واضح آرشیو وب فارسی:تبیان: بزهكاری و رسانه

نقشی كه تلویزیون احیانا میتواند در وادار ساختن كودكان به كارهای خلاف اخلاق برعهده گیرد، از موضوعات مهمی است كه مورد توجه محققان قرار گرفته است. میزان خشونت، جرم و جنایت در اجتماعات شهری روز به روز فزونی میگیرد. آزادی و بیپروایی در بین نوجوانان هر روز بیشتر به چشم میخورد برنامههای تلویزیونی با استفاده از علاقه و توجه مردم به آنچه غیر عادی و تكان دهنده است همین اعمال و افكار را گاه مبالغهآمیزتر از آنچه در واقعیت هست بر روی پرده مجسم میكند.پدر و مادری كه در ستون حوادث روزنامه میخوانند: دو جوان گریخته از منزل و خانواده، برای ارضای احتیاجات آنی خود به بانكی دستبرد زدهاند، از فكر اینكه ممكن است روزی فرزند آنها یك چنین سرنوشتی را دنبال كند، آرام و قرار خود را از دست میدهند و این تصور، ساعتها و روزها آنها را به خود مشغول میدارد، بنابراین وقتی به خاطر گریز از مشكلات زندگی رو به سوی تلویزیون میآورند و در آنجا خود را تماشاگر همان واقعه یا نظیر آن میبینند، فاجعه را نزدیكتر و قریب الوقوعتر احساس میكنند. در اكثر موارد، فرزند آنها، جمله یا عبارتی را كه از یكی از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی یاد گرفته، تكرار میكند. وقتی والدین میبینند فرزندشان به آسانی مسائل و نكاتی را از برنامههای تلویزیونی میآموزد، به این فكر خواهند افتاد كه امكان دارد اعمال و افعال دیگری را نیز فرا گیرد و از همه مهمتر اینكه آنها را به كار بندد. بزهكاری كودكان و نوجوانان مساله پیچیدهیی است كه اجزای آن را به آسانی نمیتوان تشخیص داد و تغییر این عبارت گاه مهم بوده و احتیاج به صرف وقت و تجزیه و تحلیل دقیق و فراوان دارد. بطور مثال، در حالی كه اكثریت ما بیهیچ تردیدی «سرقت» را نمونه بزهكاری میدانیم، بسیاری آن را مانند هرگونه نوآوری و مخالفت با سنن و اعتقادات قدیمی دانسته و آنها را در یك ردیف به حساب میآورند.بیشتر اوقات، بزرگسالان لغت «بزهكار» را به این منظور استعمال كردهاند كه خشم و ابهام خود را نسبت به ذوق و كارهای مورد علاقه نوجوانان بیان كنند. جامعه اغلب اوقات آن چنان بدون تعمیق، عبارت «بزهكاری نوجوانان» را برای توصیف اعمال نوجوانان به كار برده كه بسیاری از محققان تعلیم و تربیت و روان شناسی، اصولا با استفاده از چنین اصطلاحی مخالفت میكنند.معنی «بزهكاری نوجوانان» باید در حد امكان منحصر به سرپیچی از قوانین جنایی باشد. هر كودكی كه قاعده و دستوری را میشكند و زیر پا میگذارد و یا رفتارش جنبه پرخاشگری دارد نباید بزهكار به حساب آید. سلوك و رفتار نوجوانان خیلی به ندرت با معیارها و انتظاراتی كه بزرگسالان از آنان توقع داشته و برایشان در نظر گرفتهاند، تطبیق میكند. اگر پدر و مادری، بیجهت هرگونه خیال پردازی كودك را مقدمه ورود به دنیای بزهكاری در نظر گیرند و ندانسته احساس ارتكاب جرم و خطا را در او به وجود آورند، مشكلات بزرگی را برای خود فراهم خواهند ساخت. بین اطلاع از یك موضوع و به كار بستن آن فاصله غیرقابل انكاری وجود دارد كه مدت و طول آن بستگی به شرایط و عوامل متعددی دارد. بچهها طبیعتا آنچه را بر پرده سینما و یا صفحه تلویزیون مشاهده میكنند، فرا میگیرند اما برای اینكه روش یا تكنیكی عینا و در واقعیت به كار گرفته شود، لازم است، اولا: كودك عینا در شرایط مشابه فیلم قرار گیرد، ثانیا مهارت لازم را برای انجام آن كسب كرده باشد و ثالثا كه از همه مهم تر نیز هست یك نیاز روانی اجتماعی او را به این كار وادارد و باید دانست كه ریشههای بزهكاری و جنایت در عوامل و مسائل بسیار عمیقتری از تلویزیون و برنامههایش نهفته و پنهان است. علل اصلی رفتار بزهكارانه در كودكان را باید در شخصیت، تجارب خانوادگی و روابط ایشان با دوستان و همسالان جست و جو كرد، البته تماشا ی تلویزیون مثل هر پدیده اجتماعی دیگر نمیتواند اصولا عاملی بدون تاثیر باشد. تلویزیون در این موارد بیشتر نقش عامل كمكی را ایفا میكند و در درجه اول بر آن دسته از كودكان و نوجوانانی تاؤیر میگذارد كه قبلا تحت تاثیر عوامل و دلایل دیگر، خصوصیت ناسازگاری در ایشان به چشم میخورد و به انجام عمل بزهکارانهمتمایل هستند.منبع :روزنامه اعتماد
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تبیان]
[مشاهده در: www.tebyan.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 300]