تور لحظه آخری
امروز : جمعه ، 10 اسفند 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):سپاسگزارى منافق از زبانش فراتر نمى رود.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862657584




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

طینت در کلام و حکمت


واضح آرشیو وب فارسی:فارس:
طینت در کلام و حکمت
براساس بسیاری از شواهد تاریخی، نقش ماده اولیه خلقت و طینت انسان‌ها در حد اقتضاست نه بیش‌از آن.

خبرگزاری فارس: طینت در کلام و حکمت



بخش اول چکیده متفکران، همواره بر شناخت سرشت انسان (طینت) و ابعاد وجودی، به‌ویژه ماده اولیه آفرینش او توجه داشته‌اند. پس از مفهوم‌شناسی طینت که غالباً آن را گِل و عین ثابت معنا کرده‌اند، حکما و متکلمان با توجه به اندیشه خود در باب انسان‌شناسی و اینکه آیا حقیقت انسان همان نفس مجرد است یا مجرد بدنی بوده و ماهیتش جوهر جسمانی است، به تحلیل و بررسی اخبار طینت پرداخته، و مباحث چالش‌برانگیزی را مطرح کرده‌اند. در این نوشتار سعی شده است، اخبار طینت را باز گفته، ضمن بیان تحلیل برخی از متفکران دینی، در نهایت با توجه به شبهات جبرگرایان، بدون هیچ‌گونه تعصبی به داوری نشسته و حکم نهایی برعهده مخاطبان محترم واگذار شود. طرح مسئله مسئله طینت، یکی از مسائل مهمی است که در اخبار و روایات و در جوامع روایی بابی را به خود اختصاص داده است، و متفکران دینی، به‌ویژه فلاسفه و متکلمان آن را به چالش کشیده‌اند. اندیشمندان دینی به‌جهت دشواری این مسئله، کمتر بدان توجه کرده، و به پژوهش درباره آن پرداخته‌اند. موضوع مزبور در اولین باب از «کتاب ایمان و کفر» اصول کافی آمده که هرکدام از شارحان اصول کافی به‌نحو اجمال به شرح و تفسیر آن پرداخته‌اند، و چنان‌که خواهد آمد، برخی از حکما و متکلمین با دقت عقلی و فلسفی به نقد و بررسی روایات آن پرداختند که از آن جمله می‌توان اثر ارزشمند طلب و اراده امام خمینی&، شرح احادیث طینت آقا جمال خوانساری، و بحث تفصیلی علامه طباطبایی در تفسیر قیم المیزان را نام برد. برخی از این بزرگان، ضمن اعتراف به سنگینی موضوع از آن غافل نبوده، اگرچه در شرح و تفسیر روایات به تبیین برخی از ابعاد بحث پرداخته‌اند، هنوز نکات مبهمی در مباحث آنان به چشم می‌خورد. صاحب کشف اللثام می‌گوید، کسانی که از عهده بحث جبر و تفویض که موضوع طینت یکی از آنهاست برنیامده و آن را انکار نموده‌اند، به‌دلیل انکار ضروری دین نجس‌اند. حاج آقا رضا همدانی درباره این کلام می‌گوید: موضوع طینت از سنگین‌ترین مسائل کلامی و نظری است، نه ضروری دین، و اگر محققی وارد این مسئله شد و قدرت حل آن را پیدا نکرد نباید آن را منکر ضروریات دین دانست، چراکه در روایاتی، از صادقین‘ سؤال شد که آیا بین جبر و تفویض منزل سومی وجود دارد؟ آن دو امام بزرگوار فرمودند: بین این‌دو، منازلی به‌اندازه فاصله آسمان و زمین وجود دارد. (کلینی، بی‌تا: 1 / 159) خلقت اولیه انسان بر خیر بوده یا بر مبنای شر آفریده شده است؟ آیا مؤمن با طینت و سرشت پاک، و کافر بر طینت پلید خلق شده است؟ سعادت و شقاوت افراد در دنیا و عقبی امری محتوم و قطعی است یا به اراده و اختیار انسان وابسته است؟ ظاهر بخشی از روایات دلالت دارند بر اینکه سرشت و طینت انسان‌های اهل بهشت از گِل، و سرشت افراد اهل جهنم از آتش جهنم است. اگر اخبار طینت بر مبنای ظاهر اخذ شوند نسبت آنها با اراده و اختیار انسان در تعارض خواهد بود. همین امر نزاع عمیقی بین متفکران برانگیخته و موجب شده است، برخی معتقد به جبر و سلب اختیار از انسان شده و عده‌ای دیگر با حمل روایات بر ظاهر و ارائه توجیهاتی غیرعقلانی باعث انحراف دیگران شوند. در این پژوهش سعی شده است ضمن بررسی اخبار طینت و برخی ازچالش‌های مطرح‌شده در این زمینه، دیدگاه صائب و نافذی که به نظر می‌رسد بهترین و کامل‌ترین اندیشه باشد با ارائه ادله متقن تبیین شود. مفهوم‌شناسی طینت طینت از طین به‌معنای گِل گرفته شده که عین ثابت هر موجود ممکن را گویند. به‌عبارتی‌دیگر، به ماده اولیه آفرینش انسان طین اطلاق کرده‌اند؛ «هُوَ الَّذ‌ِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِین‌ٍ». (انعام / 2) البته «طین» مبدأ وجود مادی انسان بشمار می‌آید اما برای بعد معنوی او مبدأ دیگری به‌‌نام «روح» مطرح است که حیات معنوی او را تشکیل می‌دهد: «وَ نَفَخْتُ فِیه‌ِ مِنْ رُوحی»‌‌؛ (حجر / 29) مراد از آن (روح) در فلسفه و کلام و عرفان عبارت است از نفوس ناقصی که استعداد ارتقا به کمال را دارند و می‌توانند با نفوس ناقص خود مراحل ترقی را تا جایگاه اخلاص به محضر حق طی کنند و منزلتی رفیع یابند؛ (ابن‌عربی، بی‌تا ج: 1 / 113) طینت به همان ماده اصل آفرینش انسان گویند که در طول حیاتش در اعمال و رفتار او تجلی و ظهور می‌یابد. (موسوی خمینی، 1373: 160) اما باید به این نکته توجه داشت که شاید مراد از گِل همان جوهری باشد که انسان از آن خلق شده است که این جوهر می‌تواند اعم از بعد زمینی و آسمانی او باشد؛ و به نوع نگرش ما به حقیقت انسان برمی‌گردد که او را موجودی تک‌بعدی بدانیم یا دو ساحت وجودی برای او در نظر بگیریم؛ زیرا در این زمینه دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. دیدگاه حکما و متکلمین در باب نفس آرای فلاسفه و متکلمان در این باب متفاوت است. حکما و برخی متکلمان معتقداند، نفس انسانی مجرد است و همه اعمال و افکار او به همین امر مجرد برگشته، صرفاً بدن ابزار و آلتی برای او بوده، نقشی در فاعلیت افعال ندارد؛ و نفس، جوهری است مجرد به‌حسب ذات نه به‌حسب فعل. حقیقت انسان جوهر مجردی است که زنده، دانا و نامیراست که از آن به جوهر نفس ناطقه تعبیر می‌شود. اما بسیاری از متکلمان معتقداند انسان، مجرد بدنی، و دارای روح بوده، همانند سایر حیوانات، تمام اعمال او از آن صادر می‌شود؛ بنابراین نفس مجردی در کار نیست. حقیقت انسان جوهر جسمانی است، و اجزای اصلی پیکر انسان حقیقت وی بشمار می‌آیند. (البصری، 1415: 372؛ بحرانی، 1460: 270؛ تهانوی، 1996: 1 / 75) اخبار طینت را با توجه به دو دیدگاه مزبور می‌توان به دو معنا حمل نمود. بنابر مذهب حکما، اگر نفس انسان مجرد باشد، نفس فاعل بوده، اختلاف طینت موجب خوبی و بدی نخواهد شد؛ مانند اختلاف لباس در دو شخص که معیار خوبی و بدی افراد بشمار نمی‌آید. اما بنابر دیدگاه متکلمان اخبار طینت بر ظاهر خود حمل می‌شود، به این معنا که ابدان مؤمنین از گِلی خلق شده و ابدان کفار از گِلی دیگر و همین امر موجب خوبی و بدی اعمال و صدور نیک و بد رفتار می‌شود. (خوانساری، 1359: 15) در همین باب خواجه نصیر می‌گوید: اعمال جمیل و محمود یا قبیح و مذموم که از انسان صادر می‌شود مربوط به نفس اوست. سعادت و شقاوت محصول و مطلوب آن است؛ «ونفس‌ٍ وما سوّیها فالهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکیها فقدخاب من دسّیها.» (شمس / 10 ـ 7) (طوسی، بی‌تا: 15) بررسی اخبار طینت در باب طینت و سرشت انسانی روایات متعددی وارد شده است که از ظاهر آنها جز جبر چیزی تصور نمی‌شود؛ ازاین‌رو متفکران دینی به شرح و تفصیل آن نپرداخته، به درج آن بسنده نمودند. از میان عالمان دینی افراد معدودی چون علامه مجلسی و ملاصالح مازندرانی در شرح اصول کافی، و مرحوم آقاجمال خوانساری و علامه طباطبایی به تفسیر آن پرداخته‌اند. در اهمیت موضوع همین بس که امام خمینی& می‌فرماید: احادیث طینت از مستصعبات روایات بشمار می‌آید. آنچه مرحوم مجلسی در این باب نوشته‌اند مصداق کظلماتٍ متراکمه بعضها فوق بعضٍ است. (موسوی خمینی، 1373: 110) با توجه به دشواری روایات، به بررسی برخی از آنها می‌پردازیم تا شاید تصور جبر زایل، و نظر صائب حاصل شود. اخبار مربوط به موضوع مزبور را از دو جهت می‌توان بررسی کرد. روایاتی که بر یکسان و یکنواخت بودن خلقت انسان در طول حیاتش تأکید داشته، آن را هرگز قابل تغییر نمی‌دانند، و روایاتی که دلالت بر از خاک بهشت بودن سرشت و طینت انسان خوب و از خاک جهنم بودن سرشت و خاک انسان‌های بد است. 1. امام سجاد× می‌فرماید: خدای عزوجل دل‌ها و پیکرهای پیغمبران را از طینت (گِل و سرشت) علیین آفرید و اندازه‌گیری کرد و دل‌های مؤمنین را هم از آن طینت آفرید و پیکر‌های مؤمنین را پایین‌تر از آن قرار داد (آفرید)، و کافران را از طینت سجین آفرید، هم دل‌ها و هم پیکر‌هایشان را؛ آنگاه این دو طینت را (هنگام خلقت آدم) ممزوج ساخت، ازاین‌رو از مؤمن کافر متولد شود و از کافر مؤمن زاید (زیرا فرزندان آدم استعداد این دو مرتبه را پیدا کردند) و نیز، به همین سبب به مؤمن گناه و بدی رسد و به کافر ثواب و نیکی؛ زیرا طینت هریک از آنها به طینت دیگری ممزوج است، پس دل‌های مؤمنان به آنچه از آن آفریده شده گرایند و دل‌های کافران به آنچه از آن آفریده شده تمایل کنند. (کلینی، بی‌تا: 3 / 2) در خصوص این روایت می‌توان گفت، چون خداوند قبل از خلقت به کفر و ایمان افراد انسانی عالم است، اقتضای آن را به او بخشید تا سنخیت و مناسبت ماده اولیه و جهت، رعایت شده باشد و این علم الهی نمی‌تواند موجب جبر شود؛ زیرا علم به اراده انسان تعلق می‌گیرد، یعنی خداوند به اینکه بنده با اراده و اختیار خویش مرتکب چنین فعلی می‌شود و در حیات خود چنین