واضح آرشیو وب فارسی:تراز: تراز: به نظرم در بین تمام روسای بانک مرکزی بعد از انقلاب ایشان و آقای شیبانی جز معدود روسای بانک مرکزی بودند که از جنس خود بانک بودند.
به گزارش تراز: ساسان شاه ویسی استاد دانشگاه و اقتصاددان در مورد عملکرد روسای بانک مرکزی در چند دهه اخیر به تراز گفت: باید عملکرد روسای بانک مرکزی را بر اساس اهداف مدنظر آن ها سنجید، به نظر من در دوره پس از دفاع مقدس و از آغاز دوره سازندگی به بعد که ضرورت داشت یک سری از منابع نقد شونده وارد کشور کنیم، این عملکرد در دو سال ابتدایی آن خوب بود اما، یکباره به علت تک نرخی کردن یا یکپارچه سازی نرخ ارز دچار یک افزایش شده و نرخ ارز ما چند برابر شد به همین جهت تورم نیز در سال های 71- 72 به بیش از 50 درصد رسید.
وی افزود: لذا همه ظرفیت های خوبی که بانک مرکزی طی آن سال ها، از محل جذب سرمایه و استمهال به دست آورند علاوه بر ایجاد چنین مشکلی یک احسنت نیز داشت..
شاه ویسی تصریح کرد: در دوره های بعد ، تا زمانی که به ریاست مهندس مظاهری رسیدیم ظرفیت هایی برای اعمال استقلال یا مدیریت موثر در روابط پولی کشور اعمال می شد اما ایشان یکباره با سه قفله کردن منابع علاوه بر مقابله با سیاست های دستوری دولت ، ناخواسته با بازار و فعالان اقتصادی نیز دچار چالش شدند . چرا که فعالان اقتصادی مدعی بودند رئیس کل منابع بانکی را در اختیار آن ها نی گذارد؛ صرف نظر از اینکه واقعیت موضوع چه بود در دوره بعد به آقای بهمنی رسیدیم که به نظرم در بین تمام روسای بانک مرکزی بعد از انقلاب ایشان و آقای شیبانی جز معدود روسای بانک مرکزی بودند که از جنس خود بانک بودند، یعنی تمام تجارب بانکداری از صندوقداری بانک تا هئیت عامل و ... را گذرانده بودند و می دانستند بانک های تجاری ، بانک های سرمایه داری و قرض الحسنه با چه مشکلاتی در مدیریت مواجه هستند .

وی خاطرنشان کرد: این افراد به دلیل سال ها حضور در عرصه بانکداری، را ه های دور زدن نرخ کفایت سرمایه، سپرده و.. را کاملا می دانستند . اما وقتی وارد بانک مرکزی شدند بالاجبار پیرو سیاست های دستوری شدند وگرنه هر از چند گاهی دچار چالش می شدند که نهایتا بهمنی نه تنها با دولت وقت بلکه با دیوان محاسبات و مجلس هم به دلیل دنبال کردن وضعیت آن 42 میلیارد دلاری که در وانفسای ارزی نیمه دوم سال 90 توسط بانک ها دچار چالش شد ه بود رفت که نهایتا به انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم شد. یعنی نه فقط با دولت و قوه مقننه که ناخودآگاه با قوه قضاییه نیز، درگیر شد.
شاه ویسی ادامه داد: به نظرم شاید چالش برانگیز ترین و در عین حال اثرگذارترین دوران بانک مرکزی در زمان مدیریت وی بود. اما ؛ ما هنوز با سامانه ای تحت عنوان بانک مرکزی که قدرت رهبری پولی کشور را در اختیار گرفته و پاسخگو باشد فاصله داریم . ما نه تنها قدرت رهبری پولی کشور را در اختیار بانک مرکزی نمی گذاریم بلکه قدرت پاسخگویی را نیز به این بانک نمی دهیم . لذا چنین مدیریتی که اختیار و ظرفیت ندارد نهایتا با ورود به روابط درون سیستمی و سیاسی قابلیت های خودش را از دست می دهد.
وی گفت: من آقای دکتر طییب نیا را یک استاد تمام کامل در اقتصاد ایران می دانم اما آقای دکتر سیف اصلا دارای صلاحیت در بخش اقتصادی نیستند ایشان یک چارتر اکانت با درجه عالی هستند که بر سیاست های حسابداری ، حسابرسی و صندوق داری مسلط و در این زمینه استاد می باشند اما سیاست های بانکداری را نمی دانند چرا که این کار در تخصص یک اقتصاددان با گرایش پول است.
این اقتصاددان افزود: به نظرم یکی از اقدامات خوبی که بانک مرکزی برای ترمیم یکی از ضعف های خود انجام دهد انتقال دکتر کمیجانی به عنوان یک اقتصاددان از معاونت اقتصادی بانک مرکزی به قائم مقامی این بانک مرکزی بود. این کارتوانست بخشی از حلقه مفقوده تفکر سیستمی - اقتصادی برای رهبری پولی کشور را جبران کند. اما من فکر می کنم بانک مرکزی ما امروز و در این تاریخ با بانک مرکزی که قدرت رهبری پولی کشوری مانند ایران که دارای ظرفیت های بسیار بالای اقتصادی است هنوز بسیار فاصله داشته و نیازمند اصلاحات ساختاری ،دانشی و رفتاری دارد.
زمانبندی انتشار: 2 شهر 1394 - 09:01
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تراز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 41]