واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین: اصطلاح مشاغل خانگی حدود ده سال پیش با آب وتاب زیاد در دهان مسئولان دولتی چرخید و وارد ادبیات بخشی ازمردم شد، آنهایی که میدانستند کار در کشور برای بیتخصصها کیمیاست و به طرحهای اشتغالزایی هم نمیتوان چندان امیدوار بود.
تب مشاغل خانگی اما زود خوابید در حالی که این مدل اشتغالزا از کشورهای موفق جهان اقتباس شده بود تا حلال مشکل بیکاری در کشورمان باشد. ایده راهاندازی مشاغل خانگی و برگرداندن رونق به اقتصاد از این طریق، امروز بیرمق است و ما دلایلش را از پروین هدایتی، پژوهشگرحوزه زنان که در اوج داغی این بحثها در معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری سمت داشت، جویا شدهایم تا شاید تلنگری باشد برای احیای این مدل اشتغالزا. ایده راهاندازی مشاغل خانگی در دولت نهم مطرح شد که در آن دولت و دولتهای بعدی هم به سرانجام نرسید. چرا در آن برهه عدهای به دنبال این طرح بودند؟ مشاغل خانگی به عنوان یکی ازمدلهای ایجاد اشتغال بخصوص در کشورهایی که نیروی انسانی زیادی دارند کارآمدی اش را ثابت کرده است. در کشور ما هم تقریبا بیش از یک دهه است در مراجع رسمی دولتی مثل وزارت کار درباره این مدل و چگونگی اجرای آن بحث شده که البته با وجود سادگی و فراگیر بودن این روشبه سرانجام نرسیده است. پس ما باز از کشورهای دیگر الگوبرداری کرده و در اجرا متوقف شدهایم؟ بله، این مدل در کشورهای صنعتی اجرا شده و بخوبی هم جواب داده و سوئیس و چین موفقترین کشورها در اجرای طرح مشاغل خانگی هستند . ما هم این مدل را ازاین کشورها اقتباس کردیم ولی وقتی پای اجرا رسیدیم نتوانستیم آن را بدرستی اجرا کنیم و در نتیجه از آن فقط نامش به ما رسید. چرا دیگران موفق شدند و ما نشدیم؟ این مدل احتیاج به سه پایه دارد. یکی این که باید الگوهای خانواده محور و اقتضائاتی که گروههای هدف متعدد ازجمله زنان خانهدار، جوانان تحصیلکرده و حتی بازنشستهها را دربر بگیرد، طراحی میشد که نشد. مساله بعد لزوم مهارت آموزی و توانمندسازی گروههای هدف بود تا آنها آموزشهای لازم برای انجام کارهایی را که برعهده میگیرند، دریافت کنند. در این بخش البته ما خوب کار کردیم و سازمانهای فنی و حرفهای و میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی و حتی بخش خصوصی به ارائه آموزشهای لازم پرداختند. پایه سوم که در آن خوب کار نکردیم نیز ایجاد قوانین و مقررات لازم برای راهاندازی مشاغل خانگی و اصلاح قوانین و مقررات موجود برای رفع موانع بود. برای راهاندازی این مشاغل باید شبکههای محلی مرتبط با محیطهای کاری ایجاد میشد و این جریان را هدایت میکرد که این نیز در کشورمان به وجود نیامد. در نتیجه وضع همانی شده که میبینیم تا آنجا که ازمشاغل خانگی تنها نامش باقی است و روح این طرح خوب عملی نشده است. میدانید الان به معنای واقعی کلمه چند شغل درست و درمان خانگی در کشور ایجاد شده است؟ تا جایی که اطلاع دارم بیش از 147 عنوان برای مشاغل خانگی در وزارت کار و طی یکسری جلسات تخصصی تعیین شد، مشاغلی که قابلیت اجرا در خانهها را داشت، حتی سازمان فنی و حرفهای هم کتابچههایی با عنوان شناخت مشاغل خانگی، ابزار و سرمایه مورد نیاز منتشر کرد ولی این اقدامات درهمین حد باقی ماند و اجرا نشد. در کشورهای موفق برای راهاندازی مشاغل خانگی چه چرخهای ایجاد شده؟ این یک مدل اشتغال است که میتواند گروه زیادی از افراد جامعه ـ حتی افرادی که مهارتهای زیادی ندارند ـ را با آموزشهای ساده تحت پوشش بگیرد. در کشور ما اما چون این چرخه معیوب است، مشاغل خانگی به یکسری تولیدات مثل ترشیجات و مواد غذایی نیمه آماده، پخت نان یا آرایشگری و خیاطی محدود شده که آن هم فراگیر نیست در حالی که روح این مشاغل که تولید بدون کارخانه است مغفول ماند. ما زمانی تلاش کردیم رشتههایی از صنایع که قابلیت اجرا در خانه را دارد مشخص کنیم و به محیطهای خانگی وارد کنیم ولی چون کارفرماها به ما اعتماد نداشتند و مسئولان شهری هم کمکی به راهاندازی شبکههای محلی و منطقهای نکردند، به نتیجه نرسیدیم. سوئیس را مثال میزنم به عنوان یکی از تولیدکنندگان عمده ساعت در جهان. ساعتهای معروف این کشور در خانهها ساخته میشود به طوری که افراد مختلف مسئول تولید بخشی از آن میشوند و در نهایت این بخشها به محصول نهایی تبدیل میشود. این اتفاق در کشور ما رخ نداد و مقدماتش ایجاد نشد، شاید در کشور ما فرهنگ این کار وجود ندارد. شاید هم دولتها عزم جدی ندارند. برای راهاندازی مشاغل خانگی دولت یک پایه جدی است، اما همه مساله به دولت برنمیگردد چون دولت سیاستگذاری میکند و لازم است نهادهایی این سیاستها را اجرا کنند. من برمیگردم به سوال قبلی. شما سوئیس و ساعتش را مثال زدید و من چین را مثال میزنم و عروسک و پوشاکش را که در خانهها تولید میشود. این کشورها این کارها را از چه طریقی انجام میدهند؟ روش این کشورها خوشهای است. اینها کارخانههایی دارند که تولیداتشان را بدون کارخانه انجام میدهند یعنی گروهی مسئول طراحی محصولاتی خاص هستند، مواد اولیه را تامین میکنند و افراد را برای انجام کارهایی که به آنها محول میشود آموزش میدهند و از آنها میخواهند در محل زندگیشان این کارها را انجام دهند. پیمانکارانی نیز مسئول جمعآوری محصولات، کنترل کیفیت آنها و تحویلشان به مرحله دیگر تولید هستند و این کار تا زمان تولید محصول نهایی ادامه پیدا میکند. چون تولید محصولات به صورت محلهای نیز انجام میشود هزینههای رفت و آمد و دیگر هزینههای پرسنلی به حداقل میرسد و این راز قیمتهای بسیار پایین محصولات کشور چین است. آنچه جایش در کشور ما خالی است همین نهاد پیمانکار است که فرآیند تولید محصولات در خانهها را سرپرستی کند.
دوشنبه 29 شهریور 1395 ساعت 05:45
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 148]