مسیری را می‌گزیند، عالم است. مرحوم خوانساری در توضیح می‌فرماید: مراد از طینت در این روایت به‌معنای خلقت و جبلّت، و علّیین نام موضعی در آسمان هفتم است که ارواح مؤمنان به آنجا می‌روند. و برخی نیز، معتقداند آنجا همان بهشت است. شاید هردو معنا صادق باشد و ممکن است بهشت در آسمان هفتم باشد. طینت علیین قطعه‌ای از گِل یا خلقت بوده که مناسب ورود به بهشت است و ابدان و قلوب انبیا و مؤمنین از آن آفریده شد. (1359: 24) از واژه «دل» می‌توان دو معنا اراده نمود. یکی معنای ظاهری که عضو مخصوص باشد، به این معنا که دل مؤمنین به‌جهت شرافتی که دارد از دل دیگران متمایز بوده، به این اعتبار، محل علوم و ادراکات است. یا اینکه مراد از دل نفس مجرد باشد که غالباً به آن دل گفته می‌شود. بنابراین مراد از طینت علیین خلقتی است که مناسب آن بوده نه از گِل بهشت؛ زیرا خلق مجرد از ماده، معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد. خلاصه اینکه طینت ابدان مؤمنان از طینت علیین است، اما پایین‌تر از طینت دل‌های ایشان بشمار می‌رود. (همان: 22) 2. از امام صادق× منقول است که می‌فرماید: همانا خداوند مؤمن را از طینت بهشت و کافر را از طینت جهنم آفرید. هرگاه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد روح و جسمش را پاک می‌سازد و ازاین‌پس، هر خیری را بشنود می‌شناسد و می‌فهمد و نیز، هر بدی و زشتی‌ای را درک نموده، تشخیص می‌دهد. راوی می‌گوید: امام در ادامه فرمود: طینت‌ها بر سه قسم‌اند. الف) طینت پیامبران که مؤمنین از این طینت‌اند، اما پیامبران از طینت خالص و مؤمنین فرع آن‌اند. ب) سرشت ناصبی که از گِل سیاه بدبو است. ج) طینت مستضعفین که از خاک است، یعنی از گِل نبوده تا مثل مؤمن و کافر به سمتی خاص چسبندگی داشته باشد، بلکه دارای قابلیت پذیرش اشکال مختلف است. (کلینی، بی‌تا: 3 / 3 و 4) در توضیح روایت می‌توان گفت، طینت هر گروهی از قطعه گِلی است که از آن خلق شده‌اند و خیر و بدی را می‌شناسند؛ بدین‌معنا که به آن تمایل دارند، نه اینکه مجبور و مضطر باشند. ازاین‌رو بدی را با اختیار خود ترک می‌کنند. طینت به‌عنوان مرجح بشمار می‌آید تا آنها با اختیار انتخاب نمایند با اینکه قادر به ترک آن‌اند. و مراد از ناصبی کسی است که بغض و دشمنی اهل بیت^ را داشته باشد. و منظور از گِل سیاه گندیده نیز به‌معنای مرجِح است؛ نه اینکه به مفهوم اجبار و اضطرار و سلب قدرت باشد. مستضعفان نیز گروهی‌اند که در اعتقاد سست و ضعیف بوده، از خاکی خلق شده‌اند که شرافت و خباثتی ندارد. مؤمن بر حال ایمان، و ناصبی بر نصب از دنیا می‌رود، اما اگر مؤمنی بدون ایمان بمیرد معلوم می‌شود که خلقت او از طینت مؤمنین نبوده بلکه امری عارضی بوده است، پس خداوند مؤمنان و ناصبان را به‌جهت استحقاقشان به بهشت یا جهنم می‌فرستد. اما عاقبت حال مستضعفان معلوم نبوده، وابسته به اراده الهی است؛ و به اعتبار مصلحت حال ایشان، غضب یا رحمت شامل حال آنان می‌شود. (بنگرید به: خوانساری، 1359: 24 و 25) 3. صالح ابن‌سهل می‌گوید، از امام صادق× سؤال کردم که ای امام! جانم به فدایت! خداوند طینت مؤمن را از چه چیزی خلق کرده است؟ امام فرمود: از طینت پیامبران که هرگز آلوده نمی‌شود. (کلینی، بی‌تا: 3 / 4) به‌نظر می‌رسد که مراد امام از عدم نجاست طینت مؤمن این است که او به‌سوی کفر کشیده نمی‌شود؛ اما اگر کافر مؤمن شود معلوم می‌شود که طینت او خالص نبوده بلکه آمیخته به طینت جهنم و بهشت است. 4. ابوحمزه ثمالی از امام باقر× نقل می‌کند که فرمود: خدا ما و دل‌های پیروان ما را از علیین آفرید و بدن‌های آنان را پست‌تر از آن خلق کرد و قلب آنان به این سبب که آنها از آنچه ما خلق شده‌ایم آفریده شده‌اند، به‌سوی ما متمایل است. سپس امام این آیه را تلاوت فرمود: «کَلَّا إ‌ِنَّ کِتَابَ الْأ‌َبْرَار‌ِ لَفی عِلِّیینَ * َمَا أ‌َدْرَاکَ مَا عِلِّیونَ.» (مطففین / 18 و 19) و دشمن و پیروان ایشان را از سجّین، و نیز بدن‌های آنان را پست‌تر آفرید؛ ازاین‌رو دل‌هایشان به‌هم متمایل است. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «کلّا انّ کتاب الفجار لفی سجّین. و ما ادراک ما سجّین. کتابٌ مرقوم ویلٌ یومئذٍ للمکذبین». (کلینی، 1375: 3 / 91) در شرح و توضیح این روایت می‌توان گفت بیان امام به‌معنای اجبار و اضطرار نیست که فرد نتواند با اراده و اختیار خویش مسیری را در زندگی خویش تعیین نماید، بلکه به‌عنوان مرجّحی برای اختیار و انتخاب است. اینکه امام به آیه استناد فرمود که کتاب نیکوکاران در علیین، و نامه اعمال بدکاران در سجّین است، بدین‌معناست که همه اعمال در جای خود ثبت و ضبط می‌گردند. بهترین قرینه و شاهد بر ادعا این است که عبارت تهوی علیهم در روایت آمده، که هوا به‌معنای خواهش و میل است؛ بنابراین می‌توان گفت همه آن امور در حد کشش و تمایل‌اند، نه به‌معنای جبر و اضطرار که اراده و اختیار آدمی در آن نقشی نداشته باشد. 5. عبدالله بن ‌کیسان به امام صادق× می‌گوید: من دوست شما هستم. امام فرمود: نژادت را می‌شناسم، اما شما را نمی‌شناسم. ابن‌کیسان گفت: من در کوهستان متولد شده و در سرزمین فارس بزرگ شده‌ام و با مردم در تجارت تعامل دارم. گاهی با افرادی مواجه می‌شوم که دارای اخلاق نیکو و امانت‌داراند، اما از دینشان می‌پرسم معلوم می‌شود که با شما دشمن‌اند، و در مقابل افراد دیگری که بداخلاق و خیانتکار و ناپاک‌اند، اما زمانی‌که از مذهبشان سؤال می‌شود معلوم می‌شود که شیعه بوده و پیرو ولایت شما هستند. این چگونه است؟ امام در پاسخ فرمود: ابن‌کیسان، مگر نمی‌دانی که خداوند گِلی از بهشت و جهنم گرفته، و سپس آن‌دو را به هم آمیخته و از هم جدا نمود و مؤمنان را از گِل بهشت و کفار را از گِل جهنم آفرید؟ بنابراین، آنچه از امانت‌داری و خوش‌رفتاری در دشمنان ما می‌بینید به سبب تماس آنها به طینت بهشتی است و اینها در نهایت به اصل خلقت خود برمی‌گردند و وارد جهنم می‌شوند، و اما آنچه از بی‌امانتی و بدرفتاری و آلودگی در دوستان ما می‌بینی در اثر تماس آنها با طینت اهل جهنم است. که در نهایت این گروه نیز، به اصل خویش بازمی‌گردند. (مجلسی، بی‌تا: 64 / 87) در تحلیل فراز آخر روایت باید گفت، بازگشت گروه نخست به جهنم و یا دوزخ به‌سبب عدم ایمان و دشمنی با اهل بیت^ است و شرط قبول همه نیکی‌ها در همین امر نهفته است. و برگشتن طایفه دوم به بهشت شاید به سبب عفو ایشان با وجود ایمان و یا به‌جهت توبه از گناهان باشد. در این باب روایات دیگری نیز آمده است که به‌دلیل شباهت زیاد محتوای آنان با یکدیگر از بیان آنها خودداری می‌شود، اما عصاره همه این روایات در این نکته خلاصه می‌شود که علت اختلاف افراد بشر از جهت ایمان و کفر، سعادت و شقاوت به‌سبب اختلاف در سرشت آنهاست که از اختیارشان خارج است؛ یعنی گروهی از انسان‌ها اهل بهشت و طایفه‌ای دیگر اهل جهنم‌اند و این امری محتوم برای همه انسان‌هاست. در پاسخ به این روایات، افزون بر مطالبی که از مرحوم خوانساری بیان شد متفکران دیگری نیز، تحلیلی ارائه کرده‌اند که درخور ‌توجه است. تحلیل علامه مجلسی ایشان در تفسیر و توجیه اخبار مزبور، پنج طریق را بیان می‌کنند که عبارت‌اند از: 1. طریق اخباریون: آنان معتقداند که ما به این اخبار ایمان داریم و درعین‌حال اعتراف می‌کنیم که معنای حقیقی این روایات را نمی‌فهمیم و نمی‌دانیم که اینها برای چه از ائمه معصوم^ صادر شده‌اند؛ بنابراین علم آن را به خودشان واگذار می‌کنیم. 2. همه این روایات بر تقیه حمل می‌شود؛ زیرا موافق با مذهب اشاعره و احادیث عامه‌اند. 3. روایات مزبور حالت کنایی دارند، به این معنا که خداوند در آغاز خلقت به همه بندگانش عالم است که کدام یک از آنها پس از حیات در دنیای مادی که دار تکلیف است در مسیر ایمان و سعادت گام خواهند برداشت و کدام یک از آنان طریق کفر و شقاوت را خواهند پیمود؛ و چون خدا عالم است، گویا آنان را به این صورت آفرید. 4. اخبار طینت کنایه از اختلاف قوا، قابلیت و استعداد افراد بشر است؛ زیرا استعداد افراد یکسان و یکنواخت نیست؛ مانند استعداد پیامبر| با استعداد ابوجهل که یکی در بالاترین و دیگری در پست‌ترین آن قرار دارد. و خداوند هرکدام را در حد خویش مکلف نموده است، اما درعین‌حال، هیچ یک مجبور به آن نیستند، یعنی شر و فساد ابوجهل از روی سلب اختیار و اضطرار نبوده از روی اختیار است، و نیز، خیرخواهی و رحمت بودن پیامبر| برای بشر از روی جبر نبوده، با کمال اختیار و اراده ایشان صورت گرفته است. 5. چون خداوند متعال افراد بشر را در عالمی «به‌نام عالم ذر» آفرید و آنان را مکلف ساخت و در آنجا گروهی اطاعت کرده و تسلیم شدند و طایفه‌ای دیگر طغیان‌ ورزیده، نافرمانی نمودند، اختلاف طینت آنها از جانب طاعت و عصیان خودشان بود نه از جانب خداوند؛ بنابراین جبر و اضطراری در کار نبوده است. (کلینی، بی‌تا، 3 / 7) با توجه به تحلیل علامه مجلسی می‌توان گفت، اعتقاد اشاعره در مسلک جبر و استناد ایشان به اخبار طینت که افراد بشر هیچ اختیاری در افعال خود نداشته، به‌منزله ابزاری بیش نیستند، نمی‌تواند صحیح باشد؛ زیرا اعتقاد به جبر، نه‌تنها با منطق سازگار نیست، با تعالیم انبیا در تعارض قرار می‌گیرد. بدین‌معنا که تمام تعالیم