محبوبترینها
قیمت انواع دستگاه تصفیه آب خانگی در ایران
نمایش جنگ دینامیت شو در تهران [از بیوگرافی میلاد صالح پور تا خرید بلیط]
9 روش جرم گیری ماشین لباسشویی سامسونگ برای از بین بردن بوی بد
ساندویچ پانل: بهترین گزینه برای ساخت و ساز سریع
خرید بیمه، استعلام و مقایسه انواع بیمه درمان ✅?
پروازهای مشهد به دبی چه زمانی ارزان میشوند؟
تجربه غذاهای فرانسوی در قلب پاریس بهترین رستورانها و کافهها
دلایل زنگ زدن فلزات و روش های جلوگیری از آن
خرید بلیط چارتر هواپیمایی ماهان _ ماهان گشت
سیگنال در ترید چیست؟ بررسی انواع سیگنال در ترید
بهترین هدیه تولد برای متولدین زمستان: هدیههای کاربردی برای روزهای سرد
صفحه اول
آرشیو مطالب
ورود/عضویت
هواشناسی
قیمت طلا سکه و ارز
قیمت خودرو
مطالب در سایت شما
تبادل لینک
ارتباط با ما
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
مطالب سایت سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون
آمار وبسایت
تعداد کل بازدیدها :
1832059722
مجموعه اشعار قرائت شده توسط شعرای آیینی در دیدار با رهبر معظم انقلاب
واضح آرشیو وب فارسی:فرهنگ نیوز:
برای اولین بار در فرهنگ نیوز منتشر می شود؛
مجموعه اشعار قرائت شده توسط شعرای آیینی در دیدار با رهبر معظم انقلاب فرهنگ نیوز برای اولین بار مجموعه اشعاری که در جلسه شعرای آئینی در حضور رهبر معظم انقلاب قرائت شد را منتشر میکند.
گروه ادب وهنر فرهنگ نیوز: در آستانهی ایام شهادت حضرت صدیقهی کبری (سلاماللهعلیها) پنجشنبه گذشته جمعی از شاعران آئینی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. در این دیدار برخی از شاعران شعرهایی در حضور معظم له قرائت کردند. فرهنگ نیوز برای اولین بار مجموعه این اشعار که در جلسه پنج اسفندماه در حضور رهبر معظم انقلاب قرائت شد را منتشر میکند.متن اشعار خوانده شده توسط شعرای آیینی در دیدار با رهبر انقلابتو آمدی و زن به جمال خدا رسید
انسان دردمند به درک دعا رسید
تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد
تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید
هاجر هر آن چه هروله کرد از پی تو کرد
آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید
احمد (ص)اگر به عرش فرا رفت با تو رفت
مولا اگر رسید به حق با شما رسید
داغ پدر ،سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع)
شعري شد و به حنجره ی کربلا رسید
در تل زینبیه غروبت طلوع کرد
با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید
با محتشم به ساحل عمان رسید اشک
داغ تو بود بار امانت به ما رسید
تسبیح توست رشته ی تعقیب واجبات
قد قامت الصلاتي و حي علي الصلات
شب گريه های غربت مادر تمام شد
زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد
امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال
سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد
طفلان تشنه هروله در اشک می کنند
ایام تشنه کامی مادر تمام شد
آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)
چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد
تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد
محراب خون گريست كه منبر تمام شد
زاینده است چشمه ی زهرایی رسول
باور مكن که سوره ی کوثرتمام شد
باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است
باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد؟
زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود
زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبودعلیرضا قزوه
شعرم به مدح حضرت زهرا رسیده است
روی زمین به عالم بالا رسیده است
باغ و بهار می چکد از بیت بیت من
شعرم شکوفه وار به زهرا رسیده است
آمد بهار خرّم و زهرا شکفت ماه
خورشید گرم محض تماشا رسیده است
میلاد دختر گل و ریحان و روشنی ست
شعری شریف و شاد و شکوفا رسیده است
نوروز آمده ست به تبریک فاطمه
چون رودخانه ای که به دریا رسیده است
::
هستی، نجات یافته ی حُسن خلق توست
زیبایی و کمال به امضا رسیده است
حُسنش رسیده است به فریاد زندگی
خُلقش به داد مردم دنیا رسیده است
::
وقتی که مادر پدری، پیر امتی
شعرم به درک امّ ابیها رسیده است غزلی تحت تاثیر از کتاب وقتی مهتاب گم شدچون گل معطریم، مهتاب و مین و من
نشکفته پرپریم، مهتاب و مین و من
شرح جنون ما مقدور عقل نیست
یک چیز دیگریم، مهتاب و مین و من
سر تا به پا دلایم در بارگاه عشق
باغ صنوبریم، مهتاب و مین و من
شمعایم و روشن است تکلیف راه ما
راز منوّریم، مهتاب و مین و من
میدان عاشقی، تسلیم ترس نیست
از مرگ میبریم، مهتاب و مین و من
بیگانه نیستیم، با خلق و خوی هم
با هم برادریم، مهتاب و مین و من
تکثیر میشویم در انفجار نور
آیینه پروریم، مهتاب و مین و من
چون باد رد شدیم از سیم خاردار
آن سوی معبریم، مهتاب و مین و من
بر گرد بام دوست پرواز میکنیم
عین کبوتریم،مهتاب و مین و من
بال فرشتگان بر شانههای ماست
از آسمان سریم، مهتاب و مین و من
مهتاب و مین و من بی بال میپریم
بی بال میپریم، مهتاب و مین و من
در جذبهی کلام، یک جمله والسلام
مجذوب رهبریم، مهتاب و مین و منمرتضی امیری اسفندقه حق وصف علی را به پیمبر گوید
جبریل به انبیا مکرر گوید
دانید کدام خودستایی حسن است؟
آنجا که رسول مدح حیدر گوید::
میروم تا به خود آیم به منایی برسم
سعی دارم که در این حج به صفایی برسم
قلبم از جوشش لبیک لبالب شده است
تا به وادی اجابت به دعایی برسم
میروم بشنوم از دوست که "فاخلع نعلیک"
طی این راه به وادی "طوا"یی برسم
شوق شش گوشه به آتش بکشد دلها را
سوختم تا که به مصباح"هدایی" برسم
"آه" من ترجمه ای از "نفس المهموم" است
همدم آه شدم تا به نوایی برسم
کاش در راه حرم لایق دیدارشوم
"لن ترانی" نشنیده به لقایی برسم
هر قدم سوی حرم "سیرالی الله" من است
غیر از این راه بعید است به جایی برسم
کاش در سیر مسیر سفر اکسیر شوم
شاید از خاک به ایوان طلایی برسم
کاش هرجا بروم همدم جابر باشم
کاش همراه عطیه به عطایی برسم
کاش با رنگ خدا از همه سبقت گیرم
با "حبیب ابن مظاهر" به حنایی برسم
آه ای دل "بذل مهجته فیک" بخوان
باید از خوان زیارت به نوایی برسمسید محمد رضا یعقوبی آل
رباعیات مناجاتیدریای کرامتت ندارد ساحل
آورده پناه سوی تو این سائل
«یا غافِر! شَرُّنا اِلیکَ صاعِد
یا راحم! خَیرُکَ اِلَینا نازِل»
با این دل مرده و کویری چهکنم؟
با این همه جرم و سربهزیری چه کنم؟
«مِن اَینَ لِیَ النَّجات» یارب یارب
تو دست مرا اگر نگیری چه کنم؟
آیینهام و غبار کورم کردهست
نَفْس است که درگیر غرورم کردهست
«فَرِّق بینی و بینَ ذَنبی» یارب
از درگه تو گناه دورم کردهست
گفتم که برای خاطر او باید...
گفتم ببرم توشهٔ نیکی شاید...
افسوس نماند فرصتی تا حتی...
هیهات که عمر رفته کی باز آید؟
یک عمر اسیر پیلهٔ تن افسوس
ماندن ماندن دوباره ماندن افسوس
پروانهترین مسافران ملکوت
از خویش گذشتند ولی من افسوس
رباعی فاطمی
از چشم تو عطر زندگی میبارد
عطر ملکوت و بندگی میبارد
محراب تو معراج ملائک شده است
از سجدهٔ تو پرندگی میباردیوسف رحیمی
با احترام به قلم توانا، بیان روشن و زبان محکم صاحب کتاب الغدیر که واژه، واژه و سطر سطر ، حقیقت محض را فریاد کشید و این شعر کمترین تاثیری است که مطالعه این سند حقانیت امیرالمومنین علیه السلام در من به جای گذاشت.
