واضح آرشیو وب فارسی:نیک صالحی: گاه زن و شوهر در نوعي از تسلسل رفتاري گرفتار مي شوند که رفتار هر يک از آنها مي تواند هم نتيجه رفتار ديگري باشد و هم علتي براي آن. در اين مواقع انگار که هيچ يک از آنان حاضر نيستند به دنبال اشکال کار بگردند و آن را برطرف کنند و همچنان به اشتباهات خود ادامه مي دهند. در اين مطلب قصد داريم دو نوع از اشتباهاتي را که همسران در ارتباطات خود با آن خو مي گيرند و شايد به اين زودي هم پي به اختلال برانگيزي اين رفتار نداشته باشند براي شما شرح دهيم. پيچيدگي و ابهام زن و شوهر با دهها تصميمگيري کوچک و بزرگ روبرو هستند: تقسيم وظايف، مسائل دخل و خرج خانواده، فعاليتهاي اجتماعي و تفريحي، انتخاب محل زندگي، داشتن فرزند، تربيت فرزندان و غيره و غيره. وجود ارتباط مناسب، اتخاذ اين قبيل تصميمات را تسهيل ميکند، حال آنکه، ابهام و پيچيدگي بر دشواري تصميمگيري ميافزايد. متاسفانه بسياري از زوجها در مخابره افکار، اميال و احساسات خود به يکديگر با دشواري روبرو هستند. بعضيها خواستههايشان را چنان طرح ميکنند که به درک طرف مقابل منجر نميشود. عقايد خود را مبهم طرح ميکنند، از طرح موضوع اصلي صحبت طفره ميروند، در حاشيه مطلب حرف ميزنند، در شرح جزئيات کم اهميت گم ميشوند، و با اين حال خيال ميکنند که همسرشان موضوع را دقيقا و آنطور که هست درک ميکند. يکي بيش از حد به جزييات ميپردازد و ديگري به قدري در گفتن و ابراز کلمات صرفه جويي ميکند که کلامش تفهيم نميشود و تازه هر دو قويا بر اين باورند که به تفاهم ميان خود کمک ميکنند. گاه به نظر ميرسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف ميزنند، از کلمات مشابهي استفاده ميکنند، با اين حال، پيامهاي ارسالي با آنچه دريافت ميشود، به کلي متفاوت است. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند زيرا هر کدام بيخبر از تقصير خويش ديگري را به کند ذهني و ديرفهمي و سرسختي متهم ميکند. بعضيها خواستههايشان را چنان طرح ميکنند که به درک طرف مقابل منجر نميشود. اشکال بزرگ با صراحت حرف نزدن اين است که به سوءتفاهم ميانجامد. مثلاً خانمي نگران است که همسرش با نظر او مخالفت کند. از اين رو اغلب خواستههايش را طوري مطرح ميکند تا از نظر ضمني او مطلع شود. آنگاه با توجه به علم و اطلاع بدست آمده، خواسته اصلي خود را مطرح و يا از آن صرفنظر ميکند. قضاوت نا متعادل توجه به جنبههاي منفي رفتاري که ميان زوجها متداول است، متفاوت از تفکري است که در برخورد با سايرين از آن استفاده ميکنيم. اغلب اوقات قضاوتهاي ما خارج از مناسبات زناشويي ملايمتر و مستدلتر هستند. اما وقتي در رابطهاي سرمايهگذاري سنگين ميکنيم ظاهراً در دام تفکر «سفيد يا سياه» ميافتيم. اما آينده روابط آشفته زن و شوهر، برخلاف آنچه ممکن است برداشت شده باشد شوم و ترسناک نيست. زن و شوهر با اصلاح مهارتهاي ارتباطي و از جمله، گوش دادن توأم با علاقه و طرح نظرات منطقي و تشريک مساعي در حل گرفتاريهاي موجود ميتوانند روابط ميان خود را متحول سازند و در فضايي آکنده از حسن تفاهم به حل و فصل مسايل خويش بپردازند. کسب اين مهارتهاي اوليه، به زن و شوهر کمک ميکند تا در زندگي مشترک خود به انسانهايي با احساستر، ملاحظه کارتر، مسئولتر و منطقيتر مبدل گردند و البته رسيدن به اين هدفها مستلزم ممارست و تمرين زياد است. اما اين تنها نخستين قدم براي دستيابي به يک زندگي زناشويي بهتر و لذتبخشتر است. احتمالاً احاطه تنها به مهارتهاي ارتباطي کافي نيست. زن و شوهر بايد در باورهاي منفي ذهن خود تجديدنظر کنند. صحبتهايي از اين قبيل که «زنم آنقدر خودخواه و خودمحور است که حاضر نيست به نيازهاي من هم توجه کند» و يا «شوهرم هميشه، هر کاري که ميخواهد ميکند و هرگز به فکر من نيست» اغلب به مفهوم جهتگيري خودمدارانه کسي است که اين عبارت بر زبان او جاري ميشود. گل با سياه و سفيد ديدن امور، اين باورها شکل مطلق پيدا ميکنند؛ يا خوب است و يا بد و راه ميانهاي وجود ندارد. زن و شوهر براي آنکه تغيير موثري در زندگي خود بوجود آورند، بايد مشخص کنند که چه رفتارهايي را نشانه توجه، مهرباني و مسئوليت ميدانند. آقا بايد بتواند براي خانم کاملاً روشن کند وقتي با تلفن به او اطلاع ميدهد که به خاطر کار زياد ديرتر از قرار قبلي به خانه خواهد آمد در اصل حسننيت و توجه خود را نشان داده است. و يا وقتي کمک به نظافت خانه را پيشنهاد ميکند، در اصل همکاري و همياري خود را ثابت کرده است. تشويق و ابراز امتنان تأثير بسزايي دارد. اگر شوهر در مقام تعريف رفتار همسر خود حرفي بزند، احتمال تکرار رفتار او را فراهم ميسازد. هربار که زن يا شوهر به ميل و سليقه همسر خود رفتار ميکند و پاداش نيکو ميگيرد انگيزه تکرار عمل در او بيشتر ميشود. تکرار رفتار مطلوب، برداشت جديدي در ذهن همسر ايجاد ميکند: «همسرم اين رفتار مرا دوست دارد و من پاداش ميگيرم». زن و شوهر به کمک ارتباط روشن و تشويق ميتوانند به يکديگر کمک کنند تا علائق و خواستههاي خود را با خواستههاي همسرشان در هم آميزند. طرز تلقيهاي خودمدارانه در اوايل زندگي به منظور رسيدن به استقلال و بدون توجه به نيازهاي ديگران بوجود ميآيد. اما در ازدواج ميل به خودمختاري اسباب رنجش ميشود. با اين حال زن و شوهر به کمک ارتباط روشن و تشويق ميتوانند به يکديگر کمک کنند تا علائق و خواستههاي خود را با خواستههاي همسرشان در هم آميزند. با شکل گرفتن انگارههاي جديد رفتاري، انگارههاي خودمدارانه به تدريج محو و نابود ميشوند. رفتارهاي حاکي از عشق و توجه و مراعات بسيار متعدد هستند. با اين حال مي توان انواع اين رفتارها را در چند گروه تقسيم بندي نمود که از جمله آنها ميتوان به مواظبت، پذيرش درک، حمايت و حساسيت اشاره کرد. کهتري
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نیک صالحی]
[مشاهده در: www.niksalehi.com]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 414]