تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، 7 فروردین 1404    احادیث و روایات:  امام علی (ع):ياران مهدى جوان‏اند و ميان‏سالى در ميان آنان نيست.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

خرید پرینتر سه بعدی

سایبان ماشین

Future Innovate Tech

آموزشگاه آرایشگری مردانه شفیع رسالت

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

طراحی سایت تهران سایت

irspeedy

تعمیرات مک بوک

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

خرید از چین

خرید از چین

خرید محصولات فوراور

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

خودارزیابی چیست

رزرو هتل خارجی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

کلینیک دندانپزشکی سعادت آباد

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

خرید یوسی

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

خرید عسل

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

سررسید 1404

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

استابلایزر

خرید لباس

7 little words daily answers

7 little words daily answers

7 little words daily answers

گوشی موبایل اقساطی

ماساژور تفنگی

قیمت ساندویچ پانل

مجوز آژانس مسافرتی

پنجره دوجداره

خرید رنگ نمای ساختمان

ناب مووی

خرید عطر

قرص اسلیم پلاس

nyt mini crossword answers

مشاوره تبلیغاتی رایگان

دانلود فیلم

قیمت ایکس باکس

نمایندگی دوو تهران

مهد کودک

پخش زنده شبکه ورزش

دستگاه آب یونیزه قلیایی کره‌ای

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1871650559




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

۹ دي؛ حماسه شور و شعور/بازخواني فرمايشات مقام معظم رهبري پيرامون «فتنه ۸۸»روز نهم دى در تاريخ ماند/ بصيرت تيغ‌هاي دشمن را كُند مي‌كند


واضح آرشیو وب فارسی:فارس: ۹ دي؛ حماسه شور و شعور/بازخواني فرمايشات مقام معظم رهبري پيرامون «فتنه ۸۸»روز نهم دى در تاريخ ماند/ بصيرت تيغ‌هاي دشمن را كُند مي‌كند
مقام معظم رهبري فرمودند: يك ملتي كه بصيرت دارد، مجموعه جوانان يك كشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حركت مي‌كنند و قدم برمي‌دارند، همه تيغ‌هاي دشمن در مقابل آنها كند مي‎شود. بصيرت اين است


به گزارش گروه سياسي خبرگزاري فارس با توجه به نزديك‌شدن به سالروز حماسه 9 دي‌، خبرگزاري فارس قصد دارد تا فرمايشات مقام معظم رهبري پيرامون «فتنه» كه ايشان مطرح كرده‌اند را بازخواني نمايد كه متن آن به شرح زير است:

بيانات در ديدار عمومي مردم چالوس و نوشهر(1388/7/15)

يك مطلب راجع به مسائل كلي كشور و انقلاب عرض كنم. ببينيد برادران و خواهران عزيز! خداي متعال به پيغمبرش در آن دوران دشوار مكه مي‌فرمايد: اي پيغمبر! من با بصيرت حركت مي‌كنم؛ «قل هذه سبيلي ادعوا الي اللَّه علي بصيرة انا و من اتّبعني»؛(1) خودِ پيغمبر با بصيرت حركت مي‌كند، تابعان و پيروان و مدافعان فكر پيغمبر هم با بصيرت. اين مال دوران مكه است؛ آن وقتي كه هنوز حكومتي وجود نداشت، جامعه اي وجود نداشت، مديريت دشواري وجود نداشت، بصيرت لازم بود؛ در دوران مدينه، به طريق اولي. ايني كه من در طول چند سال گذشته هميشه بر روي بصيرت تاكيد كرده ام، به خاطر اين است كه يك ملتي كه بصيرت دارد، مجموعه جوانان يك كشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حركت مي‌كنند و قدم برمي‌دارند، همه تيغ‌هاي دشمن در مقابل آنها كند مي‎شود. بصيرت اين است.

بصيرت وقتي بود، غبار آلودگي فتنه نمي‌تواند آنها را گمراه كند، آنها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب، گاهي در راه بد قدم مي‌گذارد. شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشه خواني بلد نباشيد، اگر قطب‌نما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد در محاصره دشمن قرار گرفته‌ايد؛ راه را عوضي آمده‌ايد، دشمن بر شما مسلط مي‎شود. اين قطب نما همان بصيرت است.