نشست یک دو سه خطی مرا نصیحت کرد
مرا چو دوست به راه درست دعوت کرد
خطوط چهره او گرد درد داشت ولی
به خاطر دل سختم چه نرم ،صحبت کرد
«سیاه کرده شب شبهه روزگار تو را »
زبان گشود و ز رسم زمان شکایت کرد
زبان گشود، زبانی چو اشک دیده ، روان
غم حقیقت یک رود را روایت کرد
بیان روشن و فریاد محکمش آن شب
برایم از افق دید او حکایت کرد
::
هم او که پنجره ی آفتاب را وا کرد
که نور در دل تاریک من اقامت کرد
همان امیر مدارا همان امیر مرام
همان امیر که بر نفس خود حکومت کرد
که می شناخت امیری که از امارت خود
فقط به وصله پیراهنی قناعت کرد
لباس خوف و خطر را جز او که می پوشید
شبی که از شب آن شهر، ماه هجرت کرد
میان معرکه ،ایمان تیز شمشیرش
دمی، مجسمه ی کفر را دو قسمت کرد
چقدر زیستنی ساده را ستایش کرد
چقدر حیله و ترفند را مذمت کرد
نگاه کرد به دنیا به دیده ی موری
که لانه ساختن او را دچار زحمت کرد
زمین چگونه نبالد به خود زمانی که
شکوه دست خدا در زمین زراعت کرد
و کاش...من بودم جای دسته ی بیلی
که پینه پینه ی آن دست را زیارت کرد
ستاره بارترین صبح خلقت دنیا
چه شد که با شب تنهای چاه خلوت کرد
مداد باطل تاریخ هم پشیمان است
از این که در حق این طایفه خیانت کرد
از این که پنجه ی آتش به نور سیلی زد
از این که چوبه ی در نیز هتک حرمت کرد
بنای آخرتش را ولی خراب نکرد
علی که پشت به دنیای مست قدرت کرد
نبرد دست به شمشیر اختلاف ، علی
که خون تازه ی اسلام را ضمانت کرد
که دیده است که با ضرب و زور سازش کرد
که گفته است که با دست کفر بیعت کرد ؟
در آن تلاطم طوفان فتنه و تردید
ستون صبر، چنان کوه استقامت کرد
کجاست منبر نفرین و مذهب نفرت
و آن که بین نمازش به عشق لعنت کرد
کجاست تا که ببیند مرام می ماند
مرا مرام علی شیعه محبت کرد
::
کتاب زندگی اش را ورق ورق خواندم
خیال خسته ی من را چقدر راحت کرد
شبیه شک شده بودم کلاف سر درگم
شبی چراغ کتابی مرا هدایت کرد جعفر عباسیدیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت
هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت
دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد
محراب می نالید؛منبر داشت می سوخت
جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود
جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت
آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد
باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت
یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست
ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت
آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد
عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت
سربند یازهرای محسن غرق خون بود
سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت
باید به یاران شهیدم می رسیدم
خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت
برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست
در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت
دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند
گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت
شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه
دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت
::
ما عشق را پشت در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوختحسن بیاتانیخوشا سري كه سرِ دار آبرومند است
به پاي مرگ چنين سجده اي خوشايند است
چه ديده است در آن سوي پرده ي هستي
كسي كه روي لبش وقت مرگ لبخند است
به سن و سال، به نام و نشان نگاه مكن
شناسنامه ي سرباز نقش سربند است
زبان مشترك نسل هاي ما عشق است
ببين سلاح پدر روي دوش فرزند است
ز جاهلان سخن ناشناس بي مقدار
بپرس قيمت خون عزيزشان چند است؟!
