واضح آرشیو وب فارسی:باشگاه خبرنگاران:
مرد معتاد دختر و همسرش را از خانه بیرون کرد/ زن جوان: کار میکردم تا شوهرم مواد بخرد
عشق بهزاد كورم كرده بود هوش و هواس نداشتم. پدرم مرا نصیحت میكرد و می گفت:"مریم جان این پسر لیاقت تو و خانواده ما رو نداره."

به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، عشق بهزاد كورم كرده بود هوش و هواس نداشتم. پدرم مرا نصیحت می كرد و می گفت:«مریم جان این پسر لیاقت تو و خانواده ما رو نداره.» اما من فكر میكردم شاهزاده آرزوهایم فقط اوست. برخلاف میل باطنی خانواده ام ازدواج كردم.
زندگی با بهروز در كمال سادگی شروع شد. بعد از عقدمان تازه شخصیت واقعی اش را شناختم.
او می گفت چون شرایط مالی خوبی ندارم نمی توانیم مستقل زندگی كنیم باید در خانه پدرم زندگی كنیم چون به او علاقه زیادی داشتم هر سختی را تحمل می كردم.
صبح زود، سر كار می رفتم. بهزاد هم در یك كارخانه، كارگر بود. هرچه تلاشم را برای مستقل شدن بیشتر می كردم او كمتر به سركار می رفت. تا این كه روزی به من گفت مدتی را با حقوق تو زندگی كنیم تا من كار بهتری پیدا كنم از كارگری خسته شده ام.
چند ماهی گذشت، روز به روز اخلاقش عوض می شد، معتاد شده بود و شیشه مصرف می كرد. هر روز ازمن پول می خواست تا مواد بخرد، اگر به او پول نمی دادم با زور وكتك مجبورم می كرد. دیگر خسته شده بودم روی برگشت به خانه پدری ام را نداشتم، باردار شده بودم . وضعیتم تغییر كرده بود به خاطر بچه تحملش می كردم.
برایش در یك فروشگاه كار پیدا كردم ولی گوشش بدهكار این حرفها نبود. بهزاد روز به روز عصبانی تر و وابستگی اش به شیشه بیشتر می شد، تا این كه تصمیم به فروش لوازم منزلمان گرفته بود. او دختر 4 ساله ام را همیشه كتك می زد اصلا دیگر هیچ علاقه ای به ما نداشت.
چند روز پیش ما را از خانه بیرون كرد. حالا به حرف پدر ومادر خدا بیامرزم رسیدم كه بهزاد مرد زندگی نیست. جایی برای زندگی نداشتم به كلانتری گلشهر آمدم و طی مشاوره با مددكار این كلانتری من و دخترم را تحویل بهزیستی دادند با یك انتخاب اشتباه آینده ام را تباه كردم.
انتهای پیام/
اخبار مرتبط
عذرخواهی پس از مرگ!/ داستان واقعی مرگ دردناک یک مادر پس از ساعتها تحمل درد + تصاویر
"چقدر زیبا هستی" ، جمله پسر کلاهبردار برای سرکسیه کردن دختران
گرفتار در مرداب تاریکی/ از چاله مرد معتاد به چاه مرد خائن افتادم
لحظهای توقف پشت چراغ قرمز/ گله بزرگ دختر کوچک از مردم شهر
در میان هیاهو فقط به دنبال "یک لبخند"/ بزرگترین مشکل یک پدر فقیر چیست؟
داستان دردناک دختر 16 ساله که ازخانه فرار کرد و به قبرستان پناه برد
گفتوگویی کوتاه با عاملان اسید پاشی پایتخت/ دکتر انوری: 3 سال برای "پزشک جنایتکار" هرکاری توانستم، کردم
"فرشتگان ایران" میخواهند شما را صدا بزنند، اما ناتوانند/ شاید ثانیهای دیگر نباشد، ولی میخندد+تصاویر
سناریوی مرگبار "مرد مهربان" برای ایجاد رابطه با "زن جوان"/ قاتل خودش را پلیس معرفی کرد
بیتوجهی پدر و عاقبت دردناک یک نوجوان/ سارق 16 ساله معتاد چه سرگذشتی داشت؟
۲۵ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۰
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: باشگاه خبرنگاران]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 82]