من فقط يك جمله عرض بكنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه مردم كشورند، بخصوص اين مناطق حساس. جوانان عزيز! هر چه مي‌توانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بي بصيرتي ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت. اميرالمؤمنين در يك خطبه‌اي از جمله مهمترين مشكلات جامعه همين را مي‌شمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».(4) در همين خطبه، اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم اشكار و ظاهر بشود، كسي نميتواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور اشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان».

آن كساني كه مردم را مي‌خواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمي‌آورند؛ باطل و حق را آميخته مي‌كنند، ممزوج مي‌كنند، آن وقت نتيجه اين مي‎شود كه «فهنالك يستولي الشّيطان علي اوليائه»؛ حق، براي طرفداران حق هم مشتبه مي‎شود. اين است كه بصيرت مي‎شود اولين وظيفه ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود.

4) نهج البلاغه، خطبه 50: جز اين نيست كه پيدايش فتنه‌ها پيروي از هواهاي نفساني است و نيز بدعت‌هايي كه گذاشته مي‎شود، بدعت‌هايي بر خلاف كتاب خدا. انگاه كساني كسان ديگر را در اموري كه مخالف دين خداست ياري مي‌كنند. اگر باطل با حق نمي‌آميخت بر جويندگان حق پنهان نمي‌ماند و اگر حق به باطل پوشيده نمي‌گشت، زبان معاندان از طعن بريده مي‌شد ولي همواره پاره‌اي از حق و پاره‌اي از باطل در هم مي‌آميزند. در چنين حالي شيطان بر دوستان خود مستولي مي‎شود و تنها كساني رهايي مي‌يابند كه الطاف الهي شامل حالشان شده باشد.

بيانات در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري (1388/7/2)

نكته بعدي اين است كه ما نه فقط در عمل احتياج به شجاعت داريم، در فهم هم احتياج به شجاعت داريم. در فهم فقيهانه، احتياج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود، حتي در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد؛ درك روشن از كبريات و صُغريات؛ گاهي انسان كبريات را درست مي‌فهمد، در صُغريات اشتباه مي كند. اين درك صحيح از مباني دين و از موضوعات ديني و از موضوعات خارجي منطبق با ان مفاهيم كلي و عمومي يعني كبريات و صُغريات احتياج دارد به اينكه ما شجاعت داشته باشيم، ترس نداشته باشيم؛ والّا ترس از مالمان، ترس از جانمان، ترس از آبرويمان، انفعال در مقابل دشمن، ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر اين حرف را بزنيم، عليه ما خواهند بود؛ اگر اين حرف را بزنيم، فلان لكه را به ما خواهند چسباند؛ اين ترس‌ها فهم انسان را هم مختل مي‌كند.

گاهي انسان به خاطر اين ترس‌ها، به خاطر اين ملاحظات، صورتِ مسئله را درست نمي‌فهمد؛ نمي‌تواند مسئله را درست درك بكند و حل بكند؛ موجب اشتباه خواهد شد. لذا «و لا يخشون احدا الّا اللَّه» خيلي مهم است؛ در اين آيه شريفه «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه و كفي باللَّه حسيبا»؛(6) معلوم مي‎شود شرط بلاغ و ابلاغ و تبليغ، همين عدم خشيت است كه: «و لا يخشون احدا الّا اللَّه». مي‌گوئي: آقا! اگر اين كار را بكنم، ممكن است در دنيا سرم كلاه برود.

