واضح آرشیو وب فارسی:نامه نیوز:

روایت اولین حاکم شرع از مخالفت دولت موقت با اعدام هویدا/ خلخالی:امام(ره)به من فرمودند: شما به حرف بازرگانیها گوش نکن
ولین حاکم شرع انقلاب اسلامی در کتاب خاطرات خود به ماجرای دادگاه و اعدام هویدا و مخالفت دولت موقت با این اعدام اشاره میکند.
به گزارش نامه نیوز، آیت الله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه های انقلاب اسلامی بود. یکی از اقدامات وی، محاکمه و اعدام نخست وزیر 13 ساله حکومت پهلوی دوم بود. وی در خاطرات خود به این دادگاه و مخالفت دولت موقت با اعدام هویدا اشاه میکند.
صادق خلخالی مینویسد:
«یکی از پر دردسرترین و جنجالیترین محاکمات ما محاکمه هویدا بود. ما در دادگاه مرتباً با کارشکنی های دولت موقت بازرگان رو به رو بودیم. زیرا اعضای این دولت تقریباً با اعدام هویدا مخالف بودند.
یدالله سحابی می گفت: اگر خلخالی هویدا را اعدام کند، نخست وزیر کشی در ایران امری عادی خواهد شد و ممکن است پس از شکست انقلاب، ما را هم بکشند.
بازرگان سرسختانه با اعدام هویدا مخالفت می کرد و برای جلوگیری از اعدام، سخت در تلاش بود. به من می گفت: شما نباید هویدا را اعدام کنید؛ چون می گویند که او هم در سازمان ملل و اروپا، طرفداران زیادی دارد و این را امام هم می گوید.
من این موضوع را از امام پرسیدم و ایشان فرمود: من چنین مطلبی را نگفته ام، افراد زیادی از طرف دولت موقت با هویدا در تماس بودند و ما از دور ناظر جریان بودیم. آنها وعده آزادی به او می دادند؛ ولی من خبر نداشتم و او در دادگاه این مطالب را فاش ساخت. ... در قم خدمت امام رسیدم. چند روزی نگذشته بود که در زندان قصر، پاسداران اعتصاب کردند، آنها رژه می رفتند و فریاد می زدند: خلخالی کجایی؟ دادگاه خلخالی ایجاد باید گردد، هویدای لامذهب اعدام باید گردد.
سرانجام، به قم آمدند و از امام خواستند که مرا به دادگاه برگردانند. امام به من فرمودند: شما به حرف بازرگانی ها گوش نکن. پس از تشکیل جلسه محاکمه هویدا و انجام دفاعیات او و صدور حکم اعدام، هویدا در حالی که عرق می ریخت، گفت: حضرت خلخالی! من نمی گویم مرا اعدام نکنید؛ ولی خواهش می کنم به مدت دو ماه اعدام مرا به تأخیر بیاندازید. دولت موقت به من وعده داده است. من گفتم: اصل تفکیک قوای ثلاثه: مقننه و قضائیه و مجریه را دولت موقت هم قبول دارد.
خلاصه هرچه او اصرار کرد، من قبول نکردم و گفتم وصیت خود را بنویس! او گفت: حضرت خلخالی! یک میلیارد دلار به شما می دهم تا شما این کار را به عقب بیاندازید.
گفتم: اینها شعر است و من نمی توانم در پیشگاه ملت ایران، جوابگوی تأخیر محاکمه و اعدام شما باشم. هویدا گفت: سلام مرا به مادرم برسانید، و بگویید به دیدن من بیاید؛ چون او علاقه زیادی به من دارد و غیر از من کسی را ندارد.
گفتم: مادران زیادی بودند که گریه می کردند، ولی نتوانستند عزیزان خود را قبل از اعدام ببینند؛ ولی ما هر چه گشتیم تا مادر هویدا را به دیدن پسرش ببریم او در دسترس نبود.
هویدا حاضر به نوشتن وصیت نشد تا شاید دستور اعدام او به تأخیر افتد و همین را فرجه حساب می کرد و شاید تصور می کرد، دستی از غیب برای نجات او بیرون بیاید؛ ولی چاره ای نداشتیم و سرانجام حکم را اجرا کردیم.
1392/9/30
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نامه نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 42]