واضح آرشیو وب فارسی:جام جم آنلاین: دست چرخانديم همه جا فوتبال...
ابراهيم قلي تبار عمراندوستي دارم كه در آستانه رفتن از خانه پدري به كانادا است براي ادامه تحصيل در رشته يي كه آنچنان بهايي براي آن نيست. شبي سراسيمه براي سنگ صبور شدن من، نزدم آمد و آغاز كرد براي شكايت از مطبوعات كه هيچ خبر علمي را تحت پوشش درخور قرار نمي دهند و تازگي ها كه در رشته كامپيوتر صاحب عنواني شده بوديم، هيچ پوشش خبري برايش صورت نگرفته بود و آن را مقايسه كرده بود با خبرهاي فوتبال و جنجال هاي سينمايي. باري به هر صورت آن رفيق خسته دل و شاكي را كمي آرام كردم چرا كه به گونه يي تاخته بود به روزنامه اعتماد و من نيز كه گويي روزنامه جزيي از زندگي ام شده در مقام دفاع برآمدم و شرايط سخت روزنامه را برايش تشريح كردم و گفتم از مشكلات و مسائل مطبوعات در اين روزگار. تا اينكه تب فوتبال در هفته هاي پاياني ليگ عجيب فراگير شده بود و جماعت گويا فراموش شان شده بود برنج كيلويي چهار هزار تومان است و اجاره ها دوسوم درآمدها را مي بلعد و دولت بدون مصوبه مجلس دو ميليارد دلار اضافه بنزين وارد كرده، يادداشت هايي از دوستان مطبوعاتي خواندم كه در موشكافي اعتراض دوستم مي توانست مددكار باشد. آنجا كه امير قادري عزيز كه نقدهاي درخور و بجا درباره فيلم هاي داخلي و خارجي مي نويسند و سانتي مانتاليسم احساسي خويش را در پوپوليسم رئاليستي جامعه به قلم مي آورند، چه كه جناب ايشان با چنين كتماني آتش زدند آتش سبز را (و خراب شد خودرو ايشان از بد حادثه از اين آتش ها) يا آنجايي كه مسعود بهنود ياد ايام جواني مي افتند با هوشنگ ابتهاج و داود رشيدي در طرفداري از تيم محبوب شان مي نويسند و آن را به نوعي مقايسه مي كنند با منچستريونايتد، درمي يابم كه چرا فوتبال نزد همه اعم از عوام و خواص جايگاه ويژه يي دارد و آنچه كه در اين ميان جاي واكاوي بسيار دارد سادگي روح فوتبال و ساده انگاشتن و پذيرفتن اينكه جماعت مان هماره پي به آساني و آسان گيري، در نهادش به يادگار مانده و در اين بين عجب از نويسندگان جامعه كه به ذات خبررساني خويش در مورد ديگر پديده هاي اجتماعي قلم نمي زنند چه كه آنان بايد مطرح كنند جنبه هاي مغفول كارها را و چه غريب مانده اند عزيزاني كه در پس فوتبال و حواشي آن ارزش والاي اعمال شان در بعد علمي و پژوهش نهان شده و نكته ديگر گيرايي بالاي جامعه در مورد فوتبال است كه در جاي خود بحث فراواني مي طلبد كه چرا فوتبال بدين قدر در رسانه ها جايگاه دارد و به طور مثال، پيروزان حراج كريستي جز در حيطه همكاران خويش مطلبي در باب كارشان نگاشته نمي شود و چطور مي شود ديگر نشانه هاي زندگي را بسان فوتبال ساده و همه پذير كرد؟
سه شنبه 7 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: جام جم آنلاین]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 373]