خوب، «و كفي باللَّه حسيبا»؛ محاسبه را به خدا واگذار كنيد و بگذاريد خدا برايتان محاسبه كند. اگر پرواي قضاوت‌هاي مردم، داوري‌هاي گوناگون مردم را به جاي پرواي از خدا گذاشتيم، مشكل درست خواهد شد؛ چون پرواي از خداي متعال تقواست. اگر اين را كنار گذاشتيم و ترس مردم جايگزين شد، آنوقت فرقاني هم كه خداي متعال گفته، پيدا نخواهد شد؛ «ان تتّقوا اللَّه يجعل لكم فرقانا»؛(7) اين فرقان ناشي از تقواست؛ روشن شدن حقيقت براي انسان، دستاورد تقواست و به نظر من اين مسئله خيلي مهم است؛ مسئله خشيت از مال و جان و حرف مردم و آبرو و زمزمه‌ها و حرف‌ها و حديث‌ها و تهمت‌ها و اينها، خيلي مهم است؛ اينقدر اين مسئله مهم است كه خداي متعال به پيغمبرش خطاب مي‌كند و او را برحذر مي‌دارد: «و اذ تقول للّذي انعم اللَّه عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك و اتّق اللَّه و تخفي في نفسك ما اللَّه مبديه و تخشي النّاس و اللَّه احقّ ان تخشاه»؛(8) ملاحظه حرف مردم، ملاحظه اين تهمتي كه خواهند زد، ملاحظه چيزي را كه خواهند كرد، نبايد كرد؛ «و اللَّه احقّ ان تخشاه».

به نظر من يكي از چيزهائي كه فتوحات گوناگون امام را ارزاني ان بزرگوار داشت، همين شجاعت او بود، كه فتوحات علمي، فتوحات معنوي، فتوحات سياسي، فتوحات اجتماعي، اين مجذوب شدن دلها به آن بزرگوار را - كه واقعا چيز عجيبي بود - به وجود آورد و شجاعت آن بزرگوار اين بود كه ملاحظه هيچ چيزي را نمي‌كرد؛ بالاخره اهل فتنه مايلند كه خشيت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاي خشيت از خدا بنشانند؛ يعني مايلند كه از آنها ترسيده بشود؛ «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل».(9) يعني اينكه دائما دارند به ما ميگويند: اقا ! «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، جوابش همين است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل». نتيجه اش هم اين است: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء».(10) نتيجه اين احساس، اين درك، اين حقيقت روحي و معنوي همين است كه: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء». بنابراين، بايستي اين شجاعت را داشت.

اين را هم عرض بكنيم؛ بعضي‌ها در فضاي فتنه، اين جمله «كن في الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»(14) را بد مي‌فهمند و خيال مي‌كنند معنايش اين است كه وقتي فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلا در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود.

در جنگ صفين ما از ان طرف عمار را داريم كه جناب عمار ياسر دائم - اثار صفين را نگاه كنيد - مشغول سخنراني است؛ اين طرف لشكر، ان طرف لشكر، با گروه‌هاي مختلف؛ چون آنجا واقعا فتنه بود ديگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه عظيمي بود؛ يك عده‌اي مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگري بود؛ اين طرف مي‌رفت، آن طرف مي‌رفت، براي گروه‌هاي مختلف سخنراني مي‌كرد - كه اينها ضبط شده و همه در تاريخ هست - از آن طرف هم آن عده‌اي كه «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روايت دارد كه آمدند خدمت حضرت و گفتند: «يا اميرالمؤمنين - يعني قبول هم داشتند كه اميرالمؤمنين است - انّا قد شككنا في هذا القتال»؛(15) ما شك كرديم.

ما را به مرزها بفرست كه در اين قتال داخل نباشيم! خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ضرعي است كه يحلب؛ همان ظهري است كه يركب! گاهي سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستي روشنگري كنند؛ همه بايستي بصيرت داشته باشند. اميدواريم انشاءاللَّه خداي متعال ما را و شما را به انچه مي‌گوئيم، به انچه نيت داريم، عامل كند؛ موفق كند.

خطبه‌هاي نمازجمعه تهران (1388/6/20)

درباره اهل جمل، در قضيه ي جنگ جمل - كه يكي از آزمايش‌هاي بسيار دشوار اميرالمؤمنين بود - فرمود: «انّ هؤلاء قد تمالئوا علي سخطة امارتي»؛ اينها جمع شدند، دست به يكي كردند براي اينكه نسبت به اين حكومتي كه به اميرالمؤمنين رسيده است، خشم خود را اشكار كنند. «و ساصبر»؛ فرمود: من صبر خواهم كرد.اما تا كي؟ «ما لم اخف علي جماعتكم»؛(6) ان وقتي كه ببينم حركت اينها دارد بين شما مسلمانها شكاف ايجاد ميكند، اختلاف ايجاد ميكند، برادران را در مقابل هم قرار ميدهد، ان وقت وارد عمل خواهم شد و فتنه را علاج خواهم كرد؛ تا ان وقتي كه ممكن است، صبر ميكنم و با نصيحت رفتار ميكنم.