انبیای الهی در راستای بیداری انسان‌ها و رساندن به کمال بوده است. اگر انسان‌ها در جهت زندگی‌شان به سمت سعادت و شقاوت هیچ‌گونه اختیاری از خود نداشته باشند، این هدف متعالی انبیا بیهوده و عبث خواهد بود، پس قطعاً انسان‌ها در دار تکلیف مختاراند نه مجبور. مولانا چه زیبا گفته است:   اختیاری هست ما را بی‌گمان   حس را منکر نتانی شد عیان   اینکه فردا این کنم یا آن کنم   این دلیل اختیار است ای صنم   (مولوی، 1380: دفتر پنجم، 2965)   علامه طباطبایی و اخبار طینت از نگاه علامه، اخبار طینت در دو جهت بررسی شده است. از حیث یکنواخت بودن خلقت انسان از ابتدا تا انتها؛ و از گِل بهشت بودن سرشت خوبان و از جهنم بودن طینت بدکاران. ایشان با توجه به این دو جهت درصدد ارائه راه‌حلی منطقی کوشیده‌اند. به همین خاطر از جهت دلالت و سند به بررسی روایات پرداخته‌اند. بررسی سندی از منظر وی، هرچند در سلسله راویان افراد ضعیفی چون ابی‌الجارود وجود دارند، نمی‌توان با وجود چنین افرادی حکم کلی برای همه روایات صادر و همه آنها را از اعتبار ساقط نمود. درصورت تعارض میان روایات لازم است تک‌تک آنها را بررسی کرده، درصورت وجود قدر جامع آنها تعارض رفع خواهد شد. در نتیجه یکی از سه راه‌حل پیشنهاد می‌شود. یا درصورت قطعی بودن، باید آنها را پذیرفت؛ یا درصورت مخالفت با کتاب و سنت آنها را طرد کرد، و یا هیچ دلیلی بر قبول و رد آنها وجود ندارد. اگرچه کثرت روایات در این باب به حد تواتر نمی‌رسد که قطعیت را به همراه داشته باشد، چون تعارض حتمی نیز وجود ندارد، می‌توان به کلیت آنها اطمینان کرد. بررسی دلالی در تحلیل روایات مزبور اگر بخواهیم آنها را به سعادت و شقاوت ذاتی حمل نماییم، بی‌تردید، صحیح نخواهد بود و شایسته نیست که اینها را همانند ثبوت زوجیت برای چهار بدانیم؛ همچنین این امر مخالف با عقل و کتاب و سنت خواهد بود؛ بنابراین قضاوت عجولانه با این دسته از روایات و طرد و رد آنها صواب نخواهد بود؛ زیرا، هنوز همه اسرار نظام هستی و خلقت بشری کشف نشده‌اند. ایشان پس از بررسی زیاد به این نتیجه می‌رسد که در دلالت اخبار باید تعمق بیشتری نمود و عقل را از شوائب وهم و خیال پاک کرده، با صفای ذهن بدان پرداخت. (طباطبایی، 1417: 1 / 121 و 8 / 101) بر همین اساس، علامه روایات باب طینت را به پنج دسته تقسیم نموده، سپس دیدگاه خود را، البته نه به‌نحو صریح و آشکار که تمام شبهات را مرتفع ساخته باشد ارائه داده، توانست ضمن تبیین و تشریح بحث، تا حدود زیادی به اشکالات پاسخ دهد. تقسیم‌بندی او عبارت است از: 1. روایاتی که انسان‌ها را از ابتدای خلقت به دو گروه سعادتمند و شقاوتمند تقسیم می‌کنند. عده‌ای با حسن اختیار خویش راه سعادت، و برخی با سوء اراده خود مسیر شقاوت را بر می‌گزینند؛ 2. اخباری که بر بهشتی بودن طینت و سرشت برخی انسان‌ها و بازگشت آنان به بهشت، و اخباری که از گِل جهنم بودن عده‌ای دیگر و بازگشتشان به جهنم دلالت دارند؛ 3. احادیثی که خلقت انسان‌ها را به آب منتسب می‌کنند، به این معنا که خلقت افراد مؤمن و اهل بهشت را به آب شیرین و گوارا، و طینت اشخاص کافر و اهل جهنم را به آب تلخ و شور اسناد می‌دهد؛ 4. روایاتی که اختلاف افراد انسانی را به تفاوت در نور و ظلمت مربوط می‌سازد. در این دسته از روایات آمده است که خلق انسان‌های نیکوکار و مؤمن از نور و طینت افراد شرور از ظلمت است؛ 5. احادیثی که بر انتقال خوبی‌های اشقیا به خوبان، و بدی‌های نیکوکاران به بدان دلالت دارند. (همان: 8 / 96 به بعد)   منابع و مآخذ 1. قرآن کریم. 2. ابن‌عربی، بی‌تا، تفسیر ابن‌عربی، بیروت، دار صادر. 3. بحرانی، ابن‌میثم، 1460 ق، قواعدالمرام فی علم‌الکلام، تحقیق: سیداحمد حسینی، قم، کتابخانه آیةالله نجفی. 4. البصری، الحافظ علاء، 1415 ق، شرح المصطلحات الکلامیه، مشهد، مؤسسة الطبع والنشر فى آستانة الرضویة المقدسه. 5. تهانوی، محمدعلی، 1996 م، کشاف اصطلاحات والفنون والعلوم، بیروت، مکتبة البنان ناشرون. 6. جوادی آملی، عبدالله، 1384، حق و تکلیف در اسلام، قم، اسراء. 7. ــــــــــــــــــــــــ ، 1386، رحیق مختوم، قم، اسراء. 8. خوانساری، آقا جمال‌الدین، 1359، شرح احادیث طینت، به‌اهتمام عبدالله نورانی، تهران، نهضت زنان مسلمان. 9. سبحانی، جعفر، 1412 ق، اللهیات علی هدی الکتاب والسنة والعقل، به قلم حسن محمد المکی العاملی، قم، المرکز العلمی للدراسات الاسلامیه. 10. صدوق، ابوجعفر حسین، 1398 ق / 1357 ش، التوحید، قم، منشورات جماعة المدرسین. 11. ــــــــــــــــــــــــ ، 1386 ق، علل الشرایع، قم، مکتبة الداوری. 12. طباطبایی، محمدحسین، 1417 ه / 1997م، المیزان فى تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات. 13. طوسی، خواجه نصیرالدین، بی‌تا، اخلاق ناصری، بی‌جا، انتشارات علمیه اسلامیه. 14. قمی، علی بن ابراهیم، 1404 ق، تفسیر القمی، قم، مؤسسه دارالکتاب. 15. کلینی، محمد بن یعقوب، بی‌تا، الکافی، طهران، دارالکتب الاسلامیه. 16. ــــــــــــــــــــــــ ، 1375، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، قم، انتشارات اسوه. 17. خراسانی، محمدکاظم، 1409 ق، کفایة الاصول، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث. 18. مجلسی، محمدباقر، بی‌تا، بحارالانوار، تهران، اسلامیه. 19. مصباح یزدی، محمدتقی، 1380، معارف قرآن (خدا‌شناسی، کیهان‌شناسی، انسان‌شناسی)، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی. 20. موسوی خمینی، سید‌روح‌الله (امام)، 1362، طلب و اراده، ترجمه و شرح: احمد فهری، تهران، مرکز انتشارات علمی. 21. ـــــــــــــــــــــــ ، 1373، مصباح‌الهدایة الی الخلافة والولایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 22. مولوی، جلال‌الدین، محمد بن محمد، 1380، مثنوی معنوی، تهران، زوار.   مصطفی خلیلی / دانشجوی دکتری تصوف و عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب فصلنامه اندیشه نوین - شماره 27 ادامه دارد/

93/09/11 - 01:30





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 37]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن