واضح آرشیو وب فارسی:نامه نیوز: اصولگرایان و بیعتی نافرجام / دستی که به جای هاشمی و ناطق به سمت مصباح یزدی دراز شد
بودن ناطق و هاشمی برای اصول گرایان بسیار سودمند تر از نبود پایداریها بود اما اصول گرایان به جای این دو پایداریها را انتخاب کردند و زمینه افتراق بزرگ در جریان اصول گرایی را فراهم کردند.

مصطفی داننده: اصولگرایان این روزها آشفته حال به دنبال رسیدن به وحدت هستند و از هر سو ندای وحدت بر میخیزد بدون اینکه دود سفیدی آسمان اصولگرایی را در برگیرد. این روزها برخی اصول گرایان به دنبال شورای ائتلاف اصول گرایان هستند. جبهه رهروان سازی مخالف این سنفونی میزند، پایداریها بر شیپور خود میدمند و ... همه این مسائل نشان میدهد که اصولگرایان برای رسیدن به وحدت کار سختی پیش روی خود دارند اما چرا آنها این روزها را تجربه میکنند؟ درگذشت آیتالله مهدوی کنی ضربه بزرگی به جریان اصولگرایی بود و شوک بزرگی برای این جریان بعد از انتخابات 92، که به نظر میرسید برای این جریان سیاسی جبران ناپذیر باشد. اصول گرایان مجبور بودند بعد از درگذشت « ریش سفید خود» زعیمی برای جریان خود پیدا کنند به خاطر همین به سراغ بزرگان قوم رفتند تا از میان آنها رهبری یا احتمالا رهبرانی برای خود انتخاب کنند. این درست همان اشتباه استراتژیک اصول گرایان بود که باعث شد آنها از وحدت دور شوند. بخشی از جریان اصولگرا با مدیریت سیدرضا تقوی برای رسیدن به وحدت تصمیم گرفتند دست دوستی به سمت آیتالله مصباح یزدی و جریان پایداری دراز کنند. این جریان در این اندیشه بود که با پایداریها میتوانند چتر وحدت را بر سر تمام اصول گرایان بگسترانند تا داستان وحدت به خوبی به پایان خود برسد. این تصمیم اما یک انتخاب غلط بود چون باعث شد بخش مهمی از جریان اصولگرایی از داستان وحدت جدا شوند چون آنها جبهه پایداری و زعیم آنها را عامل تفرقههای سالهای اخیر اصول گرایان میپندارند و بر این باورند که وحدت با جریان پایداری، نوشتن متنی زیبا بر روی یخ است. پایداریها نشان داده بودند که فقط به سوی قبلهای که خود مشخص کردهاند نماز میخوانند و این درست همان وجه افتراق این جریان سیاسی با امثال لاریچانی، ولایتی، رضایی و ... است. اصول گرایان نباید فراموش کنند که قبل از مجلس ششم، با مدیریت این افراد و زیر لوای جامعه روحانیت فاتح رقابتهای انتخاباتی میشدند. هاشمی و ناطق معمولا در راس لیستهای انتخاباتی جریان اصول گرا که آن زمان به راستها معروف بودند، قرار میگرفتند. اگر جریان اصولگرایی که دست بیعت به سمت مصباح یزدی دراز کرد، آن دست را به سمت هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری به عنوان دو عضو ارشد جامعه روحانیت دراز میکرد و سعی میکرد رابطههای سرد گذشته را ترمیم و از این سیاستمداران کارکشته ایران، دلجویی میکرد قطعا داستان وحدت اصول گرایان اینگونه رقم نمیخورد. هاشمی و ناطق میتوانستند تمام چهرهها بزرگ اصول گرا و جریانهای مختلف را زیر یک سقف جمع کنند تا اصول گرایان به اهداف خود برسند. اما برخی از لجبازیها و دگم گراییهای سیاسی باعث شد تا اصول گرایان از ظرفیت این دو مدیر اجرایی کشور محروم بمانند و داستان وحدت اصول گرایی به گونهای نوشته شود که آخرش چندان خوش به نظر نرسد. بودن ناطق و هاشمی برای اصول گرایان بسیار سودمند تر از نبود پایداریها بود اما اصول گرایان به جای این دو پایداریها را انتخاب کردند و زمینه افتراق بزرگ در جریان اصول گرایی را فراهم کردند. آنگونه که از شواهد پیداست باید در انتخابات پارلمان دهم شاهد لیستهای متعدد اصول گرایی باشیم.
۳۰ آذر ۱۳۹۴ - ۰۷:۰۰
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: نامه نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 9]