يكي از خصوصيات اميرالمؤمنين در ممشاي سياسي‌اش اين بود كه با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف ميزد و استدلال مي‌كرد؛ در نامه‌هائي كه حتّي به معاويه نوشته است - با اينكه دشمني بين معاويه و اميرالمؤمنين شديد بود، در عين حال او نامه مي‌نوشت، اهانت مي‌كرد، حرف‌هاي خلاف مي‌گفت - استدلال مي‌كرد بر اينكه روش تو غلط است.

با طلحه و زبير كه آمدند با اميرالمؤمنين بيعت كردند - اينها به عنواني كه مي‌خواهيم عمره برويم، از مدينه خارج شدند، رفتند به طرف مكه. اميرالمؤمنين مراقب بود، از اول هم گفت كه اينها قصدشان عمره نيست. رفتند و كارهائي كردند؛ حالا تفاصيلش زياد است - حضرت اينجور مي‌فرمايد: «لقد نقمتما يسيرا و ارجاتما كثيرا»؛(7) شما يك چيز كوچك را وسيله و مايه اختلاف قرار داديد، اين همه نقاط مثبت را نديده گرفتيد؛ دم از دشمني مي‌زنيد، دم از مخالفت مي‌زنيد؛ با اينها متواضعانه اميرالمؤمنين حرف مي‌زند، توضيح مي‌دهد؛ مي‌گويد: من دنبال دشمن نمي‌گردم. اين مدارا را دارد.

اما آن وقتي كه اين مدارا اثر نكند، آن وقت جاي قاطعيت علوي است؛ آن جائي است كه اميرالمؤمنين نشان مي‌دهد كه با كساني مثل خوارج، آنجور رفتار مي‌كند كه خودش فرمود: «انا فقات عين الفتنة»؛(8) چشم فتنه را من در آوردم و كسي ديگر غير از علي نمي‌توانست - به گفته خود آن بزرگوار در نهج البلاغه - اين كار را بكند.

بيانات در ديدار جمعي از شعرا (14/6/1388)

خب، در اينجا شاعر چه نقشي دارد؟ مرد هنري و مرد فرهنگي - مرد شامل زن‌ها هم مي‎شود - يعني انسان هنري و انسان فرهنگي، در اين صحنه چه وظيفه‌اي دارد؟ به نظر من وظيفه خيلي سنگين است، خيلي بزرگ است؛ مهمترين وظيفه هم تبليغ و تبيين است؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»؛(1) اين يك معيار است؛ حقيقتي را كه درك مي‌كنيد، آن را تبيين كنيد. كسي انتظار ندارد برخلاف انچه كه مي‌فهميد حرف بزنيد. نه، انچه را كه مي‌فهميد، بگوئيد. البته براي اينكه آنچه مي‌فهميد درست و صواب باشد، بايد تلاش و مجاهدت كنيد؛ چون در حوادثِ فتنه گون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است.

اگر بنا باشد يك شاعر هم مثل ديگران گول بخورد، فريب بخورد و بي بصيرتي به سراغش بيايد، اين خيلي دون شان يك انسان هنري و يك انسان فرهنگي است. پس بايد حقيقت را فهميد؛ بعد هم بايد همان حقيقت را تبليغ كرد. نمي‎شود با شيوه‌هاي سياسي - شيوه‌هاي سياست‌گران و سياستمداران - در عالم فرهنگ حركت كرد، اين خلاف شان فرهنگ است. در عالم فرهنگ بايستي گره گشائي كرد؛ بايستي حقيقت را باز كرد، بايستي گره‌هاي ذهني را باز كرد و اين تبيين لازم دارد، يعني همان كار انبياء؛ فصاحت و بلاغتي هم كه گفته‌اند در بيان لازم است، بلاغتش به اين معناست.

اگر چه كه بلاغت را در كتب فني به معناي مطابقه با مقتضاي حال معنا مي‌كنند، اما آن يك معناي خاصي از بلاغت است؛ معناي اوّلي و صريح بلاغت اين نيست؛ بلاغت يعني رساندن، بلاغ يعني رساندن. ايني كه مثلاً مي‌گويند حافظ اين شعر فصيح و بليغ را گفته، بليغش يعني چه؟ يعني مناسب مقتضاي حال گفته؟ چه مي‌دانيم ما آن وقتي كه اين شعر را گفته، مقتضاي حال بوده يا نبوده! ما الان داريم نگاه مي‌كنيم؛ بحث اقتضاي حال نيست؛ يعني رساست. بليغ يعني رسا؛ رسا بگوئيد، روشن بگوئيد، مبين بگوئيد؛ اما انچه را كه مي‌فهميد بگوئيد؛ هيچ انتظار نيست - حق هم نيست كه انتظار باشد - كسي بر خلاف فهميده خودش حرف بزند. سعي هم بكنيد كه انچه كه فهميديد درست باشد.

بيانات در سالروز ولادت حضرت اميرالمومنين (ع) (1388/4/15)

اين فتنه‌هائي كه دشمن بر پا كرده بود، اميد بسته بود كه شايد بتواند از اين آب گل‌آلود ماهي بگيرد؛ بحمداللَّه اين فتنه‌ها تمام شد؛ هر فتنه‌اي در مقابل حق، در مقابل ملت هوشيار از بين خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست، هميشه همين جور است.

پيام تسليت رهبر انقلاب اسلامي در پي حادثه خونين تروريستي در زاهدان (1388/3/8)

حادثه خونين تروريستي در زاهدان كه به شهادت جمعي و مجروح شدن جمع بيشتري از ارادتمندان به اهل بيت نبوت در روز شهادت حضرت صديقه طاهره سلام‌الله عليها انجاميد موجب تاسف و تاثر و نگراني فراوان اينجانب گرديد. تعرض به جان مردم مؤمني كه براي عبادت خداوند و عرض ارادت به اهل بيت عليهم السلام در خانه خدا گرد آمده‌اند جنايت بزرگي است كه خداوند مرتكبان و مسبّبان آن را نخواهد بخشيد: وَ مَن يقتُل مُؤمِنا مُتَعَمِّدا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدا فيها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَيهِ. مباشران اين جنايت اگرچه ممكن است بر اثر عصبيت و جهل مرتكب اين گناه بزرگ شده باشند ليكن نمي توان ترديد كرد كه دست طراحان سياسي برخي قدرت هاي مداخله‌گر و دستگاه‌هاي جاسوسي انان نيز به خون بيگناهان اين حادثه خونين الوده است.

ايجاد فتنه و آشوب و برادركشي ميان مسلمانان در كشورهاي اين منطقه و در كشور عزيز ما يكي از هدف‌هاي هميشگي دشمنان جمهوري اسلامي بوده و تنها با هوشياري مردم و پيگيري مسئولان ميتوان جلو اين خباثت و رذالت سياسي را گرفت. لازم است مردم مؤمن و بيدار زاهدان و ديگر شهرها در ان استان و همه جاي كشور توجه كافي به توطئه دشمنان داشته باشند و با حفظ يكپارچگي و وحدت اسلامي و ملي، دشمنان ايران و اسلام را ناكام سازند. لازم است علما و معتمدان اهل تسنن در ان استان مواضع قاطع خود را در بيزاري از مفسداني كه بنام دفاع از اهل سنت دست به چنين جناياتي مي ز نند، بار ديگر صريحا ابراز نموده مردم را از كيد و مكر دشمن اگاه سازند، و نيز لازم است علما و متنفذان شيعه همگان را از نيت شوم دشمنان كه ايجاد كينه هاي مذهبي و قومي است مطلع ساخته از واكنش هاي نسنجيده و عصبي جلوگيري نمايند.

مسئولان و ماموران امنيتي و سياسي بايد با هوشياري و جديت از امنيت عموم مردم مسلمان پاسداري نموده عاملان اين جنايت را به پنجه ي عدالت بسپرند؛ اينجانب به خانواده‌هاي داغدار، همدردي و تسليت خود را معروض داشته علو درجات براي شهيدان و شفاي عاجل براي مجروحان از خداوند متعال مسئلت مي‌نمايم.

بيانات در مراسم مشترك نيروهاي مسلح استان كردستان (1388/2/23)

عزيزان من، حضور نيروهاي مسلح در سال‌هاي اول انقلاب، توانست توطئه‌هاي دشمن را كه مي‌خواستند در اين بخش از كشور فتنه و برادركشي و ناامني به وجود بياورند، از بين ببرد. امروز بحمداللَّه اين منطقه از اسيب دشمنان محفوظ است؛ حضور نيروهاي مسلح، حضور هوشمندانه و آگاهانه و مقتدرانه اي است. اما من به شما اين را تاكيد مي‌كنم: از كيد دشمنان نبايد غافل بود؛ نه در اين منطقه و نه در هيچ نقطه ي كشور. نظام اسلامي كه با استكبار و ظلم جهاني پنجه در افكنده است، هميشه منتظر توطئه ها و ضربه ها و تعدي ها و تجاوزهاي دشمنان بايد باشد؛ خود را اماده نگه دارد. اين دستور قراني است: »و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخيل«.(1) اين امادگي، يك وظيفه عمومي ملي است، اما بالخصوص متوجه به نيروهاي مسلح است. ما مي‌دانيم، مي‌بينيم، اطلاعات دقيق داريم كه دشمنان نظام جمهوري اسلامي و دشمنان ملت ايران، حتّي در نزديكي مرزهاي نظام جمهوري اسلامي، مايل به توطئه و فراهم كردن زمينه هاي ناامني اند. بايد هشيار باشيد.

بيانات در ديدار روحانيون و طلاب تشيع و تسنن كردستان (1388/2/23)

آنچه در درجه اول من در اين جمع نوراني و معنوي به نظرم مي‌رسد كه عرض كنم، همين حكايت سنگيني مسئوليت است. علماء دين در اسلام، پيشروان اصلاح و ترقي و پيشرفت ملتند. اين مسئوليت بر عهده عالمان دين گذاشته شده است. اينكه در خطبه نهج‌البلاغه هست كه: «و ما اخذ اللَّه علي العلماء ان لا يقارّوا علي كظّة ظالم و لا سغب مظلوم»؛(1) يعني عالم دين در مقابل ظلم، بي‌عدالتي، تجاوز انسان‌ها به يكديگر نمي‌تواند ساكت و بيطرف بماند. بيطرفي در اينجا معنا ندارد.

فقط مسئله اين نيست كه ما حكم شريعت و مسئله ديني را براي مردم بيان كنيم. كار علماء كار انبياء است. «انّ العلماء ورثة الانبياء».(2) انبياء كارشان مسئله گوئي فقط نبود. اگر انبياء فقط به اين اكتفا مي‌كردند كه حلال و حرامي را براي مردم بيان كنند، اين كه مشكلي وجود نداشت؛ كسي با اينها در نمي‌افتاد. در اين ايات شريفه‌اي كه اين قاري محترم با صوت خوش و با تجويد خوب در اينجا تلاوت كردند: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»،(3) اين چه تبليغي است كه خشيت از مردم در او مندرج است كه انسان بايد از مردم نترسد در حال اين تبليغ.

اگر فقط بيان چند حكم شرعي بود كه ترس موردي نداشت كه خداي متعال تمجيد كند كه از مردم نمي‌ترسند؛ از غير خدا نمي‌ترسند. اين تجربه‌هاي دشواري كه انبياء الهي در طول عمر مبارك خودشان متحمل شدند، براي كي بود؟ چه كار مي‌كردند؟ «و كاين من نبي قاتل معه ربّيون كثير فما وهنوا لما اصابهم في سبيل اللَّه و ما ضعفوا و ما استكانوا».(4) چي بود اين رسالتي كه بايد برايش جنگيد؟ بايد جنود اللَّه را براي او بسيج كرد، پيش برد؛ فقط گفتن چند جمله حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبياء براي اقامه حق، براي اقامه عدل، براي مبارزه با ظلم، براي مبارزه با فساد قيام كردند، براي شكستن طاغوت‌ها قيام كردند.

طاغوت آن بتي نيست كه به فلان ديوار يا در آن زمان به كعبه اويزان مي‌كردند؛ او كه چيزي نيست كه طغيان بخواهد بكند؛ طاغوت آن انسان طغيانگري است كه به پشتوانه آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحميل مي‌كند؛ طاغوت، فرعون است؛ «انّ فرعون علا في‌الارض و جعل اهلها شيعا يستضعف طائفة منهم».(5) اين، طاغوت است. با اينها جنگيدند، با اينها مبارزه كردند، جان خودشان را كف دست گذاشتند، در مقابل ظلم ساكت ننشستند، در مقابل زورگوئي ساكت ننشستند، در مقابل اضلال مردم سكوت نكردند. انبياء، اينند. «انّ العلماء ورثة الانبياء».(6) ما اگر در كسوت عالم دين قرار گرفتيم - چه زنمان، چه مردمان، چه سني مان، چه شيعه مان - ادعاي بزرگي را با خودمان داريم حمل مي‌كنيم.

ما مي‌گوئيم نحن ورثة الانبياء. اين وراثت انبياء چيست؟ مبارزه با همه آن چيزي است كه مظهر آن عبارت است از طاغوت؛ با شرك، با كفر، با الحاد، با فسق، با فتنه؛ اين وظيفه ماست. ما نمي‌توانيم ارام بنشينيم، دلمان را خوش كنيم كه ما چند تا مسئله گفتيم. با اين، تكليف برداشته نمي‎شود. اين، قدم اول.

بيانات در جمع مردم استان كردستان در ميدان ازادي سنندج (1388/2/23)

بسيار خرسندم و خداي متعال را سپاسگزارم كه توفيق عنايت كرد تا بار ديگر - ولو با فاصله‌اي زياد - در اين استان سرافراز و در ميان شما مردم عزيز و وفادار حضور پيدا كنم. كردستان سرزمين فداكاري‌هاي بزرگ است؛ سرزمين هنر و فرهنگ است؛ سرزمين صفا و وفاداري است؛ سرزمين مردمِ وفاداري است كه در حساسترين سال‌هاي عمر اين نظام و اين كشور با مردانگي خود و با رشادت خود، توطئه‌هاي بزرگي را خنثي كردند. سرزمين مردم با رشادت و با رشد عقلي و اگاهي است كه توطئه دشمن را در لحظات حساس تشخيص دادند و با فداكاري خود فتنه بزرگي را خاموش كردند، پيش از آنكه آن فتنه بتواند به هدف‌هاي شوم خود برسد؛ اين از ياد ملت ايران نخواهد رفت. كردستان در تاريخ انقلاب اسلامي، نشان افتخاري را با خود حمل مي‌كند كه در كمتر استاني نظير ان را مي‎شود ديد.

عزيزان من، اين را همه بدانند؛ نظام اسلامي تنوع اقوام را در كشور بزرگ و سرفرازمان يك فرصت مي‌داند. سنت‌هاي مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهاي گوناگون و متنوع، يك فرصت است كه اجزاء گوناگون اين ملت بتوانند يكديگر را تكميل كنند: با مراودات درست و با همزيستي و اتحاد كامل. براي ملت ما اين يك افتخار است كه چنين نگاهي به مسئله ي تنوع اقوام دارد. علت هم اين است كه اسلام منبع الهام اين نظام است و در اين نگاه اسلامي، بين نژادهاي مختلف و زبان‌هاي مختلف - ولو از ملت‌هاي گوناگون - تفاوتي نيست، چه برسد به اقوام مختلف در ميان يك ملت. نگاه اسلام اين است و نگاه نظام اسلامي هم اين است. لذاست ما به منطقه كردي - استان كردستان - و مناطق اقوام ديگر، با نگاه اسلامي نگاه مي‌كنيم؛ نگاه اسلامي، برادري و اتحاد و همدلي و صميميت است؛ هر كسي كه با اين نگاه مخالفت كند و شيوه ديگري را انتخاب بكند، برخلاف سياست نظام اسلامي رفتار كرده است.

