واضح آرشیو وب فارسی:آخرین نیوز: روزنامه اصلاح طلب: شریعتی، اصولگرا یا اصلاح طلب؟
روزنامه اصلاح طلب ابتکار در مطلبی با عنوان "شریعتی، اصولگرا یا اصلاح طلب؟" و به قلم سیدرحمت الله نیک نام نوشت: در دوران ایدئولوژی ها که روشنفکری در ایران به طور غالب تحت تاثیر اندیشه های چپ قرار داشت و کسانی چون آل احمد و نراقی و...درگیر مناقشه ی فکری ایران و غرب بودند،شریعتی،همچون "بیژن جزنی که سرمشق نسل جوان مارکسیست های ایران بود" برای موج اندیشه ی احیاگر اسلامی، بدل به "چهره ای مقدس" شد. شریعتی هنرمند دردمند و درد شناس "دلیر"ی بود که در یک جامعه ی دینی که قرائت های عنادآمیز و تعصب آلود (فناتیک) رایج بود، قرائت های دینی را جسورانه، محققانه و مسئولانه نقد کرد تا عالمانه و عامدانه قدم در این"خطه ی خطرناک" گذاشته باشد. او اگر چه در نظر، آتش عشق را در دل مخاطبانش شعله ور می کرد، اما در عمل خود را با مقلدان مسخ شده و کاسب کاران و ترکیب "زر و زور و تزویر" رودررو ساخت. شریعتی روشنفکری بود که به جای تقلید و تکثیر فرهنگ غرب، هویت اسلامی را به عنوان منبع اصلی و اصیل فرهنگ و تمدن ایرانی معرفی و مهندسی کرد و و مفاهیم چپ را به نفع اندیشه ی دینی "مصادره به مطلوب"نمود. او به دینداران "عزت" و احترامی عظیم بخشید. با جامعه شناسی دین، تک منبعی بودن را به تکثر منابع در حوزه ی اندیشه ی دینی تبدیل کرد. هم در "صورت" بلاغت داشت و هم در "معنا". شجاعتش "نشانه ی بصیرتی بود که در ذهن و ضمیر او بود." شریعتی تمام دانش و بینش خود را در راه محبوبی که به آن دلبسته بود صرف و خرج نمود. از این کارها مستقیم به طور کلی می توان ادعا کرد که کارویژه ی او "احیاگری اندیشه ی دینی" بود. بدین ترتیب که منابع قدیم فرهنگی را"تصفیه" و از بطن و متن آن، ناب ترین و نوترین اندیشه ها ی دینی معطوف به عمل و کارکرد اجتماعی را استخراج کرد. او با شناخت زمان و مکان، به این درک و دریافت رسید که برای مسلح کردن، شوریدن و شوراندن جامعه ی خفته علیه فضای بسته و خسته ی "مسلط" آن روز، هیچ سلاحی قدرت مند تر و مقتدر تر از "دین ایدئولوژیک" کارساز نیست، و در این راه نیز گوی توفیق را ربود و کامیاب شد. او دین را بر محور مودت و محبت، و تشیع را به مثابه ی یک حزب و ایدئولوژی راستین (در مقابل ایدئولوژی های کاذب معاصر) معرفی نمود. اگر چه بر کسی پوشیده نیست که شریعتی "دلبرده ی سوسیالیسم" بود و از مارکسیسم وام می گرفت، اما این همه را برای"تدوین هندسی دین" و مبارزه با دشمن خاص آن روز به صور ویژه استفاده می کرد. شریعتی با تاسی از نهضت و قیام امام حسین(ع)، "عنصر شهادت" را برای اجتماع آن دوران و علی الخصوص جوانان، متاعی ارزشمند و ارجمند معرفی کرد. او "متکلم و مفسر نبود" اما در عمل موفق شد نقادی و جراحی فهم دین را با نگاهی مورخانه، دمکراتیک عملیاتی کند. شریعتی دیندار و دین شناسی بود که با سرمشق قرار دادن پیامبر(ص)،علی(ع)،حسین(ع)،زینب(س) و ابوذر، هم در عمل به آنان عشق ورزید و هم در دل دین"انگیزه ی ایدئولوژیک"ایجاد کرد. نقشش احیاگری دین و ایجاد هویت اسلامی بود. از الینه شدن نفرت داشت و راز عقب ماندگی جامعه ی خود را در الیناسیون می دانست. او راه نجات را تنها در رهایی از مسخ شدگی مدرن و "بازگشت به خویشتن" می جست. شریعتی آزادی و آزاده بودن را برا ی ملت فریاد می کشید. او از دین سنتی و زنگار گرفته ی آن روزگار سلاحی ساخت که"بعد ها در انقلاب اسلامی بسیار بسیار کارگر افتاد" و نقش بزرگی در به وقوع پیوستن آن ایفا کرد،به گونه ای که امروزه آن مطالب استخراج شده از دل دین "جزو کلمات و اصطلاحات جانشین ناپذیر ادبیات پس از انقلاب اسلامی" ایران است.
شنبه, 30 خرداد 1394 ساعت 09:00
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: آخرین نیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 79]