مدافعان حرم پاي جانفشاني شان
بدان كه چيزي اگر خورده اند، سوگند است
خوشابه حال شهيدان كه سربلند شدندكه مرگِ غير شهادت ز خويش شرمنده استمحمد رسولی
سلمان کیستید مسلمان کیستید؟
با این نگاه شیعه ی چشمان کیستید؟با این نگاه شعله ور از برق افتراق
با این نگاه خط زده بر خطبه ی وفاقبا این نگاه پر شده از خط فاصله
دور از ملاحظات روایات واصلهبا کیست این نگاه؟ پی چیست این نگاه؟
آیینه ی نگاه علی نیست این نگاهچشم علی که محو افق های دور بود
از درد و داغ شعله ور اما صبور بودچشمی که حرف حرف سکوتش شنیدنی ست
چشمی که ربنای قنوتش شنیدنی استآن حرف ها چه ژرف چه ژرفند خوانده اید؟
آن حرف ها شگفت و شگرفند خوانده اید؟از درد بی امان چه بگویم شنیده اید
از خار و استخوان چه بگویم شنیده ایدمولا رسیده بود به سوزان ترین مصاف
اما نبرد دست به شمشیر اختلافتیغی که در مصاف به فریاد دین رسید
این بار در غلاف به فریاد دین رسیدچون لیلة المبیت علی از خودش گذشت
آتش به سینه داشت ولی از خودش گذشتآتش به سینه داری اگر، شعله ور مباش
هیزم بیار سوختن خشک و تر مباشدامن مزن به آتش این قیل و قال ها
از حق بگو، چنانکه علی گفت سال هااز حق بگو ولی نه به توهین و افترا
با منطق علی، نه به توهین و افتراالقصه سیره ی علوی این چنین نبود
تاریخ را بخوان اخوی این چنین نبودبادا که تا همیشه بمانیم با علی
سلمان شویم و مسلم این راه یا علیسید محمد جواد شرافت
کجا سکری که اینجا هست، در خم می شود پیدا؟
بگو مستی ما از دور چندم می شود پیدا
چه تجریدی است در طور ضریح تو که با هر طوف
تجلی می کند سینا تکلم می شود پیدا
همین که درب شرقی حرم وا می شود انگار
از اشراق نگاه تو تبسم می شود پیدا
"سلام"..عکس گنبد ناگهان در چشم من لرزید
شکست آینه بعد از "علیکم" می شود پیدا
بیابم کاش خود را در صف گمگشته های تو
که هر کس در حریمت می شود گم، می شود پیدا
ز حاصل خیزی بذر کرامات تو خواهد بود
اگر از این زمین خشک گندم می شود پیدا
کسی پرسید از قبری که پنهان شد، خبر آمد
که آن راز پر از اعجاز در قم می شود پیدارضا یزدانیحرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش
حرم یعنی تلاطم های امواج خروشانش
حرم یعنی دعا یعنی توسل های در ندبه
حرم یعنی اجابت زیر گنبد بین ایوانش
حرم یعنی همان آب گوارا ظهر تابستان
حرم یعنی همان خورشید دنیا در زمستانش
حرم بید است مجنون است هرکس عاشقش باشد
میان بادها یک دم نمیخواهد پریشانش
حرم رود است مشهود است هرکس شاهدش باشد
شهادت می دهد راکد نخواهد ماند جریانش
و مادر گریه گریه از حرم گفت و پسر فهمید
چه آشوبی است در دلواپسی های فراوانش
پسر شوق پریدن را میان بال وپر حس کرد
پسر می رفت و مادر باز هم می شد غزلخوانش
حرم یعنی نگاه آبی دریا دریا و طوفانش
تویی طوفان آن دریا تویی موج خروشانش
اگر باران سنگ از آسمان بارید چترش باش
که حتی نشکند در سنگ باران بغض گلدانش
پسر می رفت و مادر با طنین آیةالکرسی
سپرد او را به آغوش رسول الله و قرآنش
قدوبالای او را دید چندین بار با حسرت
فقط می گفت زیر لب:به قربانش به قربانش
پسر رفت وفضای خانه را عطر حرم پر کرد
و مادر ماند و عکسی درمیان دست لرزانش
خبر آمد
ولی مادر
از احوال حرم پرسید
نپرسید از پسر هرگز میان بغض پنهانش
پسر برگشت و
مادر از حرم می خواند ومی دانست
نشسته عمه سادات در شام غریبانشرضا خورشیدی فرد
چرا اين خطوط، اين حروف الفبا شکسته؟چرا «ز»چرا «ه»چرا «ر»چرا «آ»شکسته؟چرا حرف در حرف هر واژه مي پيچيد از درد؟مگر ضربه اي سخت پهلويشان را شکسته؟ در اين شعر، آيينه اي بوده قبل از سرودنکه افتاده و زير پاهاي دنيا شکسته بگو ناخدايان بر اين موج کشتي نرانندکه صد کشتي نوح هر شب در اين جا شکسته به ليلاي عاشق کش قصه ها هم بگوييدکه در راه مجنون، در اين کوچه ليلا شکسته نماز مسافر شکسته ست و در خانه ي خودکسي بسته قامت به محراب، اما شکسته در آيينه ي خانه، مادر مهياي پروازدر آيينه، آيينه ي عمر بابا شکسته نه تنها در اين سوگ محراب مسجد خميدهستون هاي معبد، کنيسه، کليسا شکسته تو را دست شوم جهالت شکست و ندانستکه زيبا اگر هم شکسته ست زيبا شکسته زمين لرزه، تو فان و آتشفشان، اين سه يعني:پس از تو دل کوه و خشکي و دريا شکسته اگر بارگاهي بسازند روزي برايتببيني که از حجم غم پشت بنّا شکسته کشيده ست استاد نقاش تصويري از توولي روي بومش تمامي خط ها شکسته به نامت رسيده ست خطاط و حيران نشسته ستکه نام تو در ثلث و نسخ و معلا شکسته به جاي سرودن، تو را خواند و ناليد شاعر:چرا واژه اي نيست در شعرم الا شکسته؟! چرا اين نقوش، اين خطوط، اين حروف الفباچرا «ز»چرا «ه»چرا«ر»چرا«آ»شکسته؟مهدی زارعی
پاییز من بگذار تا آبان بماند
این برگ های آخر گلدان بماند
پاییز من! بار سفر بسته پرستو
ای کاش یک روز دگر مهمان بماند
از یار من پای درختان ردپایی ست
بگذار زیر برگ ها پنهان بماند
این نامه های رنگ رنگ عاشقانه
حیف است دست باد سرگردان بماند
از کوچه باغ آرزوهامان گذر کن
نقشی بزن تا آسمان حیران بماند
چون برگ می ریزد گناهان مسافر
پای پیاده...اربعین...باران...بماند!فاطمه نانی زاد
نوحه هاالا بذکرالله تطمئن القلوبخورشید امید ما شده همرنگ غروب ای همیشه یار علییار جان نثار علیای شجاعتت / ای صلابتتروح ذوالفقار علی به خانه زهرایی وبه کوچه ها حیدریتویی که در راه حقفدایی رهبری الا بذکرالله تطمئن القلوبخورشید امید ما شده همرنگ غروب ای مجاهد قهرمانای مسافر آسمان یا مرو سفریا شبی دگرپیش کودکانت بمان به حال همسایه هااگر دعا میکنیچرا به شوق وفاتخدا خدا میکنی الا بذکرالله تطمئن القلوبخورشید امید ما شده همرنگ غروب آتشی شده شعله ورمیزند به جانم شرر بین روضه هامیکشد مراروضه های دیوار و در صفای باغ مرازمانه سوزانده استبه روی در ردی ازگلاب و گل مانده استمهدی زنگنه
اي كه به خشكي لباتدريا توسل مي كنهموندم چه جوري داغتودنيا تحمل مي كنه سروي كه تنها شاهداين برگ ريزونه منمكوهي كه مي خواد پاشه وديگه نميتونه منم گرم طوافن تا غروبسرنيزه ها دور سرتوقت نمازِ تيرهاسجاده ميشه پيكرت اين موج كه روي تنتباگريه مي ريزه منمزخمات لب وا مي كنههر بار بوسه مي زنم تو كشته اشكي و منيك چشمه بارونم براتديدم كه گريه مي كنهگرگ بيابونم برات ديده ميون موج خوندرياي احساسم تورواي اشناتر از همهحق ميدي نشناسم تورو؟ زخمت بهم ميگه بمونچشمت بهم ميگه برو سنگم بياد از آسمونتنها نمي ذارم تورو با آه شونه مي كنمزلف پريشون توروبا اشك روشن مي كنمشام غريبون توروسعید پاشازاده
بند اول:حالا که من از حرم دورمدرمونم صبره ، آخه مجبورمیه سلام میدم با حسرت طرف کربلاآرزو دارم بمیرم عرفه کربلاغم کربلا منو می کشهدل من فقط تو حرم خوشه بند دوم:گریه بر تو ، افضل الاعمالبا تو حال ماس ، احسن الاحوالدل من بی تابه مثل موج رود فراتباقيات الصالحاته ، اشک گریه کناتکشتی نجات ، ایّها الاميرتا نفس دارم، دستمو بگیر بند سوم:ای روح دین اسوه ی ايمانبا تو احیا شد مکتب قرآنای نماز آخر تو هدف بندگيدر مسیر تو شهادت ، شرف زندگيزندگی ما ، تا خداييهانقلابمون ، کربلاييهغم کربلا منو می کشهدل من فقط تو حرم خوشهسهراب افشاری
95/12/8 - 14:24 - 2017-2-26 14:24:33
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فرهنگ نیوز]
[مشاهده در: www.farhangnews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 188]
صفحات پیشنهادی
ماجرای تکریم آیتالله خوشوقت توسط رهبر انقلاب
گفتاری از حجتالاسلام والمسلمین کاظم صدیقی ماجرای تکریم آیتالله خوشوقت توسط رهبر انقلاب گفتاری از حجتالاسلاموالمسلمین کاظم صدیقی استاد اخلاق و امام جمعهی موقت تهران دربارهی شخصیت مرحوم آیتالله حاج شیخ عزیزالله خوشوقت به گزارش فرهنگ نیوز حضرت آیتالله خوشوقت علاوه بر دتجلیل از پنج یار خراسانی رهبر معظم انقلاب در عرصه شعر و ادب در مشهد
تجلیل از پنج یار خراسانی رهبر معظم انقلاب در عرصه شعر و ادب در مشهد مشهد – ایرنا – آیین پاسداشت و تجلیل از پنج شاعر فقید خراسان رضوی که از آنان به عنوان یاران خراسانی رهبر معظم انقلاب یاد می شود چهارشنبه شب همزمان با چهلمین روز درگذشت استاد عالیقدر مرحوم علی باقرزاده در حرم مجشنواره فیلم کوتاه زنده رود حرکتی برای نهادینه کردن تدابیر رهبر معظم انقلاب در زمینه هنر است
مشاور وزیر ارشاد جشنواره فیلم کوتاه زنده رود حرکتی برای نهادینه کردن تدابیر رهبر معظم انقلاب در زمینه هنر است اصفهان-ایرنا- مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران گفت نخستین جشنواره ملی فیلم کوتاه مستند زنده رود حرکت جدید و قابل تقدیری برای نهادینه کردن تدابیر رهبرمتقریظ رهبر معظم انقلاب، این کتاب را پرفروش کرد
تقریظ رهبر معظم انقلاب این کتاب را پرفروش کرد طی سالهای اخیر همزمان با انتشار تقریظ رهبر معظم انقلاب بر یک کتاب توجه مخاطبان بیشتر به سمت آن جلب شده است تسنیم وضعیت کتابخوانی در کشور طی سالهای گذشته وضعیت مناسبی نیست کاهش شمارگان کتاب و رسیدن آن به 100 نسخه آن هم براحضور رهبر معظم انقلاب در مراسم عروسی + فیلم
خطبه عقد زوج جوان جیرفتی در یک مراسم ساده از سوی رهبر معظم انقلاب جاری شد دانلود به گزارش جام جم آنلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم عقد یک زوج جوان جیرفتی که سادگی از شاخصه این مراسم بود شور و شوق بسیاری به این جشن داد به گونه ای که حاضران باکتابی که بر اثر تقریظ رهبر معظم انقلاب ، پرفروش شد
کتابی که بر اثر تقریظ رهبر معظم انقلاب پرفروش شد طی سالهای اخیر همزمان با انتشار تقریظ رهبر معظم انقلاب بر یک کتاب توجه مخاطبان بیشتر به سمت آن جلب شده است به گزارش فرهنگ نیوز وضعیت کتابخوانی در کشور طی سالهای گذشته وضعیت مناسبی نیست کاهش شمارگان کتاب و رسیدن آن به 1دانشگاه آزاد در راستای تامین نظرات رهبر معظم انقلاب گام برخواهد داشت
رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه آزاد در راستای تامین نظرات رهبر معظم انقلاب گام برخواهد داشت تهران - ایرنا - رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی گفت این دانشگاه بگونه ای حرکت خواهد کرد که نظرات مقام معظم رهبری در رابطه با علم و فناوری تامین شود به گزارش خبرنگار فرهفلاحتپیشه با گلایه از مسؤولان: تنها خواسته خانواده شهدای حادثه تروریستی دالاهو دیدار با رهبر معظم انقلاب است
فلاحتپیشه با گلایه از مسؤولان تنها خواسته خانواده شهدای حادثه تروریستی دالاهو دیدار با رهبر معظم انقلاب است عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مسؤولان را موظف دانست برای دیدار خانواده شهدای حادثه تروریستی دالاهو با رهبر معظم انقلاب اقدامات لازم را انجام بدهند و گفت حق خانصبح امروز؛ هزاران نفر از اقشار مختلف مردم با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند
صبح امروز هزاران نفر از اقشار مختلف مردم با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند هزاران نفر از اقشار مختلف مردم برخی استانها صبح امروز با حضور در حسینیه امامخمینی ره با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفدیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش با رهبر معظم انقلاب
2724025668489554233 سه شنبه 19 بهمن 1395 عکاس leader ir دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش با رهبر معظم انقلاب فرماندهان و جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش در سالروز بیعت تاریخی همافران با حضرت امام خمینی در 19 بهمن 57 روز سه شنبه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی-
فرهنگ و هنر
پربازدیدترینها