همه اين حقيقت را دريافته‌اند كه نظام اسلامي، مردم اين استان را مردم خود و وفاداران به انقلاب و سربازان انقلاب مي‌داند؛ لذا در همان دوراني كه در اينجا و جاهاي ديگر، يك عده ايادي بيگانه به نام مردم كرد حرف‌هائي مي‌زدند - كه مردم كرد روحشان از ان حرف‌ها خبر نداشت، آن روزي كه در اين استان و استان‌هاي همجوار، دست‌هاي شيطنت‌آميز دشمنان به فكر فتنه و برادركشي بودند، خود مردم اين استان در صفوف مقدم قرار گرفتند؛ ياد مجموعه رشيد و پرافتخار پيشمرگان كرد مسلمان هرگز از خاطره آن كساني كه مجاهدات انها را ديدند، نخواهد رفت؛ به ارواح آنها - كه پنج هزار و چهارصد شهيد از مردم اين استان به شهادت رسيدند - درود مي‌فرستيم و به آن كساني كه از آنها باقي هستند و به خانواده‌هاي انها سلام مي‌كنيم. از خداوند متعال براي همه آنها رحمت و مغفرت مي‌خواهيم.

ملت عزيز ايران، من به شما عرض مي‌كنم، درست در نقطه مقابل خواست دشمنان، همه ما بايد در انتخابات حضور فعالي داشته باشيم. انتخابات ابروي ملي ماست؛ انتخابات يكي از شاخص‌هاي رشد ملي ماست؛ انتخابات وسيله‌اي براي عزت ملي است. وقتي ببينند كه ملت ايران با شور و با شعور و با درك كامل و اگاهي پاي صندوق‌هاي راي مي‌روند، معنايش چيست؟ معنايش اين است ملت براي خود حق و توان تصميم گيري قائل است؛ مي‌خواهد در آينده كشور اثر بگذارد و مسئولان كشور و مديران اصلي كشور را انتخاب كند.

انتخاب رئيس‌جمهور يعني انتخاب رئيس قوه مجريه و كسي كه اغلب امكانات كشور در اختيار اوست و مي‌بينيد اگر چنانچه رئيس‌جمهوري شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگي را براي اين كشور انجام مي‌دهد؛ مي‌خواهند اين نباشد؛ من عرض مي‌كنم: همه بايد اصرار داشته باشيد كه در انتخابات شركت كنيد؛ به نظر من مسئله اول در انتخابات، مسئله انتخاب اين شخص يا آن شخص نيست؛ مسئله اول، مسئله حضور شماست.

حضور شماست كه نظام را تحكيم مي‌كند، پايه‌هاي نظام را مستحكم مي‌كند، ابروي ملت ايران را زياد مي‌كند، استقامت كشور را در مقابل دشمني‌ها زياد مي‌كند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف مي‌كند. اين يك مسئله ي بسيار مهم است؛ پس مسئله ي اول، شركت در انتخابات است.

_ بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام نوزدهم دى ماه 19/10/88

روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسان‌ها هستند، اين اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدت‌هاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برمي‌كشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى ديگر فرقى ندارد؛ اين حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز جان ميدهد، معنا ميدهد، او را تا عرش بالا ميبرد؛ اين مجاهدتهاى ياران حسين بن على (عليه السّلام) است كه به اين روز، اين خطورت و اهميت را ميبخشد. روز نوزدهم دى هم همين جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همين قبيل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكيل داد؛ يعنى برخاسته ى از بصيرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه‌ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمايز ميكنند.

مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى‌‌‌بيند. اين كارها كارهائى نيست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.

انتهاي پيام/

شنبه 30 آذر 1392





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: فارس]
[مشاهده در: www.farsnews.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 152]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن