تور لحظه آخری
امروز : چهارشنبه ، 8 اسفند 1403    احادیث و روایات:  امام علی (ع):هرگاه نيت فاسد شود، بلا و گرفتارى پيش مى آيد.
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون شرکت ها

تبلیغات

تبلیغات متنی

سایبان ماشین

اجاره سند در شیراز

armanekasbokar

armanetejarat

Future Innovate Tech

پی جو مشاغل برتر شیراز

خرید یخچال خارجی

بانک کتاب

irspeedy

درج اگهی ویژه

تعمیرات مک بوک

دانلود فیلم هندی

قیمت فرش

خرید بلیط هواپیما

بلیط اتوبوس پایانه

تعمیرات پکیج کرج

خرید از چین

خرید از چین

خرید سرور اچ پی ماهان شبکه

کاشت ابرو طبیعی و‌ سریع

دوره آموزش باریستا

مهاجرت به آلمان

تشریفات روناک

نوار اخطار زرد رنگ

ثبت شرکت فوری

خودارزیابی چیست

فروشگاه مخازن پلی اتیلن

کاشت ابرو طبیعی

پارتیشن شیشه ای اداری

رزرو هتل خارجی

تولید کننده تخت زیبایی

سی پی کالاف

دوره باریستا فنی حرفه ای

چاکرا

استند تسلیت

پی ال سی زیمنس

دکتر علی پرند فوق تخصص جراحی پلاستیک

تعمیر سرووموتور

تحصیل پزشکی در چین

مجله سلامت و پزشکی

تریلی چادری

مهاجرت به استرالیا

ایونا

تعمیرگاه هیوندای

کشتی تفریحی کیش

تور نوروز خارجی

خرید اسکرابر صنعتی

طراحی سایت فروشگاهی فروشگاه آنلاین راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طراحی فروشگاه اینترنتی وب‌سایت

کاشت ابرو با خواب طبیعی

هدایای تبلیغاتی

زومکشت

فرش آشپزخانه

خرید عسل

قرص بلک اسلیم پلاس

کاشت تخصصی ابرو در مشهد

صندوق سهامی

تزریق ژل

خرید زعفران مرغوب

تحصیل آنلاین آمریکا

سوالات آیین نامه

سمپاشی سوسک فاضلاب

مبل کلاسیک

بهترین دکتر پروتز سینه در تهران

صندلی گیمینگ

کفش ایمنی و کار

دفترچه تبلیغاتی

خرید سی پی

قالیشویی کرج

سررسید 1404

تقویم رومیزی 1404

ویزای توریستی ژاپن

قالیشویی اسلامشهر

قفسه فروشگاهی

چراغ خطی

ابزارهای هوش مصنوعی

آموزش مکالمه عربی

اینتیتر

 






آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1862200782




هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
archive  refresh

8 مهر ماه سالروز بزرگداشت مولانا


واضح آرشیو وب فارسی:تبیان: صلاح الدین زرکوب مهماندار الهی مولانا

برای مولانا که در این سالهای اوج شور و سماع، «یک سایه، یک نسیم، یک نفحه، و یک هیچ» او را از خود می ربود، عشق صلاح الدین قدم نهادنی اتفاقی در یک راه میانه بود که نیل به تعادل روح را برای وی ممکن می ساخت. صلاح الدین در آغاز ورود شمس به قونیه و از همان اول خلوت سه ماهه ی مولانا با مرد تبریزی مهماندار آن مهمان الهی مولانا بود، و در عهد سید برهان هم مرید سر سپرده و یار معتمد آن محقق ترمذی محسوب می شد و با آنکه سالها، مخصوصاً در دوران صحبت شمس، ذوق و حالی که او در مجالس سماع نشان داده بود اعجاب مولانا را در حق او برانگیخته بود در تجربه ی بازار زرکوبان احوال او در نظر مولانا بیش از پیش محرک شوق و علاقه ی مولانا در حق او گشت. بدین گونه پیر امّی در چشم مولانا تجلی شمس و ظهور مجدد او در یک لباس تازه تلقی گشت.تجانس روحانی که در این ایام بین مولانای از قیل و قال مدرسه گریخته، با این زرکوب عامی و امّی گونه که «معرفت الهی و علوم یقینی از راه نیاز - نه مجاز او را حاصل شده بود» وجود داشت بدون شک داعی عمده یی در توجیه مولانا به او محسوب می شد. اما اینکه صلاح الدین در عین آنکه «در زهد و ورع بی بدل بود و در مجاهده و تقوا بی مثل» خود اهل بازار و آشنا با احوال و آداب محترفه و عوام قونیه بود نیز ظاهراً عامل مؤثری در انتخاب او به عنوان شیخ و خلیفه از جانب مولانا در نزد اصحاب وی به شمار می آمد. چون در آن ایام که مولانا وعظ و درس را تقریباً به کلی ترک کرده بود، اصحاب وی بیشتر محرّفه ی بازار، رندان توبه کار، و فتوتداران اهل اصناف را که اخیان خوانده می شدند شامل می شد، طالب علمان و فقیهان جوان که به قول مولانا ظاهراً می پنداشتند اگر به ملازمت وی بپردازند با پیروی از شیوه ی وی علم خود را نیز فراموش خواهند کرد تدریجاً اطراف وی را خالی کرده بودند. به علاوه چون به اقتضای لوازم اشتغال به فقه با آیین سماع هم که مولانا در این اوقات آن را اساس طریقت خود ساخته بود موافق نبودند از این طایفه کمتر کسی در اطراف مولانا دیده می شد.زرکوب پِیر هرگز به مکتب نرفته بود و هرگز با لوح وکتاب و با رموز و نقوش حرف و عدد آشنایی پیدا نکرده بود . دنیا را هرگز در محدوده ی بُعد و مساحت فهم نمی کرد. خدا را به شکل نقطه، به شکل عدد، و به شکل اصل در نظر نمی آورد. دنیایش و خدایش هر دو ورای وصل و فصل و وحدت و کثرت مکتب دیده ها بود. خدای او، که دم بدم به صورت امواج نور از وجود او عبور می کرد  نور بی پایان بود، نور بی پایانی که وجود او را در خود غرق می کرد و در همان حال عین خود وی و عین دنیای وی بود. زرکوب در حلقه ی یاران مولانا سماع را به چشم یک عبادت، یک نیایش و یک پرستش می دید. وقتی مستغرق آن بود احساس می کرد بال و پر پیدا می کند، به بالا می پرد، و در امواج بی پایان نور غرق می شود. مثل وقتی که انسان در صعود از قله ها صخره ها را زیر پا می گذارد و هر چه بالا می رود افقهای تازه ونورهای تازه یی کشف می کند احساس می کرد در شور و هیجان سماع لحظه به لحظه به بالاتر می گراید، لحظه به لحظه هوای تازه تر استنشاق می کند، و لحظه به لحظه خدا- به شکل نور بی پایان او را احاطه می نماید، ذوب می کند، آتش می زند، شعله گون می سازد و در خود جذب می کند.در مورد صلاح الدین و استعداد ارشاد و شیخی او مولانا اشتباه نکرده بود. در ضمیر ناآگاه این عارف امّی یک بایزید یا یک شیخ خرقانی پنهان بود که امّی بودنش او را از تلقی احوال و مواجید خاص آنها مانع نمی آمد. وجود این مرشد باطنی در سُویدای ضمیر او به این زرکوب عامی گونه امکان می داد تا مرشد خود از عقبات روحانی که تعلق بیش از حد به خاطره ی شمس ممکن بود او را در آنها متحیر یا متوقف سازد، به سلامت بگذراند. مرشد عامل این سماع را، که خود یادگار صحبت شمس بود، در این سالها برای مولانا وسیله ی رهایی از تعلق شدید به خاطره ی شمس می یافت. و با این مجالس که بر پا می کرد مولانا را از این تعلق تزکیه کرد. بی آنکه خود بداند تأثیری شبیه بدانچه حکما «کثارسیس» می خواندند، در خاطر وی به وجود آورد.علاقه به سماع در نزد صلاح الدین به حدی بود که در آخر عمر وصیت کرد جنازه ی او را نه با لحن مقریان و نوای نوحه گران بلکه با بانگ دهل و طبل و با نغمه ی رباب و نی به آخرین منزل هستی خویش ببرند. در واقع شور و هیجان سماع های مکرر و بی انقطاع، همراه با نالانی و ناتوانی که لازمه ی حیات پیری بود، صلاح الدین را در این سالهای آخر به کلی از پا درآورد و به بستر انداخت. در بین سایر دردها، این ایام از ماده یی که در بن ناخنهایش متمکن شده بود شکایت داشت. پیرمرد از درد و از ضعف رنج می کشید و مولانا هم که از رنج او متأثّر بود بیشتر روزها به عیادتش می رفت، کنار بسترش می نشست و به او تسکین و تسلی می داد. یک بار هم نامه یی موجز همراه با دعا و درخواست بهبود برایش فرستاد. اما حال پیرمرد هر روز بدتر شد و بالاخره در همین بیماری درگذشت (محرم 657). جنازه ی او را چنانکه خودش خواسته بود با آهنگ دف و کوس تشیع کردند. تابوت را که هشت دسته قوّال در پیشاپیش آن حرکت می کرد مولانا با اصحاب چرخ زنان و سماع کنان تا مقبره ی بهاء ولد همراهی نمود و بدین گونه استخوانهای خسته و فرسوده ی زرکوب قونیه در کنار مرقد سلطان العلمای بلخ به خاک رفت.با آنکه این دغدغه، ظاهراً بیش از هر عامل محتمل دیگر، در این اواخر یک چند سردی یا کدورتی زودگذر را بین او و مولانا پیش آورد این ناخرسندی نیز طولی نکشید و ظاهراً زودتر از آنکه بر زبان آید از لوح خاطر محو شد. مولانا تا پایان عمر وی علاقه و محبت بی شایبه ی خویش را در حق پیرمرد امّی حفظ کرد. حتی تا پنج سالی بعد (ح 662) هیچ کس را به جای او به خلافت نگزید. این تأخیر، که یک چند خود مولانا را به دردسر شیخی و رهبری قوم دچار ساخت، به احترام او به خاطر بزرگداشت خاطره ی او بود.معهذا مولانا، از همان اواخر حیات شیخ زرکوب، برای جانشینی او به حسام الدین چلپی (ولادت 622) نظر داشت. حسام الدین نیز مثل صلاح الدین از همان اوان ورود شمس به قونیه دمساز او بود و برای مولانا یادآور شمس و یادگار صحبت شمس محسوب می شد. اما او در هنگام وفات شیخ صلاح الدین هنوز جوان بود و به سنّی که خلافت و شیخی او دستاویز اعتراض بهانه جویان اصحاب نشود نرسیده بود، و خود مولانا هم در صحبت آرام بخش صلاح الدین پیر آن اندازه آرامش یافته بود که نظارت بر احوال مریدان را، مخصوصاً که تجربه ی شمس و صلاح الدین آنها را نرمتر و در عین حال مشتاقتر کرده بود، تحمل پذیر بیابد و انتخاب حسام الدین را به خلافت خویش و شیخی مریدان یک چند به تأخیر بیندازد. کتاب: منبع پله پله تا ملاقات خدا – عبدالسحین زرین کوب





این صفحه را در گوگل محبوب کنید

[ارسال شده از: تبیان]
[مشاهده در: www.tebyan.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 731]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب







-


گوناگون

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن