفاده عمویم از خانه ما برای فساد را نداد
آذین- 10 ساله- که ساعت 4 بامداد سه‌شنبه 28 شهریور امسال شاهد قتل مادر و خواهرش به‌دست عمویش بود، در حضور بازپرس محسن مدیرروستا، از شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران به تشریح جزئیات شب قتل پرداخت. ایران نوشت: در ادامه پدربزرگ و مادربزرگ «آذین» نیز از متهم به خاطر قتل دخترشان شکایت کرده و خواهان قصاصش شدند. کابوس‌های شبانه

دخترک نجات یافته، در گفت و گو با خبرنگار «ایران» به بیان جزئیات شب جنایت پرداخت.

آن شب چه اتفاقی افتاد؟

خواب بودم که متوجه سر و صدای مادرم شدم. چشم هایم را که بازم کردم مردی را دیدم که صورتش را پوشانده بود. هیکلش هم از بابام بزرگتر بود. او مادرم را با چاقو می‌زد. در تاریکی شب فقط چشم‌هایش مشخص بود.خیلی سریع چراغ را روشن کردم و از پشت به او حمله کردم تا مادرم را رها کند. اما او با چاقو مرا هم زد. اما یک دفعه گره دستمال روی صورتش را باز کردم که عمویم را دیدم. همان موقع موهای خواهرم را گرفت و با چاقو گلوی او را هم برید. بعد از آن بی‌هوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم.

چقدر بعد به هوش آمدی؟

نمی دانم، ولی می‌دانم زمان زیادی طول کشید. مادر و خواهرم پشت شان به من بود و آنها را نمی‌دیدم. فقط چون خیلی تشنه‌ام بود با سیخ کبابی که آنجا بود چند بار به مادرم زدم و گفتم آب می‌خواهم اما او جواب نمی‌داد.با این حال خودم را به سختی به پشت در اتاق رساندم و خواستم در را باز کنم اما موفق نشدم.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

نمی دانم چقدر طول کشید که متوجه شدم کسی قصد دارد وارد خانه شود. فکر کردم عمویم است و با همان حالتی که خون از من می‌رفت خواستم مقاومت کنم. اما صدایی به من گفت برای کمک آمده است. خودم را به سختی کنار کشیدم و آنها وارد شدند. تعداد زیادی پلیس بودند. به یکی از آنها گفتم آب می‌خواهم. یکی از پلیس‌ها با حالتی که بغض داشت گفت تا به حال چنین صحنه‌ای را ندیده. همان موقع بود که به زبان کردی گفتم عمو این کار را کرد و یکی از مأموران که کردی می‌دانست متوجه حرفم شد.

کی فهمیدی که مادر و خواهرت کشته شده اند؟

من شاهد قتل خواهرم بودم و دیدم ضربه را عمویم زد. اما چون موقعی که نیمه هوش داخل خانه بودم خواهرم را می‌دیدم که روی زمین آشپزخانه نشسته بود. باورم نمی‌شد که او مرده است. موقعی که بستری بودم مدام سراغ آنها را می‌گرفتم که همان اوایل به من گفتند خواهرم کشته شده و مرگ مادرم را هم بعد از چهلم فهمیدم.

چرا این اتفاق افتاد؟

حدود سه ماه قبل از کشته شدن مادر و خواهرم، عمویم به همراه خانمی به خانه ما آمد. او از مادرم خواست تا به یکی از طبقات خانه‌مان بروند، اما مادرم اعتراض کرد و گفت تو متأهل هستی. آن روز عمویم با حالت قهر از خانه ما رفت. بعد از آن مادرم به آن خانم زنگ زد و گفت چرا با عمویم ارتباط برقرار کرده و موضوع را به زن عمویم هم گفت. عمویم هم فردای آن روز به مقابل خانه ما آمد و مادرم را تهدید کرد و گفت آبرویت را می‌برم.

از عمویت شکایت داری؟

بله، او موقعی که داشت به مادرم با چاقو ضربه می‌زد گفت می‌خواهم بچه هایت را جلوی چشمانت بکشم چرا این کار را کردی؟

هیچ وقت خواب شب حادثه را دیده ای؟

اوایل خیلی، اما الان بهتر شده ام. خیلی می‌ترسم. چند روز قبل خانه دایی‌ام بودم که برق رفت و ناخودآگاه شروع کردم به جیغ زدن.خیلی سریع هم تصاویر آن شب جلوی چشم هایم آمد. یکبار هم خواب دیدم که دو تا مرد با چاقو می‌خواهند مرا بکشند. اما از همه اینها که بگذرم با دلتنگی هایم چه کنم. دلم برای مامانم و خواهرم خیلی تنگ شده.

چند وقت در بیمارستان بستری بودی؟

بیشتر از یک ماه. الان هم که مرخص شده‌ام به خاطر دست هایم نمی‌توانم مدرسه بروم. البته بعد از این حادثه با پدر و مادربزرگم در کردستان زندگی می‌کنیم و دایی هایم با من درس هایم را تمرین می‌کنند تا بعد از خوب شدن بتوانم به مدرسه بروم. ولی نمی‌دانم چرا عمویم ما را بدبخت کرد .

تاریخ انتشار: ۰۸:۱۵ - ۱۴ آبان ۱۳۹۶ - 05 November 2017





این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: عصر ایران]
[مشاهده در: www.asriran.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 172]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران:






-


حوادث

پربازدیدترینها

طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن