واضح آرشیو وب فارسی:ایسکانیوز: 18 سال پس ازخاموشي راوي ِچاووشي خوان شعر نيمايي شمس لنگرودي: اخوان شاعري سنت گرا با تسلط كافي بر شعر كهن بود

تهران – خبرگزاري ايسكانيوز: شمس لنگرودي گفت:اخوان شاعري سنت گرا بود وهنگامي كه آشنايي پيدا كرد با آراء نيما يوشيج با توجه به سابقه اي كه از ادبيات كهن داشت با توانايي كافي توانست آراء نيما را تفسير و تحليل كند.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران "ايسكانيوز"، شمس لنگرودي در خصوص تاثير اخوان در شعر معاصر پس از نيما گفت: اخوان يكي از موثرترين شاعران در شناساندن نيما به علاقه مندان به شعر بود. او شاعر سنت گرايي بود، با تسلط كافي بر ادبيات كهن و هنگامي كه آشنايي پيدا كرد با آراء نيما يوشيج با توجه به سابقه اي كه از ادبيات كهن داشت با توانايي كافي توانست آراء نيما را تفسير و تحليل كند. اين تفسير و تحليل سبب پس زدن سنت گرايان شهر در روشنگري علاقه مندان به شعر نو بود و همه اين اتفاقات بعد از سال 33 بود كه اتفاق افتاد.
وي افزود: اگر نادرپور و بعضي كسان ديگر از طريق شعرشان به طور غير مستقيم به پيشبرد شعر نيمايي كمك كردند اخوان با تحليل آراء نيما و ارائه اشعاري به سبك نيما اين كار را توانست انجام دهد.
لنگرودي در پاسخ به اينكه چرا اخوان شاعر شكست ناميده شده و آيا اين موضوع بر فضاي شعر او نيز حاكم بود يا نه، خاطر نشان كرد: چون فضاي شكست درشعرش فراوان بود به اين نام معروف شد .او شاعر شكست جنبش مردم بوده كه از طريق كودتا حاصل شده بود. شكست شخصي نبود؛شعر اخوان، شعر شكست عمومي جنبش ملي گرايانه بود و به همين خاطر به اين نام خوانده شد.
وي خاطر نشان كرد: البته بعد از سا ل32و بعد از كودتا، اساسا شعر ايران بازتاب دهنده نوعي شكست بود با اين تفاوت كه در شعر اخوان وضوح بيشتري داشت.
شمس لنگرودي در خصوص اينكه كداميك از شعرهاي اخوان ثالث در ذهنش ماندگارتر است، اظهار داشت: اخوان يك يا دو شعر نيست؛ سه كتاب اخوان، «زمستان» و «آخر شاهنامه» و «از اين اوستا» از بهترين مجموعه شعرهاي زبان فارسي هستند.
وي در پاسخ به اينكه آيا آن چنان كه شايسته است به اخوان ثالث پرداخته شده يا نه، گفت: نه فقط اخوان ثالث، در واقع در اين مملكت به دليل استبداد دراز مدت و تنبلي عمومي كتابخوانان اخوان نيز، مثل بسياري از چهره هاي موجه معرفي و شناخته نشده است.
لنگرودي ادامه داد: اخوان ثالث به لحاظ قدرت زباني از معدود شاعران توانمند ماست. به او همچون ديگر شاعران آن چنان كه بايد و شايد پرداخته نشده است. معروفيت و محبوبيت شاعران در همين حد فعلي نيز به خاطر اقبالي است كه گروهي از مردم به آن ها نشان مي دهند، منتها تحقيق درست و كافي در مورد هيچكدام از آن ها صورت نگرفته است.
وي در خصوص اينكه آيا در حال حاضر همچون اخوان داريم يا نه، گفت: مقايسه نبايد كرد،چون زيبايي شناسي ها متفاوت است،. يعني اخوان ثالث و احمد شاملو هم كه همزمان بودند، همديگر را قبول نداشتند. اين به خاطر دشمني هاي نازل نبود، به اين دليل بود كه دو تصور و دو برداشت جدا از شعر داشتند و اينها سپهري را قبول نداشتند براي اينكه سپهري هم اين ها را قبول نداشت.
اين شاعر كشورمان خاطر نشان كرد: دليل اين امر حسادت و تنگ نظري آنان نسبت به يكديگر نبود، بلكه به اين دليل بود كه سه ديد مختلف نسبت به شعر و هستي داشتند پس از كار همديگر خيلي خوششان نمي آمد. بنابراين نبايد شاعري راالان با آن ها بسنجيم.يك شاعر را با معيارهاي زيبايي شناختي امروز بايد بررسي كرد.
وي گفت: بايد ديد يك شاعر در حال حاضر چقدر پاسخگوي نيازهاي عاطفي مردم اين روزگار است.اگر طيف وسيعي از علاقه مندان جدي شعر را بتواند پوشش دهد معلوم است هم سنگ آن هاست./110
سه شنبه 5 شهريور 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: ایسکانیوز]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 280]