واضح آرشیو وب فارسی:دنياي اقتصاد: حقوق - هويت فردي در معرض جهاني شدن
حقوق - هويت فردي در معرض جهاني شدن
اميرعباس ميرزاخاني: هويت يك فرد مفهوم ارتباطي است كه از برآيند كنشهاي فردي و اجتماعي حكايت ميكند. توضيح آنكه ما در فهم و شناخت اشيا غالبا از راه مقايسه آن شيء با ضدش اقدام به شيء مدنظر ميكنيم. از اينرو فيلسوفان ميگويند «تعرف الاشيا باضدادها». حقيقتا هم شناخت به جنس و فصل اشيا (كه در منطق مورد بحث قرار ميگيرد) عملا غيرممكن است بنابراين سادهترين روش و راه شناخت اشيا از راه شناخت ضد آن شيء است كه براي ما شناخته شده است.
در مورد شناخت افراد در جامعه اگر دقت كنيم هر فردي در اعمال و رفتار و افعال خود بروز و ظهوري دارد كه معمولا ديگران ندارند. رفتار كلامي نشستن و برخاستن، آداب معاشرت، نحوه لباس پوشيدن، نوع غذاخوردن و مانند آن كه آن فرد را از ديگر افراد متمايز ميسازد، سازنده هويت آن فرد تلقي ميشود. از اينرو هويت به ريشههاي زندگي، روشها و منشهايي كه با آن زندگي ميكنيم، پيوند خورده است. در مورد جوامع نيز همينگونه است. زندگي در جامعه ايراني خصوصيات و ويژگيهايي دارد كه مثلا آن را از كشور انگلستان متمايز ميكند. نمودهاي رفتار عمومي در يك جامعه در حوزههاي مختلف و كنشهاي آن سازنده هويت يك جامعه است. البته اين بود و نمود بايد داراي دو ويژگي استمرار و تمايز باشد. هويت جمعي يك نقطه اتكاي ارزشي دارد كه به نوعي حس مشترك توليد ميكند كه انسان احساس تعلق و وابستگي به آن ميكند. آداب و معاشرت جمعي، زبان، غذا، آداب و رسوم، دين و در يك كلام فرهنگ، نمادي از هويت جمعي است. بنابراين، وجود فرهنگ كه اتفاقا هم ويژگي تمايز و استمرار را دارد و هم «حسمشترك» توليد ميكند، سازنده هويت هر جامعه تلقي ميشود.
براي شناخت مفهوم هويت ـ اجتماعي شناخت مفهوم فرهنگ بسيار كارگشاست. در تعريف «فرهنگ» گفته ميشود: «فرهنگ عبارت است از ارزشهايي كه اعضاي يك گروه معين دارند و هنجارهايي كه از آن پيروي ميكنند و كالاهاي مادي كه توليد ميكنند اما ارتباط و پيوند بسيار نزديكي بين اين مفاهيم وجود دارد. فرهنگ به شيوه زندگي اعضاي يك جامعه معين، عادات و رسوم آنها، همراه با كالاهاي مادي كه توليد ميكنند، مربوط ميشود. جامعه به نظام روابط متقابلي اطلاق ميشود كه افرادي را كه داراي فرهنگ مشتركي هستند، به همديگر مربوط ميسازد. هيچ فرهنگي نميتواند بدون جامعه وجود داشته باشد، همانگونه كه هيچ جامعهاي بدون فرهنگ وجود ندارد. اما اينكه آيا روند جهاني شدن توانسته است يا ميتواند بخش عمدهاي از منابع هويتساز را مختل كند يا خير، بحث ديگري است كه بايد در جاي خود به آن بهطور مبسوط پرداخت. اما واقعيت اين است كه توأم نبودن موقعيت شهروندي با مليت در بسياري مواقع بحران هويت را تشديد كرده است. ظهور منابع جديد هويتي، مهاجرتها، كثرتگرايي فرهنگي و عواملي از اين دست تشديد بحران ـ هويت را در پي دارد كه پرداختن به آن در شناخت عنصر چهارم شهروندي بايسته است، زيرا تضعيف هويتهاي فردي در مقابل هويتهاي جمعي، تغيير منابع هويتساز يا تقويت برخي از منابع در مقابل برخي منابع ديگر هر كدام آثار و پيامدهاي خاص خويش را خواهد داشت. كه عطف توجه به آنها در روند حقوق شهروندي تاثيرگذار خواهد بود.
به هر حال اعلاميه جهاني حقوق بشر نمادي از حقوق شهروندي است كه در بردارنده عناصر چهارگانه حقوق شهروندي بوده و بناي عقلا و تاكيدات دين مبين اسلام در ضرورت احترام و پايبندي به تعهدات لزوم مراعات آن را در چارچوب ارزشهاي فرهنگي براي ما دوچندان ميكند.
سه شنبه 7 خرداد 1387
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: دنياي اقتصاد]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 324]