واضح آرشیو وب فارسی:فارس: يادداشتي به بهانه سالگرد زلزله سال 82خانههايي ويران، كودكاني گريان، بانواني حيران، ارگي با خاك يكسان
كاشان كهن نيز چون بم داراي بافت فرسوده گستردهاي است پس مبادا با غفلت خود كاري كنيم كه چيني نازك ديار سهراب ترك بردارد و زماني در روزنامه آينده كه شايد تاريخ انتشارش همين فردا باشد با تيتر درشت بنويسند«كاشان فرو ريخت».

به گزارش خبرگزاري فارس از كاشان، زماني كه تنها چند برگ از نخستين ماه آخرين فصل سال ورق ميخورد ناگاه تصاويري آشنا و البته دردناك در پرده نقرهاي ذهنها به اكران در ميآيد:«خانههايي ويران، كودكاني گريان، بانواني حيران، ارگي با خاك يكسان و...» .
آري 10 سال از روزي كه ارگ آرزوها لرزيد و خرماي غم در سفره بم نشست ميگذرد، يك دهه از بدرود باغبان گلپونهها و به پايان رسيدن نوار زندگي ايرج بسطامي سپري ميشود و شايد اثر چنداني از آن حادثه در خاطره كوير باقي نمانده و بم تا حد زيادي «بم» شده باشد اما پرچم سوگواري افراشته در حافظه مردم اين خطه به راحتي پايين نميآيد.
شايد ديگر هيچ بمي، مأمن زندگي خود را بر بستر ناامني نسازد و هيچ سرايي در اين شهر بر پايه تساهل سر بر نياورد اما بايد اذعان كرد كه هزاران نفر بهاي روشن شدن اين فانوس آگاهي شدند و آب ديدگان كودكان بسياري موجب تميزي و شفافيت پنجره آيندهنگري مردمان امروز سرزمين نخلهاي ديروز شده است.
درست است ماهي اصلاح را ميتوان هر هنگام از آب تجربه گرفت و ميتوان قند پند را همراه با چاي تلخ حوادث زندگي در كام نهاد اما چرا هيچگاه باورمان نميشود كه ناظم سختگير روزگار با تركه عبرت به سراغ ما هم ميآيد؟
آيا كابوس زلزله و بختك بحران تنها به سراغ رؤياهاي اهالي بم، ورزقان، رودبار و...ميرود و كاري با خوابهاي شيرين ما ندارد؟ مگر نه اين است كه ديار مؤمنان در يكي دو قرن پيش دو بار گامهاي سنگين غول زلزله را تجربه كرده است؟ مگر نه اين است كه ارگ نفوذناپذير بم چون برخي از بناهاي تاريخي كاشان قدمتي دو هزار ساله داشت و در برابر بادها و حوادث تاريخي خم به ابرو نياورد اما در برابر زير يك خم روزگار مجبور به خاك شدن شد؟ مگر نه اين است كه بر بافت بسياري از مناطق كاشان غبار فرسودگي نشسته و با عطسه كوچك زمين نيز فرو مينشيند؟
پاسخ اين سؤالات و دهها پرسش ديگر از اين گونه مشخص است؛ با داروي «عاقبتانديشي» ميتوان خود را در برابر مرضهاي زمانه واكسينه كرد يا حداقل از عوارض آن كاست و بايد با بستن زنجير چرخ «آيندهنگري» به گذراندن گردنههاي دشوار حوادث پيش رو اميدوار بود.
اما مأمور تهيه اين فهرست بايدها و نبايدها كيست؟ رداي مسئوليت نخست بر دوش شهرداري است تا چون آموزگاري سختگير اما دلسوز از اشتباهات آگاهانه و يا ناآگاهانه هر چند كوچك دانشآموزان خود يعني شهروندان نگذرد به خصوص آنهايي كه با صفت معنادار "بساز و بفروش" و دريافت مجوز اعتماد مأمور ساختن سرپناه براي مردم شدهاند.
اما وظيفه ميراثداران فرهنگ و تاريخ كاشان نيز در اين ميان بسي خطير است چراكه آنان نگهبانان تمدن چندين هزار سالهاند بايد آنچنان به قامت اين يادگاريهاي كهن زره استحكام بپوشانند تا مبادا روزي تكانهاي خانه نقلي را نقل محافل خبري كند، تا مبادا لرزهاي مسجد آقا بزرگ را كوچك كند تا مبادا تپههاي سيلك به عنوان نخستين خاستگاه تمدن بشري به عدم گرايد تا مبادا تيغ روزگار شاهرگ هنر ايران زمين را در حمام باغ فين بزند، تا مبادا ديگر اثري از گچبريهاي خانه طباطباييها و مقرنسهاي سراي عامريها نباشد.
البته در اين ميان بار مسئوليت بر دوش مردمان كاشان نيز سنگين است كه اگر زبان نگارنده لال، رسم سرنوشت قرعه بد روزگار را به نام كاشان بزند انگشت اتهام نخست سوي افرادي است كه با فرمان زرنگي قانون را دور ميزنند و با كارت توجيه و بهانه شرايط نامناسب اقتصادي از حريم مقررات تجاوز ميكنند.
اين همه را گفتيم تا مبادا چيني نازك ديار سهراب ترك بردارد و زماني در روزنامه آينده كه شايد تاريخ انتشارش همين فردا باشد با تيتر درشت بنويسند«ملك هنر ايران، فرو ريخت».
=========
هادي قربانيان
=========
انتهاي پيام/63009/ش40
پنجشنبه 5 دي 1392
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: فارس]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 65]