واضح آرشیو وب فارسی:تبیان: نشانهشناسی سینمای دفاع مقدس
همانقدر كه دفاع هشتساله ما یك نبرد ویژه بود، گفتن از آن خصوصاً به زبان هنر نیز نیاز به ظرافتها و ویژگیهایی خاص دارد.و باید كوشید تا در آثار سینمای دفاع مقدس چنان خون تازهای را به جریان بیندازیم تا یاد آن هیچگاه از جوشش نیفتد و چون فرزند خلفی برای حادثه كربلا همواره زنده و جاوید باقی بماند. بدیهی است كه درصورت بیتوجهی به اصول جدی و سادهانگاری، به سرعت و چنان غیرمنتظره مخاطب خود را از دست خواهیم داد كه حتی تصور آن نیز دشوار خواهد بود. در زمان جنگ اقتضای زمان این بود كه تمام رسانهها و تمام هنرها رنگی از حماسه بهخود بگیرند كه اجبار، این بود و این را زمانه ایجاب میكرد اما پس از جنگ این روند باید قطع شده و یك خیزش فرهنگی عظیم برای تبیین هنر پایداری انجام میگرفت كه... . نشانهشناسی یا نقد نشانهشناسی، فیلم را بهعنوان یك زبان یا نظام زبانی مركب از علائم تفسیری كه شامل تصویر شاخص و نمادهاست مورد بررسی قرار میدهداز اینها كه بگذریم باید پذیرفت كه افسوس خوردن بر گذشته و ای كاش گفتن دردی از ما دوا نخواهد كرد و ما باید با توجه به نوینترین فاكتورها و تازهترین مطالعات برای جبران مافات به میدان وارد شویم. نشانهشناسی یا نقد نشانهشناسی، فیلم را بهعنوان یك زبان یا نظام زبانی مركب از علائم تفسیری كه شامل تصویر شاخص و نمادهاست مورد بررسی قرار میدهد. تصویر، بازنمود شیء است. شاخص، نشانهای است كه نقش كاركردی برای شیء تصویر كه در فیلم پیدا شده، پیشنهاد میكند. نماد نشانهای است كه معنا یا مفهومی را جدا از معنای ذاتی خود شیء تلقین كند؛ مثل صلیب كه نماد مسیحیت است، در سینمای دفاع مقدس چفیه و پلاك، نمادی از رزمندگان شده است.تلاش نشانهشناسان در تحلیل فیلم از طریق مطالعه نشانههایش بر این است كه معنای خاص و نیز شیوه ارتباطی فیلم را آشكار كنند. از سوی دیگر مكتب نشانهشناسی ساختاری یا ساختارگرایی بهگونهای تئوری تحلیل فیلم است كه با نقد نشانهشناسی به لحاظ رهیافت سیستماتیك آن نسبت به تحلیل فیلم رابطهای تنگاتنگ دارد و «یوری لوتمن» از بنیانگذاران برجسته تئوریهای امروزین این مكتب است.اما باید توجه داشت كه ساختارگرایی بیشتر بر دیدگاههای فرمنگاری تأكید دارد تا رهیافتهای زبانشناسی. نشانهشناسی به همین شیوه اصول ساختارگرایانه گاه در بررسی كامل آثار یك كارگردان سینما برای ردیابی الگوهایی كه معنای اجتماعی و فرهنگی را آشكار كند، به درك بهتر هنرمند مورد مطالعه میانجامد. در این معنا ساختارگرایی با نقد مولف و از آنجا با تئوری ژانر (انواع فیلم) ارتباط مییابد. مثلاً در ژانر دفاع مقدس كه در این نوشته مقصود ماست هنرمند مؤلف یا كارگردان مؤلفی مثل حاتمیكیا با توجه به نشانهشناسی آثارش كاملاً میتواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا آیندگان از زوایای مختلف با نحوه كار او آشنا شده و ضعفهای احتمالی را برطرف كرده و با برجسته كردن نشانهها و نمادهای مثبت و قدرتمند در آینده آثار فاخری را در این عرصه خلق كنند. منتقدان نشانهشناس بهعلت توجه حرفهای و اعتقاد به تجزیه و تحلیل متن، بیشتر بر فیلم داستانی یا روایتگر تأكید دارند و در این راه تكنیكهای كلاسیك تحلیل متون هنری دانش زبانشناسی و نویافتهای ویژه نشانهشناسی سینما را به كار میگیرند. البته باید گفت تمام نتایج پژوهشها و تحقیقات ساختارگرایان به تمامی جدید و ناآشنا نیستند. روششناسیهای اخیر بیتردید مدخلی بر این یافتهها گشودهاند. سهم عمده رهیافت ساختاری و سرچشمه اكثر جاذبههایش در این حقیقت نهفته است كه رهیافت یاد شده میخواهد مكشوفات كهنه و نو را در شمایی قرار دهد كه شناسایی جایگاه و خط و ربط آنها در سطوح گوناگون گستره پژوهشی باشد و هر یك از آثار را، هم بهصورت مستقل و هم به مثابه جزئی از یك نظام وجودی بزرگتر در نظر گیرد. سهم دیگر این رهیافت آن است كه وجود زبانهای هنر، فرهنگ و غیره را امری مسلم میداند. آنها را از زبانهای طبیعی متمایز میكند و بهدنبال توصیف تركیببندی زبانهای هنری، چگونگی افاده آگاهی این زبانها را نشان داده و طبیعت، یك چنین آگاهی هنری را تشریح میكند. كوتاه سخن، در تولد سینمای دفاع مقدس متن، پل ارتباطی آموزش و انتقال زبان هنری مناسب است و این متن بستری بسیار پراهمیت به نام فیلمنامه دارد و نشانههایی كه در متن نوشتاری فیلمنامه استفاده میشود، شالوده نشانهشناسی سینمایی فیلمهای گونه دفاع مقدس را تشكیل میدهد. سینما با ما سخن میگوید. سینما با بسیار صداهایی كه دیدگاههای متقابل بسیار پیچیدهای را تشكیل میدهند با ما سخن میگوید و میخواهد دركش كنیم.
درك سینما و فیلم به چند فاكتور پراهمیت نیاز دارد كه چنانكه قبلاً هم گفتیم یكی از اركان و پایههای اصلی آن فیلمنامه اثر به حساب میآید. در سینمای دفاع مقدس فیلمنامهنویس ابتدا باید درك درستی از نشانههای بارز دفاع مقدس داشته باشد تا با استفاده از كاركرد درست و استفاده مناسب از آنها در متن به درك مفهوم پیچیده فرهنگ پایداری به مخاطب یاری برساند؛ جدا از نشانههای كلیشهای رایج در سینمای دفاع مقدس، یعنی فاكتورهایی مثل پلاك، پوتین، چفیه، خاكریز و... . همچنین نشانههای كلامی در دیالوگها مثل حاجی، سید، بسیجی و... شعارهای استفاده شده از سالیان. در این ژانر نشانههایی هم وجود دارد كه كمتر استفاده شدهاند و به اندازه تمام نشانههای كلیشهای میتوانند همان مفاهیم را به ذهن مخاطب متبادر سازند. برای مثال فرهنگ جبهه یك راهنمای خوب به حساب میآید كه توسط مهدی فهیمی و گروه همراهش تهیه شده و دارای جنبههای بسیار زیادی هستند كه هنوز چندان كه باید از آنها استفاده نشده است. علاوه بر این نظام نشانهای كه منجر به معناشناسی ویژه میشود، در میان خاطرات بسیار رزمندگان نیز میتوان عناصری یافت كه هم از لحاظ سوژه و هم از لحاظ دستیابی به نشانههای ویژه دفاع مقدس فیلمنامهنویسان را یاری دهد. به بیان واضحتر فیلمنامهنویسی در حوزه سینمای دفاع مقدس باید به سمت تخصصی شدن پیش برود؛ یعنی فیلمنامهنویسان دفاع مقدس تنها در این رشته عمیق شوند چرا كه دفاع مقدس دریایی است بیكران كه به اندازه ثانیهثانیه این 8سال میتوان از آن دُرّ و صدف و جواهرات گرانبها استخراج كرد.با وجود نهضت خاطرهنویسی كه پس از انقلاب رخ داد و بیش از هزار عنوان كتاب خاطرات شخصی به چاپ رسید، این توقع، توقع بالایی نیست و كمترین كاری است كه فیلمنامهنویسان و سینماگران دفاع مقدس میتوانند انجام دهند؛ یعنی اولاً به شكل كلی تاریخ دفاع مقدس را فرا گیرند و از میان این همه خاطره و آثار منتشره در باب دفاع هشتساله ایرانیان در برابر عراق و تمامی كشورهای استكباری كه خود را پشت مترسك صدام مخفی كرده بودند، بهترینها را مطالعه كرده و بر آن متمركز شده و نشانهها و معناهای جدید از میان آن بیرون كشند و مورد استفاده قرار دهند. همانطور كه همه میدانید خاطرهنگاری به شكل نوین را به اروپا نسبت میدهند. در ایران نیز خاطرهنویسی نوین با سفر رجال ایرانی به فرنگ در زمان صفویه و خصوصاً قاجاریه به بعد باب شد، اما فقط در میان رجال سیاسی شخص شاهان ( مثل ناصرالدین شاه) و كسانی كه خاطراتشان بهنحوی با تاریخ و سرنوشت این سرزمین گره خورده بود ماند و فقط عدهای خاص به این كار روی میآوردند. ولی بعد از فروپاشی سلطنت پهلوی، مردم عادی كوچه و بازار در طول انقلاب و بلافاصله در جنگ تحمیلی خود در رأس اتفاقات تاریخسازی قرار گرفتند كه خاطراتشان پربها شد و نهضت خاطرهنویسی بزرگی ایجاد كرد كه این خود خوراك آمادهای برای هنرمندان، خصوصاً نویسندگان فراهم آورد. از اینرو است كه تأكید میكنیم فیلمنامهنویسان دفاع مقدس باید به شكل تخصصی به این ژانر بپردازند. چنان كه هر یك، خود دارای پشتوانهای غنی از تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس هشتساله هستند؛ بدین شكل دیگر شاهد نخواهیم بود كه فیلمنامهنگاری در نگارش یك فیلمنامه اردوگاهی از نشانههای فیلمهای اردوگاهی و فضای اسارت اسیران جنگهای جهانی اول و دوم سود ببرد.
در بخش اسارت نیز جنگ ما با دیگر منازعات رخ داده بر كره خاكی تفاوت بسیار دارد و نحوه تعامل و برخورد بعثیان با اسرای ما مؤید این نكته است و حتماً باید فیلمنامهنویسی كه میخواهد در مورد اسارات و وضعیت اسیران ایرانی بنویسد با وضعیت آنها و نشانهها و معناهای مستند در فرهنگ اسارت ایرانیان آشنا باشد. بدین صورت است كه میتوان بهعنوان محمل مناسب ساخت یك فیلم، از فیلمنامهای غنی آغاز كرد و با ساختاری مناسب خروجی قابلقبولی را انتظار كشید. در ارتباط هنری، همزمان برخورد زیباییشناسی و هم تن در آن زبان باید در تمامی مدت تحقق و انجامشان ویژگی غیرقابل پیشبینی خود را حفظ كنند. پس اگر میخواهیم این ویژگی را همیشه در آثارمان شاهد باشیم باید به شكل تخصصی بر این ژانر پرموضوع كار كنیم و چنان دستمایهها و متنهایی بنگاریم كه هرچه بیشتر به هنر نزدیك شوند. تأكید نشانهشناسی این ژانر را نیز در انتها بار دیگر گوشزد میكنیم؛ یعنی همین شكل كه در تحلیل فیلمهای چارلی چاپلین، ما براساس گریم نمونهای چارلی كه جنبه همیشگی داشته و نوعی نشانه برای مخاطبان به حساب میآید و از پیش نزد تماشاگران شناخته شده است و همه انتظار آن را دارند رنگ و روغن و گریم و لباس همیشگی، شگردهای بازیگری همیشگی، موقعیتهای نمونهدار و كنایههایی بر نمونه انسان یگانه در عالم واقع همه اینها ما را قادر میسازد تا از وحدت نگارش كه میتوان همچون یك ساختار یكپارچه هنری به آن بنگریم، استفاده كنیم.باید در فیلمهای ژانر دفاع مقدس نشانههای خاصی وجود داشته باشد كه حتی اگر به زمان حال و پس از جنگ نیز پرداخته شود به نوعی با استناد به آن نشانهها بتوانیم تأثیر خاص فرهنگ پایداری را بر مخاطب بگذاریم. البته قبلاً هم گفتیم كه لزوماً نباید از نشانههای كلیشهای و دستمالی شده پیشین سود جست و اگر فیلمنامهنویس به شكل تخصصی با این ژانر كار كند، میتواند نشانههای جدید و بدیهی را استخراج و علاوه بر نوآوری، حس نوستالژیك آن 8سال را نیز به بیننده القا كند. در پایان باید گفت هر قدر از جنگ فاصله میگیریم باید انتظار خلق آثار غنیتر و پرمحتواتری از آن روزها داشته باشیم. تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تبیان